آنچه باور است محبت است و آنجه نیست ظروف تهی است. اگر خوب دقت کنیم، میبینیم که هیچکدام از ما بدون کمک دیگران قادر به تأمین نیازهای خود نیستیم. در تمام امور زندگی به یاری، راهنمایی و حضور دیگران احتیاج داریم.
اولین و نابترین کمکی که کنگره به من عطا کرد، کمک علمی بود. زمانی که وارد کنگره شدم، هدف اصلیام رهایی و درمان مسافرم بود؛ اما علم و دانش کنگره به من آموخت که من همسفر، با بودن در کنار یک مصرفکننده، افکار و اندیشهام دچار تخریب شده و باید به آرامش برسم تا بتوانم بال پرواز مسافرم باشم. با آموزشهای کنگره فهمیدم بیماری اعتیاد چیست، مصرفکننده در چه جایگاهی قرار دارد و همسفر در چه جایگاهی.
یکی از بزرگترین کمکهای کنگره به من این بود که هر زمان ناامیدی به سراغم آمد، دستم را گرفت و اجازه نداد وارد تاریکی شوم. کنگره به من راهنما داد؛ راهنمایی که با دل و جان، بدون هیچ چشمداشتی، تمام آگاهی و تجربهی خود را در اختیارم گذاشت تا من به آرامش، آسایش و حال خوش برسم.
کنگره مکانی امن و سرشار از امکانات آموزشی در اختیارم گذاشت تا حال خرابم را با آموزشها به حال خوش تبدیل کنم. دوستانی به من هدیه داد که با شادی یکدیگر شاد میشویم و از با هم بودن لذت میبریم. یکی از زیباترین کمکهای کنگره، رفتن به پارک، صبحانه خوردن و ورزش کردن در کنار هم است؛ آن هم بدون هیچ هزینهای.
کنگره درس درست زندگی کردن را به من آموخت؛ خداشناسی و خودشناسی را یادم داد. به من آموخت در صبرم بیصبری نکنم، گذشت و بخشش آگاهانه داشته باشم. امروز زندگی من در کنگره خلاصه شده و این بزرگترین نعمت و جای شکرگزاری است.
هرچه به عمق این دستور جلسه میروم، بیشتر میبینم که خداوند چقدر مرا دوست داشته که این مکان را سر راهم قرار داده تا آموزش بگیرم و به حال خوش برسم. هرچه فکر میکنم، نمیتوانم کمکهایی را که کنگره به من کرده اندازهگیری کنم. وقتی جناب مهندس، بنیانگذار کنگره، میفرمایند: «من هنوز به کنگره بدهکارم». پس من چه بگویم؟
اما کمکی که من میتوانم انجام دهم چیست؟ در وهله اول قدرشناسی، سپاسگزاری و شکرگزاری است. برای جبران زحمات عزیزان کنگره باید فرمانبردار باشم، قوانین و حرمتها را رعایت کنم و به همه خدمتگزاران احترام بگذارم.
بهترین کمکی که میتوانم بکنم این است که در مسیر صراط مستقیم حرکت کنم، سیدیهایم را بنویسم و برای تمام کمکهایی که به من شده ارزش قائل باشم. باید با تلاش و کوشش در جهتی حرکت کنم که یک همسفر و خدمتگزار کوچک اما مفید برای کنگره باشم.
باید در لژیون سردار شرکت کنم تا بتوانم چراغ این مکان امن و مقدس را روشن نگه دارم؛ تا کسانی که هنوز در تاریکی هستند بتوانند از این امکانات بهرهمند شوند. امیدوارم آموزشها را کامل و صحیح کاربردی کنم و در ادامه فردی مفید برای کنگره باشم.
در پایان، از خداوند متعال عاقبت بهخیری، سلامتی و طول عمر برای جناب مهندس و خانواده محترم ایشان خواستارم.
نویسنده: همسفر اشرف رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم)
رابط خبری: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر نیلوفر رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
76