دوازدهمین جلسه از دور سوم از سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی رزن با دستور جلسه :((کنگره خانمهای مسافر))با استادی مسافر علیرضا و نگهبانی مسافر عبدالله و دبیری مسافر مصطفی در روز پنجشنبه مورخ ۳ بهمن ماه ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۵ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علیرضا هستم یک مسافر.
خدای خودم را شاکرم که یک بار دیگر قسمت شد در این جایگاه بنشینم خدای را شکر میکنم که جناب اقا مهندس را خلق کرد که به یاری ما بیاید و ما را از مرگ حتمی نجات دهد البته من خودم را می گویم.
اگر این کنگره نبود مطمئنم تا حالا من مرده بودم هر چند مرگ حق است و همه میمیرند این کجا که ادم ابرومندانه بمیره و اون کجا که ادم معتاد باشه و معتاد بمیره.
تشکر میکنم از اقای جناب اقای مهندس از کل خانوادش که خدمت گذار کنگره هستند از استاد امین و دخترهای اقای مهندس و همسر گرامیشان.
این مسئله که پیش اومده به لطف خدا خیلی زود حل میشه و جناب اقای مهندس گفتند که نگران نباشید این یک پیش امدی هست که زود میگذره و درست میشه و حل میشه و برمیگرده به روزای اولش ما هم کنگره را برپا میکنیم و برنامه هامان را طی می کنیم.
تشکر میکنم از راهنمای سفر اولم رضا نوروزی که زحمت من را خیلی کشیده است روز اولی که وارد کنگره شدم اصلا نمیدانستم کنگره چیه یا چه جور جایی هست.

همسفر من باعث شد که من راه کنگره را پیدا کنم یک روزی روز پنچشنبه بود گفت بریم گنج نامه ناهار بخوریم و کمی بگردیم با این نقشه من را کشاند همدان و بعد از رفتن به گنج نامه نزدیک ساعت چهار شد گفت شهرک فرهنگیان را بلدی گفتم که اره بلدم گفت بریم اونجا من کار دارم رسیدیم شهرک گفت اینجا علی اباد را بلدی پرسیدم و رفتیم علی اباد تا که رسیدیم جلوی تابلوی کنگره برگشت گفت اینجا چی نوشته من تا حالا اسم کنگره را نشنیده بودم و نمی شناختم همینجوری براش خوندم گفتم نوشته کنگره ۶۰
قسمم داد گفت تورو بخدا پیاده شو برو داخل ببین اونجا چه خبره یا برای چیه خداوند پدرش را بیامرزه من پیاده شدم رفتم داخل من را خیلی تحویل گرفتن و نشستم تو جلسه کنگره همان جلسه اول عاشق کنگره شدم و ماندگار شدم دیدم که خیلی ها اونجا هستن شاداب سرحال هستند بهم انرژی دادند. اون روز روز پنچشنبه بود همسفران هم بودند داخل ماشین که برگشتم به همسفرم گفتم جای خیلی خوبی هست ولی افسوس که همدان خیلی معتاد خانم داره نمی دونستم اینها همه همسفر هستند فکر میکردم همه مسافر هستند
بعد که دیگه رفتم و ماندگار شدم فهمیدم خدا را شکر میکنم بعد تشکر میکنم از همسفرم که این راه را به من نشان داد و زحمت های من را کشید تا من به رهایی رسیدم یک تشکر ویژه ای هم دارم به همسفران که جشن خوبی را برگذار کردند دیگه وقت نیست از اینکه به حرفای من گوش کردین از همه ی شما عزیزان سپاسکزارم
تایپ مسافر سعدالله
عکاس مسافر ابوالفضل
کارگزار مسافر مجید
- تعداد بازدید از این مطلب :
49