English Version
This Site Is Available In English

تغییر و تبدیل اساس حرکت هستی

تغییر و تبدیل اساس حرکت هستی

موضوع: «وادی دوازدهم (در آخر امر، امر اول اجرا می‌شود)»

انسان؛ خلقی است که صور پنهان او از عالم امر خلق شده، ولی صور ظاهر که در جهان خاکی سکنا گزیده، این‌گونه آغاز شد که درابتدا قدرت‌ مطلق امواج را متراکم کرد و جهانی را به نام جهان‌ خاکی بنیاد نهاد که مجموعه آن از ستارگان و کهکشان‌ها تشکیل گردیده و به شمارش در‌نمی‌آید. از ذرات تشکیل‌دهنده جهان‌های‌ خاکی؛ مثل کلسیم، پتاسیم، فسفر، مس، آهن و... شهری را برای انسان بنا نهاد به نام جسم یا کالبد خاکی و طبق یک فرآیند خاص، ما را به‌ این جهان‌ خاکی، اعزام و در این شهر یا جسم، برای مدت محدود و از طرفی نامحدود، ساکن کرد.

قدرت‌ مطلق برای خلق جهان‌ خاکی، از طریق‌ القاء عشق را در ذرات و یا امواج دمید، در اثر قدرت شگفت‌انگیز عشق، مقداری از امواج به هم نزدیک و متراکم شدند و هسته اولیه جهان‌ خاکی را به‌وجود آورد و سپس، گویی آن را مانند یک درخت در این جهان فعلی ما و شما کاشت.
با کاشته‌شدن هسته اولیه جهان خاکی، نیروهای تغییر و تبدیل به‌صورت خودکار وارد عمل شدند؛ همان‌طوری که هسته درخت گردو در زیر زمین شکافته می‌شود، هسته اولیه جهان‌ خاکی شکافته و متولد گردید؛ سپس با طی میلیون‌ها میلیون تغییر و تبدیل، به نقطه امروزی رسید و یک روز هم منهدم و به نقطه اولش ترخیص خواهد شد؛ یعنی بازگشت به امواجی که از انهدام جهان‌ خاکی به‌وجود می‌آیند که هر دو یکی هستند اما از نقطه نظر، دانش و آگاهی کاملًا با هم متفاوت هستند؛ زیرا علم و آگاهی در نقطه باقی می‌ماند.

ما علم را آموخته‌ایم و در درون‌مان قرار گرفته است؛ همین‌طور اکثر صفات قدرت‌ مطلق در اندازه‌های کوچک در انسان تعبیه شده‌است که بایستی با آموزش و تجربه آن‌ها را از درون خود پیدا کنیم و با اختیار کامل سرنوشت‌مان را خودمان رقم بزنیم تا به مرحله‌ای برسیم که راه را از چاه تشخیص بدهیم.

اگر به طرف ارزش‌ها حرکت کنیم به آسایش، آرامش، شادی و شعف می‌رسیم؛ اما زمانی‌که به طرف ضد‌ارزش‌ها حرکت کنیم به ناآرامی، ترس، اضطراب، حقارت و سختی سوق داده می‌شویم؛ وقتی انسان به مرحله بالایی از دانش، معرفت و یا دانایی برسد و ظرفیت لازم را کسب کند، می‌تواند به اطلاعات گذشته آرشیو و یا ضمیر ناخودآگاه خودش واقف شود؛ آن‌گاه خواهد فهمید که چگونه تمامی جهان‌ها در درون انسان قرار گرفته است!

از تراکم امواج، جهان خاکی به‌وجود آمد و نظر به این‌که امواج متحرک بودند، مکانی هم که از آن‌ها به‌وجود آمد متحرک شد و محلی را که مکان متحرک، جولانگاه خود قرار داد فضا نامیده شد؛ از ترکیب مکان متحرک و فضا، زمان به‌صورت 1، 2، 3 و .. که قابل محاسبه است خود به‌خود زائیده شد.
این معجزه زمان است که به امواج فرصت داد در طول زمان، تغییر ماهیت دهند تا از وجود آن‌ها گازها، مایعات و جامدات پدیدار گردند و گیاهان به‌وجود آیند.
بایستی نیک بدانیم هیچ تبدیلی انجام نمی‌گیرد؛ مگر آن‌که تغییرات به آرامی و اندک‌اندک ایجاد گردد. هر تغییری بایستی فاصله‌ زمانی خودش را طی نماید؛ بنابراین برای تغییرات در صفات انسان‌ها نیاز به زمان داریم.

نیروهای تخریبی و بازدارنده به‌صورت نیروی مکمل عمل می‌کنند. در هستی همه‌چیز برمبنای ضدش قابل تشخیص است؛ به‌عبارتی تا مرگ نباشد، حیات مفهومی ندارد و همین‌طور تا تاریکی نباشد، روشنایی چه مفهومی می‌تواند داشته باشد؟
اگر موضوع را از بالا نگاه کنیم؛ نیروهای تخریبی و بازدارنده می‌توانند به‌عنوان نیروی مکمل، ارتقاء‌دهنده انسان‌ها باشند؛ البته گفتیم بین این دو نیرو، یک نبرد در جریان است؛ نبرد بدون کشته و خونریزی، مفهومی ندارد.

القاء به معنی انتقال اطلاعات و آگاهی است؛ چه مثبت چه منفی، چه از طریق مستقیم و چه غیر‌مستقیم! از نظر القاء؛ هستی کاملًا فعال و هر جزئی از هستی، علاقه‌‌مند است هر‌چه را که می‌داند به همنام خودش القاء نماید، نمونه آشکار آن آموزش جانوران و انسان‌ها به هم‌نوعان خود می‌باشد که البته می‌تواند هم مثبت و هم منفی باشد.
موضوع القاء حتی در جامدات هم نقش دارد؛ مثلًا زمانی‌که از سیمی، برق عبور کند و سیم دیگری در مجاورت آن باشد، حتی اگر هیچ‌گونه اتصالی با هم نداشته باشند، در سیم‌مجاور برق القاء می‌شود. این موضوع یکی از اصل‌های اساسی تولید برق ماشین‌ها و وسایل برقی می‌باشد.

فرد منفی‌نگر می‌تواند افکار غلط و منفی خود را به دیگران القاء نماید؛ بنابراین هرگاه دو موضوع رفتاری مثبت و یا منفی در کنار یکدیگر قرار بگیرند، هرکدام که قوی‌تر باشد، روی دیگری اثر خود را القاء می‌کند.

احیاء؛ یعنی زنده‌کردن و بزرگترین احیاء‌‌کننده قدرت‌ مطلق است که مردگان را زنده می‌کند؛ اما در سطح ما افرادی در تاریکی فرو رفته‌اند و در رنج و عذاب هستند یا افرادی که در اثر مصرف مواد مخدر، به نابودی محض رسیده‌اند؛ در بی‌خانمانی به سر‌ می‌برند، درحقیقت با مردگان فرقی ندارند.
به انسان‌ها و نیروهایی که برای یاری‌رساندن به دیگران اقدام می‌نمایند و باعث تغییر و تبدیل آن‌ها می‌شوند، نیروهای احیاء‌‌کننده می‌گوییم؛ چه در زمین و چه در آسمان!
نیروهای احیاء‌‌کننده در تمامی سطوح هستی برای تغییرات و تبدیلات، به‌صورت کاتالیزور وارد عمل می‌شوند و این برنامه عظیم را پیش می‌برند.

حرکت؛ اساس‌ هستی، تغییرات و تبدیلات می‌باشد، اگر در هستی حرکت نباشد، تمامی ستارگان در یک لحظه فرو خواهند ریخت؛ به همین دلیل گفته شده رکود بر هیچ موجودی جایز نیست. انسانی‌ که فاقد حرکت و پیشرفت باشد، مانند صخره‌ گلی فرو خواهد ریخت.

دست‌های آسمانی فقط القاء‌ افکار را انجام می‌دهند و انجام عمل، بر عهده خود انسان است. هیچ عمل ضدارزشی یا فسادی انجام نمی‌گیرد، مگر این‌که ملبس به لباس زیبایی گردد.

برای اجرای وادی دوازدهم، بایستی یک‌ سال از شروع آموزش یا آغاز تزکیه و پالایش گذشته باشد.
در هفته درختکاری که شروع آن از اسفند‌ماه‌ است‌، می‌توانیم به‌صورت انفرادی یا گروهی با سایر دوستان و اهل‌ خانواده، اقدام به کاشت درخت نمائیم.
محل کاشت درخت، هرکجا می‌تواند باشد. درختی را که می‌کاریم، بایستی نشان کنیم تا درصورت امکان از آن مراقبت نمائیم؛ اگر مشاهده کردیم درختی را که کاشته‌ایم خشک‌ شده یا از بین رفته، سال بعد در فصل درختکاری باید به‌جای آن، دو درخت بکاریم و این عمل درختکاری را همه ساله تا روزی که زنده هستیم ادامه بدهیم.

منابع: کتاب عشق وادی دوازدهم، سایت گنگره۶۰
نویسنده: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم)
ویرایش: رابط خبری لژیون سردار همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون اول)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .