English Version
This Site Is Available In English

آموزش و خدمت مجالی برای معرکه‌گیری نمی‌دهد

آموزش و خدمت مجالی برای معرکه‌گیری نمی‌دهد

جلسه پنجم از دوره سی‌ونهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی رودکی، با استادی راهنما مسافر محمد، نگهبانی مسافر تراب و دبیری موقت مسافر عباس، با دستور جلسه "رابطه یادگیری و معرکه‌گیری" چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

چکیده سخنان استاد:
سلام دوستان محمد هستم یک مسافر.
خدا را شکر می‌کنم که امروز در این جایگاه هستم. از روزی که وارد کنگره شدم و در این‌جا ماندگار شدم، همیشه خودم را در جایگاه استادی با شال راهنمایی تصور می‌کردم، از آن‌جایی که خواسته‌اش را داشتم و در راستای رسیدن به این خواسته تلاش کردم، توانستم این جایگاه را تجربه کنم. به خودم افتخار می‌کنم و از جناب مهندس تشکر می‌کنم که این بستر را برای من فراهم کرد تا به این جایگاه برسم.

خب هیچ‌چیز در کنگره ۶۰ بی‌حکمت نیست عزیزان، زمانی که با این دستور جلسه مواجه شدم، یاد خودم افتادم. من در سفر اولم شاید نماد معرکه‌گیری بودم و هر هفته یک‌بار مشارکت می‌کردم تا نقد کنم.
می‌گشتم تا کاستی‌ها را پیدا کنم و آن را بلد کنم و به همراه سایر دوستانم که با من هم نظر بودند، راجع به آن مسائل گفتگو می‌کردیم و به صورت هماهنگ آن مسائل را در مشارکت‌هایمان بازگو می‌کردیم. به گونه‌ای که مشارکت اول را من می‌گرفتم، ضربه اول را می‌زدم، سپس سایر دوستان با مشارکت‌های بعدی ضربات بعدی را وارد می‌کردند.

اما در سفر دوم به این نتیجه رسیدم بهترین کار برای یک رهجو این است که فرمان را اجرا کند و انضباط داشته باشد؛ چرا که اگر شما در طول سفر از این‌که یک معرکه‌ای را نگرفتید، یک ایرادی را نگفتید و یا یک صحبتی را به حق یا ناحق نگفتید، پشیمان شوید، بهتر از آن است که اشتباه کنید؛ چون زمانی که اشتباه می‌کنید از مسیر خارج می‌شوید. چه بسیار در حلقه دوستان ما بودند کسانی که خواسته، دانش و آگاهی فراوانی داشتند و می‌توانستند بهترین جایگاه‌ها را به دست آورند، اما چون در این حواشی دچار اشتباه شدند از مسیر خارج شدند.
ما تنها زمانی می‌توانیم اشتباه نکنیم که با انضباط و فرمانبردار باشیم.

حالا ما در کنگره دنبال آموزش گرفتن و خدمت کردن هستیم و انسانی که در حال خدمت کردن و آموزش گرفتن باشد فرصتی برای معرکه‌گیری نخواهد داشت. من در سفر اولم علیه هرشخصی که معرکه‌گیری کردم در سفر دوم خدمتگزار آن شخص شدم. مقررات در کنگره بدین گونه است که زمانی که به عنوان خدمتگزار زیر مجموعه کسی می‌شویم، هر فرمانی که به ما بدهد اعم از درست یا اشتباه می‌بایستی چشم بگوییم و آن را اجرا کنیم. همین امر باعث شد در سفر دوم و هنگام خدمت از انسان‌هایی آموزش گرفتم که در طول سفر اولم همواره علیه آن‌ها و عملکردشان انتقاداتی داشتم و  معرکه‌گیری می‌کردم به نوعی همان‌ها نیز به من کمک کردند تا بتوانم به این جایگاه (راهنمایی) برسم.

در کنار این مطالب همیشه احساس می‌کردم که این مسئله معرکه‌گیری هم‌چنان یک حلقه گمشده‌ای وجود دارد که ما آن را نمی‌بینیم؛ به همین‌خاطر بود که رفتم چند کلیپ معرکه‌گیری را تماشا کردم تا ببینم چیزی توجهم را جلب می‌کند یا نه؟ تا این‌که‌ متوجه زنجیر یا اسباب معرکه‌گیرها شدم. فهمیدم در فرآیند معرکه‌گیری علاوه بر خود شخص معرکه‌گیر، یک حلقه گمشده نیز وجود دارد که آن {زنجیر} است. اگر زنجیر یا لوازم معرکه‌گیری وجود نداشته باشد معرکه‌گیرها کارشان رونقی ندارد.
اگر بخواهم وجه تشابه آن را در معرکه‌گیری سیستم خودمان بگویم که نقش زنجیر در ما چگونه است می‌توانم بگویم زمانی که یک ساختار انسانی مشغول کار است، امکان ندارد که بدون خطا و حاشیه باشد. نه فقط در کنگره 60 بلکه هرکجا و یا هر سازمانی که نیروی انسانی آن را بگرداند و به شیوه کلاسیک اداره شود بدون شک اشتباهاتی نیز در آن رخ خواهد داد.

همیشه در مجموعه‌های انسانی درصدهایی از خطا و اشتباه وجود دارد، حتی در سیستم‌های دیجیتالی هم کدهای خطایی وجود دارد و این اصلا چیز غیر طبیعی نیست؛  اما چه کسانی معرکه‌گیری را تشدید می‌کنند؟! همان‌ دست‌اندرکارانی که می‌گویند «اینجا یک مجموعه کامل و بی‌نقصی است» این اشخاص در اصل برای‌شان بی‌نقص و کامل بودن سیستم مطرح نیست بلکه هدف آن‌ها این است که بگویند چون ما در این سیستم هستیم و این سیستم بی‌نقص است ما هم انسان‌های کامل و بی‌نقصی هستیم این همان کاری است که اسقف‌های اعظم در کلیسا می‌کردند. چون همواره باورشان این بود که از آن‌جایی که ما در این سیستم در حال انجام کار هستیم و این سیستم الهی است، بنابراین این ساختار هیچ‌گونه خطا و حاشیه‌ای ندارد پس ما هم کامل و بی‌نقص هستیم. آن‌ها هدف‌شان این بود که خودشان را انسان‌های کامل و بی‌نقصی جلوه دهند و نه سیستم را و همین امر هیزمی بود در آتش معرکه‌گیرها.

بنابراین اگر ما بپذیریم که در هر سیستم انسانی درصدی از خطا هست و این اصلا غیر طبیعی نیست، آماده‌ایم این‌جا آموزش بگیریم و اعتیادمان را درمان کنیم. در این راه فرصتی برای اشتباه و معرکه‌گیری نداریم زیرا در صورت اشتباه کردن، نیروهای منفی و تاریکی بر ما به راحتی غلبه خواهند کرد و ضربه فنی خواهیم شد. از طرفی زمانی که تمام فرصت‌مان را صرف یادگیری و آموزش و خدمت کنیم زمانی برای معرکه‌گیری نخواهیم داشت.

متشکرم از این‌که به صحبت‌های من گوش دادید.

نوشتن و بارگذاری؛ مسافر حسن
فرستادن مطلب؛ مسافر مجید
عکس؛ مسافر بابک

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .