به نام قدرت مطلق الله
رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز نهفته است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه از آن برداشت میکنیم. به یاد دارم زمانی که کودک بودیم، خاطرات زیادی برایم تعریف میکردند؛ از اینکه آقای مهندس همواره در حال مطالعه و کتابخواندن بودند و پیوسته به دنبال راه و کشف حقیقت میگشتند. با کمترین فرصت، مطالعه را آغاز میکردند و حتی دهها جلد کتاب میخواندند. در آن زمان درباره اسم اعظم صحبت میشد؛ نامی جذاب که برخی آن را گوهر جان یا غول چراغ جادو میدانستند، چیزی که اگر در اختیار داشته باشی، موجودی از آن بیرون میآید و آرزوهایت را برآورده میکند.
گفته میشد اگر اسم اعظم را بشناسی و به کار ببری، مانند رمزی عمل میکند که با دانستن آن، اتفاقهای بسیار خوبی رخ میدهد و خواستهها تحقق پیدا میکند؛ گویی افکار به قدرتی ویژه دست مییابند. بسیاری به دنبال این مسئله رفتند تا از این نیرو بهرهمند شوند. حال پرسش این است که این رمز چیست؟ آیا یک اسم خاص است یا جملهای ویژه؟ جذابیت همینجاست؛ همه دوست دارند این کد را بیابند تا خواستههایشان به حقیقت تبدیل شود.
آیا واقعاً چنین چیزی وجود دارد؟ بله، وجود دارد. اما آیا مانند مادهای است که به مس بزنیم و آن را به طلا تبدیل کند؟ اگر به کنگره شصت نگاه کنیم، نمونههای واقعی آن را میبینیم؛ جایی که فردی کارتنخواب، دگرگون شده و به انسانی پهلوان تبدیل میشود. گویی چوب کیمیاگری اثر کرده است و آقای مهندس با کشف متد DST این دگرگونی را در واقعیت به انجام رساندهاند.
نمونهای دیگر، فردی است که ۱۵۰ کیلوگرم وزن داشته و اکنون به انسانی خوشاندام و سالم تبدیل شده است. اینها مثالهای واقعی رخداده در کنگره هستند که امروز شاهد آنها هستیم. این چوب در حقیقت ترکیب متد DST با دانش جهانبینی است که چنین تحولی را ایجاد میکند.
حال سؤال اینجاست: آیا این فقط یک کلمه است؟ بله، متد DST یک واژه است؛ اما آیا صرفِ گفتن آن باعث دگرگونی میشود؟ خیر. باید آن را شناخت و به کار گرفت. تصور اینکه تنها با دانستن یک کلمه، این تبدیلات رخ میدهد، برداشتی نادرست است. این واژه تنها رمز ماجراست. همانطور که گفتن «تخممرغ» یا «ترازو» بهتنهایی باعث کاهش وزن نمیشود، استفاده از کارت بانکی با رمز اشتباه نیز نتیجهای نخواهد داشت؛ بلکه حتی میتواند آسیبزا باشد و مانع رسیدن به هدف شود.
این رمز باید در بستر زمان، بهدرستی تکرار و اجرا شود تا نتیجه بدهد. برای مثال، در مصرف اپیوم با روش DST نمیتوان به فردی که مصرفش ۱۰ سیسی است، ناگهان ۲۵ سیسی شربت OT داد. رمز باید درست وارد شود تا در گشوده گردد. اصولاً کشف رمز، خود نوعی کشف است؛ بیرون آوردن امر پنهان از صورت ناپیدا به صورت آشکار.
با یافتن مسیر نیز باید دانست که در طول راه، اتفاقهای بسیاری ممکن است رخ دهد. بنابراین، رمز و راز کشف حقیقت تنها یک واژه نیست، بلکه مفهومی عمیق است. در بانک، داشتن رمز میتواند صندوق را بگشاید؛ اما در مورد انسان چنین نیست. انسان باید ماهها با علم درست در مسیر حرکت کند تا به نتایج برسد.
در وادیها میخوانیم که خداوند اسماء خود را به انسان نشان داد. هنگامی که از اسماء الهی سخن گفته میشود، مقصود صفات است؛ برای مثال صفت شجاعت. اگر پیوسته به فردی بگوییم شجاع او شجاع نمیشود؛ بلکه باید فرآیندی را طی کند تا این صفت در وجودش شکل گیرد. بنابراین، وقتی گفته میشود انسان حامل اسماء الهی است، منظور حفظکردن نامها نیست، بلکه کسب صفات و ویژگیهاست. انسانی که این صفات را در خود پرورش میدهد، به حقیقت آن اسماء نزدیک میشود.
- تعداد بازدید از این مطلب :
2189