همسفر فاطمه؛
انسان در هر مقطعی که باشد باز هم چیزهایی هستند که نمیداند و برای رسیدن به آنها باید قدری قویتر و بلندتر گام بردارد. درست است که تقدیر داریم؛ ولی تلاش خودمان هم بسیار موثر و سرنوشتساز است و معمولاً هدفی در کوشش ما وجود دارد که باید مشخص شده باشد. افرادی که دارای اعتقاداتی هستند سعی میکنند دنبال زدودن بدیها و ضدارزشها از خود باشند و به اصلاح الهی برسند؛ منظور از ضدارزش چیز بزرگ مثل قتل نیست؛ همان دروغ، احتکار، مصرف مواد ... است که تنها با دعا و عبادت پاک نمیشوند، نیاز به جهانبینی داریم تا هر آنچه به ما ضرر میزند را از خود دور کنیم. خیلی مسائل هستند که به جسم و روح ما آسیب وارد میکنند؛ حتی یک حرف نابجا و دخالت در یک بحث بین دونفر. نباید به اینکه اطرافیان چکار میکنند و که هستند کاری داشته باشیم، تمام این کارها به شخص خودمان آسیب وارد میکنند، باید دنبال پالایش خود باشیم؛ ناراحتی و عصبانیت هم جسم ما را با انواع بیماریها فلج میکند. وقتی دنبال اصلاح باشیم تمام عقبماندگیها جبران میشود؛ البته با حرکت و همراه با تفکر درست تا بتوانیم نامه پیشین رضایتبخشی برای خود داشته باشیم اگر غیر از این باشد مشخص است راهی که رفته بودیم بدون تفکر و سختی کشیدن بوده که نتیجه نداشته است؛ چون خواسته ما کنار تقدیر سرنوشتساز است. افکار منفی را دور بریزیم این افکار جلودار پیشرفت و تلاش میشوند و ناامیدی میآورند، دیدگاه را باید تغییر داد و شرایط را سنجید و از آن استفاده بهینه کرد؛ حتی اگر سخت و محدود باشد! اندیشه و عملکرد ما مهم است اگر درست نباشد مخرب است، کاری نکنیم که بعد پشیمان شویم. برای هر کاری باید اهداف مشخصی داشته باشیم و حواسمان باشد که چه میخواهیم که شدنی باشد، برایش سختی و زحمت بکشیم و صبوری کنیم . نابرده رنج گنج میسر نمیشود، مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد، در اینصورت به مجهولات دست پیدا میکنیم. کنگره با اندیشه درست، حرکت و تحمل رنج توانست به مجهول بزرگ که درمان اعتیاد بود دست پیدا کند. ما مجهولاتی داریم که در زندگی روزمره باید آنها را بشناسیم که همان حد و حدودِ وظیفه و جایگاه خودمان هست و در هر موضوعی مداخله نکنیم، این نیاز به یادگیری و تجربه دارد که از راههای زیاد کسب میشود مثل سفرکردن یعنی رفتن؛ جستن و یافتن! همچون بزرگان تاریخ که از محدوده خود فراتر رفتهاند و به بسیاری از ندانستهها رسیدهاند؛ چون ماندن مفهومی ندارد. هر چند ما سفر درونی هم داریم که کلاً سفرها کلید رازها هستند. برای یافتن باید درهای بسته را که مانع دریافت علم میشوند باز کنیم؛ مثل درمان اعتیاد. وقتی در راه درست باشیم، تلاش کنیم و سختیها را به جان بخریم یقیناً هر غیرممکنی را میتوانیم ممکن کنیم. تنها دنیا خوردن نیست، گشتن و یافتن تا به تکامل رسیدن و چنگزدن به بند محبت است.
همسفر زهرا؛
انسانها به هر چیزی که معتقد هستند باید خود را در معرض اصلاح الهی قرار دهند. منظور از اصلاح الهی یعنی؛ فاصله گرفتن از ضدارزشها و کنارگذاشتن آنها است. انسان در هر مقطعی از زندگی و حیات خود همیشه قدری عقب است اگر به طرف اصلاح برویم این عقب افتادگیها جبران میشود و تا زمانی که حرکت نکنیم مشکلات روزبهروز بیشتر میشود. تقدیر، نامه پیشین ما است. آن کسی که مهندس شده است تقدیرش مهندسی بوده، زحمت کشیده که به این جایگاه رسیده است. هر اندازه که کار کنیم مزد میگیریم! تفکر و اندیشه روی تقدیر اثر بسیار مهمی دارد، اندیشهها روی همه چیزِ ما اثر میگذارند. همه ما باید یک اهدافی داشته باشیم و روی یک خواسته متمرکز بشویم تا به آن برسیم. در کنگره ۶۰ مسئله درمان موادمخدر با تفکر و اندیشه برای ما روشن و پیدا شد که نوعی مجهولات بود، همینطور اضافه وزن که در حال حاضر در کنگره به راحتی انجام میشود. سفر برای پیشرفت و تکامل انسان بسیار مهم است. بیشتر کار ما در کنگره روی سفر درونی است که از یک جایگاه به جایگاه دیگری حرکت میکنیم و یا از یک شخصیت به شخصیت دیگر میرسیم در واقع میگوییم سفری است از ظلمت به نور، از نادانی به دانایی و ... اینها همه نوعی حرکت هستند. کشف حقیقت در سفر درونی انجام میگیرد اگر بخواهیم رمز و راز حقیقت را بیابیم اول باید راهش را پیدا کنیم؛ رفتن و رنج بردن! یافتن راههای غیر ممکن؛ آن چیزی که حالا غیر ممکن است با رفتن و رنج بردن میتوانیم ممکن کنیم. نیروی خودمان را دست کم نگیریم، ما قادر به خیلی کارها هستیم و میتوانیم انجام بدهیم؛ چون این طور خلق شدهایم. بعضی از بندهای کهنه آویزان ما هستند که باید دور بریزیم تا به روشنایی دست پیدا کنیم. باید مثل فولاد محکم باشیم و بندهای اضافی را پاره کنیم مانند؛بند موادمخدر و چاقی و ...
همسفر مریم؛
همه انسانهایی که خدا باورند باید در معرض اصلاح الهی قرار بگیرند و از ضدارزشهایی مانند؛ دروغ، مصرف موادمخدر، الکل و غیره فاصله بگیرند. جهانبینی؛ یعنی فراگرفتن اصول و قوانینی که انسان به خودش ضرر نزند. انسان در هر مقطع از زندگی قدری عقب است و باید به طرف اصلاح الهی برود؛ یعنی ضدارزشها را پاک کند و عقب افتادگی را جبران کند. تقدیر، نامه پیشین ماست. تقدیر؛ یعنی قدر و اندازه که بر کسی پوشیده نیست. اندیشه نیکو روی تقدیر اثر مثبت دارد و اگر درست عمل نکنیم اثر مخرب میگذارد. ما باید کار و تلاش خودمان را انجام دهیم و تقدیر هم کار خودش را بکند. هر چه تلاش و اندیشه ما مثبتتر باشد تقدیر هم واکنشش بهتر خواهد بود. اگر چیزی میخواهیم باید بیوقفه تلاش کنیم تا به دانش مجهولات دیگر پی ببریم. با اندیشه درست کنگره ۶۰ به مجهولی مثل درمان اعتیاد رسید. سه سفر داریم؛ سفر زمینی، سفر سمائی و سفر درونی. در سفر زمینی خیلی مطالب را یاد میگیریم؛ اما بیحرکت بودن و ماندن یعنی بستهشدن درهای علم؛ اما سفر سمائی مربوط به کشف شهود و عرفاست که علاوه بر پنج حس ظاهر از پنج حس باطن و بیرونی استفاده میکنند و از جسمشان خارج میشوند و به عالم بالا میروند. سومین سفر درونی است که بیشتر کار ما در کنگره همین سفر درونی و تغییر جایگاه میباشد. برای کشف حقیقت باید با تفکر راهش را پیدا کنیم، در ماندن و نیاموختن هیچ چیزی وجود ندارد؛ اما رفتن و رنجبردن راههای غیرممکن را ممکن میسازد. برای یافتن راهها چشمها را ببندید و به مطالب بیندیشید و به روشنایی برسید. گاهی گرفتار بندهایی هستیم که باید در مقابل آنها مثل فولاد باشیم و آنها را پاره کنیم؛ مانند بند الکل، شیشه، تریاک، سیگار و انواع بندهای دیگر تا به بند محبت که جنبه زمینی و آسمانی دارد برسیم. این بند با خدمت در کنگره باعث توفیق ما در دنیا و آخرت خواهد شد.
همسفر صغری؛
فرا گرفتن اصول و قوانینی که انسان به خودش آسیب نرساند، جهانبینی نامیده میشود. همه چیز بر مبنای خواست، تقدیر و فرمان الهی است. هر اندازهای که کار کنیم مزد دریافت میکنیم. در همه موارد که مشکلی پیش میآید نگاه مثبت داشته باشیم؛ زیرا اندیشه ما میتواند روی عملکرد ما تاثیر بگذارد و به ما نیرو بدهد. هر چه تلاش و اندیشه مثبتتر باشد تقدیر هم بهتر خواهد بود. بهتر است بیوقفه به راه خود ادامه بدهیم و برای خودمان هدف داشته باشیم و برای رسیدن به آن تلاش کنیم، تنها با دعا و عبادت محقق نمیشود. هنگام دعا و خواستهداشتن متمرکز باشیم و یک هدف را دنبال کنیم. حرکت خود را با سفر آغاز کنیم، امیدوارم سفر ما از تاریکی به سمت روشنایی باشد. سه نوع سفر داریم؛ سفر ارض، سفر سما و سفر درون. خیلیها در سفر زمین به یک جایگاه میرسند؛ ولی برای حل مشکلات باید به سفر درون توجه بیشتری نمود؛ یعنی سعی کنیم تا به مجهولات پی ببریم مانند: درمان موادمخدر. در سفرهای سماوی کشف شهود مختص عرفاست؛ یعنی پنج حس بیرونشان کار میکند و یافتن راههای غیرممکن، ما را دعوت به انجام یادگیری مینماید. اگر دنبال درمان باشیم باید رنج بسیاری را تحمل کنیم مثل رفتن به دانشگاه که درس میخوانیم و آن چیزی را که میخواهیم به سختی به دست میآوریم، یا درمان اعتیاد که از سفر اول به سفر دوم یعنی به رهایی رسیدن؛ همچنان برای جهانبینی باید رنج زیادی بکشیم.
ویرایش: همسفر فاطمه، کمک راهنما همسفر فرشته (لژیون نهم)
ارسال: همسفر معصومه، کمک راهنما همسفر الهام (لژیون سوم)
همسفران نمایندگی نیمایوشیج بهشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
2202