وادی ها

وادی چهارم

Share

وادی یا راه چهارم :

در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن ، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن .

 

در اين وادي ما با مطالب پر اهميت و سرنوشت سازي مواجه مي شويم، چون قدر مسلم برداشت و نگرش ما از نيروي مافوق يا نيروي نظام دهنده كل هستي يا خداوند ويا هرچه ما تصور مي كنيم درست و ناصواب بوده است . به دليل آنكه اگر ما آن نيرو را مي شناختيم هرگز اينگونه رفتار نمي كرديم و زندگي خود را با اعتياد به طرف نابودي سوق نمي داديم .

اكنون كه مي خواهيم اين نيروي مافوق را بشناسيم و به آن متكي باشيم بهتر و شايسته است شناختي واقعي به آن پيدا نمائيم چون ما اكثراً انسانهاي افراطي بوده ايم و بدون تفكر و اغلب احساسي يك مسئله را مردود ميدانيم و چشم بسته آنرا رد مي كنيم و يا احساسي و چشم بسته آنرا مي پذيريم و اين مسئله هميشه براي ما مشكل ايجاد مي نمايد .

اين نيروي مافوق و نظام دهنده هستي آنقدر عظيم و بزرگ است كه اكثراً ما آنرا در خود احساس ميكنيم و براي شناخت بهتر آن بايستي اول نگاهي به درون خود بياندازيم . چون اگر روزي بتوانيم خود را بشناسيم بدون ترديد آن نيرو را خواهيم شناخت آنگاه ما ديگر نميتوانيم انساني مثل دوران اعتياد خود باشيم . بنابراين دراين وادي سعي خواهيم كرد خودمان يا انسان را تا حدودي بشكافيم .

 شكافتن هسته انسان

هسته دو معني دارد : يكي هسته خود جسم و دوم هسته خارجي كه همان بقايائي است كه از جسم خاكي بصورت انرژي درمي آيد و به راه و مكانهاي تعيين شده سفر مي كند . ما اگر در بعد جسمي به درون خود بنگريم و تمامي آنرا خوب از لحاظ امور علمي بشكافيم ، بدون مانع مي توانيم به مركزيت آن كه انرژي هستي است توجه كنيم . مگر در صورتي كه فقط دنبال مال ويا مقام و يا مـواد باشيــم ( يا نشئه و يا خمار و هميشه خراب ) و اين اصلاً با تفكر انسان واقعي سازگار نيست .

درصورت دوم ، يعني توجه به انرژي ها ، هر آنچه باقي مي ماند به جهانهاي ديگر پي خواهيم برد و به كمك عقل خواهيم توانست به مجهولات بعد جسمي خود و به هسته خارج از جسم پي ببريم .

در خارج از جسم ، ديگر يك جهان نيست بلكه با فكر خويش ميتوانيم همه جهان ها را كماكان از نظر خود بگذرانيـم و اين واقعــه بــراي ديدگان مطيعِ نيروي مافوق به عينه اتفاق ميافتد .

ساير مخلوقات از اين موهبت چندان بهره اي نمي برند و هر انساني براي دست يافتن به اين مراحل بايستي لطف الهي همراهش باشد و بايد تزكيه و پاكسازي را از خود آغاز نمايد واين عمل ساده نيست.

هستي در جهانهاي مختلف به قدري متنوع است كه به تصور در نميايد به همين علت دور از باورهاست . ما هنوز ذره اي از آن را لمس ننموده ايم . بنابراين در اين وادي ما سعي ميكنيم به شناخت خويش و خويش خويشتن بپردازيم . براي شناخت انسان ، اجزاء و يا سيستمهائي را مشاهده ميكنيم كه براي ما قابل رؤيت هستند و به آنها صور آشكار انسان ميگوئيم و از اصطلاحات زير استفاده ميكنيـم

 صور آشكار انسان = جسم = شهر = درون = كالبد اول

 

اجزاء صور آشكار انسان :

 اگر بخواهيم چند نمونه را بگوئيم عبارتند از : مغز ، قلب ، كليه ، دست و پا و پنج حس ظاهر كه كوچكترين هسته تشكيل آنها سلول ميباشد يا هزاران سيستمهاي پيچيده كه ما حتي از درك بعضي از آنها عاجز ميباشيم .

 بعضي از سيستمهاي آشكار جسم دراثر استفاده از مواد مخدر و يا الكل از كار ميافتند و يا منهدم مي شوند مانند سيستم ضد درد بدن انسان و سيستمهاي توليد كننده مواد شبه افيوني . تا كنون از نظر علمي مشخص شده كه در بدن انسان بطور طبيعي 12 ماده شبه افيوني توليد مي شود مثل : خانواده اندروفين ها و انكفالين ها . نظر باينكه تحقيقات و مطالعات علـمي در كتب مختلف وجود دارد به شرح آن نمي پردازيم و موضوع را روي سيستمهاي پنهان يا هسته خارج از جسم ادامه ميدهيم .

 صور پنهان انسان = روان = وجود = برون = كالبد دوم

 

اجزاء صور پنهان انسان :

همانگونه كه جسم انسان يا كالبد اول از اجزاء اصلي و اساسي مختلفي تشكيل گرديده است در صور پنهان هم مسئله به همين صورت مي باشد اين اجزاء عبارتند از : نفس ، حس خارج از جسم ، عقل ، روح ، جسم مجازي ، آرشيو … در اين مرحله ما فعلاً به تعريف نفس مي پردازيم و سعي مي كنيم مفهومي از آن را ارائه دهيم .

 

نفس

قسمت اصلي يا اساسي در يك موجود مي باشد كه تعيين موجوديت ميكند در ظاهر و در باطن . اين نفس خواسته هائي دارد كه شامل كليه خواسته هاي معقول و غيرمعقول انسان است ويا خواسته هاي معقول و غيرمعقول جسم و روح انسان ( روح به معناي عاميانه ) ميباشد . موقعي كه هرموجود خواسته هايش به مرحله تعادل و ميانه رسيد وارد مرحله انساني مي شود . بعبارت ديگر يك حيوان خواسته هائي دارد كه غريزي وحيواني است و از مفهـوم تعقــل مثل يك انسان برخوردار نيســت .

وقتي كه به مرحله انساني پا گذاشت خود ، مختار است كه انتخاب نمايد يا فسق و فجور را انتخاب مي كند و يا تقوي و ارزشها را . كليه انسانها بايستي مراحل ضد ارزشها را به گونه هاي مختلف تجربه نمايند به عبارتي تمامي انسانها در دوزخ قرار ميگيرند و بايستي از آن خارج شوند.

 

مرحله نفس اماره :

 اولين مرحله اي كه يك انسان در وادي انساني تجربه ميكند نفسي است كه به خواسته هاي غيرمعقول خود مي پردازد و هيچ نگران كارهاي ضـد ارزشي كه انجام ميدهد نيست . بعبارتي كار خلاف انجام مي دهد و از خلاف خود خوشحال است . به اين مرحله از نفس ، نفس اغوا كننده يا فريب دهنده يا وادار كننده و يا نفس اماره ميگويند . امكان دارد انسان در اين مرحله آنقدر غرق شود كه خدا ميداند و بس . تا روزي متوجه عمل زشت خود بشود و سرش به سنگ بخورد تا متوجه شود هر عملي كه انجام مي دهد در نظام هستي بايستي پاسخگوي آن باشد .

 اين جهان كوه است و فعل ما ندا                       باز آيد اين نداهــا را صــدا

 كسي كه در مرحله نفس اماره است دروغ ميگويد و ناراحت نيست . مال مردم را بالا ميكشد و ناراحت نيست . حق و حقوق خود وخانواده و فرزند و همسر و همه را زير پا لگد مال ميكند و نگران نيست . آدم ميكشد عين خيالش نيست . انواع جنايتها را ميكند و به خيال خودش خيلي زرنگ است . اين شخص قطعاً خودش را درون دوزخ زنداني كرده است . به عبارت ديگر جهنمي را براي خودش ميسازد و همه روزه ، در همين دنيا در آنست . كسي هم كه مواد مخدر استفاده ميكند و به مرحله اعتياد پيشرفته ميرسد او هم بــه گونه اي ديگر دوزخي براي خودش درست كرده است . اصولاً دوزخ امري جاري و براي هر فرد در جريان است . هم در اين جهان و هـم در جهان هاي ديگر ادامه دار ميباشد و براي دوستاني كه در اين مرحله قرار ميگيرند هيچ كس جهت ترك اعتياد آنها كاري نميتواند انجام دهد مگر اينكه از اين مرحله خارج شوند يعني ترك مرحله نفس امر كننده .

 

مرحله نفس سرزنش كننده :

در اين مرحله كه شخص از نفس واداركننده يا دستور دهنده يا اماره خارج شد وارد نفس سرزنش كننده ويا لوامه ميشود . در اين مرحله انسان، كارخلاف انجام ميدهد ولي خودش را سرزنش ميكند و پشيمان ميشود.

اكثر دوستاني كه دراينجا جمع شده ايم خوشبختانه وارد اين مرحله از نفس شده ايم . چون از مصرف مواد مخدر و كار غير معقولي كه انجام ميدهيم پشيمان هستيم و آماده ايم كه خود را اصلاح نمائيم و از ضد ارزشها كه يكي از آنها اعتياد است فاصله بگيريم .

ورود به اين مرحله سكوي پرتابي است بطرف تكامل و انساني معقول شدن و كار معقول انجام دادن . اميدواريم بتوانيم از اين مرحله عبور كنيم و هرخواسته اي كه غير معقول است از تفكر، انديشه ، عمل و برنامه زندگي خود حذف نمائيم .

 

مرحله نفس مطمئنه :

نفسي كه كاملاً قابل اطمينـان است . در اين مرحلــه ، انسـان هيــچ كــارغيرمعقولي انجام نميدهد نه در ظاهر و نه در باطن . براي مثال منظور از باطن اين است كه اگر در خواب هم مواد مخدر ديد كه كاملا در اختيارش قرار دارد مصرف نميكند . اين آخرين مرحله تكامل نفس ميباشد و اگر هر كدام از ما بتوانيم به اين مرحله از نفس پا بگذاريم حساب خود را با مواد مخدر براي هميشه حل كرده ايم .

البته ما قادر نخواهيم بود كه چون مواد مخدر را قطع كرده ايم وارد اين مرحله شويم بلكه بايستي درتمام سطح زندگي از كارهاي غير معقولِ خود دست برداريم . آنوقت مي توانيم وارد بهشت نيروي مافوق گرديم . نيروي مافوق بهشت هاي گوناگوني دارد ولي فقط گروهي كه به نفس مطمئنه پا گذاشتند حق دارند وارد بهشتِ خاصِ او شوند . در اين مرحله هيچكس به انسان سخن لغو و بيهوده نمي گويد به عبارتي ما كارهاي بيهوده و غيرمعقول و ضد ارزش انجام نخواهيم داد بنابراين هيچكس نميگويد بالاي چشمت ابروست و هميشه آسوده خاطر خواهيم بود وهمه جز سلام و عليك با ما خرده حسابي ندارند و اين مسئله در هر دو جهان صادق است .

»در اين مرحله انسان كانالي ميشود براي اجراي فرامين نيروي مافوق»

نتيجه اي كه ازاين وادي ميگيريم اين است : درتمام مراحل ما سعي و كوششِ لازم را براي رسيدن به اهداف به انجام ميرسانيم و نيروي مافوق ما را ياري و هدايت خواهد نمود . به عبارتي از ما حركت و از خدا بركت . اين نكته را ميدانيم كه فردي كه در مرحله نفس دستور دهنده يا لوامه قرار دارد و مرتب به فرامين و دستورات غيرمعقول و ضدارزش نفسِ خود عمل ميكند و خواسته هاي او را به اجرا ميگذارد اگر صبح تا شب هم دعا كند كه خداوند نواقص او را برطرف كند درست مثل اينست كه راهنماي اتومبيـل خودرا براي گــردش بــه راست روشن ميكند ولي به سمت چپ مي پيچد در حقيقت با اين عمل سر خود را شيره مي مالد و مسئوليت خودرا بر گردن نيروي مافوق مي اندازد و صبح تا شب هم طلبكار است كه چرا نيروي مافوق مسائل اورا حل نميكند ؟ درصورتيكه ما ميدانيم ، نيروي مافوق به انسان اختيار داده و مسئوليت عبور از مرحله نفس اماره را بعهده انسان گذاشته تا طي طريق نمايد تا به آرامي به فرمان عقل نزديك شود .

اگر ما مرتب دلمان بخواهد بطرف ضدارزش ها برويم ولي از نيروي مافوق بخواهيم همه مسائل مارا در جهت ارزشها حل كند و حاضر نباشيم هيچ قدمي براي رسيدن به ارزش ها برداريم ، كورخوانده ايم واين فقط يك ترفند است كه با اين حركت مسئوليتي را كه به ما اعطاء شده ميخواهيم به خودِ نيروي مافوق برگردانيم .

 

اين قانون پذيرش مسئوليت و واگذاركردن اختيار به انسان درتمام مراحل زندگي انسان و تمام مراحل تكامل نفس مثل اماره ، لوامه ، مطمئنه نيز صادق ميباشد . بنابراين ميگوئيم در مسائل حياتي مسئوليت دادن به خداوند يعني سلب مسئوليت از خود ميباشد و در اين مقوله تكليف معلوم نيست كه چه كسي بايد به فرمان عقل برسد . آدمي يا الهي ! براستي منظور نيروي مافوق كه خود فرمانرواي مطلق است از فرستادن ما به پائين ترين نقطه خلقت ، غير از اين است كه بايستي انسان خودش با داشتن اختيار و پذيرش مسئوليت به بالاترين نقطه تكامل برسد ؟ البته اين را نيز ميدانيم كه هروقت نيروي مافوق را صدا بزنيم مارا ياري و هدايت خواهد نمود مشروط بر اين كه ما نيز در جهت خواستِ مثبتِ خود قدمي برداريم . به سخن ديگر فرض كنيم در يك لحظه سيم ما به نيرويِ مافوق وصل شود . شايسته است كه براي حفظ اين اتصال به طرف مبداء سيم حركت كنيم و طبيعي است اگر درجهت خلاف مبداء حركت كنيم سيم پاره خواهد شد . (البته نيروي مافوق از رگ گردن هم به ما نزديكتر است و اين موضوع فقط به عنوان يك مثال گفته شد )

 

پایان وادی چهارم

https://congress60.org/Fa-IR/page/105/وادی-چهارم
Share
انواع مواد مخدر
مقالات و توشتارها