English Version
This Site Is Available In English

حسادت، پیش نیاز معرکه‌گیری

حسادت، پیش نیاز معرکه‌گیری

جلسه یکم از دوره چهلم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی رودکی با استادی راهنما مسافر سعید، نگهبانی  مسافر علی و دبیری مسافر امید« با دستور جلسه، رابطه یاد گیری و معرکه گیری» شنبه ۱  آذر ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان سعید هستم یک مسافر.
خدا را شکر می‌کنم یک بار دیگر توانستم در خدمت شما باشم و آموزش بگیرم. با دو دستور جلسه در خدمت شما هستم.
دستور جلسه هفتگی« رابطه یادگیری با معرکه‌گیری» و دستور جلسه دوم« یکمین سال رهایی مسافر صادق»
بهتر است هر دستور جلسه‌ای را نخست عنوانش را جداسازی کنیم تا معنی آن را بدانیم و بتوانیم در مورد آن گفتگو کنیم. ابتدا ببینیم یادگیری چه است؟! بعد ببینیم معرکه‌گیری چیست؟!
سپس بپردازیم به رابطه این دو با هم.
یادگیری، فرایند  ماندگاری است که ما با تکرار و تمرین آن را به دست می‌آوریم. تکرار و تمرین مایه یادگیری است درست همانند کاری که ما در کنگره آن را انجام می‌دهیم. تکرار در دستور جلسات، تکرار در نوشتن سی‌دی‌ها، تکرار در نظم،... و همین تمرین و تکرار ادامه دارد تا فرایند یادگیری کامل شود.
معرکه گیری، فرایندی است که همه کم و بیش با آن آشنا هستیم. مهندس نیز این را گفتند: در گذشته کسانی بودند که در گذرگاه‌ها معرکه‌گیری می‌کردند و کارهای عجیب و غریبی انجام می‌دادند مانند، کارهای پهلوانی و بازی با مار و غیره... تا آدم‌ها را سرگرم کنند.
حالا ببینیم چرا این دستور جلسه در کنگره عنوان شده است؟! زمانی که کسی از فرایند بدست آوردن دانش و اطلاعات دور می‌شود، یا اگر آن فرایند را انجام بدهد اما تکرار و تمرین نداشته باشد، و یا در فرایند آموزش شکست بخورد، و در ادامه به نتیجه نرسد، آن شخص به دنبال معرکه‌گیری می‌رود.
عامل دیگری که موجب معرکه‌گیری می‌شود حسادت است. برای نمونه؛ زمانی که  من و یک کس دیگر همزمان وارد یک جایی می‌شویم و آن شخص دیگر جایگاه بهتری را نسبت به من بدست می‌آورد، حسادت در من آغاز شده و وارد فرایند معرکه‌گیری می‌شوم.
پیش آمده است که همزمان دو نفر با هم وارد کنگره شده‌اند، یکی از آنها فرامین را انجام داده، آموزش‌ها را گرفته، رها شده به سفر دوم رسیده، مشغول انجام خدمت و یاری رساندن به دیگران شده است. اما همان شخص دوم آموزش‌ها را نگرفته، در لژیون نبوده، سی‌دی‌ها را ننوشته و به نتیجه نرسیده است و برای اینکه بتواند کوتاهی خودش را توجیه کند وارد معرکه‌گیری می‌شود. شخص معرکه گیر، برای اینکه بتواند معرکه‌گیری را انجام دهد دنبال یار بازی می‌گردد. به گفته دیگر دنبال کسانی می‌رود که هم‌تیپ و هم‌فرکانس خودش باشند و کسانی باشند که کارهایی را شروع کرده و شکست خورده‌اند.
در یادگیری شش دانگ حواسمان می‌بایستی به فرایند یادگیری باشد.  در جزوه جهان‌بینی آمده است که یک شاگرد و یک رهجوی خوب کسی است که زمانی که استاد در حال صحبت کردن است، تمام گفته‌های استاد را گوش کند. نه اینکه زمانی که استاد در حال سخن گفتن است، در ذهن خودش مشغول آزمایش کردن و تفسیر کردن موضوعات باشد. این موضوع بیانگر آن است که آن شاگرد در حال گوش کردن نیست و خودش را به جای آن قضیه گذاشته است و حواسش به آموزش نیست. اگر حرفی به او زده شود دنبال گوش کردن نیست و تنها در پی پاسخ دادن است و به مطالب گفته شده توجهی نمی‌کند.
کسانی با این ویژگی در لژیون، آرام آرام به سوی یکدیگر کشیده می‌شوند. برای نمونه کسی که در درمان سیگار شکست خورده است دنبال آدم‌های سیگاری می‌رود تا بتواند معرکه‌گیری کند. این افراد به  چرخه معرکه‌گیری انرژی می‌دهند تا بتوانند کار خود را بچرخانند.
حالا کسی که در یک فرایند شکست می‌خورد دو راه برای انتخاب کردن دارد. نخست آنکه از شکستش درس بگیرد و مسیری که در آن شکست خورده است را تکرار نکند. دوم، برای اینکه بتواند شکست خود را توجیه کند وارد معرکه گیری می‌شود. هیچکس نمی‌تواند یک راه تکراری را برود و از آن نتیجه متفاوت بگیرد. زیرا اگر یک راهی چندین بار هم رفته شود همان نتیجه حاصل خواهد شد.  به گفته دیگر اگر من یک مسیر را یک بار رفته باشم و شکست خورده باشم اگر باز هم همان مسیر را بروم بدون شک شکست خواهم خورد.
بنابراین باید مسیر را تغییر دهم.
استاد سردار گفته‌ای دارند که؛ مقدر است از یک معدن ۲ فلز استخراج شده و از آنها دو شمشیر ساخته شود، که یک شمشیر به حق بزند و شمشیر دیگر به ناحق.
همانطور که مولانا هم درد حکایت بقال و طوطی گفته است:
این خورد گردد پلیدی زو جدا
آن خورد گردد همه نور خدا
این خورد زاید همه بُخل و حسد
وآن خورد زاید همه نور احد

فرض کنید راهنما در لژیون با ۱۰ نفر رهجو نشسته و در حال آموزش دادن است. مطلب یکی مطلب است، آموزش، یک آموزش است و حرف، یک حرف است!  اما یک نفر آموزش‌ها را می‌گیرد و از راه تاریکی باز می‌گردد و همینطور یک نفر آموزش‌ها را نمی‌گیرد و دنبال کار خودش می‌رود و بیشتر به تاریکی‌ها فرو رفته و سقوط می‌کند.

و اما بخش دوم دستور جلسه که اولین سال رهایی صمد ( صادق) است. صادق سفر بسیار خوب و مرتبی داشت. سی‌دی‌های سفر اولش را خیلی زود نوشت و تمام کرد و سی‌دی‌های سفر دومش را نیز آغاز کرده است. اما هنوز آنها را تمام نکرده است.
صادق هر کار خوبی که انجام می‌داد می‌آمد و منتش را سر من می‌گذاشت و تکالیفش را خوب انجام می‌داد تا من اجازه دهم به شمال برود. نام مستعارش صمد و نام شغلیش صادق است و خیلی دوست دارد در محل کارش او را صادق آهنگر بنامند. به یاد دارم یک بار دیده‌بان ورزشی دستور داده بود که کسی برای ورزش به سالن‌ها مراجعه نکند. اما یک کس دیگر که همنام صادق بود، جهت ورزش به سالن می‌رفت و ما هر بار از شانس بد او صادق را توبیخ می‌کردیم.
صادق در لژیون سردار و پارک مشغول خدمت است و این تولد را به همه شما عزیزان و خودش تبریک می‌گویم و امیدوارم همیشه خدمتگزار خوبی برای کنگره باشد.

جشن یکمین سالروز رهایی مسافر صادق

 

اعلام سفر مسافر صادق:
سلام دوستان صادق هستم یک مسافر.
آنتی ایکس مصرفی شیره
مدت سفر ۱۰ ماه و ۲۵ روز
روش DST
دارو OT
نام راهنما آقا سعید
ورزش والیبال
رهایی یک سال و ۱۴ روز

آرزوی مسافر صادق:
آرزو دارم مصرف مواد از تمام ایران ما پاک شود

 

چکیده گفته‌های مسافر صادق:
من از راه یکی از دوستانم که خودش در کنگره سفر می‌کرد با کنگره آشنا شدم و از او خواستم که مقداری از داروی اوتی به من بدهد و یکی دو روز بخورم تا ببینم که حالم چگونه می‌شود! اما او به من می‌گفت که اینگونه نیست و باید به کنگره بیایم و طبق مقررات کنگره سفرم را آغاز کنم. تا جایی که از دست او دلخور شدم و گمان می‌کردم که نمی‌خواهد با من همکاری کرده و مقداری دارو به من بدهد.
تا اینکه به اینجا آمدم و مشاوره شدم اما از آنجایی که مشاور تازه واردین و هم‌لژیونی‌هایم ریش و عینک داشتند گمان می‌کردم که این‌ها مامور هستند و اگر من اینجا خوب نشوم مرا دستگیر می‌کنند. اما پس از اینکه بیشتر با دوستان و خدمتگزاران آشنا شدم نظرم عوض شد و ایمان آوردم که می‌توانم اینجا با یاری دوستان به درمان برسم.
هنگامی که سفرم را آغاز کردم، دانستم که یک سری چیزها را باید کنار بگذارم تا بتوانم در جلسات عمومی و خصوصی شرکت کنم و آموزش‌ها را دریافت کنم. در این مدت سفر دومی‌ها برای من الگو بودند و همیشه می‌خواستم تا یک روز حال من هم مانند ایشان خوب شود.
دوستان زمانی که وارد کنگره می‌شوند باید همان مقدار که مواد مصرف می‌کنند را به راهنمایشان بگویند تا طبق آن دارو برایشان تجویز شود و مانند من اشتباه نکنند چون زمانی که من وارد شده بودم گمان می‌کردند که هر چقدر که بگویم مواد بیشتری مصرف می‌کنم به همان میزان به من داروی بیشتری خواهند داد!
با اینکه مشکلات زیادی در زندگیم داشتم اما هیچ کدام از آنها مانع نشدند و آمدم و سفرم را ادامه دادم تا به درمان رسیدم. اما پس از درمان نیز به ساختار کنگره علاقمند شدم و باعث شد که بمانم و به سفر دومم بپردازم. در زندگی اشتباهات زیادی داشتم اما امروزه با استفاده از آموزش‌های کنگره در حال جبران آنها هستم تا بتوانم با استفاده از این آموزش‌ها اشتباهات کمتری در ادامه داشته باشم.
امیدوارم همه مصرف کننده‌ها بتوانند درمان شوند و به این حال خوش برسند. هر زمان که من به کنگره می‌آیم حالم خوب می‌شود و این حال را مدیون خدمتگزاران هستم.
در آخر از همه خدمتگزاران، مرزبان‌ها، ایجنت‌ها و جناب مهندس دژاکام تشکر فراوان دارم مه این بستر را برای من فراهم کردند تا بتوانم به درمان برسم.
از آقا ابوالفضل و اقا سعید راهنمای گرامی تشکر می‌کنم که در این مسیر همیشه هوادار من بوده و آموزش‌های نابی به من داده است.


نوشتن و بارگزاری؛ مسافر حسن
عکس مسافر؛ مجید
فرستادن مطلب؛ مسافر بابک

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .