دوازدهمین جلسه از دور سوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی رزن، با استادی مسافر محترم علی ، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر ابوالفضل، با دستور جلسه (وادی سیزدهم و تاثیر آن روی من؟) یکشنبه ۱۲ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علی هستم یک مسافر،
بر خود لازم میدانم از راهنمای عزیزم، عباس اقا، بهسبب اعتمادی که به من داشتند و این جایگاه را در اختیارم قرار دادند، صمیمانه قدردانی کنم. همچنین از دوستانی که حضورشان موجب دلگرمی است و از لژیونها و راهنمایان محترم که همواره همراه و پشتیبان ما هستند، سپاسگزارم. رهایی دوستانی همچون آقا محرم را تبریک میگویم و امیدوارم سالیان سال شاهد جشنهای رهایی و موفقیتهای بیشتر باشیم.
دستور جلسه امروز مربوط به وادی سیزدهم است؛ وادیای که مهندس در آن به مفاهیم بنیادینی همچون عقل، عشق، ایمان و خُمر بدن پرداخته و جمله کلیدی آن را چنین بیان میکند: «پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.» برای درک بهتر این وادی، چهار سیدی مربوط به آن را که در مجموع چهار ساعت بود، با دقت گوش کردم. بیان این همه مطالب در زمانی کوتاه ممکن نیست، اما تلاش میکنم چکیدهای از آنچه آموختهام را ارائه دهم.
مهندس در این وادی مسیر حرکت انسان را از ازل تا ابد ترسیم میکند؛ مسیری که آغاز و پایان آن برای ما روشن نیست، اما آنچه اهمیت دارد، کیفیت حرکت و نحوه عبور از مراحل مختلف زندگی است. انسان همواره در حال سفر است؛ چه آگاه باشد و چه نباشد. گذشته هرچه بوده و آینده هرچه باشد، هر نقطهای که در آن قرار میگیریم، پایان مرحلهای و آغاز مرحلهای تازه است.
زندگی انسان در این نگاه، همچون پازلی روزانه است. از لحظهای که صبح از خواب برمیخیزیم تا شب که دوباره به بستر میرویم، باید قطعات این پازل را در جای خود قرار دهیم. اگر در مسیر ضد ارزشها حرکت کنیم، این پازل هرگز کامل نمیشود. گاهی سالها میگذرد و درمییابیم که هنوز قطعات زندگیمان سر جای خود نیستند، در حالی که راه را میدانیم اما زمان را از دست دادهایم. دانستن کافی نیست؛ عمل لازم است.
در بخش دیگری از این وادی، به نقش عقل، عشق و ایمان پرداخته میشود؛ سه نیروی بنیادین که رفتار انسان را شکل میدهند. عقل ابزار تشخیص و هدایت است و زمانی کارکرد صحیح دارد که فرد بتواند احساسات و برداشتهای ذهنی خود را مدیریت کند. عشق نیروی پیونددهنده روابط انسانی است و نباید قربانی سوءتفاهمها شود. ایمان نیز پشتوانه حرکت انسان است و بدون همراهی عقل و عشق، به تعصب یا سردرگمی منجر میشود.
در تجربهای شخصی، زمانی که یکی از آشنایان رفتار نامناسبی نسبت به من داشت، دچار رنجش شدم و این ناراحتی تا شب ادامه یافت، در حالی که طرف مقابل حتی از علت ناراحتی ام بیاطلاع بود. این تجربه به من آموخت که بسیاری از تعارضها ناشی از برداشتهای ذهنی است و بیان مسئله، شرط لازم برای حل آن است. ما قادر به تغییر دیگران نیستیم؛ تنها کسی که میتوانیم تغییر دهیم، خودمان هستیم. عقل باید ابزار هدایت باشد، نه وسیلهای برای توجیه رنجشها. عشق نباید لگدمال شود و ایمان نباید با برداشتهای ذهنی هدر رود.

در ادامه، مهندس به مفهوم خُمر میپردازد؛ سیستمی که در سفر دوم بیشتر مورد توجه قرار میگیرد و نقش آن در تعادل روحی و روانی انسان بسیار اساسی است. همانگونه که سیستم ایکس مسئول ترشح مواد شبهافیونی در بدن است، سیستم خُمر نیز مورفین طبیعی روح و روان محسوب میشود. اگر این سیستم بهدرستی عمل نکند، انسان دچار شدیدترین رنجهای روحی میشود.
برای نمونه، فردی که پزشک به او میگوید بیماری سختی دارد، ممکن است هیچ درد جسمی نداشته باشد، اما بهمحض گوشهگیری و انتظار برای ترحم دیگران، سیستم خُمر او مختل میشود و حال روحیاش بهشدت افت میکند. در حالی که اگر با نگرشی عادی و بدون خود ترحمی با موضوع برخورد کند، تعادل روانی خود را حفظ خواهد کرد. حتی تجربه سادهای مانند گرفتن آب سرد پس از استخر، که موجب نشاط و سبکی میشود، نشانهای از عملکرد صحیح این سیستم است. اما بیتحرکی و انزوا موجب اختلال در این سیستم و بروز افسردگی، بیحوصلگی و آشفتگی روانی میشود.
در مجموع، وادی سیزدهم یادآور این حقیقت است که پایان هر مرحله، آغاز مرحلهای تازه است؛ مسئولیت تغییر بر عهده خود ماست؛ عقل، عشق و ایمان باید در تعادل باشند؛ سیستم خُمر نقشی اساسی در سلامت روان دارد؛ و زندگی پازلی است که هر روز باید آن را تکمیل کرد.
از توجه شما سپاسگزارم.
تایپ مسافر سعدالله
بارگذار مسافر مجید
- تعداد بازدید از این مطلب :
70