English Version
This Site Is Available In English

آداب و معاشرت، ادب و تعادل سه ضلع مثلثی هستند که زندگی انسان را معنا می‌بخشند

آداب و معاشرت، ادب و تعادل سه ضلع مثلثی هستند که زندگی انسان را معنا می‌بخشند

به نام قدرت مطلق الله‌‌‌

-تعریف آداب و معاشرت، ارتباط ادب با تعادل روانی و اجتماعی:

بخش اول: آداب و معاشرت -نقش آن در ایجاد ارتباطات سالم و موثر
بخش دوم: ادب و بی ادبی -تعریف ادب پیامدهای ادب و بی ادبی در زندگی فردی و اجتماعی -بی ادبی به عنوان نشانه ای از بی تعادلی درون
بخش سوم: تعادل و بی تعادلی- تعریف تعادل (جسم، روان و جهان بینی)- ارتباط مستقیم بی ادبی با بی تعادلی (در تفکر و حس)- نقش آموزش و تمرین در رسیدن به تعادل رفتاری- آداب و معاشرت، قاعده مندی رفتار اجتماعی

آداب معاشرت
مجموعه‌ای از قوانین نانوشته است که به ما می‌آموزد چگونه در جامعه حضور داشته باشیم. چه در هنگام سلام و احوالپرسی، چه در گفتگو، چه در رفتار با دیگران. کسی که این اصول را رعایت می‌کند، نشان می‌دهد که به دیگران احترام می‌گذارد و ارزش تعامل سالم را درک کرده است. در کنگره ۶۰ نیز آداب و معاشرت نه تنها نشانه ادب است، بلکه بخشی از مسیر رسیدن به تعادل (درمان با روش DST) تلقی می‌شود. احترام به دیگران، رعایت حق مسافران، نوبت گرفتن برای مشارکت و پرهیز از قطع سخن دیگران نمونه‌هایی از آداب اجتماعی است که پایه‌های یک ارتباط سالم را تشکیل می‌دهد.

ادب و بی‌ادبی زبان درون
ادب تنها مربوط به گفتار نیست، بلکه جلوه‌ای از درون انسان است. انسان مؤدب کسی است که ابتدا درون خود را آراسته سپس آن را در رفتار بیرونی بروز می‌دهد. ادب یعنی درک مرزها، احترام به جایگاه انسانیت، توانایی مهار غرایز و هیجانات در موقعیت‌های مختلف. بی‌ادبی برخلاف آن نوعی برون‌ریزی ‌تعادلی درونی است، وقتی انسان نتواند احساسات خود را مدیریت کند یا دچار خودبزرگ‌بینی، خشم یا خودخواهی و یا منیت شود، ممکن است به بی‌ادبی روی آورد، چه در رفتار، چه در گفتار و چه در پندارش.

تعادل و بی‌تعادلی، ریشه همه‌چیز
تعادل اساس حرکت درست در زندگی است. انسان متعادل کسی است که هم آداب را رعایت می‌کند و هم ادب را حفظ می‌کند و هم می‌داند چه وقت، چه چیزی و چگونه بیان کند. تعادل، به‌ویژه در کنگره ۶۰ نه‌فقط به معنای نداشتن افراط و تفریط است، بلکه به معنای وجود انسجام بین جسم، روان و جهان‌بینی است. بی‌تعادلی به‌مانند سم عمل می‌کند. فرد بی‌تعادل حتی اگر ظاهراً ادب را بداند یا واژه‌های مؤدبانه استفاده کند به‌زودی در رفتار یا تصمیم‌گیری خود دچار لغزش می‌شود. ازاین‌رو آداب و ادب بدون تعادل، ماندگاری و اثرگذاری چندانی ندارد.

نتیجه‌گیری:
 
آداب و معاشرت و ادب و تعادل سه ضلع مثلثی هستند که زندگی انسان را معنا می‌بخشند. در نبود هر یک از آن‌ها، انسان دچار خلل در روابط درک حتی در رشد شخصی می‌شود، در واقع تفکر، تجربه و آموزش، سه اصل ضرورتی غیرقابل‌انکار در مسیر رشد فردی و اجتماعی دارد، چه در جامعه‌ای بزرگ مانند کشور و چه در جامعه‌ای کوچک مانند یک گروه درمانی یا خانواده.
با احترام: مسافر مسعود

منابع مورد استفاده در تهیه این مقاله:
سی‌دی‌های کنگره 60

تایپ: مسافر صالح لژیون چهارم
ویرایش: مسافر مهدی لژیون پنجم
عکس: مسافر بهنام لژیون دوم
ارسال مطلب: دستیار مرزبان خبری، مسافر حجت لژیون سوم
گروه خدمتگزاران سایت نمایندگی گیلان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .