هشتمین جلسه از دوره سوم لژیون سردار همسفران نمایندگی هاتف با استادی پهلوان همسفر سمانه، نگهبانی راهنما همسفر رعنا دنور و دبیری همسفر زهرا دنور با دستور جلسه «گلریزان» در روز دوشنبه ۱ آبان ماه ۱۴۰۲ در ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
وقتی در گلریزان هستم باید بدانم با چه عشق و احساسی میبخشم و چه سرنوشتی برای خود رقم بزنم. کنگره به دارایی من هیچ نیازی ندارد و من به کنگره نیاز دارم. جناب مهندس میفرمایند:« کنگره مکان مقدس و امنی برای درمان اعتیاد با روش DST و داروی OT است، من هر وقت چیزی به کنگره گفتم اول خودم رعایت کردم چون علمی که تجربه کردم سند بدون نقص است نفع من در نفع دیگران است».
من اگر ببخشم این بخشش من برمیگردد؛ ما باید زکات مال خود را بدهیم و خیال نکنیم که صاحب آن مال هستیم باید بدانیم وقتی صاحب آن مال میشویم که آن را ببخشیم. ما برای اینکه بتوانیم به رهایی برسیم، نیاز به حمایت داریم خیلی از افراد رها شدند اما بیتفاوت نگذشتهاند.
کنگره یک گوهر بزرگی به ما داد که ما را با خودمان آشنا کرد چون ما خودمان را گم کرده بودیم. کنگره به ما یاد داد که زندگی کردن چگونه است پس من امروز باید زکات مالم را پرداخت کنم من نباید به این قضیه بیتفاوت باشم. ما در زندگی تنها به دنیا میآییم و تنها هم از زندگی دنیا میرویم و اینکه من چه توشهای با خودم میبرم این مهم است.
من خانه، طلا و چیزهای زیادی دارم اما نمیتوانم آنها را با خودم ببرم. من با خدمت کردن و بخشیدن خود میتوانم توشهای برای حیات بعدی خود داشته باشم و اگر دیر به ایستگاه برسم اتوبوس را نخواهم دید. بزرگترین انسانها، انسانهایی هستند که میبخشند و به دنبال پس گرفتن آن نیستند.
بیاییم دستانمان را در دستان خداوند قرار دهیم و بدون هیچ چشم داشتی ببخشیم و ایمان داشته باشیم که چیزی از مالمان کم نخواهد شد و بدانیم برکت آن، چندین برابر برمیگردد. جناب مهندس فرمودند: استادان ایشان فرمودهاند که تو در راهی قرار میگیری که در این مسیر کسانی هستند که بیایند و تو را حمایت کنند.
آن کسان چه کسانی هستند؟ کسانیکه قانون یازدهم را حمایت میکنند؛ ما چقدر خوشبخت هستیم که در این حیات و در این مسیر قرار گرفتیم که یاران جناب مهندس باشیم. ما در روز جشن گلریزان باید دست به دست هم دهیم و خواسته قلبی جناب مهندس که ساختن دانشگاه است را برآورده کنیم.
خیلی افراد دوست دارند عضو لژیون سردار شوند و گاهی اوقات به خاطر اینکه آگاهی نداریم نمیتوانیم ببخشیم اگر بخواهیم ببخشیم باید آگاهیمان را بالا ببریم. تنها بخواهیم که کافی نیست باید ایمان داشته باشیم، خداوند در این مسیر کمکمان میکند. چیزی که ما غیر ممکن میدانیم برای خداوند ممکن است، رویایی که ما داریم اتفاق میافتد.
قدرت مطلق میفرماید: اگر مرا از ته دل بخواهی، خواستههایت را برآورده میکنم. در جهت خواسته خود حرکت کنیم و فکر نکنیم افرادی که در لژیون سردار عضو میشوند، اعلام دنوری و یا پهلوانی میکنند پول کلانی دارند برای اینکه ما بتوانیم به آن جایگاه برسیم از خیلی ازخواستههایمان گذشتهایم و انسان موجودی است که هیچ وقت خواستههایش تمامی ندارد.
پس ما باید از یکسری خواستههای نامعقول برای رهایی دیگران بگذریم و خدمت کنیم. خانواده من از نظر مالی شرایط سختی داشتند و به سختی سبد قانون ۱۱ را حمایت میکردند. پدرم اعتقاد داشت که من اگر به کنگره میروم حتما باید سبد را حمایت کنم.
من اعتقاد دارم که اگر پدرم و کل خانواده ما پهلوان شدهایم به خاطر همان قانون ۱۱ است چون در قبال آن بیتفاوت نبودیم. امیدوارم بتوانیم همیشه جزو خدمتگزاران کنگره ۶۰ باشیم. وقتی که من و خانوادهام برای دریافت شال پهلوانی به تهران رفتیم جناب مهندس فرمودند: پدرم دو پهلوان دیگر را به میدان آورد.
این جمله برای من بسیار حس خوبی بود چون من حس کردم وارد میدانی شدم که فرمانده آن جناب مهندس است همه ما میدانیم که چه زندگیهایی قرار بود به ویرانی کشیده شود. اگر میخواهیم کارت بکشیم و دست و دلمان میلرزد به یاد بیاوریم که چه روزهای سختی را سپری کردیم و زندگی ما چه جهنمی بود.
من از بچگی در مصرف اعتیاد پدرم بزرگ شدم و سختیهای زیادی کشیدم و من هیچ وقت فراموش نمیکنم که چه روزهایی بر من گذشت و این مهمترین چیز در زندگی من است که من و خانوادهام دوباره به زندگی برگشتیم و خیلی خوشحالم که در مسیر کنگره قرار گرفتم تا بتوانم از افراد خدمتگزار کنگره باشم.
همیشه به خداوند ایمان داشته باشیم؛ من وقتی میخواستم دنور شوم خواستهام را نوشتم و ثبت کردم و بعد از یک ماه این اتفاق برایم رخ داد. اگر شما هم خواستهای دارید آن را ثبت کنید چون بزرگترین قسم خداوند به قلمش است. من برای شرکت در لژیون سردار باید تلاش کنم و با برنامهریزی هر سال مبلغم را بالاتر ببرم.

مشارکت ایجنت گروه خانواده همسفر آمنه دنور
پیشاپیش رسیدن هفته گلریزان را به همه عزیزان تبریک عرض میکنم و این را مطمئن هستم که امسال جشن پر شکوهی را در نمایندگی در بخش همسفران خواهیم داشت. تمام حرکتهایی که ما در کنگره انجام میدهیم همه برای حال خوش خودمان است و کنگره هیچ احتیاجی به حرکت من ندارد.
آقای مهندس میفرمایند: «کنگره نهنگهایی در خود دارد که اگر دم تکان دهند تمام نیازهای مالی ما را تأمین میکنند» و اینکه آقای مهندس اینقدر تاکید دارند به بخشش تکتک ما بخاطر این است که هر کدام ما این لذت را احساس کنیم و برکاتی که به زندگی هر کدام از ما برمیگردد را لمس کنیم که در کلام الله هم خیلی در مورد بخشش صحبت شده است و چقدر از برکات آن صحبت شده است.
اگر شما یک دانه بکارید قطعا هفتاد دانه برداشت خواهید کرد و این را تمام کسانیکه عضو لژیون سردار شدهاند، یا دنور شدهاند و یا جایگاه پهلوانی را تجربه کردهاند به عینه دیدهاند و این برگشتها همیشه ممکن است که بهطور مالی نباشد. خیلیها بیماریهایی داشتند که از نظر پزشکی غیر قابل درمان بوده ولی درمان شدند.
یا اینکه خانوادههایی بودند که از هم پاشیده شده بودند و دوباره دور هم جمع شدند و احترام و محبت بین آنها زیاد شد. این نیست که انسان جایی انفاق کند و نتیجه خوبی از آن را دریافت نکند. همه ما غیر از کنگره ۶۰ کجا را میتوانیم پیدا کنیم که اجازه بخشیدن به ما بدهند؟
خیلی وقتها قبل از کنگره بخششهایی انجام میدادیم ولی بعد احساس میکردیم که این بخششی که برای آن شخص انجام دادهایم درست نبوده است و آن شخص نیازی نداشته است. اما بخشش در کنگره این اطمینان را به ما میدهد که تمام این بخششها صرف تحقیقات در مورد بیماریهای سرطان خواهد شد و یا صرف درمان بیماران اعتیاد خواهد شد.
در قبال بخشش من و همه اعضاء تازهواردین زیادی خواهند آمد، در ادامه رها خواهند شد و طعم خوش رهایی را میتوانند بچشند. از کجا معلوم که فردایی باشد که این بستر برای من مهیا شود تا من بتوانم خدمت کنم و ببخشم؟
اگر هر کدام از ما بخواهیم فقط به فکر خودمان و یا فقط به فکر خانواده خودمان باشیم مثل این است که ما یک خط تلفن در خانه خود داشته باشیم و هیچ کس دیگری دارای خط تلفن نداشته باشد و این عملاً برای ما هیچ فایدهای ندارد. پس باید این لذت و شادمانی که برای هر کدام از ما اتفاق افتاده است را نصیب بقیه هم بکنیم و این را مطمئن باشیم که این لذت دوباره به خودمان بر خواهد گشت.
مشارکت همسفر آذر سردار
آموزشهایی که ما در کنگره میبینیم از این گونه برای ما اتفاق میافتد که کاری که خوب است و میدانیم که خوب است و انجام میدهیم آن را به دیگران منتقل میکنیم. در «سیدی اسلحه حق» آقای مهندس چنین میفرمایند:«حق مثل یک خمیر است و مثل یک گل است که در دست تک تک ما هست و این ما هستیم که آن را شکل میدهیم که میتواند یک کلوخ بشود».
یا اینکه یک مجسمه از درون آن بیرون بیاید و به نظر من کسانیکه آمدهاند و امروز در این جلسه شرکت کردهاند یک حقی را لبیک گفتهاند؛ اگر حتی پولی هم نداشتهاند حتماً این افراد مورد القاء قرار گرفتهاند. همین طور که حسادت میتواند انسان را صدا بزند و به راحتی میتواند وارد ظرف وجودی ما بشود چرا که ما از آن صفت در وجود خودمان داریم.
قطعاً در نقطه مقابل آن برای بخشش هست که الان همه ما این جا هستیم. یک ویژگی داریم و یک قدرت به این ویژگی میدهیم، ویژگی که بذل و بخشش است که با یک حس عالی است و به آن توان میدهیم تا بتوانیم به آن شعاع بدهیم.
چرا این گونه است؟ آقای مهندس به این سوال این گونه پاسخ میدهند که چرا حق باید گسترش پیدا کند. علت این است که وقتی حق گسترش پیدا میکند و شکل زیبایی را به خودش میگیرد، احیاء صورت میگیرد.
این احیاء میتواند به بند بند سلولهای دیگری گسترش پیدا کند و به افراد دیگری منتقل شود. مثل راهنمای تازهواردین که در کنگره حضور دارد و تازه وارد میآید و حرکت میکند و به درمان و به سلامت میرسد و به همین شکل گسترش پیدا میکند.
مشارکت همسفر صدیقه دنور
در مورد دستور جلسه گلریزان واقعا صحبت زیاد است و هر کدام از ما تجربه خودمان را داریم. جناب مهندس در سیدی گلریزان فرمودند که: «ما در این شهر حلول کردهایم و این مهم است که هر کدام از ما چه برداشتی نسبت به این شهر داریم. آیا من در شهر وجودی خودم حلول کردهام؟ آیا من در این شهر که کره خاکی است حلول کردهام؟ و یا اینکه من در شهری که نام آن کنگره ۶۰ است حلول کردهام؟، وظیفه من در مقابل آن جایی که حلول کردهام چه است»؟
آقای مهندس گفتهاند اول جسم خودت را باید بسازی و آبادش کنی و بعد فکر و اندیشه خودت را با تفکر و جهانبینی درستش کنی و یا اینکه در وادی دوازدهم فرمودند که طبیعت را حفظ کنید و بخاطر ویرانیهایی که به آن رسانیدهایم اقدام کنیم و برای جبران آنها بکوشیم.
در وادی چهاردهم که از وادی عشق و محبت است از عشق و از محبت کردن به انسانها صحبت کردهاند و میگویند که باید از عصاره جانت بدهی؛ اینقدر عصاره جانت باید زیاد باشد و ظرف وجودی ما پر باشد و از نظر جهانبینی آنقدر به نقطه تفکر نزدیک شده باشیم که بدانیم چه زمانی باید ببخشیم، کجا ببخشیم و چقدر ببخشیم.
اگر امروز همه ما در لژیون سردار هستیم و روی این صندلی نشستهایم، همهی ما مسئول هستیم باید بدانیم که وظیفه ما چیست؟ آیا وظیفه ما این است که بیاییم و یک مبلغی را پرداخت کنیم و فقط به عنوان یک عضو در لژیون سردارباشیم؟ نه این گونه نیست وظیفه من بالاتر از این است. من که این جا روی این صندلی نشستهام همه ما جزء یاران جناب مهندس محسوب میشویم و همه ما خودمان و با اختیار خودمان انتخاب کردهایم که این جا باشیم و همراه آقای مهندس باشیم و در این مسیر ایشان را همراهی کنیم.
تمام ما طعم داشتن یک مصرفکننده را در زندگیهای خود چشیدهایم؛ آن زمان که هر لحظه از خداوند میخواستیم که روزی برسد و ما از این دام نجات پیدا کنیم و الان من و مسافرم رها شدهایم. زمانی که من در شهرم، سر چهار راهها کنار سطل زباله میبینم معتادانی را که در تاریکی هستند، خوب وظیفه دارم این افراد را حمایت کنم تا آنها هم بتوانند به کنگره بیایند و درمان شوند و به رهایی برسند.
این وظیفه همه اعضای کنگره ۶۰ است و ما هستیم که باید این انشعاب را گسترش دهیم. گسترش کنگره ۶۰ یعنی ایجاد شعب متعدد و این حمایت تک تک ما اعضای کنگره را میطلبد و اینکه حس خودمان را از آنچه برداشت کردهایم از لژیون سردار نه فقط از برکات آن که به زندگی ما بر خواهد گشت که این قضیه در جای خود هست، بلکه آموزشهایی که در این مسیر دریافت کردهایم هم اهمیت بسزایی دارد.
یکی از آن آموزشها، بخشیدن است. هر کدام از ما اگر بخشیدیم باید بلاعوض باشد و دیگر چشم داشتی به آنچه که بخشیدهایم نباید داشته باشیم چه مادی باشد وچه معنوی و دیگر نگاه به پشت سر خود نکنیم و یا اینکه حس طلبکارانه و معامله با خداوند را نداشته باشیم.
تایپ: همسفر مرضیه عضو لژیون سردار
عکس: مرزبانخبری، همسفر آرزو
ویراستاری: همسفر غزال رهجوی راهنما همسفر رعنا (لژیون نهم)
ارسال: همسفر زینب عضو لژیون سردار
همسفران نمایندگی هاتف
- تعداد بازدید از این مطلب :
706