چهاردهمین جلسه از دور اول کارگاه های صبح گاهی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی پارک لاله، به استادی راهنمای محترم همسفر محمد مهدی، نگهبانی همسفر محمد و دبیری همسفر چنگیز روز سهشنبه مورخ ۹ دی ۱۴۰۴ با دستور جلسه "هفته همسفر: نقش همسفران خانم و آقا، در درمان اعتیاد مسافران" راس ساعت ۶:۰۰ صبح آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان محمدمهدی هستم، همسفر. بسیار ممنونم از دبیر جلسه که گزارش خوبی را قرائت کردند. خدا قوت میگویم به همه کسانی که در این جلسه حضور دارند.
اولین جلسهای است که در پارک لاله به عنوان «استاد» پذیرفته شدهام. من از پارک لاله حس خوبی میگیرم و واقعاً برایم ارزشمند است که توانستم مسئولیت استادی این جلسه را به دست بیاورم و در کنار شما آموزش ببینم. موضوع این جلسه، «دستور جلسه همسفر» است. کنگره دوست دارد در این جشن این مطلب را به من بیاموزد که همسفر چه نقشی در سفر مسافر دارد.
من به عنوان یک همسفر، مسافرم پدرم بود. پدرم با ۱۵ سال تخریب (اعتیاد) وارد کنگره شد. ما خانوادهای چهارنفره بودیم: من، خواهرم، پدر و مادرم. در آن زندگی، اعتیاد شرایطی آنقدر سخت به وجود آورده بود که من و خواهرم تصمیم گرفتیم برای چند سال از خانواده جدا شویم؛ چرا که شرایط زندگی داشت سختتر میشد.
ما از اعتیاد پدر اطلاعی نداشتیم. مادر شرایط را طوری نشان میداد که فشارها و مسئولیتها را از دوش پدر برمیداشت و روی دوش خودش میگذاشت. این فداکاری بسیار بزرگی بود که مادر انجام میداد و این انتخاب را میکرد. خانوادهدار و همسفر و مادر باید فداکاری میکرد تا بتواند آن جمع (خانواده) را نگه دارد.
میخواهم کمی عمیقتر به نقش همسفر نگاه کنم. امیدوارم برای همه عزیزانی که اینجا حضور دارند، این هفته هفتهای سخت نباشد که از همسرشان تقدیر کنند. اما از چه چیزی باید تقدیر کنیم؟ در مدتی که ما از خانواده جدا شده بودیم، اتفاق سختی که رخ میداد این بود که جدایی از پدر، محبت ما نسبت به او را روزبهروز کمرنگ میکرد و موجب میشد این حس محبت و پیوند از دست برود و کمتر شود.
همانطور که آموزشهای کنگره به من یاد داده است، یک مسافر اگر میخواسته اعتیاد داشته باشد و آن اعتیاد، قوتی که باید برای اجرا (ترک) بگذارد را ندارد، حتی اگر زور هم بزند، توان انجام آن کار را ندارد. تنها کاری که همسفر (مادر) میتوانست انجام دهد، این بود که خانواده را نگه دارد.
اتفاقاً همسفر تمام خواستههای مسافر را انجام نمیدهد. هرچه خواسته دارد، آن کار را انجام نمیدهد. اما در واقع، همسفر اگر مسافری هست که دوست دارد، او را در زندگی نگه میدارد.
حرفی که میخواهم بزنم این است: نقشی که یک همسفر دارد، این است که باید بسیار هوشیار باشد؛ زیرا مسافر کمکم توان خود را از دست میدهد و دیدن این صحنه برای یک همسفر بسیار سخت است. من وقتی پدرم را میدیدم، خیلی برایم جالب نبود.
اما خدارا شکر میکنم که کنگره ۶۰ به من، به عنوان یک همسفر، اجازه حضور داد. این آموزشها، نیاز همسفر است، نیاز مادران است، نیاز همسفران است.
اکنون بعضی هستند که همسفرشان حضور دارد و بعضی هستند که همسفرشان نمیآید. واقعاً از خدا میخواهم کسانی که همسفرشان نیست، به زودی در کنگره حاضر شوند و با هم، همسفران، این آموزشها را ببینند؛ یک سری آموزش و تفهیم که تخریب ایجاد کرده بود. وقتی مسافر میآید و سفر اولش را میگذراند، حتی در سفر اول هم بعد از آن، مسافر کمکم آگاه میشود و نیاز دارد آن جبران خسارت را انجام دهد و آن ضرر را جبران کند.
صحبتم را طولانی نمیکنم. یک پیام دارم؛ همسفران آقا (مرد) خیلی جدی کارشان را ادامه میدهند. امیدوارم اگر همسفر آقا (برادر) دارید، او را به کنگره دعوت کنید. چند سالی است که همسفران آقا دارند راهشان را ادامه میدهند و پذیرش میشوند.
یک نکته را جدی بگیریم. برای همه شما در این هفته و این جشن آرزوی خوشی دارم. به بنده که خوش میگذرد.

تایپ: مسافر مجتبی نمايندگى پرستار
بارگزاری: مسافر علیرضا نمایندگی امیرکبیر
تهیه و تنظیم: گروه سایت نمایندگی پارک لاله
- تعداد بازدید از این مطلب :
163