تاریخ
شنبه 19 بهمن 1398

راهنمای تازه واردین یعنی برافروختن نور امید

موضوع : گفت و گو
مسافر وحید: تازه‌وارد باید بتواند حس محبت و عشق را در چشمان و کلمات راهنمای تازه‌واردین ببیند زیرا او با دنیایی از ترس و ناامیدی از ترک‌های جور و واجور وارد کنگره می شود.
راهنمای تازه واردین یعنی برافروختن نور امید

یکی از واژه هایی که بسیار در کنگره ۶۰ به کار می رود، واژه خدمتگزار است. خدمتگزار کسی است که خود، در کنگره ۶۰ به رهایی و درمان رسیده است و برای اینکه دیگران هم بتوانند حس و حال رهایی و آزادی او را تجربه کنند، شروع به خدمت داوطلبانه در کنگره می کند، البته انرژی و قدرتی که خدمت کردن به انسان می دهد را نمی توان نادیده گرفت. تمامی امور کنگره ۶۰ توسط خود اعضا و خدمتگزاران انجام شده و هیچ وابستگی به بیرون از حد و مرزهای خود ندارد. یکی از این خدمتها که بسیار مهم و تاثیر گذار است خدمت راهنمای تازه واردین است. کار و مسئولیت این پست خدمتی از نامش مشخص است اما در ادامه به بهانه شال گرفتن یکی از این خدمتگزاران، کمی بیشتر و نزدیک‌تر با این خدمت آشنا می‌شویم. مسافر وحید به تارگی شال راهنمای تازه واردین را دریافت کرده است. گفت و گوی کوتاهی را با این خدمتگزار کنگره 60 انجام داده ایم که نظر شما را به خواندن این مطلب جلب می کنیم:

لطفا بفرمایید که چگونه خودتان را برای آزمون کمک راهنمایی آماده کردید؟ من برای اینکه خود را محک بزنم اقدام به آماده شدن برای امتحان کمک راهنمایی کردم و در ادامه در ماه رمضان فرصتی ناب به دست آوردم تا هر آنچه در کنگره آموزش‌دیده بودم را دوره کنم از کتب و جزوات تا سی‌دی‌های مشخص‌شده؛ اما بعد از مشخص شدن نتایج متوجه شدم که در آزمون کمک راهنمایی تازه واردین نمره قبولی را کسب کردم و این را فرصتی ناب برای خدمت در کنگره ۶۰ دیده و قدم در این راه گذاشتم.

ایشان در ادامه گفتگو به این نکته اشاره کردند که: تمامی خدمت‌های کنگره ۶۰ بسیار لذت‌بخش و پرانرژی است و حال انسان را خوب می کند اما راهنمایی تازه واردین یک حس و حال عجیب اما آشنا و بسیار لذت‌بخش دارد. چون اولین چیزی که یک تازه‌وارد با آن برخورد می کند راهنمای تازه واردین است پس درست انجام دادن این مسئولیت بسیار مهم است زیرا تازه‌وارد، کنگره را از دریچه چشمان راهنمای تازه واردین خواهد دید. پیش‌تر به حسی عجیب اما آشنا اشاره کردم آن‌هم به این خاطر که خود من هم از همین‌جا شروع کردم و روی همین صندلی نشستم و یک عزیز خدمتگزار مرا با کنگره ۶۰ و روش درمانی آن آشنا کرد و به من که اصلاً حال خوبی نداشتم امید فراوانی داد که زندگی‌ام تغیر خواهد کرد که همین هم شد. پس من نیز برای انتقال این حس امید و به‌نوعی بازپرداخت بدهی، پای در این عرصه گذاشتم.

پس می‌فرمایید که شما تنها به خاطر بازپرداخت بدهی و حس خوب وارد این عرصه خدمتی شدید؟ خیر بخش مهم‌تر دیگری هم هست که آموزش است. شاید این موضوع به‌ظاهر کلیشه‌ای باشد اما عین حقیقت است. من باید هرروز آموزش بیشتری بگیرم تا بتوانم آن حس و حال امیدوارکننده‌ای که پیش‌تر به آن اشاره کردم را به تازه‌وارد منتقل کنم پس طبیعتاً این خود من هستم که هرروز قوی‌تر و قوی‌تر می‌شوم.

چیزی که من از این خدمت حساس می‌بینم و کمی هم من را می‌ترساند این است که اگر من نتوانم به یک تازه‌وارد حس امید برای شروع درمان را بدهم چه؟ آیا تابه‌حال با چنین چیزی مواجه شده‌ای؟ بله متأسفانه ۲ نفر را مشاوره کردم اما آن‌ها دیگر به کنگره نیامدند و هنوز ذهن من درگیر این موضوع است که آیا این نیامدن از بی‌تجربگی من بوده یا اینکه مربوط به‌فرمان الهی و تقدیرشان بوده است چون نمی توان نقش تقدیر و فرمان الهی را در این موضوع نادیده گرفت زیرا بسیار مهم است. به‌هرحال امیدوارم وارد دیگر شعبات کنگره ۶۰ شده باشند زیرا همان‌طور که عرض کردم هنوز ذهن من درگیر آن‌هاست و هنوز اسم و حرف‌هایشان را به یاد دارم.

برعکسش چه؟ آن‌هایی که قدم درراه درمان گذاشتند چه حسی را به شما منتقل کردند؟ شاید انسان در زندگی خود جایگاه‌ها و اتفاقات بسیاری را تجربه کرده باشد به‌طور مثال: پیروزی موفقیت در کسب‌وکار و دیگر حس‌های خوب اما این حس و حال بسیار نادر است و من تابه‌حال در هیچ کجا چنین حسی را در کسی ندیدم زیرا این جنس بسیار متفاوت است. شما تصور کنید که یک مصرف‌کننده مواد مخدر و خواهان رهایی با تمام تخریب‌ها مشکلاتی که مصرف مواد برایش به وجود آورده است جلوی شما می‌نشیند و شما می‌توانید چراغی را در دل پر از تاریکی و ناامیدی او روشن کنید تا برای سفر کردن و درمان شدن و بیرون شدن از این دنیای تاریک قدم درراه درمان بگذارد؛ این چه حسی را در شما ایجاد می کند؟ هیچ کاری نمی‌تواند روشن گر این حس و حال باشد.

مسافر وحید در این مرحله از گفتگویمان به یک نکته بسیار مهم در بحث راهنمایی تازه واردین اشاره کرد و گفت: همان‌طور که من و شما هم این حس و حال را در بطن ورود به کنگره تجربه کردیم می‌دانیم که نکته بسیار مهم این است که بتوان به فرد تازه‌وارد حس اطمینان امنیت را انتقال دهیم زیرا اکثریت کسانی که با مصرف مواد، وارد کنگره می‌شوند در ابتدای ورود، دنبال امنیت و اعتماد هستند و این کاملاً به راهنمای تازه واردین و برخورد او با تازه‌وارد دارد او باید باکمال احترام حس امنیت و اعتماد را به تازه‌وارد القا کند و به او اطمینان خاطر دهد که این راهی که او در آن قدم نهاده است راهی بسیار درست و تنها راه درمان است تازه‌وارد باید بتواند حس محبت و عشق را در چشمان و کلمات راهنمای تازه‌وارد ببیند زیرا او با دنیایی از ترس و ناامیدی از ترک‌های جور و واجور روبروی من نشسته است و منتظر است تا کلامی قانع‌کننده از زبان من بشنود.

در پایان این گفتگو مسافر وحید در خصوص حس و حال عجیب شال گرفتنش خاطر نشان کرد: حسی که من در آن موقع تجربه کردم بسیار نایاب و بود زیرا تمام دوران مصرفم جلوی چشمانم آمد و در تمام آن لحظات به انسانی بزرگ و حکیمی الهی فکر می‌کردم که ازخودگذشته است و تمام زندگی خود را در این بیست و اندی سال وقف افرادی همچون من کرده که هیچ امیدی به هیچ جایی نداشتم و ما را با دنیای دیگر آشنا کرد به طوری که دنیای سیاه و پر از ترس و ناامیدی ما از بین رفت و جایش را امید آرزو و روشنایی گرفت. وقتی به ۵ سال اخیرم که در کنگره بوده‌ام نگاه می‌کنم چیزی جز این موارد نمی‌بینم و برای این عمل و کار بزرگ ایشان تا ابد سپاسگزارشان هستم. در پایان از هم‌سفرم تشکر می‌کنم زیرا او بود که من را به کنگره ۶۰ بازگرداند و همین‌طور راهنمای بزرگوارم که هر چه دارم را مدیون و مرهمون زحمات ایشانم. از اینکه این فرصت در اختیار من قرار داده شد ممنونم.

 

تهیه و تنظیم: مسافر روزیه

منبع: نمایندگی ارتش

 

تعداد بازدید از این مطلب : 422
ادامه مطالب در آرشیو گفت و گو
دیدگاه شما
نام :  
ایمیل :  
دیدگاه :  
 
دیدگاه ها
4 نظر  
  • اعظم همسفر وحید شعبه ارتش
زمان ارسال
1398/11/20 19:32:55
وحید جان شهد این خدمت بزرگ و مانا گوارای وجودت زیرا کارت دعوتی که برای هر مسافر صادر شده و ورود به کنگره می کند با دستان تو‌امضا می شود تا بتواند وارد مراحل بعدی و بزرگ تر در کنگره، زندگی و حس های درونی خودش بشود که با راهنمایی های ارزندهٔ خود و خدمت خالصانه خود، بتوانی هر شخص را پایدار در راهش نگه داری، بدان تو‌ یکی از ستون های اصلی در این ساختمان وجودی هستی... تو هستی که با سخنان گیرا و حس سپیدت مانند قلب های پاک دیگر عزیزان کنگره ، تازه واردین را ماندگار خواهی کرد پس همواره شاکر خداوند باش برای این راه سخت و دشوار.. هیچ وقت گرفتار منیت و غرور نشو‌ زیرا روز اولت رو همواره به یاد داشته باش و درک کن تمام گلهای پاکی که کارت دعوت در دست دارن.. و به سمت تو با هزار امید می آیند.. موفقیت های شما ادامه دار در خدمت های فراتر انشاالله
  • حمید ارتش
زمان ارسال
1398/11/19 15:57:31
درود بر وحید عزیز.
  • نادر
زمان ارسال
1398/11/19 14:21:21
آقا وحید عزیز و مهربانسلام و خسته نباشید عرض میکنم خدمتتان ، خیلی زیبا و روان صحبت فرمودید ، دقیقا عین شخصیت گرم و صمیمی خود شما ، انگار انعکاس نور در آینه بود ،کنار شما بودن در یعنی دقیقا بازتاب نور و دانایی ، خوشحالم که کنارتان در لژیون ولیام بودم و حتی بیشتر در شعبه ارتش .
  • روزبه(ارتش)
زمان ارسال
1398/11/19 12:29:3
سلام. درود بر تمام خدمتگزاران کنگره60 که در تلاش برای رساندن پیام رهایی به دیگر خواستاران، دارند. درود بر جناب مهندس که هر چه حال خوش هست از اوست.
آخرین عناوین
پربیننده ترین مطالب