English Version
This Site Is Available In English

سروده آقای محسن زهرای

 سروده  آقای محسن زهرای

آنــکه عمری بی دلان را نــقــطه پــرگـــار بــود

 

کشتــی گم گشتـگان را ساحـلی هموار بود

عــارفــی رند طـریـقت دیدهای هشیار مست

 

عــاشـــقــان درگـــهـــش را دولــت دیــدار بود

وصف ایمانش نــه از ســر کلــام اسـت و بیـان

 

نـقـش عقــل و عشــق او در پــرده کــردار بود

رهــروی کو اینچنین عاشـق به هر گاه و مکان

 

رهــزن هــر کــوی و بــامــش نـاوک اغــیار بود

در گــــذر از مــعبــر اضــداد و امـــواج مـــهــیــب

 

رونــق زنـجـیــره هــای عــشـق، او را یـار بـود

دیــده اش تــاریــخ تقدیــری کهن را روشنــاس

 

سیـنـه اش فـرمـان حـق را مـخـزن اسـرار بود

زایــش انــدیشــه اش در خــلق دانش های نو

 

مرهـمی بـر درد انـسان های دل افــگــار بــود

در طـلب بـود از پی کشــف حقایــق در جـهان

 

هر نفس از عشق مخلوقین حق سرشار بود

خــود فــروغ دو جهانــست که تابـیـده ز عشق

 

ایــن  تــجلی  از  ازل  بــر  گــنـبــد  دوار  بــود

 

  سروده  آقای محسن زهرای

رهجوی آقای علیرضا زرکش

 

«به مناسبت چهاردهمین سالگرد رهایی نگهبان کنگره 60»

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .