دومین جلسه از دوره چهارم جلسات سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی وکیلی یزد به استادی دنور همسفر افضل، نگهبانی دنور همسفر اکرم و دبیری همسفر اعظم با دستور جلسه «الهام از رمضان» روز دوشنبه ۱۳ بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۲:۴۵ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خدا را سپاسگزارم که یکبار دیگر به من فرصت داد تا در جمع پر محبت شما عزیزان باشم و در کنارتان آموزش بگیرم. خیلی خوشحال هستم که دوباره شما را میبینم، با اینکه بعضی از شما را در پارک میبینم؛ ولی حضور در شعبهای که در آن رها شده و آموزش دیدهام خیلی برایم زیبا است و دوست دارم.
درابتدا پیشاپیش ماه مبارک رمضان را تبریک میگویم. امیدوارم همه ما بتوانیم از این ماه پربرکت درس بگیریم. دستور جلسه در مورد «الهام از رمضان» است. خداوند در قرآن میفرماید: «و نفس و ما سواها فالهمها فجورها و تقواها» زمانی که نفس انسان به مرحله میانه رسید، فجور و تقوا به او الهام شد؛ من فکر میکنم خود انسانها هستند که با نوع خواسته و عملکردشان تعیین میکنند در چه مسیری به آنها الهام شود؛ همانطور که میدانید آقای مهندس، محقق و مخترع چشمهای الکترونیک بودند و همواره خواسته درونیشان کمک به انسانها بود، درادامه وقتی درگیر مواد مخدر شدند، همیشه به دنبال راهی برای خروج از این تاریکی بودند؛ چه برای خودشان و چه برای سایر انسانها. در کتاب عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر میخوانیم که آقای مهندس نجات جان انسانها را بر آبروی خانوادگی خودشان مقدم دانستند؛ پس هدف اصلی ایشان کمک به انسانها بود و درنهایت در ماه مبارک رمضان برای اینکه در معرض اصلاح الهی قرار بگیرند، طبق سیدی نازعات Take off میزنند؛ یعنی از جا کنده میشوند و شروع به حرکت میکنند. سرانجام در همین ماه مبارک با الهام از آن میتوانند راه درمان تدریجی اعتیاد را پیدا کنند و به کشف روش تدریجی برسند.
ماه رمضان در ظاهر، خودداریکردن از خوردن و آشامیدن است؛ اما درواقع و درحقیقت مسیر و فرصتی برای خودسازی، دوری از ضدارزشها، کنترل خواستهها، اصلاح رفتارها و درنهایت رسیدن به تعادل است. انسان از دو بخش صور پنهان و صور آشکار تشکیل شدهاست که در ماه مبارک رمضان، صور آشکار یا جسم من به یک تعادل نسبی میرسد. آقای مهندس در سیدی اتوفاژی خیلی قشنگ توضیح میدهند که با روزهداری چگونه سلولهای ضعیف و بیمار توسط سلولهای قوی و سالم خورده میشوند و بدن به سمت سلامتی حرکت میکند. استاد امین در سیدی DST و رمضان میگویند: روزه تأثیر بسیار خوبی روی سیستم ایکس میگذارد و آن را به تعادل نزدیک میکند. این درمورد صور ظاهر انسان در زمان روزهداری است؛ اما صور پنهان که مهمترین آن نفس است، نفس دارای خواستههای معقول و غیرمعقول زیادی میباشد و در ماه رمضان با روزهداری، قدرت نه گفتن به خواستههای نامعقول را تمرین میکنیم و میتوانیم نفس خود را با دوری از ضدارزشهایی مثل غیبت، تجسس، قضاوت و ... تربیت کنیم و به خودسازی و خود واقعی نزدیک شویم.
من از دستور جلسه «الهام از رمضان» یاد گرفتم که اگر خواسته واقعی داشته باشم و در مسیر آن خواسته حرکت کنم، قطعاً به آن خواهم رسید؛ همینطور که خواسته آقای مهندس کمک به انسانها بود و در این مسیر به ایشان الهام شد. درمورد بخشش اگر خواسته من، بخشیدن باشد؛ یعنی از دلوجان بخواهم خدمت مالی انجام بدهم و در مسیر سردارشدن، دنورشدن، پهلوانشدن قدم بردارم، قطعاً به من هم در این مسیر الهاماتی میشود و درهایی برای من باز میشود؛ اما قبل از آن باید Take off بزنم، از جا بکنم و شروع به حرکت کنم. آقای مهندس در سیدی نازعات میفرمایند: Take off زدن و از جا کندهشدن شوخی نیست؛ تفکر، قدرت و انرژی زیادی میخواهد، بعد از آن باید حرکت کنم و حرکت ادامهدار باشد، در این صورت است که میتوانم از دیگران سبقت بگیرم و درنهایت مدیر و مدبر شوم. حالا اگر بخواهیم این را درمورد بخشش درنظر بگیریم؛ وقتی از جا کندم و Take off زدم، باید حرکت کنم و مسیرم ادامهدار باشد، آن موقع میتوانم از دیگران سبقت بگیرم و جزء سابقون باشم و بعد تبدیل به دنور، پهلوان یا فردی شوم که نشان در بینشانی را دریافت میکنم؛ پس رسیدن به خواسته سرداری، دنوری، پهلوانی یا نشان در بینشانی بدون سختی و زحمت امکانپذیر نیست.
مسئله دیگر اینکه وقتی من میخواهم به یک خواستهای برسم باید از خیلی خواستههای دیگر خود بگذرم. در ماه مبارک رمضان که میخواهم روزه بگیرم درطول روز از خیلی خواستههایم میگذرم، آن وقت است که لذت زمان افطار را درک میکنم. اگر خواسته من کمک به انسانهای از یادرفته باشد، باید از یکسری خواستههای دیگرم بگذرم، نه تنها خواستههای غیرمعقول؛ بلکه از یکسری خواستههای معقول خودم هم باید بگذرم که آسان نیست؛ مثلاً دنبال مد و برند نباشم، نخواهم که مرتب وسایل خانه را عوض کنم، اسراف و ریختوپاش نداشته باشم و قناعت کنم تا بتوانم ذرهذره پسانداز کنم و درنهایت به خواسته خود برسم و لذت واقعی بخشش را درک کنم.
من قبل از اینکه به کنگره بیایم، روزه را فقط یک امر عبادی میدانستم و بهخاطر ثوابش روزه میگرفتم، شاید هیچ لذتی از آن درک نمیکردم؛ ولی زمانیکه به کنگره آمدم و سیدی اتوفاژی مهندس و خیلی سیدیهای دیگر را گوش دادم به این نتیجه رسیدم که روزه فقط برای سلامت جسم خود من است و بهخاطر همین از آن روز، اشتیاق بیشتری برای ماه مبارک رمضان دارم و از روزهگرفتن لذت میبرم. درمورد بخشش هم همینطور بود، قبل از کنگره بخشش داشتم؛ ولی هیچ حسی از آن بخشش دریافت نمیکردم؛ چون هیچ آگاهی، شناخت و دانشی درمورد مسئله بخشش نداشتم، ولی در کنگره یاد گرفتم که ما صاحب و مالک هیچچیز نیستیم و چیزهایی که در زندگی داریم، چند صباحی در اختیارمان میباشد. همانگونه که آقای مهندس گفتند: باید به وارث برسد و دوباره وارث بعدی؛ پس ما درواقع امانتدار هستیم. چیز دیگری که من درمورد بخشش یاد گرفتم اینکه اگر قرار است من چیزی را ببخشم، اصلاً آن چیز مال من نیست؛ یعنی اصلاً قرار نیست وارد زندگی من شود یا ممکن است جایی خرج شود که به نفع من نباشد؛ پس این دانش و آگاهی که درمورد بخشش کسب کردم، باعث میشود که هم بتوانم راحتتر ببخشم و هم وقتی میبخشم لذتی از آن میچشم که تا حالا چنین لذتی را تجربه نکردهام. همینطور که آقای مهندس بارها فرمودند: خداوند سریعالحساب است؛ یعنی دقیقاً لذتی که من از این عمل میبرم، نتیجه عمل خود من است.
استاد سردار در پیامی از کتاب عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر میفرمایند: «انسان وقتی تزکیه را از خود شروع نمود، ایمانش صدبرابر میگردد؛ زیرا تجربهای که از عمل بهدست بیاید، سندی است بینقص.» برداشتی که من از این پیام کردم این است که اگر ضدارزشها را کنار بگذارم؛ مثلاً میخواهم غیبت کنم؛ ولی غیبت نمیکنم. میخواهم تجسس، قضاوت و سرزنش کنم؛ ولی این کارها را انجام نمیدهم یا یک کار ارزشی انجام میدهم، آرامش و حال خوشی بهدست میآورم که این حال خوش نتیجه همان عمل خود من است که باعث میشود ایمانم به آن عمل صدبرابر شود و این عاملی میشود که من برای انجام عملهای ارزشی دیگر مشتاقتر گردم. درمورد مسئله بخشش هم همینطور است، وقتی من چیزی را میبخشم و نتیجه بخشش و برکاتی که بهواسطه آن وارد زندگی من میشود را میبینم، باعث میشود ایمانم به این عمل بیشتر شده و درنتیجه مشتاقتر میشوم که این کار را بیشتر انجام بدهم.
همه افرادی که میبینیم مشتاق خدمت هستند، از راه دور برای خدمتکردن میآیند، چه خدمت مالی، جانی، علمی یا با قلم خود و با هرچیزی مشتاق هستند که خدمت بیشتری داشته باشند، اینها افراد زرنگ و باهوشی هستند؛ زیرا قطعاً دریافتهای زیادی داشتهاند و نتیجه عمل خود را دیدهاند، برای همین مشتاق و مشتاقتر هستند. امیدوارم که من هم بتوانم بر ترس خودم غلبه و از آن عبور کنم و دست به عمل بزنم، چه درمورد آموزشهایی که در کنگره میبینم و چه درمورد مسئله بخشش. وقتی دست به عمل میزنم و آن حرکت را انجام میدهم، آن وقت میبینم که چه برکاتی وارد زندگی من شده و چه درهایی به روی زندگی من باز میشود و چه گشایشهایی اتفاق میافتد!
درپایان خدا را شکر میکنم که به من اجازه داده شد در کنگره۶۰ حضور داشته باشم. امیدوارم قدردان آموزشهای کنگره، لژیون سردار و آموزشهای این لژیون باشم و بتوانم در مسئله بخشش همیشه پیشرو گردم. ممنونم از اینکه با سکوتتان به صحبتهای من گوش کردید.
تایپیست: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون اول)
عکاس: همسفر آفاق رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون اول)
ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
1026