تاریخ
پنج شنبه 4 مهر 1398

از ظلمت تا روشنایی

موضوع : یادداشت
من هم مثل خیلی از معتادین زندگی خودم رو از دست دادم همسرم طلاق گرفت و یک دختر موند بین زمین و هوا.
از ظلمت تا روشنایی

با عرض سلام خدمت همه مسافران من خوب بلد نیستم بنویسم ولی گفتم دور از مرام و معرفته که من با همین دل نوشته‌ها و سایت به کنگره ۶۰ اومدم، ولی تلاشی نکنم که یکی مثل خودم با دل نوشته به کنگره ۶۰ علاقه‌مند بشه.

من هم مثل بسیاری از معتادها، فراز و نشیب های زیادی تجربه کردم، از بی پولی بگیرید تا دربه‌دری و آوارگی و بیکاری و از همه مهم‌تر حال خراب و اینکه همیشه بی اعصاب بودم، همیشه با همه دعوا داشتم، همیشه در همه کارها م عجله داشتم و همیشه دست به هر کاری می‌زدم نمی تونستم اون کار و به‌درستی انجام بدم و به سرانجام برسونم، من هم مثل خیلی از معتادین زندگی خودم رو از دست دادم همسرم طلاق گرفت و یک دختر موند بین زمین و هوا.

 

 از این حرف‌ها که بگذریم از روز آشنایی با کنگره ۶۰ بگم که یکی از بهترین روزهای زندگی من بود، داشتم توی تلگرام دور می‌زدم، همین‌جوری اسمی از کنگره ۶۰ شنیده بودم جستجو کردم که شماره تلفن را در صفحه پیدا کردم، تماس گرفتم و اون بنده خدا توی اراک بود، به او پیام دادم واون آقا به گرمی و با روی باز جواب من رو داد و آدرس کنگره ۶۰ شعبه امین قم رو برای من پیامک کرد، همون موقع رفتم راستش با یک قیافه درهم و با یک لباس بسیار ژولیده وارد حیاط شدم وقتی رسیدم ساعت ۴۵:۶ بعدازظهر بود، دیدم توی حیاط عده‌ای بالباس سفید دورهم ایستاده بودن، اون موقع خیلی از جو موجود دور بودم، اومد تا جایی که می‌خواستم برگردم ولی شخصی با اسم ابراهیم اومد جلو و گفت چیزی می خوای که جریان رو تعریف کردم، حرف‌هایی زد که من به خودم گفتم بزار وایسم ببینم چی میشه.

 از همون روز که رو صندلی تازه واردین که آقا ابراهیم مشاور تازه واردین بود و به من محبت کرد، مهر به دلم نشست و تصمیم گرفتم که بازهم بیام، الآن از اون روز سه ماه می‌گذرد، خداروشکر، اصلاً قابل‌مقایسه با گذشته نیستم. از هر نظر که بگین کنگره ۶۰ کمک من کرد، چه ازلحاظ ظاهری، چه ازلحاظ رفتاری، گفتاری و نظم و غیره هر چی که شما فکرش را بکنید تغییر کرد، همیشه سر نماز برای آقای مهندس و آقای فهیمی راهنمای عزیزم دعا می‌کنم، چون غم رو از دل من بردن، دربه‌دری من رو تمام کردن، الآن که هر جا می‌روم و هر کس که من رو از گذشته می شناسه تغییر رو در من احساس می کنه و این تغییر قابل لمسه که انگار داره به زمین می باره.

امیدوارم همیشه کنگره ۶۰ ای بمانم و دوست دارم و دعا می‌کنم پیام کنگره ۶۰ به گوش همه معتادین برسد.

نگارنده: مسافر مجید

نویسنده: مسافر مجید لژیون چهارم

تعداد بازدید از این مطلب : 410
ادامه مطالب در آرشیو یادداشت
دیدگاه شما
نام :  
ایمیل :  
دیدگاه :  
 
دیدگاه ها
تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .
آخرین عناوین
پربیننده ترین مطالب