وادی هشتم در مورد این است که با حرکت راه نمایان میشود. ما هفت وادی را پشت سر گذاشتیم و باید ببینیم تا به حال چه برداشتی داشتهایم. ما برای هر سفری حتما یک کوله بار همراه داریم که توشه راهمان در آن است. از وادی اول این کوله بار پر از فرصت است، خالی از تجربهها که ما با سفر در وادیها فرصتها را بیرون میآوریم و استفاده میکنیم و به جای آن تجربه جمعآوری میکنیم.
وادیها یا قوانین زندگی موضوعاتی را برای ما مطرح میکند که اگر آنها را سرلوحه و سرمشق زندگی خود قرار دهیم به دانش و معرفتی میرسیم که ما را برای زندگی درست رهنمون میکند. چون زندگی یک بازی و همه ما بازیگران آن هستیم. بازیگر خوب آن است که دانایی را کسب کند و در راه کاربردی کردن آن تلاش نماید، اما اگر این قوانین را یاد گرفتیم ولی آنها را عملی نکردیم به بازیکنی تبدیل میشویم که هم خودمان بازی آن را دوست نداریم و هم دیگران. از زمین مسابقه زندگی تعویض میشویم و این تعویض را به گردن زمین و زمان میاندازیم به غیر از خودمان.
در وادی هفتم یاد گرفتم؛ یافتن راه مهم است، راه یک رمز است و برای رمزگشایی به کلید نیاز داریم. وقتی بخواهیم با این کلید حرکت کنیم شدت اضطراب و دلهره و عوامل بازدارنده دیگر حرکت را برای ما سخت میکند. اما وادی هشتم به ما میگوید حرکت کن جلو برو و راه خودش برای تو نمایان میشود.
وادی هشتم به ما شجاعت حرکت کردن میدهد تا بدون پروا برویم اما باید در نظر داشته باشیم دو راهیهای زیادی بر سر راهی که میرویم وجود دارد صراط مستقیم و صراط غیرمستقیم. ما باید بدانیم که هر حرکتی، حرکت نیست، حرکتی صحیح و سالم است که رو به رشد و ارتقاء باشد. یکی از مهمترین نیروهای اهریمنی و بازدارنده که مرتب پشت سر ما حرکت میکند و ما باید حواسمان به آن باشد خطرناک و ترسناک جلوهدادن راه است به طوری که جرأت حرکت از ما گرفته میشود.
حرکت در وادی پنجم یک حرکت بیرونی، بعد از تفکر است و منظور از حرکت در وادی هشتم حرکت درونی و حرکت بیرونی است. یعنی علاوه بر اینکه به سمت جلسات میآییم به درون خود و به صور پنهان خود سفر کنیم و ببینیم درون من چه میگذرد. نقاط ضعف و مشکلات خود را که مثل گندابها و لجنزارهایی در درون ماست را شناسایی کنیم و از بین ببریم.
سفر طول و عرض دارد؛ طول سفر زمانی است که ما وارد پروسه درمان میشویم تا به درمان برسیم و خیلی از مسافران و همسفران منتظر رسیدن زمان رهایی هستند. طول درمان را نباید با عجله کم کنیم، باید فرآیند محور باشیم نه نتیجه محور و عرض سفر درمان؛ یعنی کیفیت و چگونگی درمان و سفر برای عبور از تاریکیها، ظلمات و بیراههها و رسیدن به نور باید حرکت کنیم و اگر میخواهیم به جایی برسیم که از آنجا منشعب شدهایم نیاز به حرکت دارد طوری حرکت کنیم که اضطرابها، دلهرهها، ترسها و نگرانیها را از خودمان جدا کنیم که در راه خسته نوشیم و از راه درست برویم. این کلید وادی هشتم است.
نویسنده: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون هشتم)
رابط خبری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون هشتم )
ارسال: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر آسیه (لژیون اول) دبیر سایت
همسفران نمایندگی عمان سامانی شهرکرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
70