English Version
This Site Is Available In English

یکی از بزرگ‌ترین کمک‌های کنگره به من اجازه ورود است

یکی از بزرگ‌ترین کمک‌های کنگره به من اجازه ورود است

سلام‌ دوستان محبوبه هستم یک همسفر؛

بابت حضورمان در کنگره خداوند را شکر می‌کنم و یکی از بزرگ‌ترین کمک‌های کنگره به من همین اجازه ورود است؛ البته گاهی یادم می‌رود به چه‌‌علت و با چه‌حکمتی در کنگره حضور دارم، آن‌هم به این دلیل است که یکی از خصلت‌های انسان، نسیان است یعنی فراموشی و من انسان، فراموش می‌کنم که کجا قرار داشتم و در چه‌حالی بودم که وارد کنگره شدم و الان چه‌حالی دارم، زیرا کنگره‌ کمک‌های زیادی به من کرده است که بیان آن‌ها در کلمات نمی‌گنجد و قابل نوشتن نیست. تا قبل از ورود به کنگره حاضر بودم تمام زندگی‌ام را بدهم تا مسافرم حالش خوب باشد و زندگی آرامی داشته باشم؛ ولی الان که مسافرم درمان شده‌ و به حال خوب رسیده است، بعضی اوقات آن روزهای تاریک و سیاه یادم می‌رود و این همان فراموشی است. اگر من سال‌ها در کنگره خدمت کنم چه از نظر مالی، جانی و چه علمی باز هم یک‌هزار از آن چیزی که کنگره به من داده است را نمی‌توانم جبران کنم و در پایان از خداوند می‌خواهم که تا آخرین لحظه زندگی‌ام در کنگره بمانم، خدمت کنم و در راه کنگره جان بدهم.

سلام دوستان فائزه هستم یک همسفر؛

به‌نظر من بزرگ‌ترین کمک را کنگره به ما می‌کند و من حال خوش و آرامش الانم را از کنگره دارم و وقتی به گذشته نگاه می‌کنم جنگ و جدال‌هایی که با مسافرم داشتم همیشه ذهنم درگیر آن‌ها بود و من می‌خندیدم؛ ولی حال دلم نه، چون از درون همیشه ناراحت و ناامید بودم و فکر نمی‌کردم کنگره‌ای باشد که بتوانیم بیه کمک آن از دل تاریکی‌ها بیرون بیاییم و به سمت نور حرکت کنیم. آموزش‌هایی که در کنگره و از طریق راهنما بدون هیچ چشم‌داشتی در اختیار ما قرار می‌گیرد ما در مقابل این کمک‌ها و آموزش‌ها مدیون هستیم و باید در پایداری این جمعیت احیای انسانی تلاش کنیم و هرکس به اندازه توانی که دارد باید جبران کند و من از آقای مهندس دژاکام که این مکان امن را برای ما و مسافرها فراهم کردند تا به رهایی و حال خوش برسیم بسیار سپاسگزارم.

سلام دوستان معصومه هستم یک همسفر؛

وقتی صحبت از کمک کردن می‌شود باید بدانم که معنی آن‌را فهمیده‌ام یا نه و من در کنگره یاد گرفتم که وقتی به گذشته خود نگاه می‌کنم می‌بینم که چقدر حالم بد بود و هیچ‌چیزی از زندگی نمی‌دانستم؛ اما از وقتی‌که به کنگره آمده‌ام دیگر از آن ترس‌ها، نامیدی‌ها، افکار منفی و فراموشی‌های پی‌درپی خبری نیست و می‌توانم با غلبه بر نفس‌ خود از ضدارزش‌ها دوری کنم و چگونه عشق و محبت داشته باشم؛ ولی کمکی که من می‌توانم به کنگره داشته باشم این است که با آموزش‌های درست قدردانی و ‌فرما‌ن‌برداری کنم و تمام این‌ آموزش‌ها را مدیون آقای مهندس هستم و از ایشان تشکر می‌کنم.

سلام دوستان مرجان هستم یک همسفر؛

کنگره۶۰‌ برای من فقط یک مکان نبود؛ بلکه یک تولدی دوباره بود و جایی‌که در آن آموختم نجات، حاصل آموزش درست و استمرار در حرکت است. در روزهایی که امید کم‌رنگ شده بود، کنگره با نظم و محبت من را در آغوش گرفت و یاد گرفتم که مشکل فقط مصرف‌ نبود؛ بلکه تفکر بیمار بود و درمان آموزش بود و قدم‌به‌قدم، با صبر راهنما و قوانین کنگره به تعادل نزدیک شدم و یاد گرفتم مسئول زندگی خودم باشم و به‌جای فرار با مشکلات روبه‌رو شوم و کنگره به من آموخت چگونه زندگی کنم نه فقط چگونه مصرف نکنم و امروز کمک من به کنگره از جنس قدردانی است با خدمت، احترام به قوانین و با انتقال تجربه؛ بنابراین من کمک می‌کنم تا چراغی که راه من را روشن کرد خاموش نشود، کنگره۶۰‌ به من زندگی سالم هدیه داد و من با تمام وجود خود را وقف نگهداری این مسیر الهی می‌کنم.

سلام دوستان بانو هستم یک همسفر؛

کنگره به تمام کسانی‌که در آن قدم می‌گذارند کمک کرده و هرکس به شکلی این خیریت در زندگی‌اش جاری شده‌ مثل یک مسافری‌ که با کمک کنگره به رهایی‌، آسایش و حال خوب رسیده است. وقتی‌که به چهره مسافران و همسفران رها شده نگاه می‌کنیم تفاوت امروزشان با اولین‌باری که وارد کنگره شدند غیر قابل‌‌ وصف و بیان است، گویی در مردابی بودند که با هر تکان و تلاش، بیشتر در منجلاب و باتلاق فرو می‌رفتند؛ اما امروز آن‌قدر در عشق می‌درخشند که گویی هرگز غم و تلاطمی نبوده است. کنگره چگونه به من کمک کرد؟ من هنوز سفرم تمام نشده است؛ ولی کنگره باعث شد بتوانم از غرق شدن کمی خود را نجات دهم و به کناره‌های مرداب خود را بکشانم و از تلاش‌های بیهوده و بی‌نتیجه دست بردارم، من یاد گرفتم همه انگشت‌های اتهام را فقط به سمت مسافرم نگیرم و متوجه شوم که از این پنج انگشت، سه انگشت به سمت خودم اشاره می‌کند و می‌گوید (تو برو خود را باش) من درست است هنوز مسافرم به رهایی نرسیده؛ اما از غرق‌شدن کمی رها شده‌ام و روی نقص‌ها و نفس خودم کار می‌کنم و در جهت رشد و محدوده زندگی‌ام هستم چرا که یک مسافر علاوه‌بر درست و اصولی سفرکردن، برای رهایی نیاز به آرامش و آسایش خانواده هم دارد و کنگره این فرصت را به من داد که بتوانم رشد کنم و از دل‌مردگی و ناامیدی بیرون بیایم و هدفمند زندگی کنم، برای خودم اهدافی تعیین کنم و برای به نتیجه رسیدن آن‌ها، حرکت کنم. من چه کمکی به کنگره کرده‌ام؟ کمکی که من می‌توانم برای کنگره انجام دهم این است که رسالتی را که دست‌به‌دست و با عشق در اختیار من قرار گرفته را با حضور فعال در جلسات، احترام به حرمت‌ها و عمل کردن به آن‌ها، کمک مالی و با خدمت کردن در کنگره آن‌را ادامه دهم، آموزش‌ها را خوب بیاموزم، به آن‌ها عمل کنم و آن‌ها را سرلوحه زندگی‌ام قرار دهم و سعی کنم انسان خوبی ابتدا برای ذات خودم و بعد برای خانواده‌ام و در نهایت برای جامعه باشم.

رابط خبری: همسفر شمسی رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون چهارم) دبیر دوم سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .