اینبار مصاحبه برای هفته همسفر انتخاب سختی بود؛ هرکس به نوبه خود یک همسفرِ خاص بود. آدم دلش میخواست با همه همسفران شعبه گفتوگو کند، کنارشان بنشیند، صدایشان را بشنود و از همسفر بودنشان لذت ببرد، مثل همیشه با کمی مشورت به حسمان اعتماد کردیم و رفتیم سراغ دو عزیزِ همسفر که دستِ بر قضا هر دو سفر نیکوتین انجام داده بودند و مسافرانی داشتند که روزی برایشان همسفری کرده بودند و …

همسفر سپیده؛ به همراه مسافر مجید، با آنتیایکس متادون وارد کنگره۶۰ شدند و پس از ۱۱ ماه و ۵ روز سفر، به راهنمایی همسفر هدی و مسافر رضا، اکنون ۳ سال است که رها شدهاند.
مسافر مجید که اکنون راهنمای DST هستند، از همان ابتدای سفر، با لذت و شوق، همسفر سپیده را ترغیب کرده بودند که سفر نیکوتین انجام دهند و تردیدها را برای همسفرشان کنار زده بودند تا ایشان نیز از بند نیکوتین رها شوند و اکنون شال مرزبانی را به گردن دارند.
.jpg)
همسفر مریم؛ به همراه مسافر مهدی، با آنتیایکس تریاک و با راهنمایی همسفر ملیحه و مسافر رضا، ۱۱ ماه و ۵ روز سفر کردند و در حال حاضر هر دو آنها راهنمای DST و ویلیام هستند. مسافر مهدی آدامس نیکوتین را برای همسفر مریم به شکل قلب درمیآوردند و حمایت و عشق خود را به همسفرشان اینگونه ابراز میکردند.
با حس خوبی که از این عزیزان گرفتهایم، گفتوگوی خود را با آنها شروع میکنیم. امید است این حس خوب به خوانندگان این مطلب نیز منتقل شود.
کنگره۶۰ معتقد است مسئولیت درمان به عهده شخص مصرفکننده است، پس نقش همسفر در درمان مسافر چگونه است؟

همسفر سپیده:
نقش همسفر بسیار مهم و چشمگیر است. هرچند خواست و اراده شخص مصرفکننده مهمترین عاملِ سفر درست و رسیدن به درمان است، اما وقتی یک همسفر آموزشهایی را که از راهنما خود میگیرد در زندگی کاربردی میکند، کیفیت درمان هم برای مسافر و هم برای خودِ همسفر بالا میرود. وقتی همسفر به کنگره۶۰ میآید، آموزش میگیرد و آن را در زندگی و رابطه با مسافرش به کار میبرد، حسوحال بهتری نصیبشان میشود؛ چراکه مسافر احساس تنهایی نمیکند و میداند کسی هست که به واسطه آموزشهای کنگره۶۰ در کنارش است و او را درک میکند.

مسافر مجید:
هیچکس قادر نیست آنطور که باید مرا درک کند. این من بودم که در تاریکی اعتیاد فرو رفتم و عمیقترین تاریکیها را دیدم و تنها خودِ من هستم که میدانم در درونم چه میگذرد؛ پس راه نجات هم از درون من آغاز میشود، نه از بیرون. در مسیر درمان و رسیدن به حال خوش، مسئولیتپذیری نقش کلیدی دارد من وقتی بپذیرم که خودم مسئول جبران اشتباهاتم هستم، آنوقت همسفر میتواند با آرامش کنار منِ مسافر قرار بگیرد و نقش مؤثری در درمان داشته باشد. همسفران تمام تاریکیها و سختیها را به واسطه کنار یک مصرفکننده بودن چشیدهاند و سفر DST سفر سختی است. نیروهای منفی تمام تلاش خود را میکنند که یک نفر همچنان در گروهشان باقی بماند و غلبه بر این نیروها نیازمند این است که همسفر در مسیر آموزش، آگاهی و دانایی قرار بگیرد.

همسفر مریم:
همسفر نقش مکمل را در درمان مسافر دارد و اگر بتواند نقش خود را بهخوبی ایفا کند، مسافرش با کمترین تنش به رهایی خواهد رسید. مهمترین شرط همسفر بودن این است که مسافرت را دوست داشته باشی و بتوانی با او همحس شوی؛ آنوقت است که میتوانی تأثیرگذار باشی. رشد همسفر زمانی حقیقی میشود که جایگاه خود را بهعنوان یک زن، همسر، خواهر یا مادر لمس کند، جایگاهش را بپذیرد و بتواند آموزشهای کنگره۶۰ را عملی کند، اگر به آموزشها عمل نکند، خودش بههم میریزد و وقتی بههم بریزد، دیگر نمیتواند نقش نیروی مکمل و کمکی را داشته باشد.
مسافر مهدی:
همسفر نقش مکمل را در پروژه درمان یک مسافر ایفا میکند. همانگونه که در معنای واژه «همسفر» نیز مشخص است، مهمترین نقش همسفر همراهی مسافر در مسیر درمان است. در این سیر و سفر، خودِ او نیز مشاهدات و برداشتهایی خواهد داشت که باعث آموزش و حس خوب در او میشود و هرچه جلوتر میآید، بیشتر به آنها پی میبرد و در ادامه خدمتگزار هم میشود.

لطفا نقش آموزش همسفر را در بهبود روند درمان مسافر بیان کنید؟
همسفر سپیده:
نقش همسفر این است که آموزشها را با یکدیگر دریافت کنند تا هر دو از نظر آموزشی متوازن باشند. وقتی هر دو با هم در کلاسها شرکت کنند، بهتر و راحتتر میتوانند آموزشها را در زندگی کاربردی کنند؛ چراکه حرف مشترک بینشان وجود دارد و درک بهتری از صحبتهای یکدیگر خواهند داشت و به همین دلیل است که همسفر، بالِ پرواز مسافر است.
مسافر مجید:
زندگی ما مثل آینه است و نقش خود در زندگیمان را خودمان انتخاب کردهایم. ما آموزش میبینیم، فقط برای شخص خودمان و این آموزشها از روز اَلَست شروع شده است و همچنان ادامه دارد. اینکه همسفر در کلاسها شرکت کند و آموزش ببیند، قطعاً در روند درمان تأثیر دارد؛ چون با مسافر زندگی میکند و به واسطه این آموزشها، با یکدیگر گفتوگو و نظرات مشترک پیدا میکنند.
همسفر مریم:
آموزشها، شناختِ رویارویی با بیماری اعتیاد و کنترل خود در مواقع وخیم و پُر از تنش زندگی را به ما میدهد. یک همسفر باید این قدرت را داشته باشد که اگر مسافرش از نظر رفتاری از تعادل خارج شد، بتواند او را آرام کند؛ بهطور مثال مسافر دچار خشم شده است و میخواهد شیشه را بشکند؛ یک همسفر آموزشندیده و ناآگاه، با کلام و رفتارش طوری عمل میکند که آتش درون او بیشتر شده و اوضاع بسیار بدتر میشود؛ اما همسفر آگاه میتواند در شرایط سخت، یک تکانه درست وارد کند و شخص را از لبه پرتگاه نجات دهد. آری، همسفر؛ یعنی بخشیدن و گذشتن؛ یعنی سکوت در مواقعی که مسافر دچار جنون است؛ یعنی فداکاری و رها کردن و ... اگر همسفر گذشت و فداکاری داشته باشد، میتواند خدمت بزرگی به خانواده انجام دهد و در کنارش، خودِ او نیز رشد چشمگیری خواهد داشت.
مسافر مهدی:
آقای مهندس میفرمایند: جهان علمی به نقطه صفر اعتیاد هم نرسیده است؛ یعنی تمام اطلاعات موجود در جهان درباره اعتیاد نادرست است و همسفر یا همسری که میخواهد با این اطلاعات به یک مسافرِ در حال درمان در کنگره۶۰ کمک کند، فقط مانع درمان او میشود؛ اما حضور او بهعنوان یک همسفر و دریافت آموزشهای کنگره۶۰، باعث ایجاد هماهنگی بین او و مسافرش میشود و همچنین قدرت تشخیص در برخورد با مسائل را به او میدهد. در واقع، با آموزشهای کنگره۶۰، مسافر و همسفر همدل و همراه میشوند و بار اعتیاد را به کمک هم و بهدرستی برمیدارند
همسفران عزیز لطفا بفرمایید چطور شد که پذیرفتید سفر نیکوتین را انجام دهید؟ نقش مسافر در کنار شما چگونه بود؟
مسافرین عزیز بفرمایید چه حسی داشتید وقتی در سفر نیکوتین همسفرتان، نقش همسفر را ایفا میکردید؟
همسفر سپیده:
اوایل سفر بود که متوجه شدم در کنگره۶۰، راهنمای درمان نیکوتین وجود دارد. تا اینکه یک روز مسافرم به من پیشنهاد داد در لژیون ویلیام شرکت کنم. ابتدا فکر کردم مسافرم بهخاطر اینکه مصرف من باعث وسوسه او نشود، این پیشنهاد را داده است؛ اما بعداً که در مسیر قرار گرفتم، فهمیدم چه لطف بزرگی شامل حال من شده است تا بتوانم جایگاه مسافر بودن را بچشم. مسافرم همسفر شدن را خیلی خوب برایم به اجرا درآورد، چون کاملاً درک درستی از این موضوع داشت و من خیلی راحت توانستم سفر کنم و به درمان برسم؛ چون مسافرم خیلی خوب برایم جا انداخت که مصرفکننده بودن یک خانم هیچ عیبی ندارد. در کنگره۶۰، همه ما یک هدف مشترک داریم و آن هدف، درمان است.
مسافر مجید:
من خودم پیشنهاد سفر نیکوتین را به همسفرم دادم و خیلی او را برای ادامه مسیر تشویق کردم. از همان ابتدای سفرم متوجه جایی که آمده بودم شدم و مطمئن بودم به رهایی و درمان میرسم. برای همین دوست داشتم همسفرم هم از این چشمه آب بنوشد و مصرف تفننی خود را کنار بگذارد. تنها احساسی که داشتم، حس خوشحالی و سلامتی بود که برایم از هر چیزی باارزشتر است.

همسفر مریم:
وقتی با آموزشهای کنگره۶۰ عجین شدم، به این درک رسیدم که مصرف نیکوتین باعث بسته شدن بسیاری از حسها و آموزشها در من میشود. با آموزشهایی که از راهنمای خوبم همسفر ملیحه، میگرفتم، نقطه تفکر درمان در من بیدار شده بود. وقتی راهنمای ویلیام وایت همسفر سارا، برای اولین بار به شعبه آمدند، هیچ شکی نداشتم که باید نور درمان را به جسم خسته و رنجورم بتابانم و مسافر بودن را تجربه کنم و من بهعنوان اولین مسافر نیکوتینِ خانم، در همان جلسه اول به ایشان رجوع کردم و سفر خود را با عشق، که سراسر آموزش و تجربه بود، شروع کردم. به لطف خداوند، هماکنون خود هم راهنمای ویلیام وایت هستم و به اعتبار آقای مهندس و زیر سایه ایشان میتوانم به همسفران خانمی که در دنیای تاریک اعتیاد به نیکوتین هستند کمک کنم تا به درمان قطعی برسند و شهد شیرین رهایی را با تمام وجود لمس کنند. مسافرم در تمام مسیر یار و یاور من بودند. بهجرأت میگویم اگر حمایتهای ایشان نبود، شاید نمیتوانستم سفر خوبی را تجربه کنم. ایشان به من این اعتمادبهنفس را داده بودند که درمان، برایم مهمتر از قضاوت دیگران باشد. در همینجا از مسافرم قدردانی میکنم و خداوند را برای وجود ارزشمندشان در زندگیام شکرگزار هستم.

مسافر مهدی:
حُسن بسیار خوبی است، البته این همراهی همیشگی است؛ چون هر سفری به پایان میرسد و سفر دیگری آغاز میشود. انسان هرگاه بهدرستی در نقشی باشد، از اجرا آن لذت میبرد.
مسافرین: لطفا بفرمایید آیا در طول سفر جایی بوده است که احساس کنید اگر همسفرتان نبود دیگر ادامه نمیدادید؟

مسافر مجید:
کمکهای بیرونی فقط زمانی مؤثر خواهند بود که ما خودمان خواسته و حرکت کرده باشیم، اگر همسفرم در مسیر قرار نمیگرفتند، من مسیر خودم را حتماً ادامه میدادم؛ اما به این راحتی سفر نمیکردم و قطعاً مشکلات و سختیهای زیادی را باید پشت سر میگذاشتیم. چون همسفرم در همان چند ماه اول که در سیستم نبودند، مشکلات زیادی داشتیم؛ اما در نهایت، منِ مسافر باید این نکته را به کار ببرم که خودم باید به فکر خودم باشم، زیرا هیچکس دیگر مسئول کارهای من نیست.
مسافر مهدی:
بارها این احساس را داشتهام و بارها خداوند را برای حضور و همراهی ایشان شکر میکنم؛ زیرا در کنگره۶۰ سرعت رشد و تعالی بسیار بالا است و اگر همسفر همراهت نباشد، فاصله ایجاد میشود.
عکاس: راهنما تازهواردین همسفر فروزان
مصاحبه کننده: همسفر فهیمه رهجو راهنما همسفر فاطمه(ن)(لژیون چهارم)
ویرایش: همسفر زینب رهجو راهنما همسفر مریم(لژیون دوم)
ارسال: همسفر زهرا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اسبیکو خرمآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
354