وادی دوازدهم میگوید در آخر امر، امر اول اجرا میشود. این وادی مسیر هستی را به تصویر کشیده و برای انسان تصویر ذهنی ایجاد میکند. مسیر هستی تغییر، تبدیل و ترخیص است که حتماً باید ضربههایی زده شود تا بتواند به مرحله دیگر برسد. فرمان داده شد در زمین زندگی کنید بگذارید دیگران هم زندگیکنند به طوری که انگار برای همیشه زنده خواهید ماند. هنر درست زندگی کردن به دانستن علم زندگی است و درست زندگی کردن زندگی را زیبنده میکند و کسی نمیتواند آن را از شما دور کند. ما را هیچ دانشی جز آموختههای پروردگار نیست. قدرت مطلق برای خلق جهان القاء عشق را در ذرات امواج دمید تا به مرحله دیگری برسد. اثر قدرت شگفتانگیز عشق بود که امواج را به هم نزدیک کرد تا گسترده گردد؛ زیرا در هر حلقهای از حیات زندگی وجود دارد. خواه به انجام امور آن آگاه باشی یا نباشی. برای همین حیات به پایان نمیرسد؛ زیرا پایانی نیست زندگی و حیات ادامه دارد. انسان وقتی به درستی جلو برود با اندوختههای ذهنی خود میتواند با بار گران و ارزشمند حرکت کند و آن چیزی نیست که در کیسه بگذارد و با خود حمل کند.
لازم است برای جهان خود بیتکبر؛ اما سرافراز، ثروتمند، فاضل و بخشنده باشد؛ اگر چنین باشد در ادامه گوش به فرمانها داده و میتواند در مسیر صراط مستقیم حرکت کند و آنچه را که آموخته به دیگر انسانها انتقال دهد و علم و آگاهی خود را به دیگران القاء کند؛ چون در قالب انسان همه چیز قابل تعویض و تغییر است؛ اما لازم است که هوشيار باشد؛ زیرا شیطان در زیباترین قالب وارد افکار و ذهن انسان میشود. وسوسهها همیشه ما را در حیات خود ادامه میدهند؛ اگر ما قادر باشیم از آنها دوری میکنیم و راه خود را بهتر میابیم. انسان؛ اگر از نوشتارها جلوتر باشد صحت و سقم آنها را بهتر درک میکند؛ اگر وادیها را عملی کرده باشیم خیلی از گرههای درونی ما باز خواهد شد. نکتهای که از وادی یازدهم به من آگاهی میدهد این است که کسانی که آنچه دریافت نمودهاند چه مادی و چه معنوی هميشه در حال باز پرداخت آن هستند؛ اما کسانی که هر چه دریافت مینمایند؛ ولی هيچگونه پرداختی ندارند و همه چیز را برای خود و خانواده خود میخواهند همیشه در گرمای کویر منتظر طوفانهای شن میباشند؛ چون گیاهی نکاشتند که از طوفان جلوگیری نماید.
خلقت این چنین است؛ باید دوست داشته باشی تا تو را دوست داشته باشند. شما نکاشته میخواهید برداشت کنید و این امکانپذیر نیست. یکی از بدبختیهای بشر این است که برای برداشت عجله دارد بدون صبر و در نظر گرفتن زمان و میخواهد زمان را حذف کند؛ اگر امروز من چیزی بکارم؛ باید همان را برداشت کنم. گاهی من هیچ چیز نکاشتم؛ پس چیزی هم برداشت نمیکنم؛ یعنی خواستهای نداشتی. بعضیها یک تخم در زمین میکارند و صدها تخم برداشت میکنند و در آخر امر برداشت آنها همان بذرهایی است که کاشتند. کسی ایمان دارد که از فکر و اندیشه خود میکارد تا به انسانها کمک کند و دلی را به دست بیاورد و گریهای را به خنده تبدیل کند. مشکلات آنها را حل کند و انتظار برگشت هم نداشته باشد آنوقت است که به تو محصول با ارزشی میدهد؛ اگر محبت کنی و منتظر باشی که او هم محبت کند جواب نمیدهد. عشق بلاعوض ایمان است. انسانهایی که نیکی میکنند اعتقاد، ایمان و باور قوی دارند؛ زیرا جواب نیکی را خداوند؛ باید بدهد نه مخلوق خدا ما؛ باید قدردانی کردن را بلد باشیم. ما نمیتوانیم یک مرتبه توانایی پیدا کنیم؛ باید پروسه زمان و صبر را طی کرده باشیم.
یک بذر در دل تاریکی سختیهای زیادی را متحمل میشود تا شکافته شده و از دل خاک بیرون بیاید و خود را به نور برساند و رشد کند لهگونهای که در تصور ما هم نمیگنجد؛ اما سختترین و دشوارترین کارها با صبر، تحمل و فرآیند زمان حل خواهد شد. انسان میتواند با سعی و تلاش پیدرپی از نقطه سیاهی که در آن قرار گرفته خود را به رنگینکمان برساند؛ باید امیدوار باشد هیچ کاری غیر ممکن نیست؛ زیرا زندگی جاری است. ناامیدی کار شیطان است؛ اگر به نتیجه نرسیم قطعاً به علت عدم آگاهی و توجه نکردن به سیستم جسم یا توجه نکردن به مشکلاتی است که خود ما بوجود آوردیم؛ چون صرفاً از قانون پیروی نکرديم و بهای چندانی ندادیم. در آخر امر قانونی است که میگويد برای به دست آوردن هر چیزی؛ باید حرکت انجام شود، انرژی صرف شود و بهای آن کاملاً پرداخت گردد.
ما انسانها به دنبال اهدافی هستیم که فقط میخواهیم به آنها برسیم؛ اما قوانین و شرايط رسیدن به آنها را نمیدانیم در آخر امر مفهومی را میرساند که بدون تفکر و تعقل حرکت در جهت صراط مستقیم صورت نمیگیرد؛ بنابراین حرکت؛ باید همراه با تلاش، کوشش و تدبیر باشد؛ اگر ما قصد درمان اعتیاد را داریم هر نوع مواد مخدری که استفاده میکنیم چه یک ماده یا چند ماده باشد نمیتوانیم بلافاصله یا ظرف مدت چند روز به نتیجه برسیم؛ بايد پروسه گذشت زمان، تلاش، کوشش و مراقبت از خود صورت گیرد و در صبر خود بیصبری نکنیم. ما چند روزه مصرفکننده نشدیم که چند روزه به درمان برسیم؛ بنابراين برای رسیدن به حل بیماریها و مشکلات؛ باید صبر کرد؛ چون ریشه همه بیماریها و مشکلات از بیایمانی است. کسی که ایمان داشته باشد وارد عمل درست میشود؛ اما وقتی در جهت منفی حرکت کند همه چیز را از دست خواهد داد. یک مصرفکننده داخل یک دایره است؛ وقتی نمیخواهد پا فراتر بگذارد مدام تکرار میکند و با این تکرارها انسان از گردونه خارج میشود و این از حماقت خودشان است و فرد دیگری مقصر نیست. زندگی ما از روز الست شروع شد.
فراز و نشیبها و چراهایی را داشتیم منتها آنها را به یاد نمیآوریم. از روز الست آغازهای بیشماری آغاز شده، مشکلات بوده و خواهد بود؛ باید باد مناسب و بادبادکباز ماهر باشد تا بیاموزیم آنچه را که نمیدانیم و در جهت باد مناسب حرکت کنیم. در جهت فرمان راهنما، سیدیها، منابع، کتابها و در ضمن؛ باید تجهیزات داشت و نقشه راه را بلد بود. ابزار ما در کنگره جهانبینی است که ما را به تعادل و تکامل میرساند و آنچه را که یاد گرفتیم؛ باید به عمل تبديل گردد. کسی که به تعادل برسد از کوچکترین حرف دیگران یا راهنما ناراحت نمیشود. انسان؛ باید چیزی داشته باشد که به دیگران بدهد؛ اگر مالک چیزی نباشد نمیتواند به دیگری بدهد. برای اینکه به کسی آرامش بدهم؛ باید خود آرامش داشته باشم که بتوانم حال دیگران را خوب کنم؛ اگر چنانچه آدم بهم ریختهای باشم قطعاً این به هم ریختگی را به رهجو انتقال میدهیم. انسانهایی که امیدوار هستند از شادی و آرامش برخوردار هستند و کسانی که ناامید هستند هم خود و هم دیگران را به طرف سقوط سوق میدهند؛ وقتی که انسان امید و دانایی کامل داشته باشد قدمهای استوار برمیدارد و بدون هیچ ترس وهراسی در دل سختیها میرود.
یکی از قوانین وادی دوازدهم اجرا کردن فرامین الهی بر مبنای معرفت، عمل سالم و عدالت است. آنانی که قوانین را اجرا نمیکنند باعث خرابی و ویرانی زمین ،طبیعت و از بین رفتن جنگلها و زیبایی آنها میشوند. این آدمها اول شکنجه گر خود هستند و به خودشان آسیب میرسانند بعد به دیگران و تخریب، آوارگی و بدبختی برای خود مهیا میکنند. وادی دوازدهم زمان، مکان و فضا را توصیه میکند که با القاء، احیا و تحرک صورت میگیرد. هر چقدر انسان بر دانایی خود بیفزاید کمتر درگیر نیروهای بازدارنده میشود چون همه چیز بر مبنای اضداد شکل میگیرد و کامل میشود. جهالت ریشه تمام بدبختیه است؛ زیرا انسان اسیر نفس اماره میشود تا به آگاهی و دانایی نرسد و در این صورت اسیر نیروهای بازدارنده خواهد شد. انسان؛ باید خود را به چالش بکشاند تا کارآزموده گردد تا مانند درختان ایستاده باشد و ایستاده بمیرد؛ چون زندگی جاری است. توقف و سکون وجود ندارد و هیچ چیز متعلق به کسی نیست و همه چیز موقتی است. روزگار بازیهای زیادی دارد؛ چون مانند رودخانه دائماً جاری و در حال حرکت است؛ اگر متوقف گردد تبديل به باتلاق خواهد شد.
زندگی کردن در زمان حال با توجه به گذشته و در عین حال برنامهریزی کردن برای آینده است؛ اما متأسفانه انسانها همه چیز را برای آینده میخواهند و زمان را که در پیش روی آنها است نادیده میگیرند؛ چون مفهوم زندگی کردن را درک نمیکنند. برای مفهوم درست زندگی کردن؛ باید لحظات را حس کنیم. هر لحظه که میگذرد لحظه دیگر در پی آن فرا میرسد و ممکن است با لحظههای قبلی متفاوت باشد؛ زیرا در تقاطعهای مسير، خطر هميشه در کمین است؛ بنابراین در کنگره یاد میگیریم که در حال زندگی کنیم و از دقایق و روزهای گذشته درس بگیریم. از اختیاری که خداوند به ما داده بهترین استفاده را ببریم و یادمان باشد سر نوشتها به دست خود ما رقم میخورد ما؛ باید مسئولیتها را خود بپذیریم تا به مرحلهای برسیم که راه را از چاه تشخيص دهیم؛ یعنی رسیدن به تکامل، تعادل و توحيد تا نقطه صعود، دانایی موثر و نفس مطمئنه رسیدن. به معجزه زمان اعتقاد داشتن و تغییر کردن و تبدیل شدن به مقام انسانی و به مرحله ترخیص رسیدن؛ اگر مرحله تغییر، تبدیل و ترخیص صورت نمیگرفت هستی به سکون در می آمد و بلافاصله متوقف و متلاشی میگردید.
ما؛ باید با آموزشهای کنگره به نقطهای برسیم تا بتوانیم از بندهایی که به دست و پای خود زدهایم رها گردیم؛ زیرا صفت گذشته در انسان صادق نیست؛ چون جاری است؛ اگر فردی در تاریکی قرار دارد به این دلیل است که خاصیت او تغییر نکرده است. برای بوجود آوردن؛ باید خاصیت او به آرامی و اندک اندک با کسب علم، معرفت، دانش و تجربه تغییر کند. برای هر تغییری مدت زمان مناسب با آن؛ باید طی شود. فردی که مصرفکننده مواد مخدر است و سالها مواد مصرف میکرده نمیتواند در عرض چند روز به درمان برسد؛ بايد با فرآیند زمان به انسانی سالم تبديل گردد. به هر حال مجهولات انسانها بیشمار است. درد بشر از ندانستن نیست؛ بلکه از کشف نشدن دانستهها است. برای ایجاد تغییرات؛ باید دیدگاه انسان تغییر کند و به مشکلات با دیدی دیگر بنگرد.
مشکلات میتواند انسان را بسازد و کاملتر کند. انسان؛ باید همیشه نیمه پر لیوان را ببیند؛ حتی اگر قطرهای آب در ليوان باشد؛ باید تفکر او این باشد که همان قطره آب حکم ليوان پر از آب را دارد و با این دیدگاه از مشکلات استقبال کند؛ چون گاهی مشکلات رحمت و حکمت خداوند است. انسان؛ اگر در جهت مثبت و منفی قرار دارد؛ باید به درون خود عبور کند. آنگاه القاء و احيا هم به او کمک خواهند کرد. منابع مهمی در کنگره در اختیار ما قرار دارد که در هیچ کجای دنیا وجود ندارد؛ اگر با در نظر نگرفتن آموزشها و بستر مناسبی که در اختیار داریم به آنها اهمیت ندهیم این رحمت از ما گرفته میشود، شکست میخوریم و عمل صالح و سالمی را آغاز نمیکنیم؛ چون به فکر مراقبت و تداوم آن هم نبودهایم نتيجهای هم نمیگیریم؛ بنابراین باید صبوری کنیم تا معجزات زمان را با چشم خود ببینم.
بخش دوم دستورجلسه موضوع درختکاری است. درختان از نعمتهای باارزش و حیاطبخش هستند که خداوند برای انسان آفریده تا همواره از فایدههای گوناگون آن استفاده کند. درختان نشانه وجود خداوند هستند. خداوند تمام پدیدهها را از هیچ آفریده است و نمونههای فراوانی از ملکوت، قدرت و شگفتیهای فراوان آثار رحمت خود را به انسان نشان داده که همه با زبان گویا وجود پروردگار را گواهی میدهند و شناخت ما را بر وجود پروردگار کامل میکنند. در طبیعت و آنچه خداوند آفریده آثار و نشانههای حکمت او پدیدار است و نمونه آنها در درون انسان نهادینه است تا بهتر این امر مهم را درک کنیم و بدانیم هریک از این پدیدهها ی درون و بیرون حجت و برهانی به وجود او به شمار میآید. از این رو طبیعت آموزگار مخلوقین او است؛ گرچه برخی از صاحبان عقل در آن متذکر و در خلاف الهی میباشند و به جسم وجان خود اهمیت نمیدهند و میخواهند جسم با ارزش خود را به شکل گوناگون تغییر دهند و فاجعهای به بار میآورند ودر کار خداوند دخالت میکنند. خداوند عقل را به انسان عطا کرد که درست تصمیم بگیرد.
فرمان صادر شد که ای انسان مبادا جان درختی را بگیری و به آن آسیب برسانی یا جنگلی را به آتش بکشی و طبیعت را به زبالهدانی تبدیل کنی. در این صورت بدان و آگاه باش که عذاب سختی در پیش رو خواهی داشت. به همین دليل در ادامه این دستور جلسه مهم، موضوع درختکاری مطرح شده است و نشانهها و پیامها را یادآوری میکند. به همین دلیل کنگره۶۰ نیز از این موضوع مستثنا نیست. کاشتن نهال فقط نقطه اولیه راه است و تا دیدن درخت تنومند راه درازی در پیش است. ما برای جبران خسارتهایی که در دوران تاریکی به خود، طبیعت و جامعه زدیم؛ باید قدمی مؤثر هر چند کوچک برداریم. همه به درک و فهم انسان بستگی دارد که چگونه متوجه این شگفتیها شود که روزی در کجا بوده و امروز در چنین جایگاهی قرار دارد؛ باید جای پای خود را درکنگره به جا بگذارد برای کسانیکه بعد از او خواهند آمد. در کنگره هر سال مسافران نهالی را میکارند واز آن مراقبت میکنند تا لذت به بار نشستن و دستاوردهای خود را بچشند؛ وقتی انسان به اوج قله که همان بالاترین نور خداوند است میرسد پایانی ندارد. دیدگاه کنگره حرکت، تلاش و نگاه کردن به دور دستها است و سقوط معنا ندارد و مهم رسیدن به قله و ماندن در آن است. به همین دلیل عقاب با تفکر و اندیشهای که دارد آشیانه خود را در بالاترین نقطه میسازد و این در کنگره نمادی برای به اوج رسیدن و خوب تفکر و تعقل کردن است.
تشکر و حق شناسی ثمره درختی است که با اصول صحیح پرورش یافته است نمیتوان این میوه را میان کسانی یافت که به گونهای درست و صحیح پرورش نیافتهاند؛ بنابراین نمونه بارز آن افرادی هستند که با نفس خود مبارزه میکنند و در جایگاههای مختلف خدمت میکنند که پرچمدار آنها آقای مهندس هستند که استادانی را پرورش دادهاند تا بتوانند به انسانها کمک و آنها را احيا کنند. احیای محیط زیست احیای نفس است؛ اگر نفسی را بکشی انگار هزاران نفس را کشتهای. امیدوارم توانسته باشم که از آن دست انسانهایی باشم که بتوانم اشکی را به خنده تبدیل کرده باشم و برای جان انسانها دست از تلاش بر ندارم و هدفمندانه درجهت ارتقا انسانها کمک شایانی کنم.آمین
منبع: سیدیها و منابع آموزشی کنگره۶۰
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر صدیقه
ویرایش و ارسال: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پرند
- تعداد بازدید از این مطلب :
315