وادی ها

وادی هفتم

Share

وادی یا راه هفتم :

رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است ، یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می نمائیم .

در اين وادي بحث را روي پيدا كردن راه ادامه ميدهيم تا به اهميت آن بيشتر پي ببريم زيرا مسئله فوق العاده مهمي است .چه انسانها و دوستان زيادي از ما قرباني شدند فقط به دليل اينكه راه را پيدا نكردند و يا اشتباه رفتند . چه بسيارند معتاديني كه قرباني شدند و زندگي آنها متلاشي شد فقط براي اينكه راه را پيدا نكردند . بعضي از آنها از هيچ تلاشي فرو گذاري نكردند و انسانهاي مصمم و با اراده أي هم بوده اند ، اما فقط در اثر انتخاب غلط ، وسايل نابودي خود و ديگران را فراهم نمودند . حتي برخي كه راه حل نهائي را براي ترك اعتياد پيدا نكردند دست به خودكشي زدند . ما نمي توانيم بگوئيم كه آنها بي اراده بودند . چرا كه اراده فوق العاده قوي هم داشتند اما جسم آنها از تعادل طبيعي خارج شده بود و آنها بيمار بودند . بيمار جسم . نه بيمار روحي و رواني . چون وقتي جسم در حال تعادل نباشد روح و روان را هم از تعادل خارح ميكند ولي ريشه بيماري ، عدم تعادل جسم ميباشد. مشكل پيدا نكردن راه صحيح در تمام زندگي ما نقش موثري دارد . چه انسانهاي زيادي وارد دسته هاي گوناگون شده و به خيال خود راه درستي انتخاب كرده بودند و به فكر خود به مرغزار ميرفتند در حالي كه سر از مسلخ در آوردند و نابود شدند و زماني فهميدند كه كار از كار گذشته بود. بنابراين يافتن راه ، يكي از مهمترين و اصلي ترين مسئله ها مي باشد.

 

خوب مي دانيم اعتياد به آرامي و اندك اندك جلو ميآيد و همه چيز را سر راه خود نابود مي كند هر چه انسان اراده محكم تر داشته باشد ، زودتر به دام اعتياد مي افتد. بعبارت ديگر آنهايي كه تصور نميكنند هرگز معتاد شوند و با همين اطمينان گاهي مواد مصرف ميكنند ، قطعاً معتاد خواهند شد. در دريا كسي غرق مي شود كه شناگر باشد .كسي كه شنا بلد نيست اصلاً وارد آب نمي شود. ما از سنگ سخت تر و از آب نرم تر نداريم ، اما همين آب با خصوصيات نرمي خود قطره قطره روي سنگ ميريزد و در نهايت و به مرور زمان آنرا سوراخ و در نهايت آنرا متلاشي مينمايد. ما سالها سنگ بوديم و خرد شديم . از حالا بايستي آب باشيم تا از طوفان در امان بمانيم . ما تجربه كرديم و اعتياد براي نابودي ما از همين روش استفاده كرد و شخصيت و اراده ما را در هم شكست و ما را به زانو در آورد.

 

قبل از اينكه راه را پيدا كنيم سئوالات ذيل را مطرح ميكنيم:

- چرا ما چندين بار تمام سختيهاي ترك اعتياد را تجربه و تحمل كرده ايم و دوباره به اعتياد روي آورده ايم ؟

- چرا تمام اهانتها و حقارتهاي جامعه را ميپذيرفتيم و حاضر نمي شديم ترك اعتياد نمائيم؟

- چرا بعضي از ما از خانواده طرد شده و حاضر نبوديـم ترك اعتيـاد نمائيـم ؟ و مرتـب شكسـت می خورديم ؟

- چرا بعضي از ما در مراكز بازپروري معتادان ترك اعتياد نموديم و دوباره به اعتياد برگشتيم؟

- چرا بعضي از ما تمام سرمايه خود را از دست داديم ولي حاضر نمي شديم ترك اعتياد كنيم و اگر هم ترك مي كرديم دوباره به اعتياد روي ميآورديم؟

- در نهايت چرا بعضي از ما پس از ترك اعتيادهاي گوناگون چون نتوانستند ترك اعتياد نمايند خودكشي كردند؟

 

چرا ؟ و همين طور دهها و صدها چراي ديگر ؟ حتماً همه پاسخ مي دهند يك جو غيرت ، بي ارادگي ، خودخواهي ، بيماري رواني ، حيوانيت ، عدم اعتماد به نفس . اما ما به اين نتيجه رسيده ايم كه ما بيمار هستيم و معالجه بيماري ما در كوتاه مدت مثل يك هفته و يا 20 روز امكان پذير نيست . ما براي روشن شدن وضع بيماري خودمان و تعيين راه صحيح براي مقابله با اين بيماري مهلك ، اول بايستي اوضاع و احوال خودمان را بررسي كنيم تا آگاهانه برويم سر حساب . ما به اين تجربه و يا اين دانش رسيده ايم كه وقتي مواد به ما نرسد و يا مواد خود را قطع نمائيم يك دسته اختلالات در جسم و روان ما پديد مي آيد كه به شرح ذيل است  :

الف : عكس العمل ها يا اختلالات آشكار

وقتيكــه ما به مـواد مخـدر از خانـواده تـرياك معتاد شده ايم، اگر مواد به ما نرسد و يا خود مواد را قطـع نمائيم ، يك سري عكس العملهاي زير كه آشكار و مشخص است در جسم ما بروز مي نمايد . مثل : آبريزش بيني ، عطسه هاي پياپي ، عرق كردن ، اسهال ، استخوان درد ، بي خوابي ، گرفتگي عضلات ، پرش پا ، و دهها بدبختي ديگر . اين مرحله را ظاهراً مرحله سم زدايي ناميده اند . گرچه كساني كه اين اصطلاح را گذاشته اند ظاهراً توي باغ نبوده اند چون تمام مشكلات بالا در اثر كمبود همين سم در بدن بوجود مي آيد . ديگر لازم نيست كسي باقيمانده آنرا هم بزدايد و مشكلات ما هنگام ترك شديدتر شود . به هر حال اين مرحله را كه كمتر از 5 درصدٍ بارِ درمان از نظر جسمي يا فيزيكي به عهده دارد را مي توان طبق روشهاي ذيل انجام داد :

1 ) مواد را قطع نمود و از هيچ دارويي استفاده نكرد كه كمي مشكل ولي امكان پذير است و ظرف يك هفته اختلالات و عكس العملهاي آشكار تا حدودي به حالت تعادل مي رسد.

2 ) مي توان ظرف مدت يك هفته تا 20 روز با داروي مناسب از عوارض مرحله سم زدايي كاست و آن را گذراند . البته با كمك پزشك حاذق .

3 ) مي توان ظرف مدت يك هفته تا 20 روز ، خود شخص ، مـواد راكاهش داده و به صفر رساند و اين مرحله را طي نمود .

ب : عكس العملها يا اختلالات پنهان

اين مرحله كه نزديك به 90 درصد بارِ درمان جسمي و فيزيكي و در نتيجه روحي و روانــي را به عهــده دارد پس از طي مرحله آشكار، خود را نشان مي دهد ولي اين اشكالات از نظر ديگران پنهان است و بين 6 تا 9 ماه درمان آن طول مي كشد و مشكلات آن به قرار ذيل است :

بي خوابي ، كم حوصلگي ، پرش عضلات ، تنبلي ، بالا رفتن ميـل جنسي در عــــوض ناتواني جنسي (انزال زودرس)، گوشه گيري ، احساس پوچي كردن ، عدم تمايل به ادامه زندگي ، زود خسته شدن ،كند ذهني ، حرف خود را فراموش كردن ، از چيزي لذت نبردن .

اما امروز به اين دانش رسيديم كه در اثر استفاده از مواد ، سيستم ضد درد بدن خود و همين طور سيستمهايي كه مواد شبه افيوني را در بدن ما توليد ميكنند را منهدم نموده ايـم و براي ترميم آن وقت لازم است هر چند بعضي از اين سيستم ها امكان دارد به صددرصد بازدهي خود نرسند ولي به بازدهي بالاي 90% مي رسند . ما از روزي كه به آرامي به صورت يك معتاد تمام عيار در آمديم هرگز تصور نمي كرديم مواد مخدر چنين تخريبي را در شهر وجودي ما بوجود آورد . تصور مي كرديم با چند روز مصرف نكردن و كمي ناراحتي، مسئله حل مي شود ولي امروز به اين نتيجه رسيديم كه تخريبي را كه اعتياد در جسم ما بوجود مي آورد كمتر از تخريب ساير بيماريهاي خطـرناك نيسـت و خـود را مسئول مي دانيـم كه اين دانش را به معتادين برسانيم تا راه خود را بدانند و هـم به تمامي انسانها تا همه آگاه شوند در چه مسيري قدم ميگذارند كه رهايي از آن به اين سادگي ها نمي باشد.

اكنـون با توجه به توضيحـات بالا هر شخـص بايد بدانـد كه مشكل او چيست و خود راه حلي براي آن بسته به شرايط اجتماعي و اقتصادي خود در نظر بگيرد. چون طول اين مسير تقريباً 10 ماه است و تعيين مسير و چگونگي طي آن بستگي به شخص دارد چون ما نبايستي از خود انتظار داشته باشيم يك هفته أي خوب شويم و به سلامت يك شخص عادي و طبيعي برگرديم .

بنابراين اول بايستي راه خود را كه به هدف نزديك باشد تعيين نمائيم و در نظر داشته باشيم راه طولاني را سريع نمي توان پيمود و فعلاً راه ميان بر و بي راهه هم ندارد. هر چه به بيراهه برويم دوباره بازگشت آن به نقطه آغاز حركت ما خواهد بود.

مسئله أي ديگر كه بايستي در اين وادي به آن بپردازيم اين است كه راه مسير زندگي خود را نيز پيداكنيم، چون قدر مسلم زندگي ما هم قطعاً آشفته شده است و بايستي تعيين نمائيم كه هدف ما كجا است تا بهترين مسير را براي رسيدن به آن تعيين نمائيم تا مجدداً ما را به سمت نابودي سوق ندهد. اكنون به شهر وجودي خود نگاه مي كنيم .

در ايـن شرايـط ممكن است بعضي از سران اين شورا متوجه حيله نفس امر كننده بشوند و تخريب و انهـدام كشور را رؤيت نمايند و تصميم بگيرند رئيس شورا را از حكومت ساقط نمايند ولي افسـوس هر بار كه يورش مي برنـد تا قدرت را به دست بگيرند شكست مي خورند و با دادن تلفات سنگين عقب نشيني ميكنند. پس از شكست هاي پي در پي، سران صالح شورا سعي مي كنند تمام نيروها و راه كارها و قدرت و توان دشمن را حساب كنند و اطلاعات دقيق و لازم را كسب نمايند . از آنجائيكه نمي توانيم تمامي سربازان نفس اماره را نابود نمائيم (چون فرزندان كشور خودمان هستند و كمي كم شعور هستند) بهتر است آنها را از راه صحيـح تربيت كنيـم . البتــه خوب مي دانيم كه يك شبه نميتوان آنها را تربيت نمود بلكه زمان لازم است . اين سربازان هر زمان گرسنه باشند كاري به هيچ چيز ندارند و حمله خود را آغاز مي نمايند و غذاي آنها مواد مخدر است . براي تربيت آنها يكي از روش ها اين است .

به آرامي همان غذاي سابق و يا مشابه آن را به آنها بدهيم و اندك اندك از آن بكاهيم و غذاي سالم و طبيعي را ذره ذره جايگزين نمائيم تا آنها به مرور تربيت شوند و نظم كشور ما مختل نشود . ولي اگر يكمرتبه غذاي آنها را قطع نمائيم طبيعي است براي مدت نسبتاً طولاني با اختلالاتي روبرو خواهيم بود و وقتيكه تمام ساكنين اين كشورعظيم، تربيت شدند و به رشد و آگاهي لازم رسيدند ديگر نه رئيس نفـس امـر كننــده و نـه رئـيس نفس سرزنش كننده نميتـواننـد حكومـت نمايند و رياسـت شـورا را رئيـس نفس مطمئنه به عهده مي گيرد و چون فرايزدي دارد مي گويد با دست خودتان نفس خودتان را به هلاكت نيندازيد يعني آنچـه از نعمـت ها براي شما ارسال كرده ام استفاده نمائيد . لازم نيست شما تارك دنيا شويد . مي توانيد از همسر، ثروت ، لذت هاي گوناگون برخوردار باشيد ولي از راه صحيح و راه مستقيم . مي توانيد همسر داشته باشید ولي زنباره نباشيد . مي توانيد خوش لباس باشيد اما براي تفاخر نباشد . بالاخره مي توانيد آب خوردن بياشاميد اما نه زيرآب . چون آب خوردن در زير آب يعني خفه شدن.

                                          پایان وادی هفتم

https://congress60.org/Fa-IR/page/108/وادی-هفتم
Share
انواع مواد مخدر
مقالات و توشتارها