هشتمين جلسه از دوره دهم جلسات لژیون سردار مسافران نمایندگی گنجعلیخان کرمان با استادی راهنماDST مسافر حسن،نگهبانی،راهنما پهلوان مسافر حسین و دبیری پهلوان مسافر جابر با دستور جلسه "کمک من به کنگره و کمک کنگره به من" در روز یکشنبه ۱۴ دیماه ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵/۳۰ برگزار گردید.
سخنان استاد؛
سلام دوستان، حسن هستم یک مسافر.
خدا را سپاسگزارم که اجازه داد بار دیگر در کنگره باشم و آموزش بگیرم. همچنین از آقای مهندس سپاسگزارم که این بستر را فراهم کردند و از راهنمای عزیزم که به من آموزش داد، و از ایجنتها، مرزبانها و تمام خدمتگزاران کنگره نیز قدردانی میکنم.

دستور جلسه این هفته «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» است. کنگره به من خیلی کمک کرده است. شاید گاهی فراموش میکنم چون انسانها فراموشکار هستند و این جزء طبیعت انسان است. اگر انسان فراموش نکند و عزیزش را از دست بدهد، در رنج و عذاب خواهد بود.
در مورد درمان مواد مخدر هم باید بگویم انسان فراموشکار است. گاهی وقتها یادم میرود که کجا بودهام و چه رنجهایی را تحمل کردهام. در سال ۹۷ که به کنگره آمدم، خیلی بیمار بودم و لکنت زبان شدید داشتم. حتی نتوانستم به عنوان تازهوارد خودم را معرفی کنم. حالا همان حسن کنگرهچی که بودم، به اینجا رسیدم که استاد جلسه بشوم. آقای منصوری میگویند فقط یوسف از چاه بیرون نیامد، من هم از تاریکی بیرون آمدم و فقط یوسف عزیز مصر نشد، من هم عزیز شدم.
در سیدی «سرمایه اجتماعی»، آقای مهندس میفرمایند بهترین چیزی که انسان میتواند داشته باشد، سرمایه اجتماعی است. سرمایه پولی خوب است، ولی مال وارث است.
در کنگره من نباید فراموش کنم که هرچند مسئولیت یک مصرفکننده بر عهده خودش است، اما نمیتوانیم منکر راهنما و سیستم کنگره بشویم. برای اینکه یک نفر به درمان برسد، انرژی زیادی باید مصرف شود.
من بعضی وقتها یادم میرود، اما خداوند میفرمایند که من به یادآورنده هستم و تذکر میدهم. کنگره به من چه داده است؟ اول علم کنگره را به من داده است؛ روش دیاستی که روش درمان بیماری است، نه فقط برای اعتیاد، بلکه برای انواع بیماریها. من خودم بیماری میگرن عصبی شدید داشتم و بیمارستانی میشدم که باید سرم وصل میکردم. اما الان درمان شدهام، به واسطه کنگره.
بهترین و جامعترین روش، روش دیاستی است و علم کنگره را به من داده است.
دومین چیزی که کنگره به من کمک کرد، اختیار بود. به واسطه اختیار، توانستم راهنما انتخاب کنم با حس خودم.
سومین کمک، امکانات رفاهی است که کنگره در اختیار من گذاشته است. اینجا جای گرم و راحتی است. در انجیوهای دیگر چنین امکاناتی وجود ندارد. من قبلاً در مسجد یا ادارهها بودم، اما کنگره شرایطی به من داده است که راحت باشم و از آن مهمتر، راهنما دارم که من را هدایت میکند.
چهارمین کمک کنگره، دوستان با محبت هستند. همان سرمایه اجتماعی که کنگره به من داده است. دوستانی که نه دنبال جیب من هستند و نه دنبال چیزی جز حال خوب من. این دوستان به هم کمک میکنند، و من باید قدر آنها را بدانم.
من هفتهای سه بار به کنگره میآیم و وقتی به خانه میروم، پر از انرژی هستم.
در سال ۹۷، صبحها که از خواب بیدار میشدم، یک مثقال تریاک میجویدم تا حالم خوب شود، و عصر پنج مثقال تریاک میکشیدم. با این حال بد، به خانه میرفتم. اما در کنگره، ساعت پنج صبح از خواب بیدار میشوم، دنبال کارهایم میروم و شب با انرژی به خانه میروم.
من چه بهایی میتوانم بدهم؟ آقای مهندس میگویند هر نفر در کنگره پنجاه میلیون هزینه دارد. من نباید فراموش کنم که کنگره به من خیلی کمک کرده است. این دستور جلسات برای همین است که به یاد بیاوریم که کنگره به ما چه کمکهایی کرده است. بهترین کمکی که کنگره به من داده است، همان سرمایه اجتماعی و دوستان با محبت است.
استاد امین در سیدی موسی میفرمایند: «دریا فقط برای موسی شکافته نشد، راه برای من هم باز شد.»
در دستور جلسه اول گفته شده که کمک من به کنگره، بحث الگوسازی است. اگر کمکی به کنگره کردهاید، بگویید. اگر پهلوان دنیای خودتان یا سردارید، بگویید که الگو شوید.
در سیدی «سرمایه اجتماعی»، آقای مهندس میفرمایند: «خداوند میگوید حساب انسانها با خداوند صاف است؛ یعنی هرچه خداوند به انسان داده است، چه از هستی چه از جسم، اگر یک کار خیر انجام دهید، ۱۰۰ برابر به شما برمیگردد. در کنگره هم حساب ما صاف است، ولی اگر در کنگره کاری انجام بدهید، خداوند خیر و برکت را به زندگیتان جاری میکند.»
سفر اولیها تنها کمکی که میتوانند بکنند، در مسیر درمان بودن است. گوش به فرمان راهنما بودن و سر وقت حضور داشتن. برای من دارد زحمت کشیده میشود و من باید این زحمتها را ببینم. سیدیام را سر وقت بنویسم. یک پیمان بستهام با خودم و با اختیار خودم آمدهام و میخواهم درمان شوم.
با درمان شدن و تغییراتم، الگویی برای دیگران باشم و دیگران ببینند که من تغییر کردهام و آنها هم به کنگره میآیند.
در سال ۹۷، وقتی به کنگره آمدم، آقا مجید ایجنت در نشریات بود و ایشان الگوی من بودند.
به واسطه حضور آقا مجید، خیلی از دوستان از زنگی آباد و اطراف برای درمان آمدند. این همان نور و خیر و برکت در زندگی ایشان است و رسالت خود را انجام دادند. هر کاری که در راه خداوند، در راه کنگره، و در راه خدمت به انسانها انجام دهم، به خودم برمیگردد. خیلی از بزرگان میگویند اگر میخواهید پولدار شوید، باید به دیگران خدمت کنید، و بهترین راه برای ثروتمند شدن، خدمت به دیگران است.
حلقه لژیون سردار، لژیون درمان فقر است. خیلی از ما پول داریم، اما میترسیم حتی در خانه خرج کنیم. امیدوارم که همهی ما به آگاهی برسیم و از روی آگاهی خرج کنیم.
ممنونم که به صحبتهای من گوش کردید.



تایپ و ویرایش:مسافر محمد لژیون اول
عکس و ارسال مطالب:مرزبان خبری مسافر مجید
- تعداد بازدید از این مطلب :
660