عملکرد لژیون راهنما همسفر آرزو با استادی راهنما همسفر آرزو با دستورجلسه « سیدی رمضان و DST و اتوفاژی» روز دوشنبه چهاردهم اسفندماه ۱۴۰۲
سخنان استاد:
سلام دوستان آرزو هستم یک همسفر، انشا الله که حال همگی خوب باشد، حال من هم به حمدالله خوب است. در مورد دستورجلسه الهام از رمضان دو سیدی داشتیم یکی اتوفاژی و دیگری رمضان و DST همانطور که در سیدی اتوفاژی میگوید: یک دانشمند ژاپنی به نام «یوشینوری اسومی» چندین سال قبل روی سلولهای جسم آزمایش و بررسی میکند که متوجه شود با عمل روزهداری روی سلول چه اتفاقی میافتد. در دین ما روزهداری است ولی آنها میگویند: اگر به بدن گرسنگی بدهید، سلولهایی که سالم هستند و نیازمند انرژی هستند، از سلولهای مخرب، سرطانی و آنهایی که بلااستفاده شده، استفاده میکنند و باعث بازسازی جسم میشوند و به خاطر این آزمایش هم جایزهی نوبل را دریافت کردند.
چیزی که خیلی مهم است، ۱۴۰۰ سال پیش اینیکی از معجزات قرآن است که فقط مختص زمانهای گذشته نبوده است. همانطور که آقای مهندس فرمودند: قرآن روی ۵ محور اصلی صحبت میکند؛ ۱. گذشته ۲. حال ۳. آینده ۴. طبیعت ۵. فرمانهایی که برای انسانها قرار داده است. قرآن هزار و چهارصد سال پیش در مورد روزهداری صحبت کرده است. همانطور که میدانیم آخرین کتاب مسلمانان است که راحتترین و بهترین دستورالعملها را برای انسان بیان کرده تا انسانها زندگی بهتر و راحتتری را داشته باشند. درواقع یک کاتالوگ، دستورالعمل و یک برنامه است که توسط خداوند برای زندگی انسانها تدوینشده است و در دسترس انسانها قرارگرفته است؛ اما ازآنجاییکه ما مطالب قرآن را متوجه نمیشویم و نمیشکافیم و خیلی سطحی به آن نگاه میکنیم، فکر میکنیم هر چیزی که در قرآن گفتهشده است ضد انسانیت است و با آن مخالفت میکنیم.
اما وقتی در چهارچوب علمی در مورد آن بحث میشود تازه متوجه میشویم که ۱۴۰۰ سال قبل خداوند در مورد روزهداری و در مورد ماه رمضان توضیح داده است؛ پس چرا من اینقدر با آن مخالفت میکردم؛ به خاطر اینکه من آگاهی آن را نداشتم، سطحی به آن نگاه میکردم. مدام به خودم میگفتم چرا من باید به خودم گرسنگی بدهم؟ چرا باید به خودم تشنگی بدهم؟ در کنگره ۶۰ تمام چراهایی که در ذهن ما است به آن جواب داده میشود؛ حتی به چگونگی و انجام عملکرد آنهم اشاره میشود؛ یعنی در قالب علمی بحث را برای تو باز میکند که اگر میگوییم روش DST به چه علت میگوییم! اگر میگوییم روزهبگیر، به چه علت میگوییم! چون ما انسانها طوری هستیم که باید برایمان دلیل و برهان بیاورند که ما باید به فلان دلیل فلان کار را بکنیم.
همانطور که میدانید روش DST در ماه رمضان توسط آقای مهندس کشفشده است و برای مصرفکنندگان قرار دادهشده است و بهنوعی میتوانیم بگوییم DST یک نوع روزهداری است. چرا؟ چون مصرفکننده باید طبق پروتکل دارو مصرف کند. به چه اندازه؟ بهاندازهی معینی که راهنما برایش تعیین میکند. این ازنظر آقای مهندس سختترین نوع روزهداری است. چرا سختترین نوع روزهداری است؟ چون هماندازهی آن مشخص است هم باید در سه وعده استفاده کند؛ ولی در روزهداری که به خودمان گرسنگی و تشنگی میدهیم، دو وعده است که در همان دو وعده هر مقدار غذا که بخواهیم میخوریم. ولی برای یک مصرفکننده سختی انجام DST این است که باید در سه وعده و در ساعت مشخص انجام بدهد و حتماً هم باید دوز مشخصی را مصرف کند. نمیتواند بگوید اگر من الآن سه سیسی مصرف میکردم الآن باید چهار سیسی بخورم، نه بههیچوجه نباید این عدد بالا، پایین شود ساعتش کموزیاد شود. برای همین آقای مهندس میگویند: این سختترین نوع روزهداری است.
روزهداری انواع و اقسام مختلفی دارد؛ مثلاً خداوند در قرآن به حضرت مریم گفته بودند که باید ۳ روز، روزهی سکوت بگیرند، نباید صحبت کنند. ما روزهی سکوت، روزهی گرسنگی و تشنگی و روزهی افکار و اندیشه داریم. این نشان میدهد که انسان چقدر باید برای تزکیه و پالایش خودش کمک کند. گفتیم اولین نیرویی که قوه عقل را به کار میاندازد؛ حس است. حس که اطلاعات را جمعآوری میکند و به عقل ما میفرستد. عقل ما در مورد مسائل تصمیمگیری میکند که این کار را انجام بدهد یا انجام ندهد. پس من باید حس خودم را تزکیه و پالایش کنم. باید درصدد این باشم که چه نوع حسی، چه نوع تغذیهای به عقلم میرسانم که آن عقل بخواهد در زندگی من تصمیمگیری کند. پس من در کنگره ۶۰ همروی صور آشکارم که همان تزکیهی جسم من است، تصفیهی سلولهای من است، روی خودم کار انجام میدهم، همروی صور پنهانم کار میکنم. حسهایم را تزکیه و پالایش میکنم. با جهانبینی که یاد میگیرم، باعث میشوم که افکار و اندیشهی غلطی که داشتم را کنار بگذارم و افکار و اندیشهی سالم را جایگزین آن کنم. دیدگاهم را تغییر دهم.
زمانی که دیدگاهم را تغییر دادم و جسم من بهواسطهی اتوفاژی که انجام میشود و خود خواری سلولی تنظیم و تصفیه شد، باعث میشود که روان و خلقوخوی مناسب را هم به دست بیاورم. پس میگوییم که مثلث درمان ما حتی با روزهداری هم بازسازی میشود؛ که مثلت درمان جسم، روان و جهانبینی است؛ که بهمرور درمان میشود و کمکم به تعادل لازم میرسد. ما در وادی پنجم ذهن راداریم که به جهان ذهن اشاره میکند. درواقع زمانی که انسان روزه میگیرد، باعث میشود روی ذهن خودش کنترل داشته باشد و یک خودکنترلی انجام دهد. ما خیلی از کارها را بهصورت ناخودآگاه به آن نه میگوییم؛ ولی مهم این است که من بهصورت خودآگاه به آنها نه بگویم. وقتی بهصورت خودآگاه به یک سری از کارها نه میگوییم؛ مثلاً میگویند: فلان غذا را نخور ضرر دارد، فلان فکر را نکن منفی است برای ذهنت ضرر دارد، فلان عمل را انجام نده یا همان قوانینی که خداوند برای ما قرار داده است. زمانی که بهصورت خودآگاه یعنی از روی اطلاع و آگاهی من آن کار را انجام میدهم، یک نوع خودکنترلی انجام میدهم، تمرین میکنم که این مسئله باعث میشود اعتمادبهنفس و عزت خودم را به دست بیاورم. چرا؟ چون اینجا نشان میدهم کسی که قدرت دستش است من هستم. من تصمیم میگیرم که از بین کارها چهکارهایی را انجام دهم یا انجام ندهم. پس این مسئله هم باعث میشود که من به تزکیه و تصفیه ذهنم کمک کنم و مواظب ورودیهای ذهنم باشم. همان کارهایی که جدیداً مد شده، مدیتیشن یا فلان کار را انجام بده تا تمرکز و قدرت ذهنت را به دست بیاوری، من بهواسطهی روزهداری میتوانم این کار را انجام دهم.
در کنگرهی ۶۰ به نماز و روزه خیلی پرداختهشده است. از این بابت گفتهاند که روزهداری مثل عملکردی که باسیم انجام میدهد و نمازخواندن مثل بیسیم میماند و از طریق امواج صورت میگیرد. در مورد نمازخواندن هم آقای مهندس خیلی صحبت کردند و تأکید کردند، اعمالی که انسان در نمازخواندن انجام میدهد و آن ذکرهایی که بیان میکند، باعث میشود که تمرکز ذهن خودش را به دست بیاورد. بعضیها میگویند: موقع خواندن نماز تمرکز نداریم و حواسمان پرت میشود؟ اصلاً ما نماز میخوانیم که روی ذهنمان تمرکز پیدا کنیم. نه اینکه ما یکچیزی را از قبل از یکجا به ما داده باشند بعد بخواهیم نماز هم بخوانیم که بخواهیم روی آن کنترل داشته باشیم. میگویند: وقتی ما شروع میکنیم به نمازخواندن حواسمان هزار جا میرود غیرازاینکه سر نماز باشد. درواقع اینیک نوع تمرین است، یک نوع مدیتیشن که ما انجام میدهیم که تمام تمرکز و حواسمان را آن موقع جمع کنیم، بدانیم که با چه کسی و در مورد چه چیزی صحبت میکنیم. زمانی که ما سوره حمد و یا سوره توحید را میخوانیم، مگر غیرازاین است که ستایش و سپاس خداوند را میگوییم. مگر غیرازاین است سوگند میخوریم که تو یگانه معبود ما هستی. مگر غیرازاین است که توحید خداوند را یاد میکنیم؟ پس تمام تمرکز و حواس من آن موقع جمع این است که از خداوند، از قدرت مطلق تشکر میکنم. آن موقع است که من حواسم جمع این کار است. پس یک نوع تمرین است.
روزهداری هم همین است، یک نوع مدیتیشن، یک نوع تمرین کردن است برای اینکه من بخواهم روی جسمم، جسمی که به قول آقای مهندس یک ماشین هوشمند است. اگر بستر و شرایط مناسب را در اختیارش قرار بدهیم، خودش خودبهخود خودش را بازسازی میکند. همان اتفاقی که در کنگره ۶۰ در حال اتفاق افتادن است. سیستم ایکس، یا جسمی که یک شخص مصرفکننده یا یک همسفری که بهواسطهی افکار و اندیشهی غلط به آن آسیبزده، به آن ترکش واردشده وقتیکه میآید در بستر کنگره یا بستر آموزش بهواسطهی آن جهانبینی برای همسفر، بهواسطهی آن داروی اوتی برای مسافر، وقتی در این شرایط و آن بستر قرار میگیرد ما این امکانات را به این جسم میدهیم و خودش در یازده ماه بازسازی میشود. کافی است که من فقط این بستر را برایش فراهم کنم و ببینم که عملکرد جسم به چه صورت خواهد بود.
خود من بهشخصه زمانی وارد یک گروه دیگری شده بودم و خیلی از دیدگاه مذهبی به روزهداری نگاه میکردم و فکر میکردم که درستترین کار را انجام میدهم. روزههایم را میگرفتم و یک مدتی تصمیم گرفتم که روزه نگیرم؛ ولی زمانی که وارد کنگره شدم و متوجه شدم هر عملی که من انجام بدهم به خاطر سلامتی و به خاطر خودم و به خاطر این است که به یک زندگی ایدئال و بهتر برسم و با آن نگاه به آن اهمیت دادم، از زمانی که دیگر در کنگره بودم همهی روزههایم را گرفتم و فوقالعاده از آن لذت بردم؛ ولی قبلاً فقط روی یک بُعد آن مانور میدادم. از بُعد مذهب به آن نگاه میکردم، میگفتم: این چیزی که برای من قرار دادهشده، نکند انجام ندهم و ثواب نبرم. این کار را انجام ندهم مثلاً من را جهنم ببرند. درصورتیکه اگر انسان بداند هر کاری که خداوند در قرآن میگوید و فرمان میدهد، به خاطر خودش است به خاطر این است که زندگی راحتتر و بهتری داشته باشد نهتنها انجام میدهد بلکه آن را ترویج هم میدهد. من خودم در خانوادهام کسانی که گارد میگیرند در مقابل روزه گرفتن که مگر بیکار هستی، این حرف آنهایی است که حالا به هر دلیلی میخواهند مخالفت کنند، من سریع سیدی اتوفاژی را به آنها معرفی میکنم. یا اصلاً سیدی اتوفاژی را معرفی نمیکنم، به آنها میگویم: شما میدانید یک دانشمندی است در دنیا که جایزه نوبل گرفته است، او در مورد روزهداری صحبت کرده است که بهواسطه آن گرسنگی که به جسم میدهند چه عملی روی جسم انجام میشود. میخواهید که مطلع بشوید بروید و فلان مقاله را مطالعه کنید، یا فلان سیدی را گوش بدهید. اگر دوست داشتید آنوقت عمل کنید. جهان دارد به سمتی میرود که افراد فکر میکنند هر چه که با دین مخالفت کنند، هر چه که با قرآن مخالفت کنند، هر چه که با آن چیزهایی که خداوند فرموده است مخالفت کنند، انسانهای متمدنتری هستند ولی نمیدانند که با این کار چه ضررها و آسیبهایی به زندگیشان وارد میکنند، درواقع به خودشان آسیب وارد میکنند. نیازمند این است که این اطلاعات و آگاهیها داده بشود. شخص میگوید: من روزه نمیگیرم برای چه به خودم گرسنگی و تشنگی بدهم؟ اصلاً فارغ از اینکه دین ما چه هست، دین ما اسلام است. اصلاً فارغ از اینکه رسول خدا آمده است و این را معرفی کرده است، شما بروید و ببینید برای چه چیزی باید این را انجام بدهید. اگر انسان چیزی به ضررش باشد هیچوقت انجام نمیدهد. البته آنهم طیف دارد، یک موقعی شخص میداند که فلان چیز برایش ضرر دارد ولی بازهم میرود و انجامش میدهد. به خاطر آن قدرت اختیاری که دارد و خداوند آن اختیار را در وجود همه قرار داده است، ما انسانها را آزاد میگذارد که هرکسی هر انتخابی که دارد انجام دهد. خود ما چند سال پیش از چنین چیزی مطلع بودیم؟ آمدیم اینجا و در مورد آن اطلاعات پیدا کردیم. پس باید به انسانها اجازه دهیم که این تجربه را انجام دهند. تا زمان آن و شرایط لازم هم برای آنها فراهم شود و بتوانند آن آگاهی را کسب کنند. اگر خارج از آن موعد باشد انسانها در برابر آن گارد میگیرند، حتی اگر درستترین حرف و درستترین راه باشد. زمان لازم برای هر شخصی متفاوت است. هیچوقت تلاش نکنید، زور نزنید برای اینکه من این آگاهی را به دست آوردم، میدانم که دیگران بیرون دارند چه زجری میکشند پس این اطلاعات و آگاهی خودم را رایگان در اختیار آنها قرار بدهم. بعضی از افراد حتی ظرفیت آن چیز خوب را ندارند، باید ظرفیت آن درونشان فراهم شود که بتوانند بپذیرند. برای شماها میگویم: که اگر روی این صندلی نشستهاید درواقع تکتک شما انتخابشده بودهاید بهواسطهی آن تاریکیهایی که تجربه کرده بودید، بهواسطه آن دعاهایی که کرده بودید که خدایا یکراه درست سر راه من قرار بده، خداوند کنگره را سر راهتان قرار داد. بعضی وقتها ما دلمان میسوزد برای اطرافیان، میبینیم که با چه زجر و فلاکتی دستوپنجه نرم میکنند، میدانیم که با چه حال بدیهایی دارند به سر میبرند ولی نمیتوانیم با آنها حرف بزنیم. اگر هم بگوییم گارد میگیرند در مقابلش؛ میگویند: شما دیوانه هستید، شما چه میدانید از زندگی من؟ چرا؟ چون هنوز زمانش نرسیده است. برای شما زمانش رسیده است، سعی کنید از آن فرصتی که دارید استفاده کنید. سعی کنید از لحظهلحظهای که در کنگره آموزش میگیرید بهره ببرید. به خاطر اینکه خودتان را رشد بدهید. انشا الله زمانی میرسد که آنها هم بخواهند و خواستهی این را داشته باشند و خداوند قطعاً این را سر راهشان قرار میدهد. درواقع نمازخواندن و روزه گرفتن یک نوع تمرین است.
چند خوردی چرب و شیرین از طعام؟ امتحان کن چند روزی در صیام، چند شبها خواب را گشتی اسیر؟ یکشبی بیدار شو دولت بگیر میگوید: یک سال مرتب از غذاهای مختلف استفاده کردهاید، از این سیستم جسمتان کار کشیدهاید، حتی کارخانهها و سیستمهایی که ماشینآلات زیاد دارند چند مدت یکبار این ماشینآلات خودشان را ریکاوری میکنند، تعمیر میکنند. چطور یک انسان شبانهروز از این جسم کار میکشد و براثر ناآگاهی انواع و اقسام غذاها را به این بدن میدهد ولی یک بازرسی و بررسی روی جسم خودش انجام نمیدهد. درواقع خداوند از دوازده ماه، یک ماهش را قرار داده که انسان بیاید و یک سری به خودش و به جسمش بزند. چرا؟ چون میگوییم: کبد شبیه پالایشگاههایی که نفت را تصفیه میکنند است و کلیهها مثل تصفیهخانهها میمانند و رگها مثل لولهکشیهایی هستند که از مغز تا نوک انگشتان پا این لولهکشیها وجود دارد و رسوب گرفته است به خاطر این چربیها و غذاهایی که استفاده کرده است. وقتی شما یک ماه روزهداری میکنید، باعث میشود که تمام اینها بازسازی شود. تمام اینها به فرم اولیه خودشان برگردند و یک تنفسی داشته باشند برای ادامهی راه.
یک نکتهی دیگر روزهی درصدی است. همان چیزی که مصرفکنندگان انجام میدهند طبق DST درمانشان درصدی است. حالا روزهی درصدی هم همینطور است. آقای مهندس فرمودند: اگر کسی مشکل دارد و یا بیماری خاصی دارد، مثلاً یک نفر دیابت دارد و مدام میگوید: من باید داروی خود را استفاده کنم، یا مشکل کلیه دارد و میگوید: من باید مدام آب بخورم؛ اشکالی ندارد، شما هرچند لیوان آبی که باید در روز میخوردی را بخور ولی روزهی خودت را هم بگیر؛ یا کسی که برای قلبش یا هر بیماری دیگری که دارد، آن دارویش را سر زمان خودش استفاده کند ولی دیگر بعدازآن چیزی نخورد. سلولهای سرطانی و سلولهای تخریبی بهواسطهی اتوفاژی بازیافت میشود و سلولهای خوب میآیند و سلولهای بد را میخورند، پس اگر من میدانم چنین چیزی را اگر حتی مریض هم هستم باید روزهی خودم را بگیرم. اگر میخواهم که جسم سالمی داشته باشم، اگر میخواهم که کمتر از این قرص و داروها استفاده بکنم باید این کار را انجام بدهم.
یک نکتهای که هست بعضیها که مصرفکننده هستند و اعتقادات شدیدی دارند میآیند و میگویند که: ما میخواهیم روزههای خود را بگیریم و در سفر و روی OT هم هستند. میگویند: ما چون در سفر هستیم و میخواهیم روزهبگیریم، روزهی خودمان را نمیخوریم و میگذاریم بعد از ماه رمضان میآییم شعبه یا میگویند: ما بهجای اینکه بیاییم و سه بار داروی خود را (چون مصرفکنندگان باید سه بار در روز وعده داروی خودشان را استفاده کنند) استفاده کنیم؛ حالا طرف میخواهد روزه هم بگیرد ولی چون خیلی مقید و معتقد است میگوید: من به دلم نمیچسبد من یا روزهی کامل میگیرم و یا اصلاً اینطوری خوشم نمیآید. میگوید: درمان تو خیلی مهمتر از این است که بخواهی روزهبگیری ولی مثلاً طبق همان شرایط و پروتکل داروی خود را استفاده بکنید و بقیهی روز را، روزهدار باشید. نمیشود که شما بگویید: من وعدهی سحر و افطار را مثلاً در طول یک روز TDS باید شش سیسی استفاده کنم، بگویم: نه من باید کامل بگیرم. میآیم و چهار سیسی سحر میخورم و دو سیسی هم افطار میخورم. نباید نظم درمان را به هم بزنید. نباید نظم پروتکل را به هم بزنید. شما اگر میخواهید روزهبگیرید و اگر میخواهید واقعاً درمان بشوید به روزه گرفتن هم مقید هستید باید طبق آن چیزی که آقای مهندس فرمودهاند عمل کنید به این میگویند: روزهی درصدی؛ حالا همسفری که مشکل و یا بیماری دارد میتواند هم از داروی خودش استفاده کند و هم روزهی خودش را بگیرد، پس دیگر جای هیچ عذر و بهانهای نیست.
اصلاً نگران این نباشید که بعضیها دین و مذهب ما را مسخره میکنند. چراکه هر چه پیشتر میرود به موجودیت و معجزه بودنش بیشتر پی میبریم. مثلاً ۱۴۰۰ سال پیش در مورد هستی یا کهکشانها و همهچیز توضیح داده است. در مورد روزهداری و نمازخواندن و ...توضیح داده است ولی این اتفاق باید بیفتد، زیر سؤال برود تا افراد خودشان ازنظر علمی تحقیق کنند و به آن برسند. آنجا است که نشان میدهد آخرین دین و آخرین کتاب درواقع یک معجزه است. درواقع پیشگویی بوده است. چقدر همهی ما به دنبال این هستیم که پیشگویی بشود و در آینده بدانیم چه اتفاقی میافتد. همهی اینها در قرآن پیشگویی شده است. یک محور آن در مورد گذشته است. تمثیلهایی که از اقوام مختلف در مورد زندگیشان صحبت میکند. در مورد حال و آینده هم صحبت میکند. در مورد فرمانها هم همینطور. فرمانها چه هستند؟ همان قوانینی هستند که خرد جهانی متفقالقول روی آن اجماع دارند. شما کدام کشور یا دینی را میشناسید که بگوید دروغ یا دزدی کار خوبی است؟ رشوه گرفتن، ربا گرفتن همه میگویند این کارها بد است و انجام ندهید. در قرآن در مورد همهی اینها و طبیعت، درختکاری و هر چیزی که شما فکر کنید، اشارهشده است. به نظر من مسلمانها را زیر سؤال میبرند تا ببینند عملکرد ما چیست. به خاطر اینکه آن چیزی که باید واقعی نشان میدادیم، ندادیم. یک سری تعصبات را دخیل کردیم و باعث شدیم دیدگاه بعضیها به اسلام عوض شود. آقای مهندس ۲۶ سال پیش درمان اعتیاد را کشف کردند و گفتند: باید از طریق جهانی، مثلاً انگلیس و امریکا آزمایشها و تحقیقاتم را به ثبت برسانم تا دنیا متوجه این بشود. درصورتیکه ۲۶ سال پیش این اتفاق افتاده اما باید ازنظر جهانی، دور را بزند تا همه متوجه آن بشوند. الآن این دانشمند ژاپنی در مورد اتوفاژی تحقیق کرده کار خوبی کرده، درواقع به معجزات قرآن صحه گذاشته است. چون قرآن واقعاً خودش یک معجزه است و کسی نمیتواند به آن شک بیاورد.

مشارکتها:
همسفر مژگان:
در سیدی اتوفاژی در مورد تقدیر صحبت کردند. همیشه ما میگفتیم این اتفاق که برای من پیش آمد، خواست خداوند بوده یا سرنوشت من این بوده است. همانطور که آقای مهندس میگویند: در زندانها شعری مینویسند که تقدیر من بود و... مشکلات ما درگرو اعمالمان است و نتیجه آن همینی که هستیم میشود. در وادی اول میگفت: من الآن همین مژگان که هستم نتیجه تفکرات خودم است. پس باید فکرمان خیلی درست باشد. یک کلیپ دیدم که میگفت: به بچههایتان از الآن بگویید دانشمندم، در آینده حتماً دانشمند میشود. نگویید این هیچکاره نمیشود، این لنگهی خودمان است. اکثراً این اشتباه را میکنند؛ یعنی تو داری این را برای آیندهی فرزندت تصور میکنی. هر چیزی که دوست دارید بشوند به آنها لقب بدهید. داستانی هست که یک نفر دزدی میکند و به زندان میافتد، میگوید چرا برای من اتفاق افتاد؟ چون تو این کار را انجام دادی. این درگرو اعمال تو است. یا باید پول پرداخت کنی یا زندان را بکشی. در اتوفاژی، اتو یعنی خود و فاژی هم به معنی خوری؛ یعنی خودخوری، خودت راداری میخوری. بعضیاوقات ما خودخوری میکنیم. خود تحقیری نام دارد که خود را کوچک میپنداریم. گاهی در قیاس میافتیم و قیاس میکنیم و نتیجه آن مشکلاتی است که برایمان به وجود میآیند. آقای مهندس مثال زدند که شهری را در نظر بگیرید گوشه و کنار آن پر از آشغال و پلاستیک کهنه باشد. هیچکس سمت این آشغالها نمیرود، از بس زیاد هستند؛ اما اگر کارخانهها تولیدشان کم شود همه میروند این پلاستیک کهنهها را جمع میکنند. همینطور که دیدیم الآن خیلیها جمع میکنند. بدن ما هم همینطور است. وقتیکه روزه میگیریم، سلولهای مُرده، مریض و کر و لال را جمع میکند و میسوزاند و این باعث میشود که انسان سرطان یا بیماری نگیرد و بدن ریکاوری بشود. با روزه گرفتن ما نفسمان را محکم میکنیم و قدرت تحملمان را بالا میبریم. در مورد وضو کلیپی دیدم که یک شخص میگفت وضو برای چیست؟ چرا اینقدر به آن تأکید کردهاند؟ با یک دستگاهی نگاه کردند که هر کس وضو میگرفت دور بدنش هالهای از نور تشکیل میشد. این هاله پر از انرژی بود. چندین نفر را امتحان میکنند. خودش که وضو میگیرد آن هاله دورش نیست. دقت میکند و میبیند که بقیه وضو را به ترتیب انجام داده و او بدون ترتیب انجام داده. وقتی درست انجام داد هالهای دور او بود و بسیار انرژی بالایی داشت. در زمان حال کسی که روزه میگیرد و نماز میخواند را مسخره میکنند و منگل خطاب میکنند درصورتیکه دانشمند ژاپنی اتوفاژی را کشف کرده و همین مسئله در قرآن هم آمده است. خیلی جالب و قشنگ است که آقای مهندس قرآن را برای ما تفسیر میکنند.
همسفر پریسا:
در سیدی رمضان و دیاستی استاد امین میگویند: بعضیاوقات اتفاقاتی برای ما میافتد که میگوییم شاید تصادفی بوده ولی کشف متد دیاستی در ماه رمضان تصادفی نبوده و خیلی از مسائل میتواند پشتش باشد. خیلی از ما ممکن است خانواده مذهبی داشته باشیم که در بچگی به ما گفتهاند حتماً باید روزهبگیری یا حتماً نماز بخوانی و ما را به آن کار مجبور کردهاند. مدتی میگذرد که ما از روی ترس یا اجبار آن کار را انجام میدهیم. بعد از مدتی از آن فعل زده میشویم. وقتی ما میخواهیم به یک نفر چیزی یاد بدهیم، بهتر است که آن تجربه یا حس خوبی که خودمان از آن کار دریافت کردهایم را در قالب حس خوب انتقال بدهیم. مثلاً حس نمازخواندن یا روزه گرفتن؛ که اگر این کار را بکند یا نکند شخصیتش برای من هیچ تغییری نمیکند و همان شخص باقی میماند. این باعث میشود که آن شخص به آن کار ترغیب میشود و این نکتهای است که ما باید برای یاددادن به بچههایمان استفاده کنیم. خداوند که انسان را خلق کرد خودش به او اختیار داد. اختیار را در قالب شخصیت برای انسان درآورد. ما اگر بخواهیم شخصیت فرد را خورد کنیم و بگوییم مثلاً روزه بگیرد، آن فرد شخصیتش را انتخاب میکند و از انجام دادن آن فعل پرهیز میکند. پس نباید بهاجبار یا خورد کردن شخصیت شخص باشد. سیستم ایکس ما سالها در اثر افکار و اندیشه یا کارهای ضد ارزشی دچار تخریبشده است. این سیستم توانایی این را دارد همانطور که تخریب و دچار انواع بیماریها شده، اگر شرایط مناسب را برایش فراهم کنیم، وقتی به تعادل رسید این بیماریها را برطرف کند. تست خوبی که میتوانیم از خودمان بگیریم و بدانیم سیستم ایکس ما خوب کار میکند یا نه ببینیم میتوانیم روزهبگیریم یا نه. کسی که سیستم ایکس بدنش خوب کار نکند، یک روز هم امتحانی نمیتواند روزه بگیرد چون سیستم ایکس باید تعادل داشته باشد تا بتوانیم روزهبگیریم. مثال تعمیر هواپیما را زدند که برای تعمیرات هواپیما باید درجایی ثابت باشد. نمیشود که درحرکت باشد و مسافر داشته باشد و همزمان تعمیر هم بشود. در مورد بدن ما هم همینطور است. یک سال با استفاده از افکار و مواد غذایی بدی که خوردهایم به اینها تخریب واردشده. خداوند هیچ کاری را برای ما در نظر نگرفته است، مگر اینکه در آن کار خیر و صلاح ما باشد. اینیک ماه روزه را خداوند برای ما قرار داده است تا نخوریم و نیاشامیم. حالا آن تعریف از اتوفاژی را خودتان گوش دادید تا بتواند آن سیستم بدن ما را راهاندازی کند و دوباره بتواند به حالت تعادل و ترمیم خود برسد. یک مسئلهی دیگر که آقای مهندس در ادامه سیدی صحبت کردند و فرمودند: خداوند که خود آفرینندهی انسان بوده است به انسان اختیار داده است، ما نمیتوانیم هیچکس را مجبور کنیم که کاری را بهزور انجام دهد، شاید یک نفر باید در تاریکی بماند. یک مثال خیلی قشنگ زدند که یک نفر میگفت: من شاهد این بودم که یک پروانه میخواست از پیلهی خود بیرون بیاید و تلاش میکرد و من بهآرامی آن پیله را مقداری باز کردم و چند دقیقه بعد آن پروانه بیرون آمد و مرد. واقعاً همینطور است، ما باید بگذاریم هر چیزی در زمان خودش انجام شود. یکزمان قسمت آن فرد است که در آن تاریکی باشد و ما میخواهیم بهزور او را بیرون بیاوریم، پس نباید زور الکی بزنیم همانطور که به بچههای خود یاد میدهیم که خودشان همهچیز را تمرین کنند، امتحان کنند و نجات پیدا کنند. در جای دیگر فرمودند: همانطور که یکجا آبی آلوده باشد ما به هیچ طریقی نمیتوانیم آن آب را پاکیزه کنیم، برای انسانی که دچار آلودگی و حال خراب و بههمریختگی است، هیچ راهی بهجز تصفیه وجود ندارد. یک نکته دیگری که در مورد ماه رمضان آقای امین فرمودند: نماز هرروز بدن ما را تصفیه میکند، سیستم ایکس ما یکی از امواج و دیگری از مواد اثر میگیرد. اعمالی مثل نمازخواندن و کارهای ارزشی انجام دادن میتواند سیستم ایکس انسان را به تعادل برساند و روزه برای آن قسمت موادی است که به سیستم ایکس آسیب میزند و مثل یک خانهتکانی سالانه آن کار را برای سیستم ایکس ما انجام میدهد. نماز هم هرروز از طریق امواج به بازسازی سیستم ایکس ما کمک میکند.
همسفر سما:
در این سیدی آقای امین در مورد تعصبات کورکورانه میگویند. به خاطر اینکه خودمان روزه میگیریم و نماز میخوانیم قرار نیست که تعصبات کورکورانه داشته باشیم و انتظار داشته باشیم بقیه هم اینگونه باشند. حتی یک مثال زدند که در زاهدان بودند و خیلی تشنه بودند و سنشان هم خیلی کم بود و هر چه خواهر و مادرشان میخواستند برای آنها آب بگیرند، آنقدر تعصبات کورکورانه داشتند که این آب را به بچهها نمیدادند که بخورند و گفتند: که اینگونه نباشید، اینگونه باعث میشوید یک عده دیدگاهشان بد شود و اجازه بدهید هرکسی هر کار درستی که میخواهد انجام دهد و خودش تجربه کند؛ یعنی خودش بخواهد که آن کار را تجربه کند. استاد امین فرمودند: من برای نماز و روزه وقتیکه تجربه کردم و نتیجه را دیدم بعد دیگر خودم آن را انجام دادم و تکرار کردم. ما نباید تعصبات کورکورانه داشته باشیم. این نباشد که وقتی ما یک کار خوبی را انجام میدهیم انتظار داشته باشیم که دیگر آنهم آن کار را انجام دهند و دیدگاه ما به آدمها اینگونه باشد. چرا؟ به خاطر اینکه یک نفر شاید واقعاً توانایی نداشته باشد که آن کار را انجام دهد. فکر نکنید ما که آن کار را انجام میدهیم ما آدم خوبی هستیم و بقیه را قضاوت کنیم و فکر کنیم که انسانهای بدی هستند. در ادامه فرمودند: از دو طریق ما میتوانیم به بدنمان انرژی برسانیم؛ ۱- مواد ۲- امواج. امواج از طریق اعمالی مثل نمازخواندن، کارهای خوب و شکرگزاری و مواد هم از طریق روزه گرفتن. روزه گرفتن یک تست است که ما بدانیم سیستم ایکس بدن ما سالم است یا نه. ممکن است که پنج، شش روز اول سخت باشد؛ ولی بعدازآن اگر بدن ما عادت کند با چنین چیزی ما میفهمیم که سیستم ایکس سالمی داریم؛ ولی اگر نتوانستیم روزهبگیریم متوجه میشویم که بیماری داریم. آقای مهندس فرمودند: این نباشد که ما بخواهیم یک نفر را بهزور مجبور به انجام دادن کاری کنیم؛ حتی برای خود مصرفکنندگان، به خاطر اینکه شاید زمانش نرسیده برای آن شخص چه نمازخواندن چه روزه گرفتن و هر کار خوبی شاید زمانش برای آن شخص نرسیده باشد. شاید زمان برای من رسیده است که اینجا روی این صندلی باشم و آموزش بگیرم؛ ولی برای آن شخص نرسیده باشد و باید اجازه دهیم که در زمان مناسب خودش اتفاق بیفتد.
تایپ: لژیون یازدهم
عکاس خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سحر( لژیون هشتم)
ویراستاری و ارسال : راهنما همسفر زهره
همسفران نمایندگی امام قلیخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
464