جلسه دهم از دوره چهارم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی ارم، با استادی مسافرحسن، نگهبانی مسافر محمدعلی و دبیری مسافر امیر با دستور جلسه: الهام از ماه مبارکرمضان، در روز پنجشنبه ۱۶ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حسن هستم یک مسافر
خدا را شکر میکنم که یکبار دیگر این توفیق را به من داد تا این جایگاه را تجربه کنم.از نگهبان و دبیرمحترم وایجنت محترم شعبه تشکر میکنم که مسئولیت و اداره جلسه را به من واگذار کردند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه امروز الهام از رمضان است
ما چه الهامی میتوانیم بگیریم و چه برداشتی داریم؟ همانطور که همهمان میدانیم، امروز در کنگرهای حضور داریم که ریشهی آن از دل ماه رمضان کشف شده است. مهندس این مسیر را هم از نظر معنوی و هم از نظر علمی بررسی و تشریح کردند؛ بهویژه در بحث OT توضیح دادند که در سیستم بدن چه اتفاقاتی رخ میدهد و چگونه سلولهای بیمار یا ازکارافتاده بلعیده شده و از بین میروند.
هدف مهندس از این دستور جلسه این نیست که بپرسد آیا ما باید روزه بگیریم یا نه. از یک سو، خداوند فرموده کسانی که بیمار هستند، لازم نیست روزه بگیرند، چون ممکن است برایشان آسیب داشته باشد. اما نگاه مهندس متفاوتتر و عمیقتر است؛ ایشان میخواهند ما از ماه رمضان بهرهی بیشتری ببریم.
برای مسافران سفر اول هم راهکار مشخصی ارائه شده است. مهندس میفرمایند روزه میتواند درصدی گرفته شود. مثلاً یک همسفر یا مسافر که دارو مصرف میکند، میتواند روزهی کامل نگیرد، بلکه متناسب با توانش روزه بگیرد؛ حتی اگر شده از ظهر تا شب، یا نصف روز، یا حتی یک ساعت. مهم این است که نیت واقعی باشد و دارو دقیقاً سرِ ساعت مصرف شود. ایشان تأکید میکنند که خوردن داروی درمان، روزه را باطل نمیکند و فرد فقط داروی خودش را مصرف میکند.
خود من تجربهی شخصی دارم. اوایل سفر اول، چون اطلاع نداشتم، روزه میگرفتم و دارو هم نمیخوردم. علاقهی زیادی به روزه داشتم و تصور میکردم کار درستی است. تا اینکه یک روز راهنمای محترم از حال و هوای من پرسید و دید چقدر بیحال و بیحوصلهام. گفتم روزهام. نزدیک افطار بود. پرسید دارو داری؟ گفتم دارم ولی نمیخورم. گفت باید دارو را بخوری. هرچقدر گفتم چیزی به افطار نمانده، قبول نکرد و گفت حتماً باید بخوری. بالاخره دارو را خوردم و بعد برایم توضیح داد. من هم حرف راهنما را پذیرفتم. از فردایش روزه میگرفتم، اما دارو را دقیق سرِ ساعت مصرف میکردم و همان دو سه روز اول متوجه شدم چقدر حالم بهتر شد.
مهندس همچنین میفرمایند کسانی که در سفر دوم هستند، راهنماها و خدمتگزاران، بهتر است روزهی کامل بگیرند؛ اما مسافران سفر اول، متناسب با شرایطشان، میتوانند روزهی درصدی داشته باشند.
من از زاویهی دلی که نگاه میکنم، همیشه این سؤال برایم هست که چرا خداوند بعضی چیزها را واجب کرده؛ مثل روزه، نماز، شکرگزاری و انفاق. قطعاً چیزی پشت این واجبات هست که اینقدر مهم و اثرگذار است. هرچه بیشتر فکر میکنم، بیشتر به عمقش پی میبرم.
در یکی از سیدیهای استاد امین شنیدم که وقتی روزه میگیریم، نیروهای منفی که به ما وصل شدهاند و از انرژی ما تغذیه میکنند، دسترسیشان کمتر میشود. چون روزه گرفتن باعث میشود انرژی کمتری به آنها برسد، و همین باعث میشود کمکم رها کنند و بروند. این نگاه برای من خیلی جالب و قشنگ بود. وقتی ما به سمت ارزشها حرکت میکنیم و فرمان خدا را اجرا میکنیم، انگار آرامش خاصی وارد زندگیمان میشود و حس خوبی به ما دست میدهد.
آدم حس میکند چیزی پشت این باید و نبایدها هست که آنقدر مهم است که نیروهای منفی تمام تلاششان را میکنند ما به آن نرسیم. اما وقتی به آن دست پیدا میکنیم، آرامش و حال خوبش را با تمام وجود حس میکنیم.
جشن ماه رمضان در پنجره ۶۰ هم واقعاً یک جشن واقعی است؛ بهترین جشن. دور هم جمع میشویم، حالوهوای خوبی ایجاد میشود و اینها همه به خود ما کمک میکند. حتی در بخش خدمت، فرصت خیلی خوبی است. هرکسی میتواند به اندازهی توانش کمک کند؛ چه در آمادهسازی افطار، چه در نظم دادن به کارها. پارسال خودم چند روز از صبح زود آمدم و دیدم بچهها با چه عشق و انرژیای برای شام تدارک میبینند. این خدمتها حال آدم را خوب میکند و واقعاً مبارک است.
من خودم هم خیلی دوست دارم در این فضا کمک کنم و خدمت داشته باشم.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید از همه شما عزیزان ممنون و سپاسگزارم.
انتشار:مسافر فخرالدین لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
85