آنچه باور است محبت است و آنچه نیست، ظروف تهی است.
وقتی میخواهیم ساختمانی بسازیم تا زمانیکه ساختمان قبلی را کاملاً خراب و گودبرداری نکنیم و دوباره پی نریزیم، نمیتوانیم هیچ ساختمان جدیدی بنا کنیم. برای رسیدن به خواسته و یا ساختن ساختمانی زیبا باید مراحلی را طی کرد تا امر اول اجرا شود.
در خدمت راهنما همسفر سمیه و راهنما همسفر معصومه در شعبه وکیلی یزد هستیم. در رابطه با وادی دوازدهم و با توجه به پایان خدمت راهنمای تازهواردین و شروع خدمت در جایگاه راهنمای درمان با ایشان گفتوگویی ترتیب دادهایم، از شما دوستان میخواهیم تا پایان با ما همراه باشید.
.jpg)
همسفر سمیه و مسافرشان حمیدرضا با بیستوپنج سال تخریب آنتیایکس مصرفی شیره و تریاک وارد کنگره شدند. بهمدت یازده ماه و هجده روز با متد DST و داروی OT به راهنمایی مسافر احمد و همسفر فاطمه سفر کردند. درحال حاضر بهمدت سه سال و سه ماه به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. درادامه مسافرشان سفر ویلیام داشتند که یازده ماه و یازده روز به راهنمایی مسافر احمد سفر کردند و اکنون دو سال و یازده ماه است که از بند نیکوتین رها شدهاند. رشته ورزشی همسفر بدمینتون و رشته ورزشی مسافر شطرنج، فوتبال و تنیس روی میز است.
همسفر سمیه در جایگاههای خدمتی دبیر، نگهبان، رابط خبری لژیون سردار، نگهبان سایت، ورزشبان بدمینتون و راهنمای تازهواردین خدمت کردهاند و اکنون در جایگاه راهنمای DST درحال خدمت هستند.
با توجه به اینکه توفیق دارید بعد از خدمت راهنمای تازهواردین در جایگاه راهنمای درمان خدمت کنید، حس و حال خودتان را از رسیدن به این جایگاه بیان کنید؟ و تفاوت خدمت در این دو جایگاه چیست؟
دلم میخواهد ابتدا چند جملهای از تجربه راهنمایی در لژیون تازهواردین بگویم؛ حس جدیدی بود که تا به آن لحظه عمرم تجربه نکرده بودم. انرژی آن، فوق انرژیهای دیگر بود که دریافت میکردم، لحظاتی بسیار شیرین در کنار تازهواردین که همدردی با آنها، به من حس آرامش و رضایتمندی میداد؛ مطمئن هستم که در آینده دلتنگ آن لحظات میشوم. امیدوارم هر کسی که در این جایگاه خدمتی قرار دارد، قدردان آن باشد و از لحظه بهلحظه آن بهره ببرد.
اما جایگاه راهنمای DST را ابتدا با اضطراب و ترس شروع کردم؛ بهدلیل اینکه مبادا نتوانم در این جایگاه، خدمتی شایسته داشته باشم؛ ولی امروز میبینم که مسیری جدید از آموزشگرفتن برای من باز شدهاست و باید در این جایگاه قرار میگرفتم؛ مطالب، نکات، سیدیها و... بهگونهای دیگر در ذهنم نقش میبندند و دیدگاه متفاوتی را به من میدهند، مسیرهای جدیدی را برایم باز میکنند که گاهی من را شگفتزده مینمایند. همدردی با رهجوها در این لژیون بیشتر از لژیون تازهواردین شدهاست، تا جاییکه با لطف خداوند بزرگ، مرتب در کنار رهجویان لژیونم آزموده و سنجیده میشوم که آیا زبان و عمل من یکی میباشد یا خیر!
برای اینکه صحبتهایم طولانیتر نشود، خلاصهوار بگویم که انرژی فوقالعادهای دارد و باز هم حسی متفاوت. این جایگاه مرحلهای است که دریافتیها و باورها، باید به مرحله عمل بنشیند؛ وقتی در عملکردن سربلند بیرون آمدی، با بالارفتن سطح انرژی، برای ادامه زندگیات شارژ میشوی.
در رابطه با این دو جایگاه، بهنظرم دو خدمت کاملاً متفاوت میباشد و فقط اسم لژیون را مشابه حمل میکنند. به این اندازه بگویم که در لژیون تازهواردین، تازهوارد را آماده میکنید برای شروع مسیری جدید؛ اما در لژیون DST، مسیری که انتخاب شدهاست، آغاز میشود؛ حال میتوانید متوجه شوید که این کجا و آن کجا!
بهنظر شما آموزشهای جهانبینی کنگره چه تأثیری در حال مسافران و همسفران دارد؟
جهانبینی نهتنها یک پایه اصلی در کنگره میباشد؛ بلکه رکنی اساسی در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی ما محسوب میشود. اصلاً زندگیکردن بدون داشتن جهانبینی، شباهت به زندگی غیرانسانی میدهد؛ جهانبینی است که به ما میگوید: چگونه ببینیم، بشنویم، حرف بزنیم، دریافت کنیم، چهطور لباس بپوشیم، ارتباط برقرار کنیم، دوست داشته باشیم و عشق بورزیم، چگونه احساسات را ابراز یا کنترل کنیم، مواظب صور پنهان و آشکار خود باشیم، دیگران را درک کنیم و چگونههای دیگر...
طبق سؤال شما، فقط این را بگویم که مثلث درمان آقای مهندس با وجود ضلع جهانبینی، بینقصترین مثلث برای درمان واقعی است؛ البته اگر درست اجرا شود، چه برای مسافران و چه برای همسفران؛ چراکه راه و رسم درست دیدن، درست فکرکردن و عکسالعمل بهموقع و بهجا داشتن را آموزش میدهد. مطمئناً یک مسافر با جهانبینی اشتباه وارد مسیر اعتیاد شدهاست؛ پس نیاز مبرم به جهانبینی درست دارد تا درمان شود و یا دوباره این مسیر را تکرار نکند.
اینکه «در آخر امر؛ امر اول، اجرا میشود» را چهقدر در کنگره پررنگ میبینید؟ ارتباط این اصل و موضوع درختکاری در چهچیزی است؟
متد DST کاملاً مشهود همین جمله است؛ ما یکشبه نمیتوانیم به خواسته خود برسیم که اگر اینطور فکر کنیم، واهی و بیاساس خواهد بود؛ اما اگر زمان تعیینشده برای خواسته درنظر گرفته شود، مطمئناً در وقت خودش نتیجه حاصل میشود. باید بدانیم که طلبکردن چیزی قبل از موعدش؛ مانند میوه کالی است که هیچ کاربردی برای ما نخواهد داشت، تازه ممکن است با خوردن آن بیمار هم بشویم. آقای مهندس با این جمله به ما فهماندند که هیچچیزی قبل از موعدش، قابل بهرهبرداری نمیباشد؛ باید تمام شرایط برای رسیدن به آن خواسته ذرهذره ایجاد شود؛ تفکر، دیدگاه و احساس تغییر کند تا ظرفیت آن خواسته در ما ایجاد گردد و خواسته ما که درمان اعتیاد یا بهوجود آمدن تغییرات میباشد، شکل بگیرد. بهقول آقای مهندس در سیدی سرمایه اجتماعی؛ همه ناخالصیها برای خالصشدن به زمان نیاز دارند.
این اصل، یک اصل بسیار مهم در طبیعت و بهخصوص درختان میباشد که آقای مهندس با الگوگرفتن از این اصل جاری در جهان هستی، ما را بهسمت این امر برای درمان سوق دادند. هیچ درختی نیست که در غیر زمان خودش محصول بدهد، باید حتماً آرامآرام فصلها، دماها و شرایط خاص آن طی شود تا به نتیجه یا محصول موردنظر برسد. اگر دقت کرده باشید، در بعضی گلخانهها شرایطی ایجاد میکنند که طبق برنامه خودشان، گیاه محصول بدهد که البته آن هم به زمان نیاز دارد؛ ولی شرایط محیطی را ایجاد میکنند تا بتواند زودتر به محصول برسد؛ اما هیچوقت این محصول از نظر طعم و مزه، به پای محصولی که با قانون طبیعت به بهرهوری رسیده است، نمیرسد. طبیعت و درختان بهترین الگو برای ما در زمینه رسیدن به خواستههایمان میباشند؛ پس باید مانند درختان صبر کرده و حرکت و تلاش را پیشه کنیم تا طبق قانون هستی به آنچه که میخواهیم برسیم.
با توجه به اینکه شما قبلاً در سایت خدمت میکردید، چهطور میشود که فردی ماندگار میشود و با عشق در کنگره خدمت میکند؟
روزهای اول حضور شاید در گرفتن بعضی خدمتها کوتاهی کنیم که میتواند بهدلیل فکر ناتوانی در آن زمینه باشد؛ اما زمانیکه شجاعت برای پذیرفتن خدمتها را در خود ایجاد کردیم و خدمت را دریافت نمودیم، میفهمیم که توانمند هستیم و فقط باید حرکت کنیم و شجاعت پذیرفتن را داشته باشیم و بدانیم از این فرصتی که در اختیار ما قرار گرفته است، میتوانیم توانمندیمان را به خود ثابت کنیم. هرکدام از جایگاههای خدمتی یک فرصت آموزش برای ما میباشد و کمکم از این طریق میتوانیم خودمان را بشناسیم یا بهقول آقای مهندس؛ آدرس خودمان را پیدا کنیم. وقتی بعد از هر خدمتی متوجه تغییر درون خود در آن زمینه میشویم، بهخصوص انرژی و برکت آن خدمت را دریافت میکنیم، اشتیاق به خدمتکردن بیشتر میشود؛ بهخصوص اگر بدانی این خدمت قرار است دردی از دردمند را بکاهد یا حال خرابی را التیام ببخشد. بعد دیگرش بحث دریافتیهای ما است که باید بابت آنها بازپرداخت داشته باشیم و از آنجایی که دریافتیها در کنگره تمام نمیشود؛ پس بازپرداختها، با خدمتکردن و ادای دین هم باید ادامهدار باشد. مهمترین بخش این سؤال شما بهنظرم کشش عشقی است که در اینجا حاکم میباشد و ما را وادار میکند تا بمانیم و خدمت کنیم؛ البته خدمت و عشقورزیدن به همنوع، یکی از اهداف خلقت ما میباشد که با کمک کنگره و پیداکردن آدرس خود، به آن رسیدیم.
خداوند را سپاسگزارم که هرچه دارم از او دارم. خداوندا! ساحل تویی، دریا تویی، هرجا روم آنجا تویی، با تو به فردا میرسم، پایان این شبها تویی...
سپاسگزارم از آقای مهندس بهخاطر این فرصتهای فراوان برای رشدکردن و ممنونم از شما همسفر زهره، نگهبان سایت همسفر افسانه، ایجنت، مرزبانها و بقیه خدمتگزاران شعبه وکیلی که این فرصت را در اختیار من قرار دادید.
.jpg)
همسفر معصومه و مسافرشان محمدحسین با بیش از ده سال تخریب آنتیایکس مصرفی تریاک و شیره وارد کنگره شدند. بهمدت ده ماه و پنج روز با متدذDST و داروی OT به راهنمایی مسافر مهدی و همسفر راضیه سفر کردند. درحال حاضر بهمدت پنج سال و دو ماه به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی همسفر دارت و رشته ورزشی مسافر فوتبال است.
همسفر معصومه در جایگاه خدمتی دبیر، نگهبان، ورزشبان تنیس، نگهبان سردار و راهنمای تازهواردین خدمت کردهاند و اکنون در جایگاه راهنمای DST درحال خدمت هستند.
تعریف شما از کنگره60 چگونه است؟
کنگره60 یک دانشگاه بزرگ است؛ در این مکان همهچیز را آموزش میدهند؛ مخصوصاً درست زندگیکردن را و در اینجا تمام معانی لغات فرق میکند. آموزشهای کنگره به من یاد میدهد که چگونه رفتار کنم و چگونه زندگی کنم! من در کنگره خیلی چیزها را یاد گرفتم؛ یک مسافر و همسفر در اینجا با هم میآموزند که چگونه زندگی خوبی داشته باشند. خدا را همیشه شکر میکنم که کنگره60 را سر راه من قرار داد تا بتوانم به آرامش برسم و آموختم که برای خودم هم وقت بگذارم.
کاربرد قانون «در آخر امر؛ امر اول، اجرا میشود.» در درمان اعتیاد چیست؟
این قانون در تمام زندگی و در درمان اعتیاد هم کاربرد دارد. یک فرد مصرفکننده وقتی وارد کنگره میشود خواسته و امر اولش درمان اعتیاد است؛ ولی باید بداند که این کار به زمان احتیاج دارد، باید اول بیاید سه جلسه مشاوره بشود، بعد برای خودش راهنما انتخاب کند، زحمت بکشد و تمام سعی و تلاش خودش را بکند تا در آخر امر، امر اولش که درمان اعتیاد بود اتفاق بیفتد، باید بداند درمان اعتیاد در زمان کوتاه امکانپذیر نیست؛ پس باید این قانون باشد تا به درمان برسد.
نظر شما درمورد وادیها چیست؟
تمام وادیها خودش یک راه است و در هر وادی یک آموزشی وجود دارد. در وادی اول تفکرکردن، وادی دوم دانستن اینکه بیهوده به این دنیا نیامدهایم تا وادی چهارده که عشق و محبت را به ما آموزش میدهد. تمام این وادیها روش درست زندگیکردن را به ما میآموزند. وادی دوازدهم در زندگی من خیلی نقش داشت؛ دانستم اگر میخواهم به آرامش برسم باید هم صبر داشته باشم وهم پارامتر زمان را در نظر بگیرم.
با توجه به اینکه شما قبلاً راهنمای تازهواردین بودید و الان راهنمای شال نارنجی هستید، تفاوت این دو خدمت را چطور میبینید؟
این جایگاهها هستند که ما را انتخاب میکنند. من زمانیکه وارد کنگره و بعد وارد لژیون شدم، دلم میخواست بتوانم روزی به دیگران خدمت کنم. خداوند لطف کرد و در جایگاه راهنمای تازهواردین قبول شدم، دو سالی که در این جایگاه خدمت کردم خیلی انرژی گرفتم و الان هم که در جایگاه راهنمای شال نارنجی هستم، باز هم فکر میکنم مسئولیت من بزرگتر شدهاست. از خدا میخواهم به من کمک کند تا بتوانم در این جایگاه هم به نحو احسن خدمت کنم و باز هم از آموزشهای کنگره بهره بگیرم و به کسانی که احتیاج دارند کمک کنم.
از راهنما همسفر سمیه و راهنما همسفر معصومه کمال تشکر را دارم که مثل همیشه باعث و بانی آموزش شدند. إنشاءالله پاداش این خدمتها در زندگیتان جاری و ساری باشد و من همسفر بتوانم همچون شما لایق خدمتکردن و آموزشگرفتن باشم.
طراح سؤالات و مصاحبهکننده: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر ناعمه
ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
450