تاریخ
چهار شنبه 6 شهريور 1398

مشارکت مکتوب،قضاوت و جهالت

موضوع : یادداشت
مشارکت مکتوب تعدادی از اعضای شعبه دهخدا در مورد دستور جلسه قضاوت و جهالت
مشارکت مکتوب،قضاوت و جهالت
قضاوت به معنای حکم کردن و جهالت به معنای ندانستن است و قرار دادن این دو موضوع کنار هم به این معناست که از قضاوتهایی که بر مبنای ندانستن هست باید پرهیز کرد. نظر شما را به مشارکت مکتوب جمعی از مسافران نمایندگی دهخدا  در روز یکشنبه مورخ 3 شهریورماه سال جاری دعوت می نمایم.

سلام دوستان علی اکبر هستم یک مسافر

دستور جلسه قضاوت و جهالت یک دستور جلسه کاربردی است. همانطور که می دانیم و در جزوه جهان بینی آمده است؛ در خصوص مثلث دانائی و نادانی که سه ضلع مثلث دانائی: تفکر، تجربه و آموزش  و سه ضلع مثلث نادانی: ترس، منیّت و ناامیدی معرفی شده است و هر انسانی از صبح که بیدار می شود در حال قضاوت کردن است تا آخر شب موقع خواب؛ اینکه، غذا بخورم، نخورم، کنگره بروم، نروم، شربت بخورم، نخورم، سر ساعت بخورم یا نخورم.

اگر من در ذهن خودم، درمورد کسی قضاوت می کنم، اون مسئله در درون من هست. مثلاً من با داستن سابقه مصرف میدانم که یک مصرف کننده اگر مواد مصرفی اش دیر بشود خمیازه می کشد و اشک چشمانش در میاد، بدین دلیل و با داشتن این تجربه از خودم؛ اگر در خیابان یک نفر از کنار من عبور نماید و خمازه بکشد فوراً در مورد او این قضاوت را می کنم که حتماً موادش دیر شده است و دچار خماری شده است و خمیازه میکشد!

اما غافلم از اینکه اون انسانی که من در موردش قضاوت میکنم انسان سالمی می باشد ولی چون این مسئله در درون من هست، او را هم همانند خودم میدانم! اما اگر آگاهی داشته باشم، می دانم که هر انسان سالمی در طی یک روز باید 45 عدد خمیازه یکشد تا اکسیژن به مغز برسد.

سلام دوستان محسن هستم یک مسافر

در کنگره مطالبی که با هم به عنوان دستور جلسه مطرح می شوند با هم ارتباط معنایی دوطرفه و عمیقی دارند؛ مثلاً قضاوت و جهالت. قضاوت هم ناشی از جهالت است هم منجر به جهالت می شود. در کنگره مثالی داریم به نام دوربین یا نور افکن که به من به عنوان یک سفر اولی گفته می شود اگر قرار است تغییری در من صورت پذیرد شرط اول این است که این دوربین یا نور افکن را سمت خودمان بچرخانیم.

ما در فضای تاریکی هستیم که فقط یک نور افکن داریم و اگر نور افکن را سمت دیگران بچرخانیم از دیدن عیب های خودمان قاصریم! و خودمان در تاریکی و پشت نور افکن قرار داریم. در ضمن اگر حرف های راهنما را قضاوت کنیم، قاعدتاً به همان جایی می رسیم که اینجا رسیدیم و تغییری صورت نمی گیرد.

سلام دوستان رسول هستم یک مسافر

مسئله ای که باعث می شود ما قضاوت کنیم این است که ما آگاهی نداریم و بیکاریم! من این موضوع را از راهنمای خود آموخته ام که می بایست در کنگره خودم را مشغول نمایم؛ با مشارکت کردن، گوش دادن دقیق، خدمت کردن و... اما من بدلیل عدم توانایی و همچنین بدلیل  اینکه خود را کاملاً بی اشتغال و سرگرم نمودن خود با عمق آموزه های کنگره و همگام شدن با تمامی مراحل آموزشی آن، بسر نمی برم و به بیکاری و تنهایی روی می آورم؛ شروع به روی آوردن به فضاهای جاهلانه و همانند خودم میبگردم و به قضاوت کردن روی می آورم از جمله شروع به تمسخر دیگر مشارکت کنندگان می کنم!

دیر می آیم و در خصوص آنهائیکه زودتر به کنگره می آیند نظر های منفی و تخریب کننده می دهم و همین موضوع باعث می شود ما عقب بمانیم و این میئله دقیقاًهمانند این است که ما در مسابقه ای شرکت نمائیم و بجای اینکه حرکت کنیم و خود را به خط پایان برسانیم دائماً به عقب و پشت سر خود نگاه می کنیم و یا با فرد کناری خود صحبت می کنیم و از جو و فضای مسابقه غافل شده و عقب می مانیم و در آخر هم بازنده می شویم.

سلام دوستام آرمین هستم یک مسافر

از آقای استاد جلسه ممنون هستم که به بنده فرصت مشارکت دادند همچنین به آقایان نگهبان و دبیر خداقوت عرض می نمایم. همه ما از صبح تا شب در حال قضاوت کردن می باشیم و واقعاً قضاوت نکردن کاری است دشوار. ما باید دوربین را روی خودمان بیاندازیم. قضاوت از قاضی می آید . ما باید کلاه خودمان را قاضی کنیم تا اشکالات خودمان را پیدا کنیم. اگر علاقه به قضاوت کردن داریم می توانیم برویم قاضی شویم تا باداشتن مدرک و تحصیلات آن بتوانیم قضاوت کنیم. باسپاس.

سلام دوستان عیّاس هستم یک مسافر

قضاوت و جهالت به نظر من اگر در مورد دیگران انجام شود تماماً ضد ارزش است؛ و قضاوت و تجسّس در زندگی و شئون دیگران از جهل و نادانی ماست. اگر می خواهیم قضاوت نکنیم بایستی به آن درجه از علم و جهان بینی برسیم که خود راکاملاً بشناسیم و این خودشناسی را تنها در ورای آموزه های کنگره می توانیم بدست آوریم و به اینگونه ضد ارزشها خاتمه بدهیم.

کنگره بهترین مکان برای دفع و دور کردن ضد ارزش های ماست چون در اینجاست که همه ما با تمام عشق و محبت به دور یکدیگر جمع شده ایم تا ضد ارزش هایمان را شناختا و از آنها دوری کنیم.

 نگارش : مسافر مجتبی

 

تعداد بازدید از این مطلب : 519
ادامه مطالب در آرشیو یادداشت
دیدگاه شما
نام :  
ایمیل :  
دیدگاه :  
 
دیدگاه ها
2 نظر  
  • رضا قلی پور (همسفر )
زمان ارسال
1398/06/21 6:27:47
منو باش یک عمر در مورد دیگران قضاوت می کردم ، آن هم در مواردی که نه به من مربوط بود و نه کسی از من خواسته بود و بدتر اینکه ناآگاهانه قضاوت می کردم آن هم بدون دریافت دستمزد یا تشکری ،حتی در مواردی موجب دلخوری آنان می گردید.
  • محمد
زمان ارسال
1398/06/13 1:4:42
سلام ابتدا باید این رو بگم که خیلی خیلی خیلی خوشحال هستم که معتاد شدم چون با کنگره اشنا شدم در مورد دستور جلسه باید بگم من محمد خودم قبلا بخاطر نداشتن اگاهی و اموزش درست کنگره رو بد قضاوت میکردم و قبول نداشتم و بخاطر این قضاوت خودم رو نمیبخشم چون دیر وارد کنگره شدم .چراخوشحالم معتاد شدم ؟بخاطر اینکه بعد از ورود به کنگره و گرفتن اموزش تازه فهمیدم سی و هشت سال من زندگی نکردم و هیچ هیچ چیزی بلد نبودم و تازه دارم راه و روش زندگی کردن رو یاد میگیرم .جناب دژاکام ازت ممنونم و امید وارم هرچه زود تر ببینمتون و به ارزوم برسم .به طرزی دوست دارم وعاشقتم 😚😚😚😚😚😚
آخرین عناوین
پربیننده ترین مطالب