تاریخ
چهار شنبه 24 دي 1399

انسان تا وقتی زنده است به جسم فیزیکی خود احتیاج دارد

موضوع : گفت و گو
به نظر من بهترین کار این است که خود کمک راهنمایان ورزش کنند تا بتوانند رهجویان خود را به فعالیت‌های ورزشی دعوت کنند، مهم نیست چند سال دارند، در هر رده سنی و با هر توان فیزیکی که باشند می‌توانند ورزش موردعلاقه خودشان را انتخاب کنند.
انسان تا وقتی زنده است به  جسم فیزیکی خود احتیاج دارد

ضمن عرض خیرمقدم  لطفاً خودتان را معرفی کنید

  من آنی  دژاکام هستم  دیده‌بان ورزش هم‌سفران کنگره60 و دیدبان انتخابات  نمایندگی تهران

 لطفاً اگر خاطره‌ای از سفر مهندس دارید برای ما تعریف کنید؟

 وقتی مهندس سفر می‌کردند  من  چهارده سال بیشتر سن  نداشتم و از اعتیاد ایشان بی‌اطلاع بودم ،  بعد از رهایی ایشان،  من از طریق خانواده‌ام مطلع شدم که پدرم درگیر بیماری اعتیاد بوده اند.

از چه زمانی شما وارد کنگره شده اید؟

 من‌بعد از تشکیل کنگره  در کنار پدرم حضور داشتم  و بعد از اتمام  تحصیلاتم در دانشگاه  در جلسات  کنگره  شرکت می‌کردم و مطالب را می‌شنیدم  ولی در آنجا هیچ مسئولیتی نداشتم، در سن ۲۲ سالگی  به‌عنوان یک بازیکن در رشته تیراندازی فعالیتم را در کنگره آغاز کردم و  در ادامه مربیگری را آغاز کردم و در  مسابقات گوناگون با دیگر اعضاء شرکت کردیم،  و در سن ۲۷ سالگی امتحان کمک راهنمایی دادم و قبول شدم و  شروع به خدمت کمک راهنمایی کردم.

شما چه مسئولیت‌هایی در کنگره ۶۰ داشتید؟

 در حال حاضر دیده‌بان ورزش هم‌سفران هستم  و چندین سال ای جنت پارک طالقانی و همین‌طور ای جنت  آکادمی بودم.

 شما چه پیشنهادی برای هم‌سفران و مسافران دارید؟

انسان تا وقتی زنده است به  جسم فیزیکی خود احتیاج دارد و اگر روح  استوار نباشد انسان به طرف به نابودی می‌رود،  سلامت جسم بسیار مهم است ، اگر جسم سالم نباشد،  روان هم مشکل خواهد داشت و بیشترین چیزی که برای ما  در کنگره مهم است سلامت عمومی خانواده‌ها است، من توصیه می‌کنم هم‌سفران و مسافران به ورزش اهمیت دهند، با ورزش هم جسم قوی می‌شود و هم ازنظر روحی شخص اعتمادبه‌نفس بهتری پیدا می‌کند.

 

شما به‌عنوان دیده‌بان ورزش چه پیشنهادی برای کمک راهنمایان دارید؟

 به نظر من بهترین کار این است که  خود کمک راهنمایان ورزش کنند تا بتوانند رهجویان خود را به فعالیت‌های ورزشی دعوت کنند، مهم نیست چند سال دارند، در هر رده سنی و با هر توان فیزیکی که باشند می‌توانند ورزش موردعلاقه خودشان را انتخاب کنند.

اگر خاطره‌ای از  فعالیت‌های ورزشی دارید لطفاً بیان کنید؟

 

 اوایل کار بود که ما  داخل یک فنس در پارک طالقانی ورزش می‌کردیم  که متعلق به  شهرداری یا فدراسیون تیراندازی بود  و به ما اجازه نمی‌دادند که از آن استفاده کنیم، آقای مهندس به ما گفتند برای این‌که بتوانیم از آن فنس استفاده کنیم  باید عضو باشگاه تیراندازی در آن مکان شویم  و ما همه قبول کردیم،  کمان‌های ما آموزشی بود و ما تجربه کافی نداشتیم  و وقتی  در مسابقات شرکت می‌کردیم  با همان کمان‌های آموزشی بود  و از فاصله سی متری  حتی نمی‌توانستیم فوم‌ها را هدف قرار دهیم  و تیرهای ما به اطراف برخورد می‌کرد  و موجب خنده  سایر شرکت‌کنندگان می‌شدیم ،  ولی ما به این مسائل توجهی نمی‌کردیم  و شروع کردیم به آموزش و تمرین  و بعدها توانستیم  در استان تهران قهرمان شویم و تعدادی از ما به فدراسیون راه پیدا کردیم و جالب این بود که  بچه‌های ما هیچ ابایی نداشتند  و اعلام  می‌کردند که از خانواده مصرف‌کنندگان مواد مخدر هستند که درمان شده‌اند و به این نقطه رسیده‌اند و این موضوع باعث  تعجب دیگران می‌شد.

 ما می‌دانیم که کل وقت خانواده دژاکام  وقف اهداف کنگره  شده است، تأثیرات این خدمات بر روی شما و خانواده‌تان چیست؟

 

 البته این‌طور نیست که تک‌تک ما تمامی وقتمان را صرف کنگره کنیم،  شاید پدر و مادرم در ابتدای کار این‌گونه بودند، ولی الآن به این صورت است که مسئولیت‌ها تقسیم‌شده است و چندین هزار نفر در کنگره حضور دارند و داوطلبانه خدمت می‌کنند  و این کار به‌صورت گروهی در حال انجام است،  و ما زندگی شخصی خودمان راداریم  و به فعالیت‌های خارج از کنگره هم  مشغول هستیم.

 

و اما در ارتباط با تأثیرات خدمت باید بگویم  من هر آنچه در زندگی‌ام به دست آورده‌ام  از برکت کنگره است، من ظاهری آرام ولی  باطنی ناآرام داشتم  و انسان اجتماعی نبودم  و دوستان محدودی داشتم،  با خدمت در کنگره و معاشرت با آدم‌ها به من کمک کرد تا بتوانم خودم را در زندگی پیدا کنم، یعنی بسیاری از گره‌های زندگی‌ام را پیدا کردم و سعی کردم آن‌ها را برطرف کنم .

 

 خانم آنی شما در کنگره به خانم کماندار معروف هستید دلیل آن را می‌توانید توضیح دهید؟

 

 شاید برایتان عجیب باشد که در یک خانواده پنج نفره نام دختر و مادر خانواده  آنی باشد، نام شناسنامه‌ای من آنی است و نام شناسنامه‌ای مادرم زهرا ولی او را از قدیم آنی صدا می‌کردند،  به دلیل این تشابه اسمی  و مسئولیت من در ورزش تیراندازی، به من لقب کماندار داده شد .

 

 امروز در نمایندگی شادآباد میزبان شما بودیم وضعیت این نمایندگی را چطور ارزیابی می‌کنید؟

 

 وضعیت خوبی داشت و با توجه به شرایط کرونایی افراد  زیادی در نمایندگی حضور داشتند،  انشا الله که موفق باشند.

 

 اگر سخن آخری دارید لطفاً بفرمایید؟

 

 سخن خاصی ندارم برای عزیزان سفر اول و دوم و مسئولینی که خدمت می‌کنند آرزوی موفقیت دارم و انشا الله در مسیری که هستند ثابت‌قدم باشند.

 

تهیه و تایپ : مسافر عطا

عکس و تنظیم : مسافر مجید

 

تعداد بازدید از این مطلب : 490
ادامه مطالب در آرشیو گفت و گو
دیدگاه شما
نام :  
ایمیل :  
دیدگاه :  
 
دیدگاه ها
5 نظر  
  • همسفر ام البنین از شعبه سمنان
زمان ارسال
1399/10/25 9:27:42
با سلام و خدا قوت به خانم آنی کماندار محترم.ممنونم از صحبتهای شما استفاده نمودم.ممنونم از عزیزانی که این مصاحبه را تدارک دیدند و بازتاب دادند.ممنونم
  • اسماعیل مسافر لژیون سوم شاد آباد
زمان ارسال
1399/10/18 20:32:23
خدا رو شکر بابت داشتن خانواده محترم آقای مهندس حسین دژکام امیدوارم که به شایستگی و آنگونه که سزاوار این خانواده بزرگ میباشد قدردان و سپاسگذار بوده باشم
  • مهدی فردی
زمان ارسال
1399/10/18 14:26:34
خدا قوت و دست مریزاد به دوستان خدمتگذار وبلاگ شادآباد بابت تهیه و تنظیم این گفتگوی زیبا
  • همسفر فاطمه لژیون سوم
زمان ارسال
1399/10/18 0:12:37
خانم آنی عزیز مصاحبه شما عالی بود. بسیار لذت بردم. خداوند به شما و آقای مهندس سلامتی و توفیق روز افزون بدهند.
  • مهدیه لژیون چهارم شادآباد
زمان ارسال
1399/10/17 18:45:18
مصابحه بسیار عالی واموزنده بود تشکر از خانم انی بابت پاسخهای خوبشون
آخرین عناوین
پربیننده ترین مطالب