جلسه سوم از دوره چهارم کارگاههای آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره60 ویژه جشن همسفر نمایندگی ایران تاکستان به استادی راهنما همسفر پریسا، نگهبانی راهنمای تازهواردین همسفر فاطمه و دبیری راهنما همسفر پیمان با دستور جلسه «هفته همسفر، نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافران» روز پنجشنبه 11 دیماه 1404 ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر که این توفیق نصیبم شد تا بهعنوان همسفر خدمت کنم و آموزش بگیرم. از ایجنت همسفر الهام و نگهبان همسفر فاطمه کمال تشکر و قدردانی را دارم. به نوبه خودم این هفته پرشگون را در رأس به آقای مهندس و اولین همسفر کنگره۶۰ خانم آنی و خدمت فرزندان گرامیشان خانم شانی، خانم آنی و استاد امین تبریک و تهنیت عرض میکنم. خدمت همسفران خانم و آقا که قدمبهقدم مسافران حرکت میکنند نیز تبریک عرض میکنم. به همسفرانی که به هر دلیل امروز حضور ندارند تبریک میگویم؛ زیرا حضور این عزیزان در خانواده باعث استواری قدوم مسافرانشان شده است.
همانطور که میدانید ما در کنگره چند جشن داریم که پایههای کنگره را تشکیل میدهند. یکی از این جشنها، جشن همسفر است که نشاندهنده نقش مؤثر همسفر در کنار مسافر است. در ابتدا باید بدانیم همسفر کیست؟ همسفر کسی است که مصرفکننده موادمخدر نیست و از اعضاء درجه یک شخص مصرفکننده میباشد که در طول سفر، مسافر را همراهی مینماید. اغلب همسفران در دوره مصرف مسافران آسیبهای فراوانی دیدهاند. یکی از اهداف کنگره۶۰ درمان خانواده هست تا آسیبهای به بار آمده جبران شود.
بنده قبل از ورود به کنگره همیشه این سؤال برایم پیش میآمد که چرا من باید درگیر یک شخص مصرفکننده باشم؟ یا چرا قسمت من چنین است که باید با یک شخص مصرفکننده زندگی کنم؟ این سؤالات بسیار مرا اذیت میکرد و با خود فکر میکردم همه اینها نتیجه اشتباهات من در گذشته است و باید زندگی با یک شخص مصرفکننده را تحمل کنم و تاوان پس بدهم. خدا را شکر با ورودم به کنگره و گرفتن آموزشها دیدگاهم تغییر کرد و متوجه شدم تخریبهایی که مسافرم در طی مصرفش به من میزد از روی عقل و آگاهی نبوده؛ بلکه به علت مصرف موادمخدر بوده است. موادمخدر روی تفکر و اندیشه او حجاب و پرده کشیده بود.
به نظر من یک مسافر هرچقدر هم آدم خوب، مهربان و دارای توان مالی بالایی هم باشد در طول مدت مصرفش نمیتواند نور بیشتری به اعضای خانواده خود بتاباند. گویی همیشه یک جای کار میلنگد و همه ما به علت کمبود محبت از طرف مسافرانمان، فشارهای روحی و روانی بسیاری را متحمل شدهایم. بسیاری از اوقات گرفتار بیماریهای متعدد شدیم؛ ولی الآن وقت آن رسیده که بیاییم و خود را احیاء نماییم. شخصی دچار آتشسوزی میشود و اطرافیان آتش را خاموش کرده و او را به بیمارستان منتقل میکنند. بعد از ویزیت شدن پزشک میپرسد شما با این بنده خدا چه کردهاید؟ این آقا ۹۵ درصد کوفتگی و فقط ۵ درصد سوختگی دارد! اطرافیانش جواب میدهند ما قصدمان کمک کردن بود؛ ولی وسیله دیگری جز بیل نداشتیم و مجبور شدیم با بیل آتش را خاموش کنیم.
این مصداق بارز یکسری از همسفران است که قصد کمک به مسافر را دارند؛ ولی راه درست را نمیدانند. ما باید بپذیریم که درمان اعتیاد یک علم است. ما از این علم هنوز چیزی نمیدانیم و باید در کنگره شاگرد باشیم و سر خود را با سر راهنما عوض کنیم؛ زیرا راهنما این راه را رفته، سالها در این راه تجربه دارد و اکنون تجربیات خود را در اختیار ما قرار میدهد. ضربالمثلی است که میگوید: تجربه را تجربه کردن خطاست. یک مواقعی لازم نیست ما همهچیز را تجربه کنیم، گاهی باید از تجربیات دیگران استفاده کنیم و راهنما بهراحتی تجربه خود را در اختیار ما قرار میدهد. اگر راهنما به شما میگوید همسفر عزیز لطفاً سرتان در کار خودتان باشد و با مسافرتان کاری نداشته باشید او میداند شما از علم اعتیاد چیزی نمیدانید و با دخالت خود باعث خرابی بیشتر میشوید. شما بازرس نیستید، گوشی و جیبهای مسافر خود را نگردید؛ بلکه بیشتر سعی کنید روی خودتان تمرکز داشته و فکر نکنید با انجام اینکار به مسافر خود بیاهمیت میشوید، در صورتیکه اینطور نیست و شما بار درمانش را روی خودش میاندازید.
در سی دی ابلیس آقای مهندس از چهار قانون نام میبرند که به عقیده من اگر ما همسفران فقط یکی از قوانین را رعایت نماییم، تا آخر عمر میتوانیم از یک زندگی خوب و معتدل برخوردار باشیم. آقای مهندس میفرمایند: «قیاس نکنید. چرا یک موقع حالمان خراب میشود و کم میآوریم؟ زیرا زندگی خود را با دیگران مقایسه مینماییم. من باید خودم را با زندگی قبلی خود مقایسه کنم که قبلاً کجا بودم و الان کجا هستم. باید به خاطر داشته باشیم خوشیها و سختیهای دنیا هیچ کدام پایدار نیست. اگر منِ همسفر این را بدانم در سختیها خودم را نمیبازم و در خوشیها آنقدر غرق نمیشوم که ندانم چه میکنم.
خانم آنی در هفته بنیان گفتند: «ما همسفران رها نکردن را آموختهایم. جایی بین انتخابِ رفتن و ماندن، ماندن را انتخاب کردیم. چرا؟ زیرا خانه و خانواده برای ما تعریف شده بود. ما عشق محبت و دوست داشتن را با گوشت، پوست و استخوان خود درک کرده بودیم، ماندیم تا مسافرمان و خانواده خود را نجات دهیم و کانون خانواده را هر روز گرمتر از روز قبل کنیم. آقای مهندس فرمودند: همسفر و مسافر مانند دو بال پرواز هستند، اگر یکی از بالها زخمی باشد قطعاً نمیشود انتظار یک پرواز خوب، عالی و رسیدن به اوج را داشت؛ پس مسافر باید یک همسفر خوب کنار خود داشته باشد.
روی سخنم با همسفر عزیزی است که امروز پا به کنگره نهاده است. عزیزم لطفاً خودت را نفرین شده ندان، با خود نگو چرا امروز من هم اینجا هستم؟ آنقدر حضور شما در اینجا ارزشمند است که به نظر من این را نتیجه دعای خیر مادرت بدان. اینهفته یک فرصت عالی برای مسافران است و فرصتی است برای جبران خسارت و ترمیم قلبهای شکسته است. امیدوارم در این روز مسافران با تمام توان خود و کمی بیشتر از توانشان از همسفران صبور، مهربان و همیشه در صحنه تشکر و قدردانی نمایند. در پایان خداوند را بسیار شاکرم که عضو کوچکی از این اقیانوس بیکران هستی و بهعنوان همسفر در حال آموزش گرفتن هستم. امیدوارم همه همسفران به آرامش و آسایش واقعی برسند.
گزارش تصویری از جشن همسفر























.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر پروانه و مسافر رضا
تایپیست: همسفر مروارید رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون دوم)
عکاسان: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون سوم) و همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون دوم) دبیر سایت
ویرایش: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون سوم) دبیر سایت
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ایران
- تعداد بازدید از این مطلب :
1782