English Version
This Site Is Available In English

وادی سیزدهم، وادی عقل، عشق، ایمان و خمر است

وادی سیزدهم، وادی عقل، عشق، ایمان و خمر است

جلسه سیزدهم از دوره سوّم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بردسکن به استادی همسفر زینب، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه《وادی سیزدهم (و تاثیر آن روی من )》در روز دوشنبه ۶ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست.

 وادی سیزدهم؛ انتخاب حرکت و امید است، وادی سیزدهم می‌گوید هیچ چیز در حال سکون نیست و همیشه همه چیز در حرکت یا چرخش است و تنها چیزی که هرگز تغییر نمی‌کند، حقیقت است. این وادی؛ وادی امید، صبر، تلاش و کوشش است. انسان در هر جایگاهی که باشد، اختیار کامل به او داده شده است، در هر لحظه می‌تواند خط یا مسیر زندگی خود را تغییر دهد، در وادی سیزدهم به یوم الفصل اشاره شده است، یوم‌الفصل؛ یعنی روز جدایی. در این وادی به من گوشزد می‌شود که حتی زمانی که زمین از بین رفت و نابود شد، باز هم زندگی ادامه دارد. 

مبحث بعدی که در این وادی به آن اشاره می‌شود این است که انسان‌ها تک‌بعدی، دوبعدی و سه‌بعدی هستند؛ برای انسان‌های تک‌بعدی، آقای مهندس مثالی می‌زنند؛ داستان میمونی را در جنگل تعریف می‌کنند؛ درختی را تصور کنید که یک سوراخ روی تنه‌ی آن وجود دارد و درون آن یک موز است، وقتی میمون دستش را درون سوراخ می‌کند تا موز را بر دارد، شکارچی به سمت میمون می‌رود، بخاطر بزرگی موز، میمون نمی‌تواند دست خود را از درون سوراخ بیرون بکشد، و از طرفی میمون نمی‌فهمد که باید موز را رها کند تا بتواند دست خود را بیرون آورد و خود را از دست شکارچی نجات دهد.

 آقای مهندس انسان‌های تک‌بعدی را به این میمون تشبیه می‌کند؛ چون انسان‌های تک‌بعدی نمی‌توانند مشکلات خود را حل کنند. انسان‌های دوبعدی؛ کسانی هستند که می‌توانند مشکلات خود را حل کنند، این انسان‌ها آرامش دارند، خوشرو، خوش برخورد و مهربان هستند. این وادی عقل، عشق، ایمان و خمر است. در این وادی، عقل را به آب روان و زلال تشبیه کرده است و عشق را به انفجار باروت؛ یعنی نهایت علاقه به خود، خداوند و تمام موجودات هستی. ایمان را به نهر شیر تشبیه کرده است؛ یعنی تجلی نور خداوند در انسان، خمر به شرابی تشبیه شده است که هیچ‌گاه تمامی ندارد و لذت آن پایانی ندارد.

 من قبل از ورود به کنگره ناامید و ناسپاس بودم و حال خوشی نداشتم و همیشه از زندگی، گله و شکایت داشتم، نقطه تحمل من خیلی پایین بود؛ ولی با ورود به کنگره حالم بهتر شد، به لطف خداوند، کنگره زندگی دوباره به من و خانواده‌ام بخشید.

مرزبانان کشیک: همسفر زینب و مسافر حسن
تایپیست: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر رقیه(لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون دوم)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بردسکن

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .