دومین جلسه از دوره چهارم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60، نمایندگی امیرکبیر به استادی راهنمای محترم مسافر محمد، نگهبانی مسافر ابوالفضل و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه «وادی سیزدهم، پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است» در روز شنبه 4 بهمن 1404 ساعت 14 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمد هستم یک مسافر. از راهنمای خودم تشکر می کنم که اجازه دادند در این شعبه زیبا خدمت کنم. بابت این شعبه خوب به ایجنت محترم و گروه مرزبانی تبریک می گویم. دستور جلسه: وادی سیزدهم، پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. غیر از اینکه در آموزش های آقای مهندس در کنگره60 عمق دقیقی دارد که به انسان کمک می کند تا از تاریکی ها خارج شود، در وادی ها امید خاصی است.
از وادی دهم که شروع می شود که همان صفت گذشته است و در سفر اول به این وادی برخورد کردم و فهمیدم که می توان صفت را تغییر داد و بسیار حس خوبی به من دست داد. روزهای تاریکی داشتم و فکر می کردم که باید با همین حال بد و اعتیاد بمیرم. ولی وقتی وارد کنگره شدم ورق به یکباره برگشت. در کنگره داروی شربت را استفاده می کنیم، پارک طالقانی می رویم، جهان بینی کار می کنیم و زندگی عوض می شود و انرژی و امید می گیریم.
در وادی سیزدهم از مثلث عقل و عشق و ایمان و خط خمر صحبت می شود. این دانش و این آموزش که مهندس به ما می آموزد، بسیار با ارزش است. قبل از ورود به کنگره نمی دانستم خط خمر چیست برای همین می گفتم بروم دزدی کنم و برم زندگی کنم و بعد بمیرم. در وادی سیزدهم از محبت صحبت می شود و در وادی چهاردهم تکمیل می شود.
قبل از کنگره نمی دانستم محبت چیست و آموزش پذیر هم نبودم. آموزش ها در کنگره کامل است. برای کسی کامل است که خواست داشته باشد. خواسته من هم این است که از تاریکی خارج بشوم. برای کسی که به دنبال درمان وارد کنگره شده است، در پایان نقطه خط دیگری باز می شود. برای من که به دنبال حال بد و رفتار بد بوده ام چطور؟
برای من هم خط جدیدی باز می شود. برای همه انسان ها این خط باز می شود. این تغییرات است که به من اجازه می دهد تا از این تاریکی خارج شوم. نگاه آقای مهندس با همه فرق دارد. در بدترین شرایط می گویند که مشکلات رحمت خداوند است. می خواستند که زندگی را جور دیگری رقم بزنند.
مهندس آگاه است که بعد از هر مشکلی یک اتفاق خوب در راه است و نگاهشان به مشکلات مثبت است. وقتی به اینکه مشکلات رحمت خداوند است ایمان آوردم، زندگی ام تغییر کرد. حل مشکلات من را قوی تر می کند و به خودم می گویم من توانستم این مشکل را حل کنم و زندگی یعنی همین.
من بعنوان یک سفر اولی اگر امروز اینجا هستم باید ببینم آن زمانی را که شال راهنمایی را به گردن آویخته ام. باید باور کنم که من هم آمده ام تا به دیگران کمک کنم و این همان خط عشقی است که در وادی سیزدهم مطرح شده است. من در آموزش های کنگره فهمیدم که باید برای هدف خودم بجنگم و گاهی از آن دور شوم. فهمیدم که تعادل چیست و چگونه به دست می آید. فقط و فقط در کنگره این آموزش ها وجود دارد.
- تعداد بازدید از این مطلب :
310