هشتمین جلسه از دوره شانزدهم کارگاههای آموزشی عمومی ویژه مسافران و همسفران کنگره ۶۰، نمایندگی خرمآباد کمک راهنمای محترم آقای علی ضیا، نگهبانی مسافر یاسر و دبیری مسافر علی با دستور جلسه «وادی هفتم و تأثیر آن روی من» در روز پنجشنبه 31 شهریورماه ۱۴۰۱ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
خیلی خوشحال شدم که امروز فرصتی نصیب بنده شد به واسطه آزمون کمک راهنمایی در خدمت شما دوستان عزیز باشم، هر بار که به شعبه میآیم شاهد پیشرفت و شکوفایی شعبه خرم آباد هستم که این ثمره تلاش مسئولین نمایندگی و در راس آقای رضا بهرامی است. به همه دوستان خدا وقت میگویم، برای عزیزانی هم که در آزمون شرکت کردند آرزوی موفقیت میکنم. دستور جلسه هفته مربوط به وادی هفتم است هر کسی از دیدگاه خودش به بررسی این وادی میپردازد و برداشتهایی دارد، اولین مورد همین تیتر وادی میباشد که خودش گویای بسیاری از مطالب است، رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه دوم آنچه برداشت مینماید، وقتی بحث رمز و راز میشود این استنباط میشود که مسئلهای مبهم است و در اختیار افراد خاصی گذاشته میشود و یکسری موارد اگر در صورپنهان اتفاق نیوفتد آن راز به شخص گفته نمیشود، ما وقتی که در یک خانواده هستیم اعضای خانواده محرم ما محسوب میشوند و اگر ما بخواهیم رازی را در میان بگذاریم اولویت با محارم خودمان است که مطرح کنیم، پس در کنگره هم اگر بخواهیم به یک نتیجه که در آخر امر است دست پیدا کنیم باید آن محرمیت اتفاق بیافتد تا آن راز به ما گفته بشود و به یک جایگاه و نقطه برسیم. بحث راه و راهنما و رهجو در کنگره خیلی از آنها یاد میکنیم و صحبت میشود که مربوط به راه میباشند، راهنما کسی است که راه را به رهجو نشان میدهد و رهجو کسی است که در این راه حرکت میکند، اگر رهجو جوینده نباشد در واقع هیچگاه کشفی اتفاق نخواهد افتاد. حال خوب یا حال بد یا جایگاه خوب یا جایگاه بد وجود دارد، اینکه ما به آن دست پیدا نمیکنیم و آن را کشف نمیکنیم ایراد از ماست.

درمان یک جایی از کنگره است این را باید کشف کرد، مثلا قاره آمریکا را کریستف کلمب کشف کرد قاره آمریکا از قبل بود که کشف شد، در همه مسائل این قضیه وجود دارد، حقیقت چیزی است که بوده هست و خواهد بو،د حقیقت خیلی با عدالت ارتباط دارد شاید حقیقتی که ما به آن دست پیدا می کنیم خیلی جایگاه خوب و لذتبخشی نباشد. خیلی از افراد به کنگره میآیند و راه را پیدا میکنند ولی در ادامه برداشت مناسبی ندارند، شاید با تریاک میآیند و با شیشه برمیگردند، نکتهای که اهمیت دارد این است که از نقطهای که راه پیدا میشود تا آن برداشتی که اتفاق میافتد چه باید کرد تا آن برداشت بهتر باشد، مثل این است که شما در یک مسابقه دو و میدانی در نقطه استارت قرار میگیرید، اینکه شما در این مسابقه چندم میشوید برداشت شماست قطعا کسی که در مسابقات استانی قهرمان میشود از یک حالی برخوردار است و کسی که در المپیک شرکت میکند از یک حال به مراتب بهتر برخوردار میشود، پس میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است.

من مسافرهستم و بغل دستی من هم مسافر است، او چقدر مسافر است یک مسافر در حد المپیک مسافر است و یک نفر در حد مسابقات محلی مسافر میباشد، این به رهجو بودن و جوینده بودن و کاشف بودن مسافر بستگی دارد. اینکه من با همسفرم در خانه حال خوبی ندارم ملاک نبود حال خوب نیست بلکه حال خوب در خانه هست اما من پیدایش نمیکنم. همه چیز در کنگره به خودمان بستگی دارد اینکه یک سکه بیارزش پیدا کنیم یا معدن طلا به ما مربوط میشود، اگر در یک گله آهو پلنگ یکی از آنها را شکار میکند نتیجه سهلانگاری آن آهو است، حالا هرچقدر زیبا و کمسن باشد. در انسانها هم همین است خیلی وقتها ما بیراههها را به اسم راه میبینیم به هوای مرغزار میرویم و سر از مسلخ درمیآوریم، من به شخصه در همین شهر خیلی از عزیزانم را بر اثر اعتیاد از دست دادم فقط هم بخاطر اینکه راه را پیدا نکردند، پس ما خیلی خوشبختیم که راه برایمان پیدا شده و در آن خط شروع قرار گرفتهایم پس باید نهایت تلاشمان را بکنیم که برداشتهای مناسبی داشته باشیم و اگر اینگونه نباشد مصداق یک آدم بیخرد هستیم ما باید هزینه بدهیم که برداشتهای خوبی داشته باشیم.









منبع: نمایندگی خرمآباد
تایپ و ویرایش: مسافر سجاد
عکس: مسافر مهدی
- تعداد بازدید از این مطلب :
2188