راهنما همسفر لیلا:
خانواده اولین و بنیادیترین ساختار اجتماعی جامعه است که انسان در آن رشد میکند و شکل میگیرد، چیزی که در مورد خانواده میتوان مثال زد طبیعت است؛ درواقع خانواده ریشه هر فرد است. یک درخت را در نظر بگیریم که در یک جای بسیار خوش آبوهوا و در خاک مرغوب قرار دارد، قطعاً این درخت محصول بسیار نابی را تولید میکند، حال اگر ما این درخت را از ریشه درآوریم و روی خاک قرار دهیم، چه اتفاقی میافتد؟ کمکم و به مرور زمان درخت خشک میشود.
این مسئله در مورد انسان هم صدق میکند، اگر انسان در بهترین آب و هوا و کشور قرار داشتهباشد؛ اما از ریشه خود که همان خانواده است، جدا شود، قطعاً از بسیاری نعمتها محروم میشود، گاهی در این میان، استثنائی هم وجود دارد مانند: درخت خرما که در یک جای بسیار گرم، با آب اندک، شور یا تلخ، یک محصول بسیار مفید و شفابخشی را تولید میکند. انسان هم دقیقاً همینطور است؛ کسانی که محرومیت های زیادی را تجربه میکنند، یا تبدیل به خار میشوند که محصولی ندارد و بسیار کم استفاده میشوند یا تبدیل به درخت خرما میشوند و میتوانند برای دیگران مفید باشند.
یکی از مشکلاتی که افراد پیش از ورود به کنگره با یکدیگر دارند، اختلاف فازی است که با هم دارند، یعنی هر کدام به زبان خودشان صحبت میکنند، یکی چینی و دیگری اسپانیایی و ....؛ اما زمانیکه در مسیر آموزشها قرار میگیرند، این اختلاف فاز از بین میرود و محبت واقعی نمایان میشود و معنا پیدا میکند. هنگامیکه انسان آرام شود، احساس آرامش به او دست میدهد؛ اما زمانی که دلشکسته باشد هیچ چیز برایش لذت بخش نیست؛ بنابراین ما باید به مسائل خود، از ریشه توجه کنیم و بهجای باورهای دروغین، محبت واقعی را جایگزین کنیم تا ریشههایمان محکم و محکمتر شود.
همسفر شهلا:
خانواده یکی از نهادهای مهم اجتماعی است که با ازدواج آغاز میشود و یکی از راههای رسیدن به تکامل است. مهمترین تصمیم در طول زندگی هر فردی ازدواج کردن و تشکیل خانواده است؛ ازدواج تعهد بین ۲ نفر است، ۲ جنس مخالف که بنیان خانواده را بهوجود میآورند.
در کتاب آسمانی آمدهاست که زن و مرد مکمل همدیگر هستند و برای ادامه حیات به هم نیاز دارند. هر انسانی در زندگی مانند یک درخت است و ریشه آن درخت بخش مهمی از آن میباشد که انرژی، مواد معدنی و املاح را از خاک میگیرد و به بقیه اعضای درخت میرساند؛ اگر طوفان یا مشکلی پیش بیاید ریشهها هستند که آن درخت را محکم در خاک نگه میدارند.
خانواده ریشه است و این ریشهها مواد عالی و درجه یک را در اختیار اعضای خانواده قرار میدهند تا رشد کنند. ما در جامعه ۲ نوع خانواده داریم اول: خانوادهای که رابطه محکمی بین اعضای آن وجود دارد و همه همفکر و همفرکانس هستند. دوم: خانواده ورشکسته که اعضای آن نمیتوانند باهم ارتباط خوبی برقرار کنند و زبان یکدیگر را متوجه نمیشوند.
کنگره۶۰ با آموزشها به این افراد کمک میکند که زبان آنها را مشترک کند، اختلاف فاز آنها را کم کند، آنها را بهسمت تعادل سوق دهد تا افراد بتوانند یکدیگر را بهتر درک کنند.
همسفر کلثوم:
دستور جلسه خانواده در کنگره۶۰ برای من یادآور این حقیقت است که اعتیاد تنها یک فرد را درگیر نمیکند؛ بلکه تمام اعضای خانواده را تحت تأثیر قرار میدهد. خانواده جایی است که شخصیت انسان شکل میگیرد و هر تغییری که در آن رخ میدهد، میتواند مسیر زندگی یک انسان را عوض کند؛ چه به سمت سقوط و چه به سمت رهایی.
من پیش از آشنایی با کنگره، تصور درستی از نقش خودم در مشکلات خانوادگی نداشتم، بیشتر اوقات دیگران را مقصر میدانستم و فکر میکردم اگر رفتار اطرافیان تغییر کند، حال من نیز خوب میشود؛ اما در کنگره یاد گرفتم که ابتدا باید روی رفتار، افکار و نگرش خودم کار کنم. آموزشهای کنگره به من آموخت که خانواده سالم، خانوادههای نیست که هیچ مشکلی نداشتهباشد؛ بلکه خانوادهای است که اعضایش یاد گرفتهاند چگونه با مشکلات به شیوهای درست و سازنده برخورد کنند.
در کنگره مفاهیمی مانند: صبر، احترام، محبت، حد و مرز و مسئولیتپذیری برای من معنا پیدا کرد، آن موقع بود که درک کردم محبت واقعی تنها در حرف زدن نیست؛ بلکه در عمل کردن، درست گوش دادن و قضاوت نکردن خودش را نشان میدهد؛ همچنین متوجه شدم که نقش خانواده در درمان یک مصرفکننده بسیار حیاتی است. هنگامیکه خانواده آموزش ببیند، میتواند به جای مانع بودن، حامی مسیر درمان باشد. من یاد گرفتم که با سرزنش، کنترل افراطی یا دلسوزی اشتباه، نهتنها کمکی نمیکنم؛ بلکه ممکن است به تخریب بیشتر منجر شوم؛ دستور جلسه خانواده به من کمک کرد تا بپذیرم که من هم نیاز به تغییر دارم، نه فقط فرد مصرفکننده.
این پذیرش برای من نقطه شروع یک تحول بزرگ بود، امروز سعی میکنم در خانواده آرامتر صحبت کنم، شنونده بهتری باشم و بهجای واکنشهای هیجانی، از آموزشها استفاده کنم؛ در پایان از بنیانگذار کنگره و تمام خدمتگزاران بخش خانواده تشکر میکنم که این بستر ارزشمند را فراهم کردهاند تا ما بتوانیم زندگی سالمتری بسازیم؛ امیدوارم بتوانم با ادامه آموزشها، سهم کوچکی در آرامش خانواده و جامعه داشتهباشم.
همسفر زهرا:
خانواده اولین و مهمترین جایی است که ما در آن شکل میگیریم، جایی که یاد میگیریم چگونه دوست داشتهباشیم، حرف بزنیم، قهر کنیم و دوباره آشتی کنیم. بسیاری از باورها، ترسها، واکنشها و حتی حال خوب یا بد ما ریشه در خانواده دارد. من زمانیکه سیدی خانواده را گوش میدادم، جملهای توجهام را جلب کرد: خانواده اولین دانشگاه انسان است، اگر این دانشگاه سالم باشد، جامعه نیز سالمتر خواهدبود. من قبلاً فکر میکردم خانواده، تنها یعنی پدر، مادر، خواهر و برادر؛ اما امروز متوجه شدم خانواده یعنی جایی که من مسئول رفتار خودم هستم، نه طلبکار از دیگران.
در سیدی خانواده گفته میشود: ما برای درست کردن دیگران وارد خانواده نمیشویم، ما وارد خانواده میشویم تا خودمان را بسازیم. این جمله برای من بسیار تکاندهنده بود؛ زیرا همیشه منتظر بودم دیگران تغییر کنند تا من حالم خوب شود؛ اما امروز یاد گرفتهام اگر من تغییر کنم، نگاه و رفتارم عوض میشود و همین تغییر، فضای خانواده را هم دگرگون میکند.
یکی دیگر از نکاتی که در سیدی خانواده به آن اشاره میشود، نقش احترام است. احترام تنها مؤدبانه حرف زدن نیست، احترام یعنی شنیدن، قضاوت نکردن، تحقیر نکردن و مقایسه نکردن؛ من متوجه شدم بسیاری از دعواها و تنشهای خانوادگی از همین مقایسهها و نابهجا شروع میشود.
جمله دیگری که در سیدی خانواده خیلی به دلم نشست این بود: خانواده محل تمرین بخشش است، نه میدان انتقام. من یاد گرفتم اگر قرار است آرامش به خانواده برگردد؛ باید از خود شروع کنم؛ از کم کردن توقعها، از شنیدن بهجای جواب دادن و از دیدن خوبیها بهجای تمرکز روی ضعفها. امروز برای من خانواده تنها یک نسبت خونی نیست؛ خانواده جایی است که یاد میگیرم انسان بهتری باشم، آموزش ببینم، مسئولیتپذیری را تمرین کنم و بیاموزم چگونه بدون توقع، درست و سالم رفتار کنم.
همسفر فرخنده:
خانواده بخش کوچکی از جامعه است؛ جایی که ما در کنار پدر، مادر، خواهر و برادر و گاهی پدربزرگ و مادربزرگ زندگی میکنیم، رشد مییابیم و تربیت میشویم. خانواده مانند یک درخت است؛ درختی که اگر ریشههایش محکم نباشد، بهراحتی از هم میپاشد. زمانی که پدر خانواده دچار اعتیاد میشود، بیشترین فشار و بار مشکلات بر دوش خانواده میافتد؛ زیرا خانواده ریشه و پایه هر انسان است.
در خانواده، پدر و مادر نقش بسیار مهم و تعیینکنندهای دارند، آنها باید بهموقع و بهاندازه، مهر، محبت و دوستی را به فرزندان خود منتقل کنند؛ اگر در یک خانواده، فردی نتواند با خویشان، همجنسهای خود، نزدیکان پدر و مادر، خواهر و برادر یا حتی همسرش پیوندی درست و سرشار از محبت برقرار کند و نتواند خوراک اولیه مرغوب یعنی محبت و دوستی را از خانواده دریافت کند، ناچار میشود این نیاز را از جای دیگری تأمین کند.
در خانواده باید زبان همدیگر را بفهمیم، اگر کسی ناراحت یا عصبی است؛ باید با آرامش و محبت با او صحبت کنیم نه با داد و فریاد؛ باید بدانیم که چنین رفتاری نشاندهنده فشارهای زیادی است که بر او وارد شده و او را به این حال رساندهاست، با جهانبینی که آموختیم لازم است یاد بگیریم چگونه درست و آگاهانه با یکدیگر برخورد کنیم.
مشارکت گروهی لژیون چهارم
رابط خبری: همسفر ندا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون چهارم)
ویرایش: همسفر شهلا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون چهارم) نگهبان سایت
ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون یازدهم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی دهخدا قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
48