دوازدهمین جلسه از دوره دوم کارگاههای آموزشی مجازی کنگره 60، نمایندگی صالحی با استادی همسفر هما؛ از لژیون پنجم با دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن» برگزار شد.

کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» نوشته مهندس حسین دژاکام کتاب خودآموزی برای درمان اعتیاد به روش تدریجی (DST) است که در سال ۱۳۷۷ نوشتهشده و به چاپ بیستم خود رسیده و کتابی است که مورداستفاده بیماران انواع مواد مخدر، خانوادهها، پزشکان، محققان، پژوهشگران و قضات قرار میگیرد.
کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر شامل تجربیاتی است که پس از ۱۷ سال اعتیاد مستمر به مواد مخدر و ترکهای بینتیجه به رشته تحریر درآمده است و درنهایت به خواست خداوند روشی است که مورد کاوش قرارگرفته و به سهولت قابلاستفاده برای انسانهایی است که راه خود را گمکردهاند و هر چه تلاش کردند برای رهایی از اعتیاد راهی پیداکردهاند.
موضوع این کتاب خیلی عالی است زیرا صور پنهان را کاملاً مطرح میکند و قابلدرک است. در ضمن جناب مهندس زمانی این کتاب را به تحریر درآوردند که اغلب مردم میگفتند که هیچ راهی برای درمان اعتیاد وجود ندارد و اعتیاد یک بیماری مزمن است اما مهندس در این کتاب ثابت کردند که این نظریه و فکر اشتباه است و این شجاعت و شهامت را به خرج دادند که بگویند اعتیاد درمان دارد؛ چراکه با هر روشی میشود اعتیاد را ترک کرد اما درمان اعتیاد فقط و فقط در کنگره ۶۰ و با روش کنگره ۶۰ امکانپذیر است.
تکمیل شدن ضلع مثلث جهانبینی در مثلث درمان اعتیاد (جسم، روان و جهانبینی) با ابزار مهم این کتاب امکانپذیر است. این کتاب مرجع، گوهری است در اختیار مسافرها و همسفرها که شامل حقیقتها و تجربههایی عمیق و قابلاجرا است.
این کتاب پیامهایی علمی دارد که از زبان سه استاد به نامهای سیلور، سردار و رعد بیان میشود؛ زیرا دنیای اعتیاد دنیای بیمحبتی است و مانند یک غول بی شاخ و دم و باقدرتی است. این کتاب سعی کرده که از هر نظر موضوع را بررسی کند چون درمان سخت است، ولی با ابزاری مثل کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و جزوات جهانبینی و سیدیها درمان امکانپذیر است؛ البته باوجود خواسته قوی فرد.
در ضمن این کتاب واژه محبت را در زندگی من جا انداخت که بسیار مؤثر بود و آگاهی بنده را بالا برد و با آموزشهایی که راهنمای عزیزم به من دادند، یاد گرفتم که میشود مسافر را درک کرد. به او محبت کرد و کنارش قرارگرفته. با او زندگی کرد و با او خندید، شادی کرد و مشاجره نکرد بلکه گفتگو کرد.
هماکنون به این پیام که آنچه باوراست محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است، رسیدم. منو و مسافرم قبل از کنگره در کنار هم فقط وجود فیزیکی داشتیم و یک ارتباط محبت صوری بود که به قول مهندس فقط یک سری اسم و نسبت بود و قهر و خودخوری را در پیش داشت؛ درصورتیکه در کنگره به این درک رسیدم که کسانی که ازنظر عقلی و احساسی وجه مشترک داشته باشند، میتوانند در کنار هم قرار بگیرند و وقتی باورها بامحبت واقعی عجین شوند، معنی محبت لمس میشود.
در آخر خداوند را شکر میکنم که این راه را به من و خانواده نشان داد و این کتاب را هدیه کرد که من همسفر با علم درست زندگی کردن آشنا شوم و به فلسفه وجودی خودم پی ببرم. از خدا طلب عمر طولانی دارم که چندین بار کتابهای جناب مهندس را بادل و جان بخوانم تا درک بیشتری پیدا کنم.
الهی جناب مهندس و خانواده محترمشان و راهنماهای عزیز بهخصوص راهنمای دوستداشتنی خودم همیشه سلامت و پایدار باشند.
ویرایش: همسفر بهار
همسفران نمایندگی صالحی
- تعداد بازدید از این مطلب :
2379