English Version
English

الگوی من دانشگاه هاروارد است

الگوی من دانشگاه هاروارد است

یازدهمین جلسه از دور نوزدهم سری کارگاه‌های آموزشی کنگره 60 مخصوص لژیون پزشکان در پارک طالقانی با استادی و نگهبانی جناب مهندس و دبیری دکتر منصور با دستور جلسه «گل‌ریزان» روز جمعه مورخ هفتم آذرماه 1399 رأس ساعت 8 صبح آغاز بکار کرد.

سخنان استاد:

از دکتر منصور متشکرم گزارش مبسوط و خوبی را ارائه کردند، امیدوارم حال همه شما خوب باشد، حال من هم امروز خوب است. یک مطلبی را اردشیر از قول من گفت، گفت: زخم شمشیر را مهندس گفت با شمشیر درست می‌کنند! زخم شمشیر با شمشیر درست نمی‌شود عزیز من، آهن را آهن می‌برد، شمشیر را شمشیر می‌برد و می‌گوید شغال مازندرانی را نگیرد جز سگ مازندرانی. منظور این است که درمان خود تریاک مثلاً با تریاک انجام می‌گیرد، یا درمان متادون با متادون انجام می‌گیرد. آن‌هم شمشیر را شمشیر می‌برد نه زخم شمشیر!

چون بازار کرونا خیلی خیلی داغ است، همه درگیر کرونا هستیم و وضعیت استثنایی است. اگر در مسئله درمان اعتیاد بگوییم که هفته قبل دستور جلسه، روش D.S.T بود تاکنون درمانی وجود نداشته، درمانی وجود ندارد، یک سری کارهای پیشگیرانه هست، یک سری کارهای تقویتی است، مثلاً فرض کن چهار روز متادون بدهیم، قرص بدهیم، چه و چه بدهیم، آزمایش منفی بدهیم! درمانی اصلاً وجود نداشته! چرا درمان وجود نداشته؟ چون اصلاً نمی‌دانستیم اعتیاد چی هست. اگر می‌دانستیم اعتیاد از نظر فیزیولوژی چگونه است، چگونه نیست، کاملاً آن را درمان می‌کردیم. کما اینکه در کنگره 60 به‌راحتی داریم اعتیاد را درمان می‌کنیم، به‌راحتی آب خوردن! کما اینکه سخت‌ترین و پیچیده‌ترین اعتیادها را داریم با متد D.S.T و برنامه‌ریزی، ظرف ده ماه عین آب خوردن درمان می‌کنیم. مسئله کرونا هم همین‌طور است اگر ما کرونا را درک می‌کردیم، به‌راحتی آن را درمان می‌کردیم.

ما الآن در یک جامعه‌ای بالای نود هزار نفر در کنگره هستیم. در تمام شهرها نمایندگی داریم، از جزیره کیش نمایندگی داریم تا اردبیل، زنجان، اصفهان، شهرکرد، شمال، جنوب، همه‌جا داریم. الآن هشت ماه است ما یک تلفات مرگ در کنگره نداشتیم. کنگره در اثر کرونا نخوابیده با ظرفیت‌های کمتر به کار خودش ادامه می‌دهد و با تدابیر ایمنی. چون چندتا نکته برای ویروس کرونا مطرح است که لازم است آنها را بگویم: یکی اینکه کرونا در حرارت 50 درجه سانتی‌گراد فلج می‌شود، در 60 درجه سانتی‌گراد ضعیف می‌شود که هر سیستم ایمنی آن را نابود می‌کند، در هفتاد درجه سانتی‌گراد می‌میرد. این درجه حرارتی است که ویروس از بین می‌رود. در حلق است و در ریه پس بنابراین اگر ما یک بخور بدهیم، حالا هر نوع بخوری، آن را نابود می‌کند؛ و ما می‌دانیم که در گلو و بینی است، جای آن را کاملاً می‌دانیم، 5 الی 6 روز می‌ماند بعد وارد جریان خون می‌شود. پس ما اگر یک آنتی‌ویروس داشته باشیم می‌توانیم آن را از بین ببریم. شما چطور چوب را می‌کنید در گلو یا بینی و می‌بینید ویروس وجود دارد، ما می‌توانیم آن را با یک آنتی‌ویروس از بین ببریم، محل تجمع است دیگر، چون در بینی و گلو می‌ماند بعد از چهار، پنج روز وارد ریه می‌شود بنابراین با قرقره کردن می‌شود با آب‌نمک و بعضی چیزها آن را از بین برد. بعد بروید ببینید آنتی‌ویروس چی هست، بروید در کتاب‌ها نگاه کنید، یکی از آنتی‌ویروس‌های مجاز، اسید استیک است، خوب در محلول سرکه سیب هست یا این D.SAP که ما درست کردیم، شش تا اسید است، اسیدلاکتیک آنتی‌ویروس است، اسیدسیتریک آنتی‌ویروس است، اسید استیک آنتی‌ویروس است. پس ما اگر حتی با سرکه طبیعی بخور بدهیم، هم حرارت ویروس را از بین می‌برد هم خود اسید استیک. در کنگره خیلی‌ها کرونا گرفتند ولی با خوردن و بخور دادن آن از مرگ نجات پیدا کردند، حتی مواردی داشتیم که اکسیژن خون آنها آمده روی 80، حتی پائین تر، نصف ریه سفید شده و تنفس آنها سخت شده ولی با بخوری که دادند فوری راه افتادند.

مسئله دیگر در درمان اعتیاد گفتم که ما اگر درمان اعتیاد را بتوانیم درست انجام بدهیم، خیلی فرق می‌کند، مشکلی که در حوزه اعتیاد هست این است که چاه‌هایی که کنده می‌شود هیچ‌کدام به آب نمی‌رسد؛ یعنی درمان قطعی برای آنها اتفاق نمی‌افتد، اگر درمان قطعی که به آن اصلاً اعتقادی ندارد به نتیجه برسانیم مثل چاهی است که کندیم رسیدیم به آب، حالا از این مرتع می‌توانیم آب برداریم و کشت زارهای خود را آبیاری کنیم، این کار در کنگره دارد انجام می‌گیرد و ما داریم به نتیجه درمان می‌رسیم.

دفعه قبل صحبت شد سیستم‌هایی که قبلاً برای درمان انجام می‌شد، روی سم‌زدایی بود، روی نگه‌دارنده و پرهیز مدار بوده و من گفتم که ما وقتی می‌گوییم درمان اعتیاد که:  اگر یک هروئینی را درمان بکنیم و بعد بگوییم شب‌ها در انبار هروئین بخوابد، او به خواب برود. یک نفر را درمان بکنیم که همه اعضاء خانواده او معتاد باشند و او در بین آنها زندگی بکند، به مصرف مواد برگشت نکند. اگر تریاکی باشد و درمان بشود و شب در انبار تریاک بخوابد، به خواب برود ما به آن می‌گوییم درمان اعتیاد اگر چنین درمانی بوده به من بگویید. خوب وقتی ما در کنگره این کار را انجام دادیم و به نتیجه رسیدیم، مثل همان چاهی که ما کندیم و به آب رسیدیم. ما برای این کار احتیاج به یک سری مطالب داشتیم، هر کاری که ما می‌خواهیم انجام بدهیم باید سه عامل را حتماً داشته باشیم، اگر ما آن سه عامل را نداشته باشیم به نتیجه نمی‌رسیم. این مسئله که می‌خواهم بگویم در مورد یک خانواده صادق است، در مورد یک کلینیک صادق است، در مورد بیمارستان صادق است، حتی در مورد یک کشور هم صادق است.

 ما هر کاری بخواهیم انجام بدهیم این سه تا پایه را می‌خواهیم: یکی دانش آن کار را می‌خواهیم، ما باید علم و دانش راستین آن قضیه را داشته باشیم، نه اینکه خیال کنیم می‌دانیم؛ ما یک چیزهایی هست می‌دانیم، یک سری چیزها را نمی‌دانیم، می‌دانیم که زبان فارسی بلد هستیم، ما می‌دانیم که الآن روز است، اینها را کاملاً می‌دانیم. می‌دانم که من زبان روسی بلد نیستم، گیتار بلد نیستم بزنم، فرض کنید من جودو و کاراته بلد نیستم، اینها را می‌دانم ولی خیلی چیزها است که من نمی‌دانم ولی خیال می‌کنم می‌دانم! اینجا ما به مشکل و معضل برمی‌خوریم. پس ما یکی به دانش، دانش راستین، دانش واقعی احتیاج داریم، در هر قسم، چه اقتصاد، چه در سطح کشور، چه سیاست، در هر چیزی، دوم: نیروی متخصص، دانش را چه کسی حمل می‌کند؟ دانش را نیروهای متخصص حمل می‌کنند. دانش خالی بدرد نمی‌خورد، دانش خالی در کتاب هست، در سی دی هست. باید یک موجود به نام انسان این دانش را حمل کند و بتواند از آن استفاده کند، کاربردی کند و به کار بگیرد. پس ما یک، دانش را می‌خواهیم، دوم، نیروی متخصص و سوم: پول! شما نیروی متخصص را داشته باش، دانش هم داشته باش، پول نداشته باش! هیچ کاری نمی‌توانی بکنی. پول از ارکان مهم است، حائز اهمیت است، چیز بدی نیست. قدیم می‌گفتند: بی‌مایه فطیر است. اگر ما پول نداشته باشیم کاری نمی‌توانیم بکنیم. اگر یک کلینیک منابع مالی نداشته باشد آن کلینیک محکوم به زوال است. اگر یک بیمارستان پول نداشته باشد محکوم به زوال است. یک خانواده پول نداشته باشد محکوم به زوال است. پس ما پول را می‌خواهیم.

یک ان جی او (NGO) وقتی می‌تواند موفق باشد که هم دانش داشته باشد هم نیروی متخصص و هم پول. ما دانش کافی را در مقوله اعتیاد داشتیم و نتیجه آن این است که الآن بالای سی هزار نفر، چهل هزار نفر به درمان قطعی اعتیاد رسیدند، به آن مرحله‌ای رسانده‌ایم که از مصرف‌کنندگان شیشه و مصرف‌کننده هروئین افرادی ساختیم که الآن ملی‌پوش هستند. گفتم ما 15 تا ملی‌پوش داریم. خوب دانش که داشتیم، نیروی متخصص راهنماهای ما بودند دو هزارتا راهنما داریم، مسئله بعد منابع مالی بود. منابع مالی را هم گفتیم، باید خودمان تأمین بکنیم. صدبار ما این قضیه را گفتیم بازهم می‌گوییم چون ارزشمند است:

خداوند دکتر حاج رسولی را بیامرزد، یک روز حدود 10-8 سال پیش دبیر کل ستاد آمده بود اینجا بازدید، اتفاقاً با دکتر حاج رسولی خیلی رفیق بود، چون خوشش آمده بود گفت، دکتر یک کاغذ بنویس من، ده، بیست تومان به شما کمک مالی کنم. ایشان آمد پیش من گفت آقای حاج حسین ملکی (دبیر کل) گفت، یک نامه بنویس ما بیست میلیون تومان برای وسایل ورزشی کمک کنیم، گفتم باشد من نامه را می‌نویسم، رفت پنج دقیق دیگر آمد، گفت مهندس نامه را بنویس، گفتم عزیزم می‌نویسم عجله نکن، همین‌طور گفت بنویس، من هم گفتم باشد چشم، دیگر دکتر رفت سوار ماشین بشود، گفت نامه را ندادی؟ گفتم می‌نویسم می‌رویم دفتر ایشان می‌دهیم. آمد پیش من گفت مهندس، بیست میلیون پول از دست ما رفت، چر این کار را کردی؟! گفتم مسعود، از این لقمه‌ها دیگر برای ما نگیر، گاوی که نان گدایی بخورد دیگر زمین را شخم نمی‌زند. ما اگر بیست میلیون را الآن مصرف بکنیم، به این عادت می‌کنیم و ما دیگر خودمان نمی‌توانیم کاری بکنیم. ما باید خودمان روی پای خودمان متکی باشیم، ما باید منابع مالی از درون خودمان بیاید از خود جامعه معتادین، جامعه معتادین بسیار نیرومند و قوی است. جامعه ضعیفی نیست، اشتباه نکنید. شما فقط یکی، دوتا کارتن‌خواب را می‌بینید که تکدی گری می‌کنند، کنار خیابان اسفند دود می‌کنند، آنها را می‌بینید، آنها یک درصد از جامعه معتادین هستند، نودوهشت درصد از جامعه معتادین در بین تمام اقشار جامعه هستند. بیشترین قدرت سیاسی، بیشترین پول، بیشترین اقتدار، بیشترین سرمایه، بیشترین هنر در جامعه معتادین است. آنها را جامعه کوچکی در نظر نگیرید، الگو را هم آن یک درصد نگیرید.

پس ما گفتیم اگر منابع بخواهیم، منابع باید از درون خود افراد کنگره 60 باشد، از بیرون هم کمک قبول نمی‌کنیم، از دولت هم قبول نمی‌کنیم، چون ما نیامده‌ایم که نان‌خور دولت بشویم. سازمان‌های مردم‌نهاد آمده‌اند به سیستم کمک کنند، به دولت کمک کنند. چون دولت به‌اندازه کافی خودش نان‌خور دارد، ما نمی‌خواهد دیگر برای آنها کار کنیم، ما باید کمک آنها، یار آنها باشیم، ولی خودمان خودکفا باشیم. خوب می‌خواهیم جلسه تشکیل بدهیم، شما کارتن‌خواب‌ها را می‌توانید ببرید در گاراژ، در طویله ولی اگر کسی مهندس باشد، فارغ‌التحصیل باشد، دکتری باشد، کاسب باشد، فرش‌فروش باشد، تاجر باشد، مغازه‌دار باشد را که نمی‌توانیم ببریم توی گاراژ و بیغوله‌ها! باید مکان‌های تمیز و مرتبی داشته باشیم. در اوایل منابع مالی کنگره 60 مثل قدیم‌ها که پهلوان‌ها معرکه می‌گرفتند، آخرش هرکه هرچه خواست می‌انداخت در کاسه‌ای که دور می‌گرفتند، خوب این‌طوری بود الآن هم این‌طور است، خوب این پول قند و چایی ما را می‌داد. می‌رفتیم در سرای محله شهرداری می‌ماندیم، مدیرکل عوض می‌شد، همه ما را می‌انداختند بیرون. می‌رفتیم جای دیگر، یک سازمان دیگر، باز رئیس آنجا عوض می‌شد ما را می‌انداختند بیرون، این هست که ما دائماً دچار مشکل بودیم، گفتیم که منابع مالی را هم ما باید خودمان تأمین بکنیم، آمدیم یک حسابی باز کردیم به نام حساب زمین، گفتیم که هرکس می‌خواهد کمک مالی به کنگره کند، بریزد به حساب زمین، در کنگره 60 یک ریال پول دست هیچ احدی نیست، یک حسابداری فوق‌العاده قوی دارد همه می‌رود به نام کنگره 60 ریخته می‌شود از همان‌جا هم برداشته می‌شود خرج می‌شود. شروع کردیم به حساب زمین پول ریختن، پول‌هایی که ریخته می‌شد، رهنی، اجاره‌ای می‌شد با آن کرد و این قضیه ادامه پیدا کرد بعد آمدیم، تشکیل لژیون‌های مالی را دادیم، مثلاً پانزده، شانزده نفر می‌شوند لژیون مالی کسانی هستند که فقط در منابع مالی هر شعبه‌ای کار می‌کنند. در تمام نقاط شعب ایران هستند، مستقل‌اند. منابع مالی توسط این‌ها تأمین می‌شد، هرکس می‌خواست عضو لژیون مالی بشود در سال 6 میلیون تومان پرداخت می‌کرد، شرط آن این شد، بدین‌صورت یک سری منابع مالی خوبی جمع شد. ما کم‌کم شروع کردیم به خریدن زمین برای شعب کنگره، بعدازآن گفتیم بیاییم سالی یک‌بار گل‌ریزان کنیم، همان کاری که قدیم زورخانه‌ها می‌کردند. قدیم‌ها، نیروهای انتظامی مثل امروز نبود، هر محله خودش یک پهلوانی داشت، افرادی داشت که از آن محله نگهداری می‌کردند، شب‌ها می‌رفتند زورخانه ورزش می‌کردند اگر هم کسی بیمار می‌شد، دچار مشکل می‌شد، ورشکست می‌شد، احتیاج به منابع مالی داشت در زورخانه گل‌ریزان می‌کردند، آن کسبه و دیگرانی که در سطح بالای محله بودند می‌آمدن کمک‌های مالی می‌کردند از دیگری دستگیری می‌کردند، این گل‌ریزان بود. گفتیم ما این گل‌ریزان را در کنگره سالی یک هفته اجرا می‌کنیم، چون در کنگره 60 هر هفته یک موضوع به‌عنوان دستور جلسه قرار داده شده، همه حساب‌شده است، سالی یک باز گل‌ریزان کردیم و افرادی که توان مالی دارند، مایل هستند می‌توانند مبالغی را به حساب کنگره 60 واریز کنند. ما توانستیم با منابع مالی پارسال، یک ساختمان بگیریم برای خانم‌های مسافر در خیابان امیر اتابک به مبلغ شانزده میلیون تومان، کاملاً به نام کنگره 60 است. سال قبل از آن یک ساختمان گرفتیم در خیابان مفتح، ورزنده، ضلع جنوبی امجدیه به مبلغ 6 میلیارد تومان، آن‌وقت خریدیم متری 9 میلیون تومان الآن شده متری 60 الی هفتاد میلیون تومان! در رباط‌کریم ساختمان درست کردیم، در اصفهان چندین زمین گرفتیم ساختمان درست کردیم، در شهرکرد، کرج، در تمام نقاط داریم، برای کنگره 60 زمین می‌خریم، پانصد متر، چهارصد متر و آنجا شروع می‌کنیم سرویس دادن. در کنگره 60 می‌دانیم حتی یک نفر حقوق‌بگیر نداریم، تمام نیروها، نیروهای داوطلب هستند. سه سال پیش من گفتم، چون ما در کنگره بازاری زیاد داریم، گفتیم کسانی که وضع مالی خوبی دارند می‌توانند تا پنجاه میلیون تومان به کنگره 60 واریز کنند، باید یک عنوان هم بدهیم، عنوان دنور یعنی بخشنده که در سال گذشته حدود 80 نفر دنور داشتیم، در طور این سال‌ها اعضاء کنگره 60 آموزش دیدند و به مفهوم واقعی فهمیدند که دیگران کاشتند و ما خوردیم ما باید بکاریم تا دیگران بخورند نه اینکه بگوییم دیگران کاشتند و ما خوردیم باز ما می‌خوریم بازهم دیگران بکارند! نه. همه بچه‌های کنگره 60 یاد گرفتند که یک روز آمدن در کنگره 60، کسی از آنها پول نخواست از آنها چیزی نخواست به آنها سرویس دادند به آنها رایگان خدمت کردند و گفت: هرکس به این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش نپرسید.

بعد وقتی‌که خوب شد این را یاد گرفت، یاد نگرفت که باید تیزبازی دربیاورد، زرنگ‌بازی دربیاورد، یاد گرفت که صداقت و درستی را یاد بگیرد، وقتی یاد گرفت گفت چرا من به دیگران کمک نکنم؟ من که در وضع خیلی بدی بودم و دیگران به من کمک کردند و آموزش راستین به او داده شد که دروغ نباید بگویی، فساد نباید بکنی، رشوه نباید بگیری، احتکار نباید بکنی، اینها را همه بچه‌های کنگره انجام می‌دهند، آن‌وقت از روی دل‌وجان خود به کنگره 60 کمک می‌کنند. از سال‌های پیش هرچه من می‌گفتم آنها کمک می‌کردند، گفتم 6 میلیون دادند، گفتم 50 میلیون تومان دادند، گفتم من خیلی دلم می‌خواهد یکی 500 میلیون تومان برای خرید ساختمان به کنگره 60 کمک کند یا یک میلیارد تومان بدهد، هرسال می‌گفتم. پهلوان کسی نیست که بازوی کلف و گردن‌کلفت دارد، پهلوان کسی است که از عصاره جان خود بدهد، او می‌شود پهلوان. آنهایی که از جان خودشان برای سلامتی و وجود دیگران می‌گذرند، پهلوان واقعی آنها هستند، پهلوان کسی است که از مال و جان خود برای دیگران بدهد نه اینکه پهلوان کسی است که فقط گردن‌کلفتی داشته باشد! اولین کسی که 500 میلیون را داد خودم بودم. الآن با همان پول‌هایی که گرفتیم، مرکز آموزش عالی علوم و فنون خوارزمی را در قشم خریدیم، دانشگاه است و عملیات ساختمانی آن را شروع کردیم، حدود نه هزار متر بنا هست که 60 الی 70 میلیارد هزینه‌اش است. آن را انجام دادیم، ساختمان گرفتیم و الآن دارند کارهای آن را انجام می‌دهند. در خود قشم بلافاصله یک ساختمان خریدیم سه‌طبقه چهار میلیارد و خورده‌ای که مرکز بعضی کارهای قشم باشد، در بقیه شهرها هم همه دارند سیستم‌های خوبی را می‌سازند و به وجود می‌آورند برای این کار. از زمانی هم که ما شروع بکار کردیم الآن بیست‌وسه سال می‌شود، اگر از شش ماه اول آن بگذریم، از آن زمان تاکنون در کنگره 60 حتی یک‌بار چک برگشتی نداشتیم، حتی یک‌بار نشده رئیس بانک زنگ بزند، آقای مهندس چک شما آمده، کم دارد. درصورتی‌که روز دوشنبه من فقط 400 میلیون تومان چک امضاء کردم، 6 تومان، 10 تومان، 50 تومان، یک مورد برگشتی نداشتیم، یک مورد جنس نسیه نخریدیم، همه اینها در پرتو این است که بچه‌ها به درمان قطعی رسیدند، منظور ما درمان قطعی است. در حال حاضر دارند در کلینیک‌هایی که لژیون زدند به درمان قطعی می‌رسند. گفتیم جشن گل‌ریزان نیز در کلینیک‌ها برقرار شود، گفتم گل‌ریزان آنها در خود کلینیک باشد، کلینیک را تقویت کنند، افرادی که در کلینیک‌ها اگر خوب بشوند، به درمان برسند وضع آنها خوب بشود آنها باید به کلینیک‌ها کمک بکنند و کمک هم می‌کنند. موضوع گل‌ریزان چند هفته قبل در تمام گروه‌ها بود، به پایان رسیده و گفتیم لژیون پزشکان از این قضیه بدون فیض نماند، گرچه من می‌دانم وضع مالی آقایان پزشکان آن‌قدر قوی نیست مثل بعضی از بچه‌هایی که در کنگره هستند ولی خوب گفتیم بازهم لژیون مالی را در لژیون پزشکان عمل بکنیم. در گروه مسافران خانم حداقل یک میلیارد و دویست میلیون تومان جمع شد. این هست که اگر حرکت ما درست باشد و بدانند که این پولی که دارند می‌دهند، واقعاً یک جا هزینه می‌شود، دزدی نمی‌شود، نمی‌خورند، از دل‌وجان بچه‌های کنگره همکاری می‌کنند. از اینکه به حرف‌های من توجه کردید از همه شما ممنون و متشکر. جلسه برای مشارکت باز است.

الگوی من دانشگاه هاروارد است، دانشگاه هاروارد بیست‌وهفت میلیارد دلار ذخایر ارزی دارد؛ یعنی دانشگاه بیست‌وهفت میلیارد دلار ذخایر و پس‌انداز ارزی‌اش است. سیستمی که پول نداشته باشد هیچ کاری نمی‌تواند بکند. باید منابع مالی برای یک سیستم وجود داشته باشد و خودش را تأمین کند.


سلام دوستان اردشیر هستم یک همسفر:

هر سازمانی که تأسیس می‌شود اگر اقتصاد آن به بیرون متکی باشد نمی‌تواند پیشرفت کند. جناب مهندس از اول طوری کنگره 60 را پایه‌گذاری کردند که استقلال داشته باشد و به بیرون متکی نباشد. علم و دانش کنگره 60 نیز استقلال دارد و بومی شده و به دیگران نیز صادر می‌شود.

سلام دوستان دکتر ابراهیم هستم یک همسفر:

 طراحی ان جی او (سازمان مردم‌نهاد) کنگره 60 مثال‌زدنی است مخصوصاً برای استقلال مالی آن در مقایسه با دیگر سازمان‌های مردم‌نهاد. من آرزوی توفیق و سلامتی برای جناب مهندس دارم. از طرف کیمیای شرق من دو میلیون تومان مشارکت می‌کنم.

سلام دوستان دکتر حسن هستم یک همسفر:

عرض ادب و احترام دارم، دکتر رضوی هستم مسئول فنی کلینیک سلامت رضوی. جناب آقای مهندس بسیار سنجیده مسائل را پیگیری کردند. به هر صورت اگر مسائل مالی که یکی از ارکان و شاخصه‌های یک کار پایه‌دار هست، روی آن فکر و برنامه‌ریزی نشده باشد می‌تواند باعث زوال و نابودی شود. نیروهای انسانی از بالاترین مدرک در کنگره وجود دارند و خدمت می‌کنند و این بسیار ارزشمند است. امیدوارم مشارکت خوبی را در جلسه داشته باشیم و در این کار سهیم باشیم.

سلام دوستان محمد هستم همسفر:

قبلاً بنده دو سال معاون بهزیستی استان تهران بودم. آن موقع استان تهران با البرز هنوز جدا نشده بود. ما پول‌های بلاعوض داشتیم که می‌توانستیم آنها را در اختیار ان.جی.او ها بگذاریم. استقلال مالی باعث می‌شود سیاستمداران و دولتمردان نتوانند اعمال‌نظر کنند، این واقعیت است؛ و استقلال مالی کنگره 60 مثال‌زدنی است.

 سلام دوستان ندا هستم یک همسفر:

بسیار خوشحال هستم و از آقای مهندس سپاسگزارم.

جناب مهندس:

در کنگره رسم بر این است که هرکس حرف زد باید برای او دست بزنیم. کار ما هم مثل کشاورزان می‌ماند، کشاورزان هرچه می‌خواهند قول بدهند می‌شود سر خرمن، خرمن را که برداشت کردند یک سال دیگر مصرف می‌کنند، ما هم همین‌طور هستیم، کنگره 60 یک هفته گل‌ریزان دارد، در این یک هفته منابع مالی‌اش را تأمین می‌کند و جالب این است که تمام بچه‌های کنگره 60 که سال‌ها پیش درمان شدند و از کنگره رفتند، همه در هفته گل‌ریزان حتماً به کنگره سر می‌زنند برای بازدید. انسان به‌طورکلی یک‌زمانی می‌رسد وقتی یک‌چیزی می‌گیرد لذت می‌برد. یک پرس چلوکباب به او می‌دهند می‌خورد، لذت می‌برد، یک ماشین به او می‌دهند لذت می‌برد. هرچه به او بدهند لذت می‌برد، یک مرحله می‌رسد انسان از این فاز می‌گذرد، به یک فازی می‌رسد: آن‌وقت یک‌چیزی را که می‌دهد لذت می‌برد! وقتی یک غذایی به یک نفر می‌دهد، سیر می‌شود احساس شعف و شادی می‌کند. اگر خودش بخورد این‌قدر لذت نمی‌برد که یکی دیگر بخورد. از کسی دستگیری می‌کند لذت می‌برد، پول به کسی می‌دهد لذت می‌برد، وقتی یک‌چیزی را می‌بخشد حتی از عصاره جان خود می‌بخشد لذت می‌برد. آن انسانی است که در یک رتبه و درجه بالاتری قرار دارد. به‌هرحال من نمی‌خواستم مسائل مالی را در لژیون پزشکان مطرح کنم ولی ناگزیر بودم، اینجا هم باز این کار را انجام بدهیم، طبق سنت.

سلام دوستان دکتر رزیتا هستم یک همسفر:

از آقای مهندس تشکر می‌کنم. با تفکر ساختارها آغاز می‌شود، ایشان برای قوی کردن کنگره تمام تلاش خود را بکار بردند، اگر الآن کنگره 60 این موقعیت را دارد به خاطر زحمات جناب آقای مهندس است؛ و واقعاً همان‌طور که فرمودند بدون منابع مالی هیچ‌وقت نمی‌توانستند به این قدرت برسند و این‌قدر قوی باشند و قوی کار بکنند. ممنون.

سلام دوستان مهدیه هستم همسفر:

من به جناب مهندس تبریک می‌گویم برای راه‌اندازی کنگره 60 و واقعاً با نیروهای آموزش‌دیده و رکن مالی توانستند کنگره را به وضع کنونی برسانند.

سلام دوستان حمید هستم همسفر:

کنگره نهالی بود که الآن به یک درخت تنومند که شجره طیبه است تبدیل شده و آرزو می‌کنم این درخت هرروز گسترده‌تر و تنومندتر بشود.

سلام دوستان باقریان هستم یک همسفر:

از آقای مهندس تقدیر و تشکر می‌کنم و از خداوند برای ایشان توفیق روزافزون مسئلت دارم.

سلام دوستان احسان هستم مسافر:

خیلی خوشحال هستم که در کنگره هستم. در کنگره 60 هر کسی کمکی می‌کند به دنبال بازپس گرفتن نیست، خوشحال هستم که در کنگره 60 گل‌ریزان انجام می‌شود.

جناب مهندس:

ما سهام دانشگاه را که گرفتیم بعضی از کارمندان آن 12 ماه بود حقوق نگرفته بودند؛ یعنی مسئله مالی بسیار مسئله حائز اهمیتی است. ما در تمام آموزش‌های معنوی خودمان هیچ جایگاهی برای منابع مالی نداریم! من ندیدم از بزرگان خودمان. این هست که من یکی از مسائل مهمی که در کنگره 60 آموزش دادم مسئله پس‌انداز کردن و توجه به مسائل مالی است. می‌گویند پول چرک کف دست است اینها همه مسائل انحرافی است. پول اگر از راه خلاف به دست بیاید چرک کف دست است. پول اگر از صراط مستقیم به دست بیاید خیلی هم مهم است. ما باید در هر سیستم نگاهمان به منابع مالی باشد، نباید مسائل مالی را شوخی بگیریم یا روی آن حساب نکنیم بگوییم، نه دنیا معنویات است! رسول خدا می‌فرمودند: برادرم موسی یک چشمش به دنیا بود. می‌بینید یهودیان همه به مسائل مالی نگاه می‌کردند؛ و نیز فرمودند برادرم عیسی با چشم دیگری دنیا را نگاه می‌کرد، می‌بینید مال حضرت مسیح همه معنویات بود و می‌فرمودند اما من با دو چشم دنیا را نگاه می‌کنم یعنی هم مادیات و هم معنویات، هم دنیا و هم آخرت. این هست که به مسائل مادی باید توجه بکنیم و طبق همین آموزش‌هایی که من در طول بیست سال در کنگره دادم، همه آنها متوجه شدند که باید به منابع مالی توجه بکنند و الآن همه پزشکان، تاجران و بازرگانان موفقی هستند. ما سعی کردیم کنگره را در هر شرایطی، شرایط کرونا هدایت بکنیم، ما هر سال که می‌شد از پانزده بهمن تازه‌وارد نمی‌گرفتیم، اسفندماه هم نمی‌گرفتیم، عید هم پانزده روز تعطیل بودیم. ولی امسال که کرونا بود تعمداً گرفتیم ما امسال 840 نفر در اسفندماه تازه‌وارد گرفتیم و از عید تا حالا مرتب تازه‌وارد را می‌گیریم؛ و چون کار ما کار درمانی است جزء گروه یک (خدمات درمانی) محسوب می‌شویم این هست تعطیلی نداریم، ما ده هزار نفر روی شربت OT در سراسر کشور داریم، این ده هزار نفر ثابت است. افراد تازه وارد وارد می‌شوند و خارج می‌شوند. اگر ما در گرفتن پذیرش تازه‌وارد تعلل می‌کردیم الآن باید کنگره تعطیل می‌شد؛ یعنی اگر اسفندماه دیگر نمی‌گرفتیم، به خاطر کرونا پذیرش را قطع می‌کردیم الآن کنگره 60 باید به تعطیلی می‌کشید چون ده ماه گذشته، تازه واردین رها شدند و بعد دیگر ... و الآن هم تمام شعب کنگره 60 تازه واردین خود را می‌گیرند، جمعیت‌ها را خورد کردم، مثلاً 300 نفر هستند، 30 نفر، 30 نفر لژیون تشکیل می‌دهند و همه در جلسات حضوری حاضر هستند.

عزیزانی که در جشن گل‌ریزان لژیون پزشکان شرکت کردند به شرح ذیل می‌باشد:

1- کلینیک ساحل قزوین – خانم دکتر نوشین کریمی مبلغ  500.000 تومان

2- کلینیک ققنوس قزوین – دکتر سجودی مبلغ 500.000 تومان

3- کلینیک توانا – دکتر آریا محمدی مبلغ 500.000 تومان

4- کلینیک خانه روشن قزوین – آقای دکتر روشن پژوه مبلغ 500.000 تومان

5- کلینیک آکو اندیشه- آقای دکتر آذری 1.000.000 مبلغ تومان

6- کلینیک رایحه - خانم دکتر فرنقی مبلغ 1.000.000 تومان

7- کلینیک مهرنام – آقای دکتر شاه مرادی 1.000.000 مبلغ تومان

8- کلینیک سلامت رضوی – آقای دکتر حسن رضوی 1.000.000 مبلغ تومان

9- کلینیک کیانشهر – دکتر جواد قبادی 500.000 مبلغ تومان

10- خانم دکتر افشارمند مبلغ 3.000.000 تومان

11- خانم دکتر مهدیه عبدالله زاده از کلینیک زندگی آرام مبلغ 1.000.000 تومان

12- دکتر حمید آتش بهار - از کلینیک سعادت‌آباد مبلغ 1.000.000 تومان

13-خانم دکتر شیوا اکبریان از کلینیک یزدان پاک مبلغ 3.000.000 تومان

14- کلینیک نگین زندگی مبلغ 500.000 تومان

15- کلینیک دکتر ابراهیم کریمی مبلغ 300.000 تومان

16-کلینیک اندیشه نوین مبلغ 1.000.000 تومان

17-کلینیک راه زندگی مبلغ 500.000 تومان

18- کلینیک رویش دوباره مبلغ 500.000 تومان

19- آقای احسان سعادتی عضو لژیون پزشکان مبلغ 1.500.000 تومان

20- دکتر منصور از کلینیک کیمیای رهایی مبلغ 1.000.000 تومان

21- کلینیک دکتر باقریان مبلغ 500.000 تومان

22- کلینیک پیمان مبلغ 500.000 تومان

23- کلینیک بشارت مبلغ 500.000 تومان.

24- کلینیک کیمیای شرق – دکتر ابراهیم مبلغ 2.000.000 تومان.

25- خانم ایران سالمی مبلغ 50.000 تومان

26- دکتر محمد مبلغ 300.000 تومان

27- کلینیک ره پویان نسیم شهر – آقای دکتر سلیمی مبلغ 2.000.000 تومان

28- کلینیک اکسیر مبلغ 200.000 تومان

29- آقای دکتر محسن شمس مبلغ 2.000.000 تومان

30- کلینیک نشان سلامت – آقای اردشیر محمدیان مبلغ 500.000 تومان

31- کلینیک جوانان – آقای دکتر محمد قدیرزاده مبلغ 1.000.000 تومان

32- کلینیک آئین مهر مبلغ 2.000.000 تومان

33- کلینیک دکتر دوری مبلغ 500.000 تومان

34- کلینیک باران 500.000 تومان

35- آقای دکتر شهرام مبلغ 2.000.000 تومان پرداخت کردند

36- آقای دکتر حسنی مبلغ 1.000.000 پرداخت کردند

37- آقای دکتر فرشید محمدیان- کلینیک نشان سلامت هم مبلغ 500.000 تومان پرداخت کردند

 بابک مسافر، نگهبان شورای OT کنگره 60:

عزیزان از پانزده آبان ماه شربت شده هر سی‌سی 800 تومان و هزینه آزمایش‌ها فالوآپ سه‌ماهه هم شده 40.000 تومان.

 

نگارنده: همسفر الهام

تهیه و تنظیم: مسافر سعید

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





8 دیدگاه

  • بهار(به زودی همسفر)

    سلام خداقوت به ااقای دژاکام عزیزوهمه اعضای محترم کنگره ۶۰وپزشکان خوب کشورم

  • همسفر پریسا

    خدا قوت به جناب آقای مهندس و تمام خدمتگذاران کنگره 60...

  • مجتبی رضایی

    عرض سلام و خدا قوت خدمت خانم الهام و آقا سعید عزیز، ممنون.

  • همسفر علیرضا

    خدا حفظتون کنه برامون آقای مهندس...

  • همیشه مسافر

    سلام بر مردی که از قلب ها وارد می شود.

  • اسماعیل شفا مشهد

    سلام دوستان اسماعیل هستم یک مسافر،سخنان دلنشین مهندس چراغ راه انسانهایی است که دغدغه سلامتی هم نوع در اندیشه دارند و این الگویی برای همه آنان است که استقلال مالی و اعتباری و علمی اولین گام برای رسیدن به هدف است.و این عمل مهندس هر روز شعاع بزرگتر میکند به امید عالمگیر شدن این شعاع،

  • سروش دولتی ل ۱۶ شفا

    خداقوت به جناب مهندس دژاکام عزیز و بزرگ و همه خدمتگذاران و دکترای همسفر عزیز

  • همسفر زهره ،نمایندگی میرداماد

    از صحبتهای شیوا و دلنشین آقای مهندس بزرگوار بسیار لذت بردم و امیدوارم همیشه فرامین ایشان سرلوحه تفکر و اعمالمان باشد.