موضوع: دانایی، داناییموثر، سواد
عناوین مطلب:
۱- دانایی چیست؟
۲- داناییموثر چیست؟
۳- سواد چیست؟
۴- تفاوت دانایی و دانایی موثر
۵- مراتب دانایی
۶- تکرار دانایی به چه معناست؟
۷- توقف در فرایند دانایی
مقدمه
هر انسانی دارای خواستههای متعدد و گوناگون است. دانایی که تشخیص میدهد، کدام خواسته درست یا به عبارتی معقول است و کدام خواسته نادرست و یا نامعقول. انسان دانا انسانی است که خواستههای خود را قبل از اقدام و پرداختن به آنها تجزیه، تحلیل و بررسی میکند و از ماهیت آنها مطمئن میشود. انسان دانا انسانی است که به فرمان عقل نزدیک شده و خواستههای نامعقول را کنار میگذارد، انسانی که اشتباه نمیکند، برای خود و دیگران مشکلی را به وجود نمیآورد، در آرامش و آسایش کامل به سر میبرد و این آرامش و امنیت، نتیجه ایمان است.
یکی از مفاهیم اساسی ایمان عبارت است از باور و اعتقاد کامل به راستی و درستی و همچنین تجلی نور خدا در انسان در پرتو دانایی و حذف خواستههای نامعقول.
چکیده
دانایی یعنی ماهیت خواستهها را در هر شکل و لباس تشخیص دهیم، حال معقول باشد یا نامعقول. انسانی که به شناخت و آگاهی رسیده باشد فرق بین این دو را تشخیص میدهد؛ در واقع دانایی یک مسیری است که انتها ندارد، کسی نمیتواند ادعا کند که من همه چیز را میدانم زیرا مطالب زیادی در زمینههای مختلف وجود دارد که هنوز انسان هیچ شناختی از آن ندارد. کسانی میتوانند به دانایی برسند که از ترس، منیت و ناامیدی خود عبور کنند و این کار آسانی نیست.
استاد امین میفرمایند: دانایی یعنی قدرت تشخیص ماهیت خواستهها در هر شکل و لباسی که این قدرت در اضلاع مثلث دانایی یعنی تفکر، تجربه و آموزش شکل میگیرد. زمانی که فرد تمامی اضلاع این مثلث را داشته باشد و بتواند خواستههای معقول را از نامعقول تشخیص دهد، دانایی شروع به کار میکند و زمانی که هر کدام از اضلاع مثلث ناقص باشد یعنی ما دانایی نداریم.
دانایی چیست؟
دانایی یعنی داشتن اطلاعات و دانش. مثلث دانایی شامل: تفکر، تجربه و آموزش است. دانایی خود به دو قسمت تقسیم میشود که عبارت است از: دانایی خاص و دانایی عام. دانایی خاص مختص کسانی است که در رشتههای خاص به تحصیل و پژوهش میپردازند مثل پزشکان و مهندسین و در آن زمینه به دانایی میرسند؛ اما منظور کنگره۶۰ از دانایی، دانایی عام است.
دانایی موثرچیست؟
مثلثی است که اضلاع آن تفکر، تجربه و آموزش هستند ولی هر سه ضلع آن با هم برابر میباشند یعنی یک مثلث متساوی الاضلاع. مثلث دانایی میتواند مختلف الاضلاع باشد ولی مثلث دانایی مؤثر بزرگترین مثلث متساویالاضلاعی است که میتوانیم در درون این مثلث مختلفالاضلاع رسم کنیم. مقولههایی که در داخل مثلث دانایی مؤثر قرار دارد علاوه بر اینکه بر ما آشکار و معلوم است، قادر به اجرای آنها نیز هستیم. مثلاً میدانیم فلان کار نادرست است و در عمل هم آن را انجام نمیدهیم. در دانایی مؤثر مطلبی که خیلی مهم است قدرت به اجرا درآوردن و عملکردن است.
سواد
سواد به معنی کسب آخرین مدرک تحصیلی نیست. آقای مهندس میفرمایند: میزان دانایی سواد نیست، تمدن نیست؛ مانند انسانبودن به لباس پوشیدن نیست بایستی انسانی اندیشید. باسواد بودن و امروزی بودن نشانه دانایی نیست بلکه دانایی به تفکر، تجربه و آموزش ما بستگی دارد. ممکن است در طول زندگی سر دوراهی یا چند راهی قرار بگیریم، اینکه کدام راه را انتخاب کنیم، نشانه دانایی ماست. انسانهایی هستند با مدرک تحصیلی بالا اما با خود و دیگران در جنگ هستند یعنی از آرامش برخوردار نیستند؛ در مقابل، شخصی مدرک خاصی ندارد اما بزرگترین علم یعنی علم زندگی کردن را کسب نموده است و با دیگران در تعامل و از آرامش برخوردار است.
سواد چیزی است که به صورت پتانسیل همه انسانها از آن برخوردار هستند؛ اما بایستی از حالت پتانسیل به بالفعل تبدیل شود و این احتیاج به آموزش دارد. خوشتیپ بودن، خوشلباس بودن، خوشقیافه بودن خوب است اما نه برای فخر فروشی و یا حس برتریجویی؛ بلکه با حس انسان بودن و برای جایگاه انسانی ارزش قائل شدن مهم است.
تفاوت دانایی و دانایی مؤثر
در مقوله دانایی اضلاع مثلث آموزش، تجربه، تفکر با یکدیگر برابر نیستند؛ ممکن است آموزش زیاد باشد ولی تجربه و تفکر کم، یا تجربه زیاد و آموزش کم باشد. بنابراین وقتی اضلاع مثلث دانایی نابرابر باشند باعث میشود که ما نتوانیم به دانستههای خود عمل کنیم. در دانایی مؤثر هر سه ضلع آن یعنی تفکر، تجربه و آموزش با هم برابر هستند و یک مثلث متساویالاضلاع را بوجود میآورند و مثلث دانایی مؤثر در درون مثلث دانایی است و چیزی که در دانایی مؤثر مهم است این است که آن را به مرحله اجرا و عمل درآوریم.
مراتب دانایی
در نوشتارهای قدیمی یا کلاسیک سه مرتبه از شناخت و ادراک یاد شده و نوشته شده است. دو مرحله آن جز دانایی به حساب میآید و یک مرحله آن جز اطل
اعات قرار میگیرد. علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین
علم الیقین: در واقع دانستن در مرتبه اطلاعات عمومی است؛ مثلاً هم میدانیم که مرده ترسی ندارد.
عین الیقین: در این مرحله وارد دانایی میشویم، تعدادی از مردم بدون ترس و با خیال راحت کنار اموات زندگی میکنند؛ در واقع شغل آنها مردهشویی و قبرکنی است. این افراد میدانند که مرده ترسی ندارد و کاری نمیکند و به عین الیقین رسیدهاند. آنها این مسئله را حس کرده و تجربه آن را دارند.
حق الیقین: یقین در مقام حقیقت است؛ یعنی یقین حقیقت. هیچکس به اندازه خود مرده از بیحرکت بودن و بیخطر بودنش مطلع نیست. گاهی اوقات انسانها پس از مرگ کالبد فیزیکی خود را میبینند که بیحرکت گوشهای افتاده است. یک شخص مصرفکننده در مرحله حق الیقین است و خانواده او در مرحله عین الیقین.
تکرار دانایی به چه معناست؟
تکرار زمانی پیش میآید که ما در یک مرحله دانایی متوقف شدهایم، به همین دلیل امام علی (ع) میفرمایند: آن کس که دو روزش یکسان است متضرر شده است؛ زیرا داناییاش هر روز بدون تغییر مانده است. زمان سپری شده، انرژی هم مصرف شده ولی چیزی برداشت نشده است.
هر کدام از مراحل پدید آمدن دانایی در زمان خود زیبا هستند. این مطلب در زندگی ما بسیار تأثیرگذار میباشد. هنگامی که برف میآید یا دسته گلی برایمان هدیه آورده میشود این، زمان نقد و بررسی نیست؛ بلکه زمان ناظر بودن است، ناظری تمام عیار. زمان، زمان تجربه است، نه چیز دیگر. اگر غیر از این باشیم از دریافت حس محروم میشویم.
توقف در فرایند دانایی
هدف اصلی نیروهای بازدارنده توقف دانایی است. نیروهای منفی یا بازدارنده، حسهای منفی و بازدارندهای هستند که با کمک حسی که همجنس خودشان است فرایند تخریب را که شامل انهدام و انحراف است انجام میدهند. نیروهای بازدارنده دانایی مؤثر را مورد هدف قرار میدهند؛ چون برای آنها مهمتر عدم توانایی در انجام عمل سالم است.
قدرت تشخیص در مرحله دوم اهمیت دارد که به دانایی مربوط میباشد. نکته مهم این است که اگرچه نیروهای بازدارنده بر روی سه ضلع کار میکنند؛ ولی اگر مانع از رشد یک ضلع هم شوند کار برای ما دشوار میشود. هنر ما باید به گونهای باشد که دانایی ما به دانایی مؤثر نزدیک شود.
نتیجه گیری:
ما باید دانایی و مهمتر از همه دانایی مؤثر خود را افزایش و نیرومند کنیم؛ تا زمانیکه دانایی ما بدون تغییر بماند ما با کوچکترین حقهای اشتباه میکنیم و فریب میخوریم. ما باید سه ضلع دانایی را به یک اندازه تقویت کنیم.
مثلث دانایی مؤثر ما با اضلاع متساوی درون مثلث دانایی قرار میگیرد و زمانی که دانایی مؤثر ما قویتر شود در مقابل خواستههای نامعقول نفس بیشتر مقاومت میکند و درنتیجه آن را از پای در میآورند. بنابراین رشد دانایی در هر انسانی یعنی رسیدن به تعامل و قدرت تشخیص و تکامل عقل؛ تکامل عقل یعنی قدرت حل مسئله و این با دانایی اتفاق میافتد. آموزشهای کنگره۶۰ چیزی جز رسیدن به دانایی نیست و این دانایی در رفتارها و انتخابهای ما نشان داده خواهد شد. ما در کنگره۶۰ بعد از درمان اعتیاد به دنبال تعادل هستیم و تعادل نتیجه دانایی است. بدون رسیدن به دانایی نه تنها به تعادل نمیرسیم حتی به درمان هم نمی رسیم.
منابع: کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر ،جزوه جهانبینی، سایت کنگره۶٠
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فهمیه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی وکیلی
- تعداد بازدید از این مطلب :
2587