نهمین جلسه از دوره شانزدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران آقا کنگره ۶۰، نمایندگی شفا مشهد، با استادی مرزبان محترم نمایندگی شفا مسافر احمد، نگهبان همسفر حسین و دبیری همسفر امیرحسین با دستور جلسهی «وادی سیزدهم: پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است»، روز شنبه 4 بهمن ماه ۱۴۰۴، ساعت 15:۰۰ آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان احمد هستم یک مسافر. خداوند را شاکر و سپاسگزارم که در خدمت شما هستم تا در مورد این دستور جلسهی بسیار مهم که متناسب با شرایط فعلی این روزهای خودمان است، آموزش بگیریم. همچنین از ایجنت و مرزبانان محترم برای فرصتی که امروز برای خدمت و آموزش در اختیار من قرار دادند، قدردانی میکنم. دستور جلسهی این هفته، وادی سیزدهم است. تیتر این وادی «پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است» در امتداد وادی دوازدهم، یعنی «در آخر امر، امر اول اجرا میشود»، آمده است. زمانی که ما قصد شروع کاری را داریم، ابتدا فرمان آن را صادر میکنیم. اگر بخواهم وارد کنگره شوم اما پذیرش صورت نگیرد، یعنی فرمان من هنوز اجرا نشده است. گاهی اوقات در این مسیر، انرژی ما تحلیل میرود و توان ادامه دادن را از دست میدهیم.
با خودم فکر میکردم که کار همسفران حتی از کار منِ مسافر هم سختتر است. حرکت مسافر مشخص است. من در کنگره به کلمات خیلی دقت میکنم؛ «سفر» یعنی حرکت از جایی که هستیم به جایی دیگر. همسفر باید مراقب سفر مسافر خود باشد و در عین حال، سفر خود را نیز بهخوبی طی کند؛ عملاً او در حال انجام دو کار به صورت همزمان است. در بحث وادی دوازدهم، وقتی «در آخر امر، امر اول اجرا میشود» و ما وارد کنگره میشویم، به انتهای یک خط رسیدهایم. بلافاصله وادی سیزدهم میگوید این پایان راه نیست، بلکه آغاز مسیر دیگری است. مسیر کنگره از ابتدا تا کنون فراز و نشیبهای زیادی داشته است؛ یعنی یک خط به پایان رسیده و خط دیگری را آغاز کرده است. در این ۱۰ سالی که من در کنگره حضور دارم، هر موضوعی که به آن امر کردم و دیدم به پایان رسید، بلافاصله موضوع و خط دیگری نمایان شد تا آن را دنبال کنم. من سفر اولم را با تردیدهای بسیار شروع کردم و گذراندم. شما هم به عنوان همسفر در مسافرانتان این را دیدهاید. همواره این فکر در ذهنمان بود که آیا به نتیجه میرسیم؟ و هزاران فکر دیگر. وقتی سفر اول به پایان رسید، دوباره موضوعات دیگری در سفر دوم مطرح شدند و خدا را شکر با آموزشهای کنگره سعی میکنم تعادل خود را حفظ کنم.

بسیار خوشحالم که این دستور جلسه با هفتهی آخر خدمت مرزبانی من مصادف شده است. احتمالاً این، سرآغاز خط دیگری برای من باشد که انشاءالله بتوانم در جایگاههای مختلف خدمت کنم. من دوست دارم در این وادی از نظرات شما همسفران بیشتر استفاده کنم تا بدانیم این وادی قرار است چه چیزی را به ما بیاموزد. من آمدم کنگره که همسفر مسافرم شوم، اما وقتی وارد شدیم، خودمان نیز در حال سفر هستیم. این سفر از کجا شروع میشود و کجا به پایان میرسد؟ آیا تمام شدنی است؟ من به این نتیجه رسیدهام که ما در این بُعد هستی کاملاً در حال سفر هستیم و این سفر تمامشدنی نیست. از دوران کودکی، دبیرستان، کار و… هرچه جلوتر میرویم، یک خط جدید شروع میشود.حالا، من چگونه باید این مسیر را طی کنم؟ من بارها در لژیون گفتهام: «خواستن و توانستن». شاید این درست باشد، اما در این میان که «دانستن» نیز وجود دارد. وقتی میخواهم کاری را انجام دهم، بین خواستن و توانستن، یک ضلع خالی وجود دارد که همان دانستن است. من برای همسفری مسافرم آمدهام، اما خود نیز در حال سفر هستم. چطور باید سفر کنم؟ موقعیت فعلی من کجاست؟ در کدام ترسها و تاریکیها هستم؟ همهی اینها مطالبی هستند که این وادی میتواند به من کمک کند تا بدانم در کجای سفر هستم و قرار است به کجا برسم. ممنونم که با سکوتتان به صحبتهای من گوش دادید.

مرزبان خبری: همسفر معین
تایپ: همسفر محمد حسین (لژیون چهارم)
ویراستاری: همسفر علیرضا ( لژیون دوم)
ارسال خبر: همسفر حسین (لژیون یکم)
سایت همسفران آقا نمایندگی شفا مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
53