همسفر فریده
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
وفای به عهد و پیمان در لغت به معنای بهجای آوردن تعهد و انجام دادن عهد و پیمان و درواقع به معنای اجرای قرارداد است. از نظر قرآن وفای به عهد و پیمان از ملاکهای ارزشی انسان است. وفای به عهد یکی از اساسیترین شرایط زندگی دستهجمعی است و بدون آن هیچگونه همکاری اجتماعی امکانپذیر نیست؛ زیرا لازمه زندگی اجتماعی، همکاری و اعتماد افراد جامعه به یکدیگر بوده و زمانی این امور به خوبی تحقق مییابد که مردم به وعدههای خود عمل کنند و بدون وفادار بودن، عشق، محبت، صبر، دوستی و پشتکار اینها عملی نخواهد شد.
هیچ فردی بدون وفاداری، تعهدی نسبت به جامعه یا کشور ندارد. نمونه مشخص و بارز وفای به عهد را به خوبی در کنگره۶۰ مشاهده کردم که راهنمایان و افرادی که خدمت میگیرند، چگونه با عشق، محبت و شکیبایی زحمت میکشند و در کنگره خدمت میکنند و به عهدی که با خود و خدای خود بستند، پایبند بودند؛ اینکه بعد از رهایی مسافرشان و خوب شدن حال خودشان زحمات دیگر مسافران و همسفران را به دوش میکشند و اگر اینگونه نبود، امکان نداشت که در سراسر کشور، کنگره۶۰ با این همه نظم و اجرای قوانین بتواند به کار خود ادامه دهد و پایدار باشد تا ما شاهد رهایی هزاران نفر از مسافران و همسفرانی باشیم که سالها در رنج و سختی به سر میبردند.
بسیاری از افراد در کنگره۶۰، وفای به عهد را آموختند و یاد گرفتند که چگونه آن را اجرا کنند از جمله افرادی که نسبت به خانواده و جامعه خود هیچگونه تعهدی نداشتند و به قول و قرارهایی که میگذاشتند عمل نمیکردند. خدا را سپاس که این بستر برای کسانی که نیاز داشتند، فراهم شد و توانستند پایههای زندگی خود را مستحکم نمایند.
همسفر فاطمه.ر
امام علی(ع) میفرماید: بهترین شروع کارها صداقت و راستگویی و بهترین پایان آنها وفای به عهد است.
به نظر من یکی از کلیدیترین مسائل در زندگی ما انسانها عهدی است که با دیگران میبندیم و هیچیک از فرائض الهی همانند وفای به عهد نیست که مردم با همه خواستههای گوناگون و دیدگاههای مختلف بیشتر بر آن اتفاق نظر داشته باشند.
در این مورد میتوانیم به مثلثی اشاره کنیم که یک ضلع آن قول و قراری است که با خالق خود، قدرت مطلق میبندیم، ضلع دیگر آن قولی است که به خودمان میدهیم و ضلع سوم، قول و قراری است که به سایر انسانها میدهیم. زمانیکه قول و قرارم با خالقی که من را آفریده مستحکم و قوی باشد، میتوانم روی قولی که به دیگران میدهم پابرجا بمانم و به آن عمل کنم.
وادی هشتم این موضوع را برای ما شکافته است و این برمیگردد به پیمان الست که قدرت مطلق میفرماید: آیا من يگانه فرمانروای شما هستم؟
همگی جواب دادیم: بلی، یعنی شما فرمانروای ما هستید و آنجا قول دادیم که همیشه فرامین الهی را اجرا کنیم و از آنها تخطی نکنیم. چیزی که ما در همه مسائل روزمره زندگی با آن سروکار داریم، وفای به عهد است که مهمترین آن قولهایی است که به فرزندان خودمان میدهيم و باید به قول و قراری که به آنها دادهايم، عمل کنیم تا آنها هم یاد بگیرند در تمام سطوح زندگی به عهدی که میبندند، پایبند باشند.
در کلامالله شریف، خداوند میفرماید: خردمندان به پای قول و قرار میمانند و به عهد خود وفا میکنند. این آیه شریفه، تلنگری به من میزند که وفای به عهد به دانایی و آگاهی من برمیگردد و این دانایی به تزکیه و پالایش نیاز دارد. زمانیکه از ضدارزشها دوری کنیم به پالايش که همان تغییر، تبدیل و درنهایت ترخیص است، دست پیدا میکنیم.
خدا را شکر میکنم از زمانیکه به کنگره آمدهام با آموزشهایی که دیدهام، یاد گرفتم هرچه انسان داناتر باشد، نفس خود را تربیت میکند که در برابر عهدی که میبندد، متعهد و پایبند باشد. چند موضوع در اینجا مطرح است: یکی اینکه قولی را ندهم که ظرفیت آن را ندارم و قادر به انجام آن نیستم، دیگر اینکه عهدی را که میبندم مکتوب کنم؛ به این دلیل که نیروهای مخرب و منفی یکی از مسائلی را که مورد هدف قرار میدهند، این است که نگذارند به عهدی که بستهام وفا کنم.
مثال بارزی که میتوان گفت همان تعهدی است که در جشن گلریزان میدهیم و عضو لژیون سردار میشویم؛ پس من باید به قول و قرار خود پایبند باشم و به موقع پرداختی خود را انجام دهم و این را بدانم که خدمت در لژیون سردار چیزی نیست جز خدمت به خودم تا بتوانم به آن درک و معرفت انسانی که همان بخشش است، دست پیدا کنم.
همانطور که میگویند:
عبادت به جز خدمت خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست
این را هم بدانم که فقط عضو شدن کافی نیست؛ بلکه باید در جلسات سردار هم شرکت کنم تا با آموزشهایی که میگیرم، بتوانم به عهدی که بستهام پایبند باشم.
مسئلهای که شخصاً برای من اتفاق افتاد این بود که وقتی وارد لژیون سردار میشدم حال خوبی نداشتم؛ چون هنوز به عهد خود وفا نکرده بودم؛ اما زمانی که پرداختی سردار را انجام دادم که این قطرهای بود در برابر اقیانوس بیکران، همان موقع متوجه شدم که دستور جلسه وفای به عهد است؛ خيلی خوشحال شدم، گویی باری سنگین از دوشم برداشته شده بود، سبک و آرام شدم و به این نتيجه رسیدم که من پرداختی انجام ندادهام و فقط دریافت کردهام؛ چون هم به حال خوب رسیده بودم و هم اینکه گرههایی که در زندگی داشتم در حال بازشدن بودند. من چگونه میتوانم اینها را جبران کنم؟
فقط از خالق هستی میخواهم به من کمک کند تا به خواستهام که دنوری و پهلوانی است برسم تا فرد کوچکی برای باز کردن گرههای دیگران باشم.
پیامبر اکرم میفرماید: خداوند عهد و پیمانی را که بهنام او منعقد میشود با رحمت خود مایه آسایش بندگان و حریم امنی برایشان قرار داده تا به آن پناه برند؛ پس به عهد خود وفا کنید که از عهد سؤال میشود.
راهنمای تازهواردین همسفر صدیقه
آیه «وَ اوُفوا بِالعَهدِ انَّ العَهدِ کانَ مسئولَا» یکی از تعداد زیادی از آیات قرآن است که انسان را ملزم و متعهد به اجرای عهد و پیمان خود مینماید. از جمله خصلتهای خوب خداوند که در ما به ودیعه نهاده شده است، وفای به عهد میباشد و البته قدرت مطلق خود، بهترین وفاکننده به تعهدات میباشد.
نادیده گرفتن و عدم اجرای تعهدات به نوعی خودخواهی، بیاعتنایی به حقوق دیگران و عدم پذیرش مسئولیت است؛ اما عهد و پیمان بستن نیز قواعد و قوانین مخصوص به خود را دارد. هیچگاه نباید به کسی قولی بدهیم که در صورت اجرای آن باید در جهت ضدارزشها قدم برداریم. هنگام قول دادن باید ظرفیت خودمان را در نظر بگیریم و هیچگاه خارج از ظرفیت خود به کسی قولی ندهیم. گاهی مواقع حس تأییدطلبی ما را وادار میکند که به دیگران بدون تفکر و فقط در جهت تأیید شدن قولی بدهیم که خارج از توان و ظرفیت ما است.
مورد بعدی در نظر گرفتن ظرفیت طرف مقابلمان است؛ اگر با یک کودک، نوجوان، جوان و یا کهنسال در ارتباط هستیم، قولهایی بدهیم که متناسب با سن و سال آنها باشد تا تخریبی ایجاد نشود؛ مثلاً به یک کودک قول یک اسباببازی که ممکن است برای او خطرناک باشد، ندهیم.
من باید آگاه باشم که ارزش انسانها به تعهداتی است که میدهند و آن را به اجرا درآورند. هم در زندگی شخصی خود و هم در زندگی اجتماعی پایبند به قول و قرارهای خویش باشم تا همواره ارزش خود را حفظ نمایم. گاهی مواقع ما به خودمان قولهایی میدهیم؛ اما آن را اجرا نمیکنیم. وفا کردن به عهدی که با خودم بستهام باعث میشود اعتماد به نفس در من بالا برود.
دسته بعدی قول و قرارها، قول و قراری است که بین من و خدای خودم ایجاد میگردد. اگر من به این دسته از قول و قرارها وفا نکنم به شخصیت و جایگاه خداوند لطمهای وارد نمیشود؛ اما ثابت میشود که من به تکامل نرسیدهام و تا به تکامل و رشد کافی نرسم به فرمان عقل نزدیک نمیشوم. اگر به تعهدات خود در قبال دیگران پایبند نباشیم در حقیقت اعتبار خود را در میان آنها از دست میدهیم و دیگر کسی روی حرفهای ما حساب باز نمیکند و نمیتوانیم اعتماد آنها را جلب نماییم؛ پس میبینیم که وفای به عهد در ابتدا به نفع ما و باعث ارزشمندی وجود خودمان میگردد.
گردآوری و ویرایش: رابط خبری لژیون سردار، همسفر زهرا. ط رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون سوم)
همسفران نمایندگی وکیلی
- تعداد بازدید از این مطلب :
938