English Version
This Site Is Available In English

جشن هفتمین سال رهایی علی صداقت

جشن هفتمین سال رهایی علی صداقت

هفتمین جلسه از دور چهل و هفتم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی آکادمی روزهای دوشنبه در تاریخ ۱۸/۰۲/۱۳۹۱ با استادی آقای رضا ترابخانی (دیده بان راهنمایان کنگره ۶۰) و نگهبانی آقا سعید و دبیری آقا رضا با دستور جلسه "وادی نهم و تأثیر آن روی من" راس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود، در ضمن هفتمین سال آزادی و رهایی آقای علی صداقت رهجوی آقای رضا ترابخانی را با شور فراوان جشن گرفتیم.

جشن هفتمین سال رهایی علی صداقت - کنگره 60

خلاصه سخنان استاد:
امیدوارم بهار و روز خوبی داشته باشید، دستور جلسه وادی نهم یا همان نقطه تحمل است، اما چون من خودم از پاراگراف اول این وادی لذت می برم، این را برای شما می خوانم چون خیلی به من انرژی می دهد و برای من تأثیری سازنده داشته است.

 

پیام برای کسانی که به دنیای تازه قدم نهاده اند و به خویش خویشتن توجه می نمایند: بر شما واجب و ضروری است که از سخن به نقطه عمل حرکت بنمائید و بر زمین و سماء توجه کنید، با اندیشه ژرف خود به رحمت ماورا ایمان راسخ داشته باشید و بدانید که پاداش شما دست همیاری شما را خواهد داد، آنگاه بذر نیکو بکار و یا تخم و دانه باارزش، هم قوت کافی و هم سایه بانهایتان برافراشته خواهد شد، پس آن کنید که فرمان است.
 

در مسئله اعتیاد و مواد مخدر، در جسم و روان و جهانبینی که کنگره راجع به آن صحبت می کند، بعضی از مقوله های آن دو وجه دارد، بعضی وقتها جسم و روان است و بعضی وقتها روان و جهانبینی است و بعضی اوقات هر سه توأم با هم هستند و وادیهایی که برای ما صحبت می کنند هرکدام یک قسمت را برای ما توضیح می دهند، مانند: تفکر، هیچ مخلوقی، راز و رمز و . . . که ما این توانایی را بدست بیاوریم و در هر جایی و در هر شرایطی که هستیم بتوانیم از این وادی ها آن چیزی را که می تواند به ما کمک کند را دریافت کنیم و با استفاده از آموزش و تجربه از آنها استفاده کنیم و به نقطه عملی که در این وادی به آن اشاره می کند برسیم.


نقطه عمل نیاز به نیرو و انرژی و پتانسیل دارد و اینها باید از یک جایی به وجود بیایند، در این وادی هم اشاره می شود که ما هر کاری را که می خواهیم انجام بدهیم چه به سمت زوال باشد و چه به سمت صعود، این یک قانون یا نیرو یا توان است.


دانایی ما هر چه رو به صعود باشد می توانیم از آن برای کارهایی که نباید انجام بدهیم استفاده کنیم و اگر منفی باشد بالعکس، اینکه ما در چه جایگاهی هستیم و در چه نقطه ای قرار داریم، این تغییر جایگاه برای ما خیلی اهمیت دارد، نیرویی که از کم شروع می شود: ما زمانی که مواد مخدر را انتخاب کردیم شاید در شروع با چند دود یا نهایتأ با یک بست مصرف را شروع کردیم و شاید هیچ تأثیری را هم متوجه نشدیم.


من خودم وقتی اولین بار تریاک مصرف کردم، هیچ تاثیری روی من نگذاشت یعنی آن نشئگی که از آن تعریف می کردند که مثلأ شب نمی خوابی و بدنت به خارش می افتد من حس نکردم و شب را راحت خوابیدم ولی به مراتب که گذشت تاثیرش روی من آشکار شد و برعکس این ماجرا هم هست یعنی هرچیزی که بخواهد تغییر کند، آن توان یا نیرو که لازمه تغییر است این سختی را دارد.


یک بچه وقتی متولد می شود تا 6 یا 7 سالگی خانه پدر و مادر است و بعد از آن که می خواهد به مدرسه برود باید تغییر جایگاه بدهد و این زمانی که می خواهد سپری کند تا به تغییر جایگاه برسد برایش سخت است و این را ابتدا با چند ساعت دوری از پدر و مادر در پیش دبستانی شروع می کند ولی چون روند تکرار و زمان را دارد گاهی به جایی می رسد که عادت می کند و نقطه تحملش بالا می رود.
 

در مورد اعتیاد و مواد مخدر هم همینطور است کسی که روزی یک بست مصرف می کرد کم کم به جایی می رسد که روزی 5 یا 6 گرم مصرف به اضافه قرصهای روان گردان دارد ولی باز از همین قانون برای کم کردن مواد استفاده می شود و مقدار یک پنجم آن کم می شود و ساختاری را به وجود می آورد و زمان تحمل را افزایش می دهد و به بدن فرصت بازسازی را می دهد.

درمان اعتیاد و گروه درمانی - جشن هفتمین سال رهایی علی صداقت

سخنان آقای رضا ترابخانی در مورد آقای علی صداقت:
امروز تولد آقای علی صداقت است، شاید چیزی که همه ما به آن رسیده ایم اسن است که ما با کنگره آشنا می شویم و بعد از درمان و خدمت در کنگره یکسری آشنایی هایی ایجاد می شود که ما را نسبت به هم نزدیک تر می کند و روابط ما را پیچیده تر می کند، شاید بعضی وقتها آدم ها کم تر یکدیگر را می بینند اما بیشتر به یاد هم هستند، علی صداقت هم با من جزو همان دسته از افراد بود چون من بیرون از کنگره علی را دیدم و با او آشنا شدم و بعد از آن علی به واسطه محمد صداقت وارد کنگره شد و به لژیون آمد و شروع به سفر کردن کرد.

 

یک نکته ای که کنگره به آن اشاره دارد و روی تجربه اثبات شده است و اگر آن تغییر جایگاهی که در صحبتها به آن اشاره کردم ایجاد شود نتیجه اش نعمتی است برای خود فرد و خانواده اش، علی در اوایل سفرش با مصرفی که داشت فکر می کنم 8 سال از آن زمان می گذرد، یکی از عوامل مهمی که علی را در سفر کردنش و کم کردن پله هایش عقب می انداخت، حالت تفریحی بود که علی داشت، هفته ای یا دو هفته ای یکبار را حتمأ به مسافرت می رفت و با کسانی رفت و آمد داشت که نمی توانست آن زمان روابطش را قطع کند و این باعث عقب افتادن سفر علی می شد.


بعضی وقتها اتفاقاتی که در آدم ها می افتد برای آن تغییر نگرشی که به رهایی برسند، وادی ها می توانند نکات خیلی مهمی را در روند زندگی آنها قرار دهند، به قول خود علی این پله رهایی 20 تا 30 سانت بیشتر نیست ولی برای بالا رفتن از آن باید سفری کنیم از تاریکی به نور، یک تجربه ای را باید پس انداز کنی و یک کوله باری باید داشته باشی که بدانی از کجا به کجا می خواهی برسی و این نکته بسیار مهمی است.


از طرف خودم و خانواده بزرگ کنگره 60 به علی و خانواده محترمش تبریک می گویم و امیدوارم در تمامی مراحل زندگیشان شاد و خرم باشند و خدمتگزار کنگره باشند، یکی از نکات مثبت برای علی این بود که همسفران خوبی داشت که برای اینکه به درمان برسد بسیار به او کمک کردند و این نتیجه همیاری و همبستگی ای بود که در زندگی مشترکشان داشتند و باعث شد بعد از 8 سال علی را در این جایگاه ببینیم.


اعلام سفر آقای علی صداقت:
آنتی ایکس مصرفی: شیشه، کوکائین و تریاک، روش درمان: DST، داروی درمان: اپیوم، راهنما: آقای رضا ترابخانی، رهایی: 7 سال و 5 ماه

جشن هفتمین سال رهایی علی صداقت - کنگره 60


آرزوی آقای علی صداقت:
آرزو می کنم خداوند فرمان صادر کند می دانم که بدون فرمان خداوند برگی از روی درخت نمی افتد، آرزو می کنم که با فرمان خداوند هیچ کسی درگیر بیماری اعتیاد نباشد و خانواده هایی که از هم دور شدند و در حال جدایی هستند به هم نزدیک شوند و طعم نور را بچشند. متشکرم


سخنان آقای علی صداقت:
خداوند را شاکرم که امروز این توفیق نسیبم شده که در جایگاهی قرار بگیرم که مورد لطف دوستان قرار بگیرم اگر چه تعریف و تمجیدهایی که از کسی که تولدش است می شود همیشه انجام خواهد شد اما خود کسی که تولد می گیرد جایگاه خودش را می داند.


از خداوند می خواهم که هیچ وقت دچار منیت نشوم، به گفته بزرگی که می گویند عبادت بجز خدمت به خلق نیست، می توانستند بگویند که خدمت کردن به خلق بخشی از عبادت است اما می گویند بجز خدمت به خلق نیست.
 

آرزو می کنم تمام کسانی که روی خوش خدمت به خلق را هنوز استشمام نکرده اند به مشامشان برسد، من به این ایمان دارم که خدمت کردن لیاقت می خواهد و این شامل حال هرکسی نمی شود، هرکسی در کنگره به نوعی خدمت می کند، من از آقای خاتمی تشکر می کنم که امروز اینجا تشریف آوردند و از ایشان ممنونم که بچه های کنگره را در شعب مختلف حمایت می کنند و مکان هایی را برای بچه های کنگره اجاره می کنند.


یکی به این شکل خدمت می کند و یکی راهنما می شود و یکی حتی زمین را جارو می کند و یکی شیشه های اینجا را پاک می کند، همه اینها در یک چیزی اشتراک دارند و آن عشق است، اگر عشق باشد همه سختیها کنار می روند و شاید آشنا شدن با عشق است که یک مسافر را رهنمود می کند به اینکه خوب سفر کند و بدانید برای راهنما هیچ تشکری با ارزشتر از خوب سفر کردن نیست، من همیشه گفته ام که دفترچه یک رهجو صورت رهجو است و این دفترچه ها و صورت هاست که از جلوی چشم راهنما عبور می کند و راهنماها می دانند که چکار می کنند اما گاهی اوقات این خود رهجوها هستند که نمی دانند چکار می کنند.

جشن هفتمین سال رهایی علی صداقت - نمایندگی آکادمی


من هم مثل خیلی از دوستانی که اینجا حضور دارند به جهت جهل و نادانی خودم وارد اعتیاد شدم و سالهای زیادی را با درد و رنج بسر بردم، همانطور که می دانید کسی که مست است وقتی پشت فرمان می نشیند و از گردنه ها عبور می کند شاید خودش متوجه نباشد ولی این خانواده او هستند که عذاب می کشند، کسی که کنار راننده نشسته کسی است که عذاب می کشد.
 

شاید در تولدها همه از مسافر تشکر کنند و همه به او تبریک بگویند و اینکه چه کار مهمی کردی و از سفر اول به سفر دوم رسیدی و یک تشکر خشک و خالی هم از همسفرانشان کنند، اما به واقع کمتر می شود که در مورد زحمات و زجری که همسفران کشیدند و تحملی که داشتند و سختیهایی که تحمل کردند چه در قبال اجتماع و چه در قبال خانواده و حتی پدر و مادر همسرشان  صحبت می شود.


چقدر مجبور بودند که بیماری اعتیاد را تحمل کنند و چقدر مجبور بودند برای نادانی من تاوان بدهند و چه حرفهایی را بشنوند، همینجا از همسرم و راهنمای ایشان خانم صداقت تشکر می کنم، ایشان زحمات زیادی برای ما کشیدند، لازم می دانم از تمامی همسفران کنگره 60 چه کسانی که اینجا نشسته اند و چه کسانی که سرتاسر ایران یار و یاور مسافران هستند تشکر و قدردانی کنم، یادمان باشد که همسفران زحمات زیادی می کشند.


تولدها باید حاوی پیامی باشد، پیام من همانطور که آقا رضا گفت این است که تا زمانی که من تفریح و مسافرت و دوستان قدیمی را در سفر اولم کنار نگذاشته بودم سفر خوبی نداشتم، یکروز به آقای ترابخانی این قضیه را گفتم و ایشان یک راهکار کوتاه به من دادند و رفتند، همه شما آقای ترابخانی را می شناسید، ایشان یک انسان عمل گراست، کمتر صحبت می کند و بیشتر عمل می کند و رهجو هایش هم از عمل ایشان درس می گیرند، نگاه می کنند و یاد می گیرند و تکرار می کنند، همان چند کلمه ایشان باعث شد تا من فکر کنم که اگر قرار باشد من سفر کنم باید درست سفر کنم، باید آن بایدها و نبایدهای سفرم را رعایت کنم، از آقای ترابخانی تشکر می کنم اگرچه تشکر به زبان کلیشه ای شده ولی آقای مهندس همیشه می گویند که سپاسگزاری از اندیشه و تفکر شروع می شود و به زبان می آید و بعد به عمل می رسد.


هرچه در توان داشتم سعی کردم با عمل و اگرچه با گفتار و با اندیشه خودم تشکرم را از راهنمای عزیزم انجام بدهم، انتظار دارم که رهجوهایم هم همینطور باشند، برای اینکه من غیر از این انجام ندادم، اگر تا امروز خطا رفتند و اشتباه کردند از همین امروز این تولد حاوی پیامی است برای کسانی که خوب سفر نمی کنند، یادشان باشد که فرصت خیلی کم است و هیچ معلوم نیست کسی که از کنگره می رود باز هم به کنگره برگردد، حداقل این را من و بقیه عزیزانی که در کسوت راهنمایی هستند شاهد خیلی از دوستانی بودیم که به کنگره آمدند و رفتند و دیگر فرصت بازگشت به آنها داده نشد، کائنات اجازه برگشت را به آنها نداد و نوبتشان سوخت.


در کنار آقای ترابخانی و همسرم و خانم صداقت کسی هم بود که همیشه کمکش به من پنهان بود و ارزشمند و او خواهرم بود، شاید اگر محمد صداقت هم به کنگره 60 راه پیدا کرد با زحمات خواهرم بود و این زنجیروار ادامه دارد و از خواهرم تشکر می کنم و اگر کسی کاری را انجام می دهد خوبی و بدی آن نوشته می شود و آن صاحب ترازوی هستی خودش می داند که چکار کند و مزد خوبی ها خواهد داد چه اینجا و چه جایی دیگر، اگر چه وادی چهاردهم محبت بلاعوض است و کسی برای عوض محبت نمی کند اما قطعأ عوض و پاداش خواهد بود.
 

من برای همه دعا می کنم و از همه شما می خواهم که در این لحظه از خداوند بخواهید که تمامی کسانی که گرفتارند ولی نمی دانند که گرفتارند، تمام کسانی که نمی دانند و فکر می کنند که می دانند، تمام کسانی که دوست دارند به این راه بیایند اما شاید شرم داشته باشند، کسانی که دوست دارند نجات پیدا کنند ولی شاید راه را پیدا نمی کنند، مشکلشان حل شود،  برای خانواده های گرفتار خداوند فرمانی را صادر کند که راه را پیدا کنند و به صراط مستقیم قدم بگذارند.
 

نکته دیگر اینکه من قبل از شروع جلسه از آقای ترابخانی اجازه گرفتم که من امروز شال نیندازم، به جهت اینکه شال من در مقابل شال آقای ترابخانی بسیار کمرنگ و رنگ باخته است، اما ایشان محبت کردند و شال خودشان را به گردن من انداختند و همینجا باز هم از ایشان تشکر می کنم و امیدوارم شاگرد خوبی برای ایشان باشم و برای خودشان و خانواده شان آرزوی سعادت می کنم.
 

از همه شما متشکرم

جشن هفتمین سال رهایی علی صداقت - کنگره 60


سخنان سرکار خانم صداقت راهنمای همسفر:
من هم این روز زیبا را به علی آقا و همسرشان و آقای ترابخانی و کل خانواده کنگره 60 تبریک می گویم، بچه ها راجع به علی خیلی صحبت کردند، علی با اینکه خیلی کوچک بود که من می شناختمش اما همیشه علی برای من یک معلم بود، خلاق بود و مبتکر بود در تمام امور زندگی.


همانطور بچه ها گفتند که علی صداقت گذشت دارد و صبور است همسرش هم همینطور است و گذشت زیادی دارد، خانواده شان هم همینطور هستند، جا دارد که من هم از خواهر علی تشکر کنم چون من خودم دوتا مسافر داشتم و پشت گرمی من همین خواهر بود و خانواده بسیار خوبشان که همه جوره به ما کمک کردند.
 

همسر آقای صداقت در تمامی جلسات شرکت می کردند و بعد از 7 سال امروز نتیجه اش را می بینند، به دختر و پسرشان صمیمانه تبریک می گویم و به لژیون آقای علی صداقت تبریک می گویم.
 

سخنان همسفر آقای علی صداقت:
خیلی خوشحالم و خداوند را شکر می کنم که دوباره در این جایگاه قرار گرفتم، اول از همه از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می کنم و بعد از آقای ترابخانی که زحمات زیادی برای ما کشیدند تشکر می کنم و راهنمای خوب خودم خانم صداقت که خیلی به من کمک کردند و از بچه های لژیون که از آنها درسهای زیادی گرفتم.

 

تهیه گزارش: امیر بهی
عکاس:
علی خاتمی

منبع: وبلاگ نمایندگی آکادمی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .