ابتدا هفته راهنما را خدمت معلم بزرگ آقای مهندس دژاکام تبریک عرض میکنم و خداوند را بابت این منبع حقیقت و آموزشهای تمامنشدنی ایشان بینهایت سپاسگزارم. همچنین این هفته را خدمت راهنمای ویلیاموایت همسفر نجمه تبریک عرض میکنم. فراموش نخواهم کرد که روزگاری با مصرف سیگار و قلیان به خود برتری کاذب رسیده بودم.
مصرف نیکوتین را در هر جمعی زیباترین عمل میدیدم. هرچند مصرف من بسیار زیاد نبود؛ اما اگر بستر فراهم بود آن را به هر چیزی ترجیح میدادم. به جایی رسیدم که از دید دیگران، مصرف نیکوتین من یک ننگ محسوب میشد و حتی اطرافیان من با نگاهی سرد از کنارم میگذشتند. با وجود آنکه استفاده از نیکوتین به نظر خودم چندان زیاد نبود؛ اما در همان چاهی قرار داشتم که یک مصرفکننده موادمخدر گرفتار است.
برای من قابل باور نبود که روزی دست و پایم برای یک نخ سیگار بلرزد. از این حالت دلزده بودم و توانایی قطع مصرف را نداشتم؛ چون آگاهی از سیستم ایکس و جایگزینی نیکوتین را نداشتم. همواره با عذاب وجدان زندگی میکردم. شروع کردم گاهی برای خداوند نامه نوشتن و از او خواستن که شخصی در جایی، علمی یا راهکاری را در مسیر من قرار دهد تا بتوانم مصرف را کنار بگذارم.
پنهان کردن مصرف از نگاه فرزندانم دیگر ممکن نبود و این مسئله برای من معضلی بسیار بزرگ شده بود. گاهی یادآوری این خاطرات، بیهودگیهای زندگیام را برای من تازه میکند؛ اما من آموزش دیدهام که دنیا بر مبنای اضداد شکل گرفته است پس باید آن بیهودگیها وجود میداشت تا امروز قدردان کنگره۶۰، آقای مهندس دژاکام، روش DST، راهنمای ویلیاموایت، آدامس خوراکی و آموزشهای جهانبینی بشوم.
ورود به جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ برای من همانند آن بود که در آن شرایط خداوند چند پله زیر پایم قرار داد تا از ته چاه کمی بالاتر بیایم، نور را ببینم و با ناامیدی و افکار مخرب، وضعیت جسم و زندگیام را خرابتر یا تباهتر نکنم. این همان راهنمایی بود که خداوند در مسیرم قرار داد تا به درمان برسم و روی خوش افکار و سلامتی جسمی خود را ببینم.
اگر امروز از تجربیات گذشتهام به بدی یاد نمیکنم و آن را یک پروسه آگاهی میدانم به خاطر آموزشهای راهنمای ویلیاموایت من است که همواره خود را مدیون ایشان میدانم. راهنما در کنگره۶۰؛ یعنی کسی که راه را نشان میدهد و یک رهجو قطعاً با راهنمای خود حس مشترکی پیدا میکند که منجر به همسفر شدن با او میشود.
ابتدای سفر به راهنمای خود اصرار داشتم که اگر بتوانم فقط افکار خود را مثبت کنم مصرف نیکوتین من حل خواهد شد. در همانجا بود که متوجه شدم چرا میگویند راهنما راه را نشان میدهد. اگر راهنمای من میپذیرفت که صرفاً ذهن مرا پاکسازی کند هرگز به درمان نمیرسیدم و همچنان علامت سؤالهای بسیاری برای من باقی میماند.
درست است که اذن خروج از تاریکی را خداوند صادر میکند؛ اما میدانیم که سایر انتخابها با خود ما است. من بابت راهنمایی که با اقتدار، مهربانی خاص و دانش کنگره۶۰ در مسیر من قرار گرفت تا دنیا را بهتر ببینم، زندگیام را شیرینتر کنم و انتخابهای اشتباه خود را کاهش دهم بسیار و بسیار شکرگزارم. راهنما در کنگره۶۰ کسی است که تلاش میکند با عشق بلاعوض هرآنچه را آموخته به رهجوی خود انتقال دهد.
این در حالی است که رهجو در ابتدای مسیر هیچ باوری به درمان ندارد و با اینکه در لژیون سکوت میکند، تمرکز چندانی بر گفتههای راهنما ندارد؛ اما راهنما با نیت پاک، ارتباط صحیح و شیوه درست انتقال مطالب کنگره۶۰، جرقهای از نور را در افکار رهجو روشن میکند که در ادامه به روشنایی وسیعی تبدیل میشود. رهجو آنچنان جذب آموزشها میشود که گاه میخواهد ساعتها با راهنما همصحبت شود؛ اما شرایط و قوانین کنگره۶۰ چنین اجازهای نمیدهد.
رهجو محبت واقعی یک راهنما را دریافت میکند و گاهی بسیار شبیه راهنمای خود میشود. در این صورت تلاش میکند بماند، تفکر کند، آموزش بگیرد، تجربه کسب کند و در نهایت بتواند همچون معلم خویش، راهنمایی برای افراد گرفتار در تاریکی باشد. راهنما؛ یعنی کسی که از جهنم درون نجات یافته و نمایانگر راه بهشت است.
نویسنده و رابط خبری: راهنمای ویلیاموایت همسفر مریم (نمایندگی هاتف)
ارسال: نگهبان سایت راهنمای ویلیاموایت همسفر هایده (نمایندگی فردوسی مشهد)
گروه همسفران ویلیاموایت کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
121