جلسه اول از دوره بیست و پنجم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ روزهای یکشنبه نمایندگی شیروان به استادی مرزبان محترم مسافر علیرضا، نگهبانی راهنمای محترم ویلیام مسافر محمدرضا و دبیری مسافر کمال با دستور جلسه "هفته راهنما" در تاریخ 26 بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵ آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، علیرضا هستم، یک مسافر. در ابتدا از ایجنت محترم، گروه مرزبانی و همچنین نگهبان جلسه سپاسگزارم که استادی این جلسه را به من واگذار کردند. انشاءالله بتوانم در این جایگاه، آموزش لازم را از مشارکت خوب شما عزیزان بگیرم.
هفتهای که در آن قرار داریم، **هفتهی پُرشکوه راهنما** است. این هفته را به بنیانگذار کنگره ۶۰، جناب آقای مهندس حسین دژاکام، خانوادهی محترم ایشان، تمامی راهنماهای عزیز، بهویژه راهنمایان نمایندگی شیروان، تبریک میگویم و برای همهی آنها سلامتی، شادی، انرژی و موفقیت روزافزون آرزو دارم.
ما زمانی که وارد کنگره میشویم، با عناوین مختلفی روبهرو میشویم؛ از **تازهوارد** گرفته تا **راهنمای تازهواردین، لژیونها، گروه مرزبانی، ایجنت و راهنماها**.
راهنما همان فردی است که مانند خود ما، روزی مسافر سفر اول بوده؛ او هم در دنیای تاریک اعتیاد روزگاری را پشت سر گذاشته و شاید آسیبهای زیادی به خود، خانواده و اطرافیانش وارد کرده است، اما با ورود به کنگره و قرار گرفتن در مسیر آموزش، تحت راهنمایی افرادی که پیش از او این راه را پیموده بودند، سفر خود را آغاز کرد و به رهایی رسید. همین رهایی راه را برای او روشن کرد تا امروز بتواند مسیر را برای دیگران هموار سازد.
**راهنما کسی است که راه را نشان میدهد، مسیر را میشناسد، سختیها را چشیده و رهایی را تجربه کرده است.**
در نمایندگی ما، راهنماهای ارزشمندی همچون آقای حسین نظمی، آقای حسین هراتیان، آقای ولی شبیری، آقای مجید چیتگر، و بزرگتر ما، آقای رحمان، همچنین راهنمایان تازهواردین؛ آقای محمدرضا، آقای صمد، آقای محمدرضا رضایی و آقای ابراهیم حضور دارند. آنان با عشق و تعهد در خدمت رهجوهای خود هستند.
ببینید دوستان، چه چیزی سبب شده که این عزیزان از وقت و زندگی شخصیشان بگذرند و عاشقانه در کنگره خدمت کنند؟
پاسخ در یک واژه خلاصه میشود: **محبت و عشق**.
آموزشهای کنگره در وجودشان عشقی نسبت به رهجو و این مسیر ایجاد کرده است. راهنما با عشق به رهجو خدمت میکند، به عشق رهایی او میآید، مینویسد، گوش میدهد، و حمایت میکند. حتی نیمهشب اگر رهجویی تماس بگیرد، با صبر و محبت پاسخ میدهد.

وقتی رهجو به رهایی میرسد، آثار آن در جسم، روان، خانواده و اجتماع او نمایان میشود؛ و این همان پاداش واقعی راهنماست.
راهنما در کنگره نه حقوقی میگیرد، نه پاداشی، نه مزدی. با این حال، هفتهای چند روز درگیر آموزش رهجوهاست. بسیاری از راهنماها مسیرهای طولانی طی میکنند تا رهجوی خود را به رهایی برسانند. این عشق و ازخودگذشتگی، ستودنی است.
منِ رهجو وقتی میبینم راهنمایم چنین زحماتی میکشد، از خود میپرسم: آیا من وظیفهای در برابر او دارم؟ آیا قدردانی را آموختهام؟ هفتهی راهنما بهترین فرصت برای نشان دادن این قدردانی است.
انشاءالله روز سهشنبه، جشن باشکوهی برگزار خواهیم کرد. از همهی دوستان، خواهش میکنم که **از قبل پاکت و دلنوشتهای زیبا آماده کنند** و با عشق، آن را تقدیم راهنمایشان نمایند.
شاید راهنما نیازی مادی نداشته باشد، اما همین احساسِ قدردانی، بزرگترین هدیهی ما به اوست. برای کسانی که توان مالی دارند نیز شایسته است در حد وسع خود، از راهنما تقدیر شایستهای به عمل آورند.
امیدوارم همگی در مسیر آموزش و خدمت ثابتقدم باشیم و از راهنمایان خود بیاموزیم که **رهایی فقط آغاز راه است، نه پایان آن.**
مرزبان خبری: مسافر صادق
تایپ و ارسال: مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
47