English Version
This Site Is Available In English

تشخیص ماهیت خواسته‌ها

تشخیص ماهیت خواسته‌ها

یازدهمین جلسه از دوره پانزدهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره۶۰ ، نمایندگی دکتر علیرضا (مبارکه)، با استادی راهنمای محترم مسافر مرتضی، نگهبانی مسافر مهرداد و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه ‌« دانایی، دانایی موثر و سواد »و دستور جلسه دوم  « جشن اولین سال رهایی مسافر منصور » روز پنج‌شنبه ۰6 شهریورماه ماه ۱۴۰۴ راس ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.


خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مرتضی هستم یک مسافر، عرض ادب و احترام و خدا قوت به تمامی خدمتگزاران در بخش مسافران و همسفران و تشکر از ایجنت محترم که به من اجازه خدمت در این جایگاه را دادند تا بتوانم آموزش بگیریم. امروز دو تا دستور جلسه داریم یکی در مورد دانایی و دانایی موثر و سواد و رهایی اولین سال مسافر منصور است. زمانی که نگهبان جلسه سخنان آقای مهندس را بیان می‌کردند و با این که من قبلا هم در لایو زنده گوش می‌کردم به این فکر کردم که واقعا ما درکجا قرار داریم و اعجاز را می‌توان در کنگره دید. راهی که حدود سی سال پیش شروع شد الان به درمان‌های سرطان و بیان ژن‌ها و با ترفندهایی که آقای مهندس طی این سی سال انجام داده‌اند به تولید کالای با ارزش ختم می‌‎شود.

این درمانی که ابداع آقای مهندس است فکر نمی‌کنم در هیچ جای دنیا وجود داشته باشد. در کنگره60 مباحث با جاهای دیگر متفاوت است و با درمان کلینیک‌ها در مورد اعتیاد فرق دارد و سواد و فرهنگ در کنگره با جاهای دیگر فرق دارد و معرفت، شناخت و دانایی در کنگره 60 با بیرون فرق دارد و جهان کنگره با جهان بیرون فرق دارد.

تعریف دانایی را استاد امین خیلی زیبا بیان نمودند،دانایی یعنی تشخیص ماهیت خواسته‌ها در هر شکل و لباسی. یک شخص چطور می‌تواند تشخیص دهد که این خواسته معقول یا نامعقول آیا درست است یا نادرست که بتواند آن را رد و یا قبول نماید و این فقط با دانایی بدست می‌آید. استاد امین بیان نمودند که دانایی از سه ضلع تفکر، تجربه، آموزش تشکیل شده است.

من راهنما در مقابل علم کنگره و علم آقای مهندس هیچ چیزی ندارم تازمانی که می‌دانم موادمخدر بد است و خودم انجام می‌دهم ، می‌دانستم یک روز با مصرف موادمخدر در چاله می‌افتم بعضی اوقات یک وقفه مثلا دو هفته‌ای به خودم می‌دادم و می‌گفتم من معتاد نشده‌ام و بعد دوباره شروع می‌کردم این دو هفته شد یک هفته بعد یک روز و بعد به جایی رسید که باید ساعتی مصرف می‌کردم و به خاطر جهل و نا آگاهی در چاله اعتیاد افتادم  چه چیزی دوباره ما را برگرداند سر جای اول آگاهی دانایی معرفت، متوجه شدیم که سیستم ایکس بدن ازکار افتاده و در کنگره به ما تفهیم کردند که کارخانه تولید موادمخدر بدن از کار افتاده و این را هیچ جایی بیرون از کنگره ندیدیم نشنیدیم و نخواهیم شنید.

درکنگره این را آموزش گرفتم دیدم چون روی وجود خودم اجرا و انجام شد، این برای سفر اولی‌هایی است که می‌گویند چرا باید شربت بخوریم و آلوده می‌شویم یا کسی بگوید اینجا اعتیاد به شربت پیدا می‌کنید ، این روش DST که جناب مهندس برای درمان اعتیاد ابداع کردند و الان برای درمان بیماری‌های دیگر هم استفاده می‌شود این قطعاً یک روش درست است در بیرون من سواد را فقط مدارک دانشگاهی می‌دانستم شخص خودم با سواد دانشگاهی و فنی که داشتم فکر می‌کردم خدای کار هستم و هیچ کس بالا دست من نیست ولی در کنگره اینگونه نیست آمدم و متوجه شدم هیچ نمی‌دانم و باید سواد زندگی کردن را یاد بگیرم، مدرک دانشگاهی خیلی خوب است ولی زمانی‌ که انسانیت را یاد نگرفته باشیم اگر در بهترین جایگاه شغلی و اجتماعی باشیم ولی طبق فرمایش جناب مهندس مردم داری را بلد نباشیم به نظر من یک فرد نادان و بی‌سواد هستیم.
آقای مهندس می‌فرماید شخص بی‌سوادی که حقوق مردم را رعایت می‌کند جایگاه خودش را می‌شناسد و به جایگاه دیگران هم احترام می‌گذارد. بهترین و موثرترین راه این است که فرامین کنگره را مو به مو اجرا کنم این همان فرامین راهنما است و همه ما باید فرمانبردار کنگره و راهنما باشیم و آموزش‌های آقای مهندس که از طریق راهنما به رهجو انتقال می‌یابد اگر انجام دادیم به مرحله دانایی موثر می‌رسیم.

این تاثیر را من شخصاً در زندگی‌ام دیده‌ام و متوجه شده‌ام تاز مانی که یک دستور را اجرا نکنم به صلح و آرامش و سلامتی نمی‌رسم. دستور جلسه دوم که اولین سال رهایی آقا منصور عزیز است، آقا منصور وقتی به کنگره آمد تخریبش خیلی زیاد بود، درست که مواد مصرفی‌اش سنگین نبود اما مقدار مصرف زیاد بود و به نظر من تخریبش با کسی که مواد صنعتی را با دوز کم مصرف می‌کند برابر بود.محیط کارش هم شرایطی داشت که برای کسی که یک مقدار ناآگاه باشد و برعکس دستور جلسه این هفته سواد زندگی کردن را نداند مطمئناً به خودش آسیب می‌زند.

آقا منصور هم در همین مسیر افتاند و آسیب دیده بودند، اما با تغییر دوستا‌نش و اینکه دوستان ایشان حرکتی انجام داده بودند و به درمان رسیده بودند آقا منصور هم راغب شده بودند که به کنگره۶۰ بیایند و به قول خودشان این روش را هم امتحان کنند چون قبلاً روش‌های دیگر را امتحان کرده بودند اما جواب نگرفته بودند.

بعد از دو سه هفته که به کنگره آمدند من شاهد بودم که در او تغییرات در حال ایجاد شدن است و متوجه شدند که روش کنکره۶۰ با جاهای دیگر خیلی فرق دارد. آقامنصور سفر نیکوتینش را هم انجام داد و در اواخر سفرش عضو لژیون سردار شد و الان هم که رها شده همچنان به کنگره می‌آید و از لحاظ مالی و علمی به کنگره خدمت می‌کند. من این رهایی را خدمت آقای مهندس و خانواده محترمشان و به آقای منصور و خانواده محترمشان تبریک عرض می‌کنم.
 

اعلام سفر مسافر منصور: سلام دوستان منصور هستم یک مسافر، آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک و شیره تخریب 5 سال روش درمان DST داروی درمان OT مدت سفر 11 ماه و 19 روز رهایی 1 سال 4 ماه ورزش در کنگره باستانی

آرزوی مسافر منصور:

آرزو می‌کنم کنگره جهانی شود.


آرزوی همسفر فاطمه:

آرزو می‌کنم در شهر مبارکه یک شعبه برای خانم‌های مسافر تاسیس شود تا آنها نیز درمان شوند.


صحبت‌های مسافر منصور:

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.سلام دوستان منصور هستم یک مسافر از خداوند بزرگ ، جناب مهندس و شما که در جشن بنده شرکت نمودید متشکرم ، من تمام سعی خودم را کردم تا حرمت و قوانین کنگره را رعایت کنم و فرمانبردار خوبی باشم تا توانستم خداراشکر سفر خوبی داشته باشم

صحبت‌های همسفر فاطمه:

سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر، من پنج‌ماه منتظر این روز بودم و برای صحت امروزم نکته برداری می‌کردم، اما هفته پیش خانم آیسان سی‌دی تقدیر را به من معرفی کرد. اقای مهندس می‌گوید هروقت دعا کنی مثل تیری است که از چله کمان در می‌رود و تقدیرت برمی‌گردد. من خیلی دعا می‌کردم، روزی که به کنگره آمدم ناامید بودم نه دلم می‌خواست در زندگی باشم و نه در جای دیگر، اما تقدیرم برگشت، تقدیر همه ما برخواهد گشت. ما در جهان‌بینی میخوانیم که ضد ارزش‌هایی هستند که اصلا ابزار ندارند و ما با زبان ده گرمی‌مان این ضد ارزش‌ها را می‌گوییم و دل می‌شکنیم و قضاوت می‌کنیم، اگر ما بتوانیم اینها را کنار بگذاریم باقی مسایل درست می‌شود و سراط مستقیم کامل می شود و زندگی آباد می‌شود و دلمان خوش می‌شود.


صحبت‌های راهنمای محترم همسفر آیسان:

سلام دوستان آیسان هستم یک همسفر، بدون شک اگر این مسافر و همسفر اگر بدون ایمان در این مسیر حرکت می‌کردند هیچ‌وقت نمی‌توانستند این قله را فتح کنند. خانم فاطمه در ابتدا قصد حضور در کنگره و همراهی همسفرش را نداشت، اما پس از ورود به کنکره و بعد از جلسه سوم من را سورپرایز کرد و سر نخ را گرفت و وارد نسیر شد، و هیچ‌موقع وارد حاشیه‌ها نشد، خانم فاطمه نمونه یک رهجوی فرمانبردار و مطیع هستند. از خدا می‌خواهم که سلامتی مثل یک آب روان در تک تک سلول‌هایش بنشید و سومین سال رهایی این مسافر و همسفر همراه با شال خدمتی راهنمایی باشد.
تایپ: همسفر پیمان و مسافر حسین
عکس: مسافر مهدی
تنظیم و ارسال: مسافر سعادت

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .