چهارمین جلسه از دوره ششم جلسات آموزشی لژیون سردار کنگره ۶۰ نمایندگی تختجمشید با استادی کاندیدای پهلوانی مسافر حامد و نگهبانی مسافر محمد جواد و دبیری مسافر وحید با دستور جلسه « کمک من به کنگره و کمک کنگره به من » یکشنبه ۱۴ دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار کرد.

سلام دوستان حامد هستم یک مسافر
شاکر و سپاسگزار خداوند هستم به من فرصتی داد تا در جمع شما دوستان در لژیون سردار باشم و خدمت کنم و از شما آموزش بگیرم.
از نگهبان دبیر و خزانه دار لژیون سردار هم تشکر میکنم که این فرصت را به من دادند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.
خوب دستور جلسه امروز کمک من به کنگره و کمک کنگره به من هست.
انسان یا ذات انسان فراموشکار است حالا فراموشی خوب هست در بعضی جاها خوب هست و در بعضی موارد اصلا خوب نیست .
و من باید بیایم گذشته خودم را در ذهنم تداعی کنم و به گذشته برگردم که ببینم من چی بودم و الان چی شدم. وقتی که من به گذشته برگردم خیلی از کارهای ضد ارزشی را انجام نمیدهم و کلا به سمت ارزشها حرکت میکنم ولی وقتی گذشتهام را در ذهنم مرور نکنم و به گذشته برنگردم ممکن است خیلی از کارهای ضد ارزشی را انجام بدهم.
من زمانی که مصرف کننده مواد مخدر بودم روزی چند بار از این مسیر کنگره رد میشدم و روزانه ۵ بار هم میشد که من از این مسیر رفت و آمد داشتم و همیشه این ماشینها را که میدیدم میگفتم توی ذهن خودم ماشالله خدا بده برکت این مبل فروشی چه فروشی دارد و هیچ وقت نشد که بیایم بپرسم آقا اینجا چه خبر هست چون إذنش صادر نشده بود چون فرمانش صادر نشده بود .
من چون ترکهای متعددی انجام داده بودم تنها چیزی که من را آزار میداد خواب شب بود، و آخرین ترکی که انجام دادم حدود ۸ ماه طول کشید خواب شب نداشتم، یعنی در طول شبانه روز دو سه ساعت بیشتر خواب نداشتم و روزی که وارد کنگره شدم آن مرزبانی که آن روز خدمت داشت با آغوشی باز من را بغل کرد و همین مهر و محبت مرزبان آن روز باعث شد من جذب کنگره بشوم و زمانی که وارد کنگره شدم و جلسات تازه واردین را گذراندم به خودم گفتم من دو هفته صبر میکنم اگر خواب شب من درست شد به هر سختی که هست تحمل میکنم اگر هم نشد که میروم و موادم را باز مصرف میکنم و زمانی که روی دارو رفتم خواب شب من از روز سوم درست شد یعنی از شب چهارم خوابم درست شد و اینجا بود که با خودم فکری کردم و گفتم این سیستم درست هست و سیستمی هست بینقص، چون من قبل از اینکه وارد کنگره بشوم از مواد شبه افیونی بدن خودم اطلاعی نداشتم، این علم و دانش کنگره بود که باعث شد از سیستم ایکس و مواد شبه افیونی بدنم اطلاع پیدا کنم.
کنگره ۶۰ به من راه درست زندگی کردن را یاد داد، کنگره ۶۰ به من یاد داد خودم را بشناسم و چطور زندگی کنم ، کنگره ۶۰ من را از التماس کردن و دروغ گفتن روزانه نجات داد، شخصیت و هویت من را به من برگرداند، کنگره ۶۰ مسئله اعتیاد به روش دیاستی مسئله اضافه وزن به روش دژاکام و مسئله نکوتین با آدامس نیکولایف، انواع بیماریها و سرطان که جهان را به زانو درآورده علم و دانش کنگره ۶۰ به درمان رسانده و تعداد زیادی از انسانها به درمان رسیدهاند و رها شدهاند.
کنگره ۶۰ به من بخشش یاد داد که ببخشم تا رها بشوم، ببخشم تا به آرامش برسم و آرام زندگی کنم.
از روز اول که من وارد کنگره ۶۰ شدم در اینجا من فقط دریافت داشتم، هیچ پرداختی نداشتم اگر هم پرداختی بوده به خاطر حال خوب و خوش خودم بوده، اگر من در کنگره ۶۰ خدمت داشتم یا دارم به خاطر حال خوب و خوش خودم هست و همانطور که میدانیم کنگره ۶۰ هیچگونه حقوق بگیری ندارد و تمام خدمتگزاران از عشق و ایمان و عقل هست که در کنگره ۶۰ دارند خدمت میکنند و اگر این عشق و علاقه نبود کسی در کنگره ۶۰ خدمت نداشت .
کنگره ۶۰ هیچ گونه حقوق بگیری ندارد و یک رهجو زمانی که وارد میشود هیچ پرداختی ندارد یعنی هیچ هزینهای پرداخت نمیکند حالا کنگره ۶۰ امده برای ما یک فضای امن و آرامی تهیه کرده تا ما به رهایی برسیم حالا خوب این یک هزینههایی هم دارد مثلاً خود من که وارد کنگره شدم پیش خودم حساب کردم اینجا پول برق و پول آب دارد استهلاک صندلی دارد و خود من اینها رو پرداخت میکردم حالا نمیگویم صد در صد ولی کم و زیادی پرداخت میکردم. من زمانی که وارد لژیون شدم یکی دو هفتهای گذشت و کارتخوان برای اجاره امد و راهنما به من گفت تو نمیتوانی پرداخت کنی و من همینجور که باهاش صحبت میکردم کشیدم و پرداختم رو کردم بعد گفت شما اجازه نداشتی گفتم موردی ندارد اینجا اجاره دارد پول آب دارد پول برق دارد هزینه دارد باید پرداخت داشته باشم من اگر پرداخت نداشته باشم خوب یک نفر قبل از من بوده که این صندلی را خریده تا من اینجا بشینم و فضای گرم و آرامی هست تا به رهایی برسم و سفرم را انجام بدهم .
خوب هر ارگان و سازمانی برای اینکه پابرجا بماند سه تا مولفه دارد یکی علم و دانش که کنگره ۶۰ علم و دانش را دارد، یکی نیروی متخصص که راهنماها دیدهبانها و ایجنتها هستند و یکی هم پول هست، یک مولفه هم پول هست که باید من پرداختی داشته باشم تا این سیستم پابرجا بماند، حالا پرداخت هر کسی به اندازه وثق و تواناییش هست، اینجا به کسی نمیگویند چرا کم دادی یاچرازیاد دادی و من توی سفر اول یک دو ماهی بود که سفر داشتم که گلریزان شد و گلریزان اولی ۳ میلیون تومان پرداخت کردم و با آموزشهایی که در کنگره یاد گرفتم و آمدم سال بعدی سرداری را کشیدم و چون اولش شناختی نداشتم علم و آگاهی در مورد کنگره نداشتم و سال بعدی هم آمدم دنوری را کشیدم و زمان گلریزان امسال هم که من میخواستم پهلوانی را اعلام کنم ولی گفتم شاید آقای مهندس قبول نکند بروم آنجا ببینم قبول میکنند یا نمیکنند بعد پهلوانی خودم را اعلام کنم و رفتیم باز هم شکر خدا جناب اقای مهندس قبول کردند و انشاالله که بتوانم سر تاریخ پرداخت کنم و خدا به همه اعضا این توفیق را بدهد تا این جایگاه را تجربه کنند.

تایپ: مسافر وحید دبیر لژیون سردار
تنظیم و ارسال: مسافر محمد جواد
- تعداد بازدید از این مطلب :
256