English Version
This Site Is Available In English

کنگره راه درست زیستن را به من آموخت

کنگره راه درست زیستن را به من آموخت

جلسه دوم از دور بیست و پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی خواجو ویژه مسافران؛ با استادی مسافر مجید، نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافرجعفربا دستور جلسه "کمک من به کنگره و کمک کنگره به من" در روز سه‌شنبه 19 بهمن ۱۴۰۰ رأس ساعت ۱۷ شروع به کار کرد.

سلام دوستان مجید هستم یک مسافر


خدا را شکر می‌کنم به خاطر حضورم در کنگره و تشکر می‌کنم از جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان، از تمام خدمتگزاران و راهنمایان عزیز تشکر می‌کنم که آموزشهای راستین را به من آموختند تا امروز بتوانم به آرامش برسم. در مورد دستور جلسه این هفته، کمک من به کنگره و کمک کنگره به من. این دستور جلسه به من یاد آوری می‌کند که 14 ماه قبل با چه حال و روزی و چه مشکلاتی وارد کنگره شدم.

اولین چیزی که کنگره به من داد یک مربی به نام راهنما داد و جناب مهندس هم می‌فرمایند که خدا هیچ قوم و خانواده ایی را بدون بزرگتر نکند و من در سن 9 سالگی این پشت و پناه را نداشتم و راهنما این امید را در من بوجود آورد که بتوانم در هر موردی راهکار مناسب را پیدا کنم و راهنما بود که طریقه درست زندگی کردن را به من آموخت، در زندگی سخت است که بزرگتر نداشته باشی تا راه درست و غلط را به تو نشان دهد. دومین چیزی که کنگره به من داد آداب معاشرت را به من آموخت که در جامعه چگونه باید رفتار کنم و بتوانم آن شخصیت اجتماعی که در اثر تخریب مواد مخدر از بین رفته بود را دوباره بدست بیاورم.

سومین چیزی که کنگره به من داد خودشناسی و خودباوری بود، تنها چیزی که من از جسم انسان می‌شناختم این بود که انسان آفریده شده و یک روندی را طی می‌کند و از این دنیا می رود و همه چیز تمام می‌شود ولی در کنگره یاد گرفتم که انسان شامل دو بخش، صور آشکار و صور پنهان است که صور پنهان مهمتر از صور آشکار انسان است، واقعا نفس انسان خیلی مهم است و جسم انسان مانند یک ماشین در اختیار نفس قرار گرفته است من باید به نفس خود آموزش بدهم و نفس خود را تربیت کنم، من اگر در جامعه سوء استفاده هایی می‌کنم به این خاطر است که نفس من تربیت نشده است و خواسته های نامعقول دارد و این برای من مشکل ساز می‌شود. چهارمین چیزی که کنگره به من آموزش داد، این بود که من برنامه ریزی و هدف داشته باشم وبا این برنامه ریزی مشکلات خود را به بهترین روش و با تفکر صحیح حل کنم.

یکی از بزرگترین مشکلات من اعتیاد بود که من قبل از ورود به کنگره راه حل این مشکل را بلد نبودم ولی با ورود به کنگره به من راه حل این مشکل را آموختند که با 10 الی 11 ماه سفر کردن درست، فرمانبرداری، تحمل و مصرف دارو می‌توانی این مشکل را به خوبی حل کنی و این روند درمان به من صبر و تحمل را آموخت که بعد از 10 الی 11 ماه درست سفر کردن میتوانی به سلامت جسم که در اثر تخریب مواد از بین رفته است را بدست بیاورم، یکی از سخنان آقای مهندس که در مورد حل مشکلات می فرمایند این جمله است که: من چه دانستم که مادر شادی ها رنج است و زیر هر ناکامی هزار گنج است و این جمله واقعا دیدگاه من را نسبت به حل مشکلات تغییر داد که اگر مشکلی هم وجود دارد آن مشکل می‌خواهد یک درسی به من بدهد و من را برای ادامه راه زندگی پخته تر کند.

پنجمین چیزی که کنگره این بود که خانواده ام را دوباره به من بازگرداند. یکی دیگر از مهمترین آموزشها این بود که من از جهل و نادانی خودم فاصله بگیرم. حالا من در قبال کنگره چه مسئولیتی دارم به قول جناب آقای مهندس همه ما حسابمان با کنگره صفر است و هیچکس حسابی با کنگره ندارد ولی من باید کلاه خودم را قاضی کنم که من هیچ کجا چنین آموزش هایی به من نمی دادند.

قانون یازدهم

پیام مرزبانی

خدمتگزاران

لژیون خدمتگزار: لژیون دوازدهم

عکاس: مسافر محمد امین لژیون سوم

تایپ: مسافر ناصر لژیون یکم

تنظیم: مسافر منصور لژیون هفتم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .