در سیدی حقیقت استاد امین میفرمایند: ماه رمضان برای همهی ما یک تمرین خیلی خوبی است تا آدمی یک شناخت نسبت به خودش پیدا نماید تا بفهمد در چه وضعیتی قرار گرفته است.
نگاه کنگره نسبت به یک مصرف کننده این است که مصرفکنندگان بیمارند و در طبقهبندی مختلفی قراردارند و نقطه تحملشان مثل یک آدم معمولی نیست البته در سفر اول، چون در سفر دوم مشکلی ندارند؛ بنابراین یک سفر اولی نباید بار اضافهای با خودش بکشد و در این زمینه باید حواسش باشد.
ما در کنگره در حال آموزش جهان بینی هستیم و در تفکراتمان گاهی چیزهایی پنهان است چون تفسیر درستی از جهان بینی نداریم؛ زیرا یاد گرفتن یک موضوع یا علم و یا یک مفهوم یک چیز است؛ اما تفسیر درست از آن موضوع چیز دیگری است، چون علم کلید است و دانش، کلید معرفت.
با استفاده از چیزهایی که انسان یاد میگیرد، یعنی کلید را به او دادهاند و با این کلید شروع به باز کردن دربها مینماید اما اینکه چه دربی را انتخاب کند به شناخت انسان بر میگردد.
استفاده کردن درست از جهان بینی، یعنی همان تفسیر درست از یک موضوع و این، یعنی معرفت اگر انسان در جای مناسب از این کلید استفاده نماید حیات انسان رو به تکامل میرود و بعضی از دربها باید در زمان خودش باز گردد.
اگر ما با جهانبینی خود، انسانها را آنالیز کنیم و طبقهبندی نماییم، در ذهن خود دچار شکاف میشویم و در همان جا فاصله با انسانهای دیگر به وجود میآید و در ارتباط با انسانها دچار اختلاف میشویم، چون انسان با دست یافتن به علم، مفاهیم را دستکاری میکند و این افراط و تفریط کار انسانها است در صورتی که تعادل خواست الهی است؛ پس جهانبینی باید انسانها را به یکدیگر نزدیک نماید و با آموزش جهانبینی اگر در خلق و خو تغییر ایجاد شد، که به انسانها نزدیکتر شدیم؛ یعنی هم به کلید دست پیدا کردهایم و هم به معرفت، اما اگر برعکس این قضیه باشد دچار خودشیدایی مستان شدهایم و اگر انسان به این آگاهی و شناخت برسد در تکامل انسان فرآیندی که اتفاق میافتد، فقط به خلق انسان مربوط است و اگر این خلق و خو در انسان باشد آن مسیر ادامه خواهد داشت، پس انسان باید به حس خودش توجه داشته باشد.
انسانها سعی میکنند در واقعیت کار درست را انجام دهند حقیقت در اینجا مفهوم پیدا میکند پس حقیقت آن چیزی است که با قوانین هستی در هماهنگی است و چیزی است که درست و راستین است.
بعضی از انسانها حقیقت را، آن چیزی که به نفع خودشان است تفسیر میکنند و یک لباس تعریف و منافع برای آن میدوزند و شاید خود به این قضیه آگاهی نداشته باشند اما پذیرش حقیقت از خودگذشتگی میخواهد؛ حتی اگر در بعضی قسمتها به نفع شخص نباشد.
در داستان ارسطو گفته بود، یک سنگ بزرگ نسبت به یک سنگ کوچکتر یا پر، زودتر به زمین میرسد، در صورتی که 500 سال بعد گالیله آن نظریه را مردود دانسته و مردم با این نگرش زندگی میکردند و گفتند ذهن گالیله معیوب است چون انسان چیزی که به نفعش است را قبول میکند چون با برآورده شدن خواستهاش به انرژی دست پیدا میکند و ملاک سنجش انسان احساسش است.
وقتی خواستهاش اجرا میشود لذت میبرد از این رو تفکرِ مرکز بودن جهان، از این نگاه به وجود آمده است و این از کبر انسان نشأت میگیرد چون انسان حقیقت را در برآورده شدن نیاز خود میداند و منفعت خودش را در آن میبیند و این نگاه باعث شد قرون وسطی به وجود آمد.
قرون وسطی، یعنی عصر تاریکی که هزار سال به طول انجامید، زمانی که فهمید حقیقت ممکن است گاهی با منافع انسان در تعارض باشد از آن تاریکی توانست خارج شود، چون انسان تا از خود نگذرد به خود نمیرسد.
وقتی انسان خواستههای نامعقول خود و منفعت خود را هدف قرار دهد مطالب نادرست ارزش پیدا میکند و خرافات به وجود میآید و اطلاعات نادرست و پوچ به وجود میآید و در ذهن انسان این تفکر تداعی میشود که دنیا را یکسری آدمها کنترل میکنند و دیگران هیچ نقشی ندارند و برای رسیدن به خواستههای خود دست به دامن خرافات میشوند که با دعا و ورد به خواستههای خودش برسد.
خرافات به انسان نیرو و قدرت میدهد در صورتی که حقیقت میگوید: انسان چیزی نیست جز سعی و تلاشش. همه، انسانهایی را که تلاش میکنند را دوست دارند چون میدانند در مقابل مشکلات مقاوت میکنند از این رو دوست دارند با او دوست شوند.
آقای مهندس گفتند: که هوش مهم نیست پشتکار و استقامت مهم است و تزکیه و پالایش در سایه تلاش و سختکوشی اتفاق میافتد و به نتیجه میرسد؛ پس اگر انسان از توان خویش درست استفاده نماید راه و مسیر برایش بازمیشود و آن تغییراتی که به دنبالش است اتفاق میافتد.
نویسنده: کمک راهنما تازهواردین همسفر امالبنین
ویراستاری: همسفر نرجس رهجوی کمک راهنما همسفر سمانه لژیون هفتم
ارسال مطلب: همسفر نازنین رهجوی کمک راهنما همسفر راضیه لژیون چهارم
مرزبان خبری: همسفر عاطفه
- تعداد بازدید از این مطلب :
372