اگر ما بخواهیم در مسیری حرکت کنیم، بهتر است افرادی که قبلاً این مسیر را طی نمودهاند را ارزیابی نماییم؛ ببینیم آنها وقتی که به هدف مورد نظر رسیدند، آیا حال خوشی دارند یا خیر؟ چیزی که در نهایت به دست آوردهانذ چه بوده است؟ آنجا متوجه می شویم که آیا راه درست بوده است یا خیر.
استاد امین در جهانبینی از این تمثیل استفاده میکنند و میفرمایند: ما میخواهیم پولی را به دست آوریم ولی اگر از راه ضد ارزشی آن را به دست آوردیم، در نهایت به پول می رسیم؛ ولی آیا زمانی که به پول رسیدیم، حال ما خوب است؟ حال خوش ما تعیین میکند که مسیری که طی کردهایم آیا درست بودهاست یا خیر.
جناب مهندس میفرمایند: چرا فکر میکنید معنویات بسیار ارزان است و راحت به دست می آید؟ به طور مثال پول در بانک بسیار است. مواد غذایی در فروشگاه فراوان است، ولی آیا متعلق به ما میباشد؟ ما چون فکر میکنیم یک مسئله معنوی است، مجانی به دست میآید و نباید بهائی پرداخت نماییم. یا به عنوان مثال؛ در انرژی درمانی افرادی انرژی را به بدن وارد مینمایند و باعث درمان میشوند اما این انرژی کجا بوده؟ چگونه به دست آمده است؟ از جناب مهندس پرسیدهمیشود که شما به انرژی و کائنات اعتقاد دارید؟ پاسخ میدهند بله؛ انرژی وجود دارد اما حساب و کتاب دارد و مجانی در اختیار ما قرار داده نمیشود. وادی هفتم در مورد یافتن راه است. اساساً یافتن راه در همه چیز مهم است. گاهی انسانها به شکست میرسند؛ چون راه را نیافتهاند و یا به بیراهه رفتهاند. برای من هم همینطور بود؛ حتی گاهی مسیری را پیدا میکردم؛ ولی وقتی تا نیمه مسیر میرفتم میدیدم اشتباه است؛ حتی در درمان مسافرم؛ چون ما مسیر درست را نمی یافتیم و به بیراهه میرفتیم و هیچگاه به نتیجه نمیرسیدیم. گاهی مسیر برایمان گول زننده بود؛ یعنی در ظاهر مسیر درست بود؛ ولی وقتی وارد مسیر میشدیم میدیدیم اشتباه است.
در کودکی اصطلاح راه و بیراهه داشتیم که برایمان اینطور مثال میزدند؛ با ماشین در امتداد مسیری میروی ناگهان به یک دوراهی میرسی، دو راه شبیه به هم که انتهایش مشخص نیست. به همین جهت پیدا کردن راه در زندگی بسیار مهم است. از آن زمان در ذهنمان اینگونه نقش بسته است که پیدا کردن راه درست حتی از خود راه مهمتر است. آقای مهندس میگویند: ما در کنگره مسیر درست را برای مسافر مشخص میکنیم و طی کردن مسیر برعهده مسافر است. دقیقاً در زندگی هم همین است که باید با تفکر و تعقل و تلاش راه درست را پیدا کنیم و طی کردن مسیر برعهده خودمان است.
قسمت دوم آنچه برداشت مینمائیم است. وقتی مسیری را طی میکنیم یکسری کارها برای رسیدن به هدفمان انجام میدهیم؛ مثلاً برای ادامه تحصیل در رشته پزشکی، کنکور شرکت میکنیم و وقتی قبول شدیم پزشک شدنمان بستگی به تلاش خودمان دارد؛ اینکه درس بخوانیم، کلاسها را منظم شرکت کنیم، بستگی به تلاش خودمان دارد.
به عبارتی در طول مسیر هرچه میکاریم در انتها آنچه کاشتهایم را برداشت مینمائیم. اگر خوب درس بخوانیم پزشک میشویم، اگر تلاش کنیم راهنما میشویم و مزد زحمات خود را میگیریم. درحقیقت وادی هفتم میخواهد به ما بگوید، وقتی میخواهی حقیقتی را کشف کنی مثل رسیدن به درجه کمک راهنمایی؛ یعنی آن چیزی که میخواهید در کنگره به آن برسید ابتدا این است که مسیر را پیدا کنید و دیگر اینکه تلاش کنید تا چیزی را که میخواهید برداشت نمایید.
رابط خبری: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر ژیلا (لژیون پنجم)
نویسنده: همسفر محدثه رهجوی راهنما همسفر ژیلا (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ندا (لژیون پنجم)
همسفران نمایندگی وحید
- تعداد بازدید از این مطلب :
686