English Version
This Site Is Available In English

گفتگو با آقای مهندس دژاکام (بخش اول)

گفتگو با آقای مهندس دژاکام (بخش اول)

آقاي دژاكام  سلام و خدا قوت


_ (همسفر سمانه) از شما ممنونيم كه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد.
خواهش مي كنم وقت من در اختيار شماست.


_ (مسافر ميثم) لطفا برای ما بگوئيد كه شما بنيان كنگره هستيد يا بنيانگذار كنگره 60؟
من هم بنيان كنگره 60 هستم و هم بنيانگذار كنگره 60


_ (مسافر ميثم)  در مورد كنگره 60 چه فكر مي كرديد و چه شد؟
اگر حقيقتش را بخواهيد من اين قصه را قبلا هم گفتم كه عده اي از قهرمانان را برده بودند كه از آبشار نياگارا بپرند پايين، هيچكس جرعت نمي كرد بپرد، يكي پريد پايين و خبرنگارها از او پرسيدند چه شد شما پريديد؟ شروع كرد به ناسزا گفتن كه نمي دانم چه کسی من را هُل داد.


_ (همسفر سمانه) چرا كنگره 60 تبليغات ندارد؟
تبليغ موقعي مطرح است كه شما بخواهيد يك كالايي را به فروش برسانيد حتي گفته مي شود شما 90 دلار خرج تبليغات و 10 دلار هم خرج كالايت بايد بكني ما كالا كه نداريم، پول هم نداريم و پولي هم در كار نيست، بعد اينكه اين يك كار بنيادي است و ممكن است با تبليغ شما بنجل ترين جنس را به بهترين جنس به نمايش در بياوريد و بعد از يكي دو سال مردم مي فهمند كه اين جنس خوب نيست و مي روند كه عوضش كنند اما ما كه چنين سيستمي نداريم! ما براي پايدار بودنش براي هميشه بايد پايدار باشيم و بنابراين بر مبناي جاذبه است نه تبليغ، خود تك تك بچه هايي كه به درمان مي رسند اگر درمان درست انجام شده باشد و پايدار باشد غير مستقيم خودشان هركدام يك تبليغات بزرگي هستند كه با خودشان مي توانند 10 نفر را بياورند در كنگره، در كنگره تهران من ديدم و شايد در سمنان هم اينجوري باشد كه سه تا برادر، دامادشان، باجناقشان، پدرشان و مي بينم كه تمام فاميلشان داخل كنگره هستند، الان يكي از بچه ها به نام مجتبي خودش آمد و بعد 8 نفر ديگر از اقوامش را هم آورد البته بايد درمان قطعي و پايدار باشد، خودشان قوي ترين و برنده ترين سلاح مي شوند كه مي توانند تبليغات را به نحو مطلوب به انجام برسانند.


_ (همسفر سمانه) سختي هاي دوران اعتياد بيشتر بود يا سختي هاي 14 سال اداره كنگره 60؟
اگر طنزش را بخواهم بگويم قديما يك هَپ ترياك مي خورديم و مي كشيديم و كسي به كار ما كاري نداشت خودمان را بيچاره كرديم (با خنده)


نه؛ در اين 14 سال من اصلا سختي نكشيدم من اصلا خستگي احساس نمي كنم، من زور نمي زنم كه يك كاري را انجام دهم بلكه خود كار انجام مي شود، من زور نمي زنم كه افراد به رهايي برسند بلكه خودشان به رهايي مي رسند، شايد از زاويه ديد ديگران، سختي وجود داشته باشد چون من حتي به خاطر كنگره، كارم به بازداشتگاه كشيده شد ولي اصلا براي من سختي نبود.


خيلي جاها تهديد، خطر، ناسزا، ريشخند، تمسخر و سرزنش بود و همه اينها در اين 14 سال بود ولي اينها هيچكدام از ديدگاه خودم سختي نبود بلكه لذت بخش هم بود.


سه روز در هفته از ساعت 5 صبح كه با اعضاء كنگره استخر مي روم و حالا 9 يا 10 شب برسم خانه، باور كنيد باز هم انرژي دارم، من با شماها زندگي مي كنم و لذت مي برم. گفته مي شود: الله سريع الحساب، خداوند سريع حساب ها را تسويه مي كند، من با شماها زندگي مي كنم، لذت مي برم و انرژي كه از شما مي گيرم، شادابي كه از شما مي گيرم و شما كه به رهايي مي رسيد و خانواده هایتان منسجم مي شوند و به يك آرامش و صلح مي رسند و ترقي مي كنيد و تكامل پيدا مي كنيد، همه براي من لذت بخش است و از زماني كه شروع كردم سختي نكشيدم، بله دوران اعتياد زمان وحشتناكي بود كه من اگر بخواهم تعريف كنم تمام بدنم مي لرزد، گاهي اوقات وقتي در يك محل سرد كه قرار مي گيرم و هوا خيلي سرد است از جمله شبی كه رفته بودم هيدج و سرماي هوا زير صفر درجه بود به ياد بازداشتگاهی افتادم كه در زمان مصرف مواد مخدر آنجا بودم و بدنم مي لرزید.
 

از روزي كه كارم را شروع كردم نه يك لحظه خسته شدم، نه يك لحظه پشيمان شدم و نه نا اميد.


_ (همسفر سمانه) جلسات يك شنبه هاي خانم هاي مسافر، جلسات جهان بيني چهارشنبه ها، ملاقات هاي خصوصي روزهاي پنج شنبه و حضور در نمايندگي هاي مختلف، كدام يك از نظر شما مهم تر و مورد توجه شما هستند؟
اينها يك مجموعه هستند و همه آنها حساس اند و نمي توانم با هم مقايسه شان كنم مثلأ فرض كنيد در يك سيستم بخواهيم مقايسه كنيم كه سيستم مغز، كليه، ريه و قلب دارد، خب اينها كدامشان مهم تر هستند؟


اينها مجموعه است و به هر كدام كه توجهي نكنيم از بين مي رود و موجب مرگ انسان مي شود پس اينها همه براي من مهم و ارزشمند هستند.
 

_ (مسافر ميثم) چه موقع كفگير جلسات جهان بيني به ته ديگ مي خورد يا به عبارتي آخرين جلسه جهان بيني چهارشنبه ها؟
من فكر مي كنم اگر 700 سال ديگر هم زنده باشم كفگير جهان بيني به ته ديگ نمي خورد چون هنوز آنقدر نوشته دارم كه نوشته شده حالا خدا مي داند كه چه موقع منتشر شود، كفگير جهان بيني كنگره 60 هيچوقت به ته نمي خورد.


_ (همسفر سمانه)  در روزگاري كه همه دنبال تهيه اسكن اسناد و تهيه آرشيو ديجيتال هستند شما پيشنهاد نوشتن وادي ها را ارائه نموديد، لطفأ در اين مورد توضيح بدهيد.
ببينيد  مسئله نوشتن وادي ها يعني بايد آنقدر بنويسيد كه ملكه ذهنتان بشود نه اينكه بنويسيم كه بخواهيم بايگاني بشود، يعني راهنماها در لژيونشان تفهيم كنند كه از وادي بنويسند و سؤال در بياورند مثل مشق كه قشنگ وادي ها را ياد بگيرند، يعني راهنماها به رهجويشان بگويند كه از روي وادي دو يا سه بار بنويسند و يا سؤال در بياورند تا ياد بگيرند نه اينكه بخواهند حفظ كنند، وادي ها هم به زبان انگليسي، هم كتابش و هم در سايت هاي مختلف حفظ هست و اين نوشتن در جهت آموزش است چون وادي ها را هنوز بچه ها ياد نگرفته اند، مهمترين مسئله ما در جهان بيني اول وادي هاست كه بايد وادي ها را ياد بگيرند چون وادي حركت شما را آغاز مي كند، اگر بچه ها وادي ها را ياد بگيرند مقدار ريزش اعضا در كنگره خيلي كاهش پيدا مي كند بنابراين از اهميت بالايي برخوردار است.


_ (مسافر ميثم) برگشتن به سمت مواد مخدر بعد از ترك كردن، به دليل روش غلط است يا به دليل به روز شدن مواد مخدر و روش هاي اعتياد؟
آن چيزي كه در بيرون كنگره مي گويند برگشت خورد اصلآ برگشت نبوده، يعني اصلأ درمان نشده كه برگشت خورده باشد، مي گويند فلاني رفت كرج و از كرج برگشت ولي اگر مهندس رفت تا ميدان آزادي و برگشت شما نمي توانيد بگوئيد رفت كرج و برگشت! اينهايي كه ترك كردند اصلا درمان نشده اند و يك ماه، دو ماه بعد مواد مخدر مصرف مي كنند اينها جايي نرفته بودند كه برگردند چون سيستم بيوشيمي شان تعادل ندارد و خراب است و كار نمي كند و درمان نشده اند و اصلآ به كرج نرسيده اند، گاهي اوقات فرهنگ عاميانه بهترين جواب است كه: اعتياد مرخصي دارد اما ترخيصي ندارد.

 

_ (مسافر ميثم) فردي مي خواهد از اعتيادش خلاص شود و به دنبال گشتن براي راه خلاصي با موارد زير روبرو مي شود:
يكي مي گويد من خودم در خانه خوابيدم و ترك كردم و به نتيجه رسيده ام.
يكي مي گويد من رفتم كمپ ترك كردم و به نتيجه رسيده ام.
يكي مي گويد من با روش سم زدايي ترك كردم و به نتيجه رسيده ام.
يكي مي گويد من با متادون ترك كردم و به نتيجه رسيده.
و . . .

يكي هم مي گويد من با روش DST اعتيادم را درمان كردم و به نتيجه رسيده ام.


براي فرد خواهان رهايي از اعتياد سنگ محك براي نتيجه مطلوب چيست؟
 

بعضي ها خوش تيپ هستند و بعضي ها خيال مي كنند خوش تيپ هستند و بعضي ها خودشان مي گويند خوش تيپ هستند اينها با خوش تيپ واقعي خيلي فرق مي كنند، البته اين جمله هم هست كه هيچ بقالي نمي گويد ماست من ترش است، ما براي درمان اعتياد يك چهارچوب داريم كه در مقاله فرضيه ايكس مطرح است، درمان يعني تعادل از نظر جسم و روان و جهان بيني، حال خوش، چهره خوش، بدون وسوسه، بدون گرايش، خيلي ريلكس در صلح و آرامش، ما به اين مي گوئيم درمان و شما خوانده ايد كه تا زماني كه فيزيولوژي نوروترنسميترها، ناقل هاي عصبي و مواد شبه افيوني بدن به حالت تعادل طبيعي نرسند درمان صورت نمي گيرد بنابراين اينجا متر همين تعادل است.


پايان بخش اول

 

 

تهیه و تنظیم: مسافر میثم و همسفر سمانه
منبع:
وبلاگ نمایندگی سمنان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .