جهانبینی ۱ و ۲ الفبای یک زبان است و برای اینکه صحبتها و آموزشهای کنگره برای ما قابل درک و لمس باشد باید این الفبا را خوب یاد بگیریم. هر علم و مطلبی همانند یک بنای عظیم میماند و اصول و قوانینش مانند پایهها و فونداسیون آن بنا هستند اگر پایهها محکم و قوی گذاشته بشود میتوان یک ساختمان ۱۰۰ طبقه روی آن پایهها بنا کرد، دقیقاً اگر ما هم بتوانیم مطالب را درست و ساده و قابل فهم انتقال بدهیم در واقع پایههای علمی را درست بنا کردهایم. برای اینکه یک مطلب بهتر درک شود نیاز به یک سری ابزار داریم، یکی از این ابزارها روش مدل است که در این جزوه که برگرفته از کتاب ۶۰ درجه است استفاده شده تا در شخص، ایجاد یک تصویر ذهنی بهتر کند.
جهانبینی برای همه انسانها مورد نیاز است و در واقع مانند طناب و قرقرهای عمل میکند که آدمها را از عمق تاریکیها بیرون میکشد و به روشناییها هدایت میکند. از آنجایی که اعتیاد کاملترین شکل تاریکیهاست، برای یک فرد مصرفکنندۀ مواد مخدر جهانبینی نیاز ضروری است چرا که صرفاً از روی جدول پیش رفتن و کم کردن دارو مهم نیست، مهم این است که ظرفیت و دانایی شخص و دیدگاه او نسبت به این قضیه تغییر کند تا احتمال بازگشت را به صفر برساند.
اولین مدل در مورد عقل صحبت کرده است؛ عقل را همانند قلعهای میداند که در شهر وجودی ما قرار دارد و سربازهایی از این قلعه مراقبت میکنند که کارشان این است که اجازه ندهند هر چیزی از سد خونی مغز ما بگذرد و باعث میشود ساختار و عملکرد مغز تغییر کند.
یکی از مدلهای دیگر این است که زندگی و قوانینش دقیقاً مانند بازی و قوانین بازی هستند که باید قوانین را یاد بگیریم تا بازی برای ما لذت بخش شود اگر میخواهیم در زندگی به آرامش و شادی برسیم باید قوانین را با حوصله بپذیریم.
حال به سراغ نیروهای منفی یا بازدارنده و یا تخریب میرسیم که بر اساس درجه تکاملی انسان نقش این نیروها متفاوت میشود. یکی نقش بازدارنده دارد، یکی مخرب و دیگری مکمل است. کسی که دانش و علم داشته باشد برایش به عنوان نیروی مکمل عمل میکند و کسی که علم و دانش را نداشته باشد برایش نیروی مخرب و بازدارنده است. اگر کسی به ما حرفی بزند که ما را ناراحت کند ۲ راهحل داریم؛ یا تفکر کنیم و راهحلی پیدا کنیم که در اینجا رشد و جهش اتفاق میافتد و درواقع به مرحلۀ تکاملی میرسیم یا اینکه میتوانیم شمشیر را از رو ببندیم و خودمان را ناراحت کنیم و به خودمان آسیب برسانیم.
نیروی باد برای یک ماشین بهعنوان نیروی بازدارنده است و برای هواپیما بهعنوان یک نیروی مکمل. اگر خودمان را در حد هواپیما رشد داده باشیم یعنی درواقع از ماشین به هواپیما ارتقا پیدا کرده باشیم بادی که در زمانی که ماشین بودیم برایمان بهعنوان نیروی بازدارنده بود الان که هواپیما شدهایم بهعنوان نیروی مکمل عمل میکند.
یکی از مدلهای دیگر مثلث دانایی اینکه دانایی کلیدی است که هرکسی داشته باشد هر خواستهای برایش محقق میشود و حتی میتواند فرمانهای غلط را به درست تبدیل کند؛ اما اگر دانایی آنقدر خوب و کاربردی است چرا همه ما دانا نشدهایم؟ پاسخ این است که اگر ما دانا نمیشویم یا مشکل یا سوء رفتاری داریم علت این است که آن طرف سکه هم نیروهایی وجود دارند که نمیگذارند دانایی و اینطور مسائل بهخوبی پیش بروند و درواقع عواملی هستند که جلوی کار ما را میگیرند.
از نیروهایی که در مقابل دانایی قرار دارد میتوان ترس و ناامیدی و منیت را نام برد. این نیروها همانند مافیا عمل میکنند که با سالیان سال کار کردن پولدار شدهاند و با کوچکترین صحبتی در مردم ترس و یا خشم به وجود میآورند. مکانیزم عملکرد ساختارهای منفی در درون ما انسانها هم همینطور است که با سالیان سال کار کردن انرژی منفی، حسهای منفی مثل کینه، حسد و ترس را در ما ذخیره میکنند و کنترل ما را در اختیار میگیرند و از ابزارهایی مانند جهل و ناآگاهی استفاده میکنند تا رشد و توسعه پیدا کنند؛ به خاطر همین است که اعتیاد را با اراده نمیشود کنار گذاشت چون آن طرف قضیه یک کوهِ نیرو وجود دارد که با بیل مکانیکی هم جابجا نمیشود مگر اینکه یواش یواش و خورد خورد بیاییم و آن را از بین ببریم. درواقع اگر خواستههای نامعقول را به معقول تبدیل کنیم یا نیاز را تغییر بدهیم این مسئله خودش حل میشود.
مدل بعدی ظرفیت است که شبیه به استخر انرژی است. استخر میتواند آلوده و یا پاک باشد. اگر درون استخر آب آلوده باشد یک سطل زباله به آن اضافه کنیم خیلی فرقی نمیکند، اما اگر درون یک استخرِ تمیز یک پر کاه بیندازیم کاملاً مشخص میشود. انسان هم همینطور است اگر حسهایش پالایش شود کوچکترین آلودگیها را حس میکند.
در انتهای جزوه از معادله عملکرد که از معادله نیوتن گرفته شده است و درواقع قانون فیزیک است صحبت شده است. اگر بخواهیم نتیجهای بگیریم باید مسیری را برویم و انرژی استفاده کنیم اگر مسیر خوب باشد ولی حس بد باشد انرژی حاصل شده در ما هم بد است؛ مثلاً اگر با پول دزدی خیریه بزنیم و یا مدرسه بسازیم انرژی ذخیره شده در ما منفی است و نیروهای مخرب کاری بلد نیستند جز آلوده کردن. حس انسان وقتی آلوده شود عقل آلوده میشود و فرمانهای غلط صادر میکند و همه چیز را یک به یک خراب و ویران میکند؛ پس باید تمام تمرکز خود را روی این نقطه بگذاریم که با هر اتفاقی حس ما منفی و آلوده نشود.
نگارش و تایپ: همسفر شیرین (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر فلورا (خدمتگزار سایت)
همسفران نمایندگی ارتش
- تعداد بازدید از این مطلب :
21485