یازدهمین جلسه از دوره نود و دوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی آکادمی به استادی مسافر هادی، نگهبانی مسافر میثم و دبیری مسافر محمدعلی و با دستور جلسه "وادی سیزدهم: پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است" دوشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کارکرد..
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان های هستم مسافر، ضمن قدردانی و تشکر از مرزبانی و ایجنت محترم شعبه آکادمی و اجازه خدمتگزاری به من، جا دارد که اهمیت سپاسگزاری نسبت به تمام کسانی که خدمت میکنند و اینکه بایستی حواسم به تمام کسانی که به من محبت میکنند باشد، چه در کنگره و چه در جامعه و چه در خانه. اینکه در طول روز حواسم را جمع کنم که افراد زیادی در حال خدمت و ابراز محبت به من هستند، دارای اهمیت بسیار بالایی است.
یکی از ویژگیهای زندگی در تاریکی این بود که نمیتوانستم دنیای اطراف خودم را ببینم و حاضر نبودم محبت دیگران را دریافت کنم. اینکه چه چیزهایی به من در حیات خودم یاری میرساندند و فرصت شکرگزاری و قدردانی را از من میگرفتند. بعدازاینکه به کنگره ۶۰ پا گذاشتم، متوجه شدم برای به درمان رسیدن باید سپاسگزار باشم. کسانی موفقیت را لمس میکنند که سپاسگزاری را درک و انجام میدهند.
من هم بنا به وظیفه خودم از جناب مهندس دژاکام، خانواده محترمشان و راهنمای بزرگوارم تشکر میکنم. در مورد وادی سیزدهم برداشت من این است که مکانیزم خواست، فرمان و تقدیر را یاد میگیرم. خیلی اوقات فکر میکردم چون توانایی جابجایی اجسام رادارم، پس اختیاردارم که هر کاری را میتوانم انجام بدهم اما دنیای اعتیاد به من نشان داد که اختیار یک مکانیزم دارد و خیلی اوقات احساس میکردم که جبر زندگی باعث اعتیاد من گردیده و من هرگز قادر به درمان اعتیاد خودم نیستم، وادی سیزدهم اجازه فهم، درک و شناخت خواست، تقدیر و فرمان را برایم فراهم کرد.
در ادامه با مثلث؛ ایمان، عقل و عشق آشنا شدم و اینکه یک خط نامرئی به نام خمر وجود دارد و این خمر، همهچیز را در اختیار دارد. در دنیای علم در مورد نوروترانسمیترها و کورتیزول و دوپامین صحبتهای زیادی را میشنویم و گفته میشود تمام عملکردهای انسان مربوط به نورونهای مغز است. در قرآن کریم هم تمثیلها مبنی بر چشمههای عسل و خمر و... آمده که به معنای این نیست که بروم و از آن چشمههای متعدد استفاده کنم، بلکه در مورد درون ریزهای بدن ما صحبت میشود.
طبق آموزشهای جهانبینی وقتی من دروغ میگویم، ناسپاسی میکنم و غیبت میکنم مغز من شروع به ترشح کورتیزول میکند و یا پس از مصرف مواد مخدر در دفعات زیاد و با گذشتن از سد خونی مغز عملکرد بیشتر اعضای بدن به هم میریزد و در صورت محرومیت از مواد دچار خماری و یا سندروم محرومیت میشوم و این موضوع را پارها و پارها تجربه کردهام و تنها راه درمان، روش DST مطرحشده است. پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است یعنی اینکه من با این روش ابتدا خودم را ببخشم و خودم را کاملاً در اختیار این راه قرار بدهم تا تغییر، تبدیل و ترخیص برایم اتفاق بیفتد تا من بتوانم علاوه به درمان رسیدن از این روش در تمام مسائل، استفاده کنم. دکتر امین میفرماید: در تمامی فعالیتهای زندگیام میتوانم از روش DST الهام بگیرم. درنهایت وادی سیزدهم بهخوبی روش DST و نحوه عملکرد سیستم X را به من آموزش میدهد. با مرور وادی سیزدهم نگاه من، درک من و برداشت من بایستی بهگونهای مثبت بشود تا بجای ترشح کورتیزول و از کنترل خارج شدن بیان ژنها بتوانم مکانیزم عملکرد سیستم خمر را بیاموزم.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید از همگی شما متشکرم.
تایپ، عکس و بارگزاری خبر: مسافرحمید لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
49