جسم ما خیلی عظمت و سازمانهای بزرگی دارد که ما هیچچیز از این جسم را نمیبینیم تنها چیزی که از جسممان فهمیدیم این است که دماغ یا شکممان بزرگ است و باید کوچکش کنیم و... آقای مهندس میگوید: دانشمندان معتقد هستند در مغز بیشتر از صد میلیارد سلول وجود دارد که ما از درک این صد میلیارد به دور هستیم، هر سلول برای خودش یک شهر، کشور یا یک کهکشان است هر سلول ما به تنهایی یک نیروگاه دارد و داخل این نیروگاهها بین ۲۵ تا ۳۵ هزار ژن وجود دارد و باز این ژنها از DNA ساخته شدهاند، DNA از پروتئینها درست میشوند، پروتئین از اسیدآمینه و اسیدآمینه از اتمها ساخته میشوند و اینها همه جزء کوچکی از جسم ما هستند که انتها ندارند و از تصور ما بدورند که چقدر عظمت دارند. طبق گفتههای آقای مهندس جسم همهٔ انسانها دائماً در حال ساخت و ساز است، همه اعضای بدن ما تاریخ مصرف دارند مانند استخوان، سلولها، ناخنها و.. مسئله دیگری که مطرح است، چرا علائم افسردگی بعد از زایمان و علائم شخصی که موادمخدر را قطع میکند یکی است؟ چون مادر وقتی باردار میشود مغز او انواع و اقسام موادمخدر را به شکلهای گوناگون در اختیار او قرار میدهد تا بتواند وضعیت حاملگی را تحمل کند و از یک سرخوشی خاصی برخوردار باشد اگر این ویژگی نبود همه مادرها از شدت درد در زمان زایمان میمردند پس در موقع زایمان موادمخدر به اوج خود میرسد و دیگر موادمخدر به آن اندازه تولید نمیشود به همین خاطر مانند علائم قطع موادمخدر میباشد. سوال دیگر که پیش میآید اینکه چرا موادمخدر روی انسان اثر میگذارد ولی مواد غذایی روی انسان اثر نمیگذارد؟ آقای مهندس در جواب میگوید: فقط کافی است به مغز یک نگاهی بیندازیم، مغز یک اندام الکتروشیمیایی است یعنی واکنشهای شیمیایی روی مغز تأثیر میگذارد که بعضی از موادشیمیایی بیشتر در مغز اختلال ایجاد میکنند، پس تأثیرگذاری داروهای روانی به این بستگی دارد که چقدر از سدخونی مغز عبور کنند. آقای مهندس میگوید: الکل و موادمخدر چون قادر هستند در چربیها حل شوند میتوانند از سدخونی مغز عبور کنند و بالانس شیمیایی را کاملاً عوض میکنند و باعث میگردد که در تعادل موادمخدر طبیعی مغز اختلال به وجود بیاید و سطح تولید آنها کاهش یابد و کمکم موادمخدر بیرونی جایگزین موادمخدر درونی میشود که به این عمل اعتیاد میگویند. مسئله دیگری که آقای مهندس مطرح میکنند اینکه افسردگی بعد از زایمان در اثر عدم شناخت انسان میباشد که طبیعی است وقتی کسی فرق بین زایمان طبیعی و سزارین یا فرق بین شیر دادن و شیر ندادن بچه را نمیداند، این مسئله خیلی مهم و طبیعی است که مادر افسردگی بگیرد چون زمانی که مادر به بچه شیر میدهد کل بدن او از نظر موادمخدر طبیعی کامل است و افسردگی بعد از زایمان هم نمیگیرد یا اگر مادر بداند باید بچه به موقع یعنی سر زمان تعیین شده بهدنیا بیاید افسردگی نمیگیرد، بچه درون شکم مادر مانند گردویی است که وقتی رسیده باشد پوستش نازک میشود و به راحتی کنده میشود. دردهای عادت ماهیانه که خانمها متحمل میشوند به علت ریزش داخلی رحم است که در همین شرایط موادمخدر طبیعی برای تسکین دردهای ناشی از ریزش داخلی رحم به کمک خانمها میآید به علت متمرکز شدن به یک قسمت خاص رحم میرسد و دیگر به سایر قسمتهای بدن موادمخدر طبیعی یا مواد ضددرد نمیرسد به همین خاطر قسمتهای دیگر کم میآوردند و این مرحله یک خماری کوچک است. پس به این نتیجه میرسیم که موجودات مؤنث بیشتر از مذکر به موادمخدر وابسته هستند و ما میفهمیم که تولید انواع و اقسام موادمخدر یا ضددرد بدن یکی از پایههای اصلی فیزیولوژی جسم و تغییرات روحی و روانی میباشد.
تایپ: همسفر فاطمه، راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر سمیه، راهنما همسفر رقیه (لژیون سوم)
همسفران نمایندگی کاشمر
- تعداد بازدید از این مطلب :
8456