تاریخ
يکشنبه 22 دي 1398

در کنگره توانمند شدیم

موضوع : لژیون سردار
گزارش لژیون سردار پارک طالقانی؛ جمعه 20 دی ماه 1398
در کنگره توانمند شدیم

در راستای تحولات مثبتی که در جای‌جای سیستم کنگره همیشه شاهد بوده‌ایم، لژیون سردار هم دستخوش تغییراتی در حوزه خود بوده است. به دنبال انتخاب جناب آقای زرکش به‌عنوان دیده‌بان لژیون سردار و در ادامه تغییر عنوان لژیون مالی به لژیون سردار شاهد روند رو به رشد در این حوزه بودیم. یکی از این تحولات تشکیل جلسات لژیون سردار در پارک طالقانی در روزهای جمعه با خدمتگزاری شعب مختلف بوده است. در اولین جمعه فصل زمستان جلسه لژیون سردار در پارک طالقانی با خدمتگزاری لژیون سردار نمایندگی شهرری با دستور جلسه (گل‌ریزانی که گذشت) با استادی دیده‌بان لژیون سردار جناب آقای علیرضا زرکش، نگهبانی مسافر مهرداد و دبیری همسفر منصوره  ساعت هفت صبح برگزار شد که در ادامه توجه شما عزیزان را به گزیده مشارکت‌ها جلب می‌کنم.

خلاصه سخنان استاد:

ماسال گذشته وقتی تمام مشارکت‌ها را جمع کردیم حدود 10 میلیارد و پانصد هزار تومان شد که امسال هنوز معلوم نیست که چقدر جمع شده است. از شهریورماه تا الآن بچه‌ها مشارکت داشتند و پول به‌حساب کنگره ریخته‌اند را حساب‌کتاب کردیم نزدیک به 12 میلیارد و خورده‌ای جمع شده است و نزدیک به چهار میلیارد و خورده‌ای چک و نزدیک پنج میلیارد هم تعهدی هست که حدود بیست‌ودو میلیارد می‌شود. این‌ها اعدادی است که واقعی نیست و خیلی افراد چک‌های خودشان را در طول سال پس می‌گیرند و خیلی‌ها به تعهدات خود عمل نمی‌کنند پس هنوز عدد واقعی معلوم نیست. ولی حقیقتاً بچه‌های کنگره خیلی خوب عمل کردند و نسبت به سال گذشته تلاش خودشان را کردند. از همه اعضا تقدیر و تشکر می‌کنم، آدم‌هایی که وظیفه خود را به‌درستی انجام دادند استحقاق این را دارند که از آن‌ها تشکر کنم. از دوستان می‌خواهم که به تعهدات خودشان عمل کنند و این تعهدات را پیگیری می‌کنیم. در کنگره وقتی وارد مکان جدیدی می‌شویم و جایگاه جدیدی را تجربه می‌کنیم قطعاً یک توانمندی را همراه خود خواهیم داشت و این‌که وقتی عضو لژیون‌های کنگره می‌شویم قطعاً چیزی را آموزش می‌گیریم. در لژیون سردار هم همین‌طور هست وقتی‌که وارد این لژیون می‌شوند چیزهای جدیدی را تجربه می‌کنند و من فکر می‌کنم که کار کمی نیست. با دیده‌بان‌ها و آقای مهندس وقتی جلسه داشتیم آقای مهندس در ابتدای صحبت‌های خودشان گفتند این‌که ما پول زیادی داشته باشیم و بخشی از آن را بخواهیم ببخشیم هنر نیست هنر این است که نداشته باشیم و ببخشیم. وقتی از بخشش صحبت می‌کنیم یک دانایی و یک توانایی هست که ما بتوانیم آن را بخشش را ببینیم و این قسمت را از آن قسمت جدا کنیم. این خیلی توانمندی می‌خواهد که ما بتوانیم و قدرت این را پیدا بکنیم که بتوانیم تجزیه‌وتحلیل بکنیم. اگر بتوانیم آن کاشی‌ها و آن موزاییک‌ها را از هم جدا بکنیم، خیلی راحت‌تر می‌توانیم آن را حمل کنیم. کسی که بتواند مالش را بخش بخش ببیند و بخشی از آن را جدا کند و برای آن برنامه‌ریزی کند، این خودش توانایی است. ما در کنگره توانمند می‌شویم، آدم‌ها چطوری قوی می‌شوند؟ آدم‌ها همین‌جوری قوی می‌شوند. هرکدام از ما یک سال، دو سال، ده سال، پانزده سال هست که در کنگره هستیم و این بودن در کنگره ما را قوی کرده است. خود من نمی‌توانستم پنجاه‌هزار تومان ببخشم و اگر یک اتفاقی برای این پنجاه تومان می‌افتاد شاید یک ماه و یا یک سال به آن فکر می‌کردم ولی این‌قدر در لژیون سردار ما توانمندی پیداکرده‌ایم که می‌توانیم شش میلیون، هفت میلیون و یا ده میلیون بدهیم. امسال کوچک‌ترین عضو لژیون سردار سنش یک سال و هفت‌ماهه از شعبه میرداماد اصفهان است و مسن‌ترین آن‌هم فردی هشتادساله هست. این بازده بزرگ را ما در لژیون سردار داریم و قطعاً سال‌ها که می‌گذرد ما شعاع اضافه می‌کنیم و ما پارسال هفت‌صد نفر عضو داشتیم و امسال یک هزار و هفت‌صد نفر هستیم. اعضاء دنور سال گذشته یازده نفر بودند و امسال هشتادوشش نفر هستند البته تعهدی در بین آن‌ها زیاد داریم و قطعاً بچه‌ها به تعهدات خودشان عمل می‌کنند و این‌که این دیوار هرروز بزرگ‌تر و بلندتر می‌شود و این اتفاقات بزرگ می‌افتد و آقای مهندس مدام تکرار می‌کنند که من هنوز کسی را ندیده‌ام که آن قدم بزرگ را بردارد. آن قدم ده‌میلیاردی یا آن قدم پنج‌میلیاردی اتفاق بیفتد و انشاالله این اتفاق می‌افتد و قطعاً ما باید توانمند باشیم تا این اتفاق بیفتد. کنگره نیاز دارد این بخش فعال باشد، یک ساختمان آقای مهندس گفتند هفده میلیارد برای خانم‌های مسافر گرفته‌اند امیدوارم که ما بتوانیم این حساب را پرکنیم و این مبلغ را بچه‌های لژیون سردار و اعضاء باید پر کنند، برای همه شما آرزوی موفقیت می‌کنم و از نمایندگی شهرری بابت جلسه امروز تشکر می‌کنم.

 

نگهبان جلسه مسافر مهرداد:
دستور جلسه این ماه لژیون سردار گل‌ریزانی که گذشت می‌باشد. زحمات بسیاری در تمامی شعب اعضاء و نگهبانان لژیون‌های سردار کشیدند که در رأس دیده‌بان محترم آقای زرکش بودند که امسال گل‌ریزان یک‌شکل و ظاهر بسیار زیبایی گرفت و نشان داد هر برنامه و طرحی که در دست باشد اگر افراد یک نظم و یک تایمی را به آن بدهند و برنامه‌ای برای آن مشخص کنند صد در صد نتیجه می‌دهد. من فکر می‌کنم امسال یک رشد چشمگیری در تمام شعب داشتیم و این حرکت روبه‌جلو کاملاً مشهود بود. درنهایت از این حرکت تجربه خوبی می‌توان کسب کرد که هدف داشتن و برنامه‌ریزی در هر کاری که انسان می‌خواهد انجام بدهد او را به یک جایگاهی که شاید به‌مراتب بالاتر ازآنچه تصور می‌کرده می‌رساند.

 

دبیر جلسه همسفر منصوره:
چندین سال هست که جشن گل‌ریزان در کنگره انجام می‌شود و اولین بار که برگزار شد با عنوان دستور جلسه لژیون مالی مطرح گردید و سال بعد آقای مهندس دستور جلسه را به جشن گل‌ریزان تغییر دادند. از زمانی که آقای زرکش به‌عنوان دیده‌بان لژیون سردار انتخاب شدند قطعاً برنامه‌ریزی ایشان در برنامه جشن گل‌ریزان بسیار مشهود بود بچه‌ها از مدت‌ها قبل آماده بودند و بااینکه در لژیون‌ها و در تمام نمایندگی‌ها در مورد این جشن آموزش داده‌شده بود و با برنامه روبه‌جلو رفته بودیم و به خاطر یک سری اتفاقات برگزاری جشن یک ماهی به تعویق افتاد ولی درنهایت خیلی باشکوه برگزار شد. تجربه‌ای که امسال داشتم این بود که همسفرانی بودند که مسافران آن‌ها سفر خود را خراب کرده بودند و برگشت‌خورده بودند ولی وقتی جشن گل‌ریزان برگزار شد و به آن‌ها نگاه می‌کردم برق شادی که در چشمان آن‌ها موج می‌زد می‌دیدم و برای من بسیار جالب بود. همسفرانی که ناامید بودند در این جشن با امیدواری تمام آمدند. می‌گفتند که با تمام وجود و با تمام عشق خود در این جشن شرکت کرده‌اند. می‌گفتند دوست داریم مسافر ما هم به درمان و رهایی برسد ولی نیت ما چیز دیگری است آن عشق و محبتی که دریافت کرده‌ایم، ما هم دوست داریم منتقل کنیم و این واقعاً برای من جالب بود. ما هرساله رشد روبه‌جلو را در لژیون سردار می‌بینیم. در قسمت همسفران سال اول عضوی نداشتیم، سال قبل 4 نفر عضو این لژیون شدند و امسال خدا را شکر 11 نفر از همسفران عضو این لژیون شدند. امیدوارم این روند رو به رشددر تمامی شعب ادامه‌دار باشد.

 

مسافر علیرضا:
امسال اولین تجربه حضور من در لژیون سردار هست خیلی خوشحال هستم در این جمع قرار دارم افتخاری بود که نصیب من شد. امیدوارم این روند رو به رشد را ادامه بدهیم و به اهداف والای کنگره 60 برسیم. آماری که فکر می‌کنم آقای مهندس به آن اشاره کردند 17 میلیارد بود. این مبلغ کمی نیست چراکه ما افراد مصرف‌کننده‌ای که در جامعه کسی قبول نداشت توانستیم دست در دست هم به این رقم بالا برسیم. کنگره دانش اعتیاد که تشکیل شد جوایز آن در حد 600 یا 700 هزار تومان بود ولی پایین‌ترین مبلغ جوایزی که آقای مهندس شروع کردند از 2 میلیون تومان شروع شد و به 10 میلیون تومان هم رسید. واقعاً جای شکر دارد که انشاالله بتوانیم این روند را روبه‌جلو پیش ببریم و در تمام نمایندگی‌ها برای خودمان ملک داشته باشیم و بتوانیم دست انسان‌های دردمند را بگیریم که آن‌ها هم به درمان و آرامش برسند.

 

مسافر احمد:
سال قبل خیلی دوست داشتم که وارد لژیون سردار شوم گفتند که باید مبلغ پنج میلیون تومان را یکجا پرداخت کنیم. من گفتم که می‌توانم دوماهه مبلع را کامل بدهم ولی این اجازه به من داده نشد خیلی هم ناراحت شدم ولی امسال که اجازه این کار به من داده شد خوشحال شدم. وقتی وارد لژیون سردار شدم حس بسیار خوبی به من دست داد. پول‌دار بودن به این نیست که من پول زیادی داشته باشم، این‌که از این پولی که دارم چقدر را بتوانم ببخشم مهم است. وقتی درختی را هرس می‌کنیم بار و برگ جدید می‌دهد ما انسان‌ها تا وقتی چیزی را از دست ندهیم چیزی را به دست نمی‌آوریم. از اینکه در بین اعضاء لژیون سردار هستم حس بسیار خوبی دارم و بسیار خوشحالم.

 

مسافر امیر:
خدا را شاکر هستم که توفیق پیدا کردم در این جایگاه در کنار عزیزانی باشم که بخشندگی را از آن‌ها یاد گرفته‌ام. نظر من در مورد لژیون سردار و حرکت‌هایی که در آن انجام می‌شود این است که من یک روزی مصرف‌کننده بودم و به این واسطه با کنگره آشنا شدم. کنگره سلامتی را به من برگرداند درواقع یک وامی را به من داد و من وظیفه خود می‌دانم که بعد از گرفتن رهایی و سلامتی حالا من هم در این کار مشارکت داشته باشم تا عزیزانی که قرار هست بیایند توفیق داشته باشند تا در این جایگاه قرار بگیرند و به رهایی برسند.

 

مسافر محمد :
از نگهبان و آقای زرکش تشکر می‌کنم به خاطر برنامه‌هایی که برای لژیون سردار داشتند که نتیجه آن رشد چشمگیر این لژیون هست. من داشتم به این موضوع فکر می‌کردم که پول داشتن بااحساس پول‌دار بودن دو چیز خیلی متفاوت است. گاهی من خیلی پول‌دارم ولی احساس پول‌دار بودن را ندارم و خیلی‌ها هم هستند که پول بسیار زیادی دارند و به‌هیچ‌عنوان نمی‌توانند این پول را خرج بکنند؛ یا اگر پولی را خرج می‌کنند احساس خیلی بدی به آن‌ها دست می‌دهد. پول‌دار بودن یک احساس درونی است که من فکر می‌کنم با بخشش انسان به آن می‌رسد. تجربه اول من هست که در لژیون سردار عضو شده‌ام، اغراق نمی‌کنم؛ کاملاً این را درک کردم شاید خیلی پول نداشته باشم ولی احساس پول‌دار بودن را از زمانی که وارد لژیون سردار شدم دارم. انگار که راحت شدم و احساس راحتی به من دست داد. شاید خیلی جاها کارهای این‌چنینی انجام می‌شود مثلاً آقای احسان علیخانی در برنامه خود ده میلیارد با اجرای دو ماه برنامه جمع می‌کند و تبلیغات تلویزیون و این‌ها را هم دارند و همه ما می‌بینیم که در یک‌شب در کنگره 60 مبلغ 16 میلیارد جمع‌آوری‌شده است که به خاطر آموزش درستی است که بچه‌های کنگره 60 آن را دریافت می‌کنند. یاد می‌گیرند که بخشش از دست دادن نیست، یاد می‌گیرند که با بخشش حال آن‌ها خوب می‌شود. امیدوارم که تداوم داشته باشد و از آرزوهای من هست که در شعبه شهرری ملکی برای خود داشته باشیم و انشا الله به‌زودی این آرزو تحقق پیدا کند.

همسفر سارا:
خدا قوت خدمت همه عزیزان می‌گویم و خدا را شکر می‌کنم که وارد این مکان شدیم و عنوان مسافر و همسفر را گرفتیم. 6 ماه حضور من و 15 ماه حضور مسافر من در کنگره گذشته است. حرکت رو به جلویی بود و اگر باور ما این باشد که دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم تا دیگران بخورند همه ما متوجه می‌شویم که اینجا فقط مختص من و مسافرم نیست و خیلی‌ها درراه هستند که درهای کنگره باید برای آن‌ها باز باشد و بیایند و از این مکان و آموزش‌های آن و از روش درمان آن استفاده کنند. همه ما قرار گرفتن در اعماق تاریکی را تجربه کرده‌ایم. این‌قدر زیبا به سمت نور درحرکت هستیم و این‌قدر زیبا تمام توان خود را می‌گذاریم، فرقی نمی‌کند عضو لژیون سردار باشیم یا عضو دنور باشیم، مبلغ من هم فرقی نمی‌کند مهم این است که همه باجان و دل مایه می‌گذارند همه می‌خواهند این چراغ را روشن بگذارند. امیدوارم که سال‌های بعد نتیجه‌های خیلی بهتری را ببینیم و همه عزیزان مشارکت بهتری داشته باشند.

مسافر داوود:
راجع به دستور جلسه می‌توانم بگویم که امسال جشن متفاوتی را داشتیم و همه این‌ها حاصل زحمات آقای زرکش بود که در این‌یک سال با برنامه‌ریزی که داشتند ارتقاء خیلی خوبی داشتیم. جا دارد که روی این مقوله بیشتر از این کار شود و روزبه‌روز نتیجه بهتری از این قضیه بگیریم. همه زحمت کشیدند و این فرصت خوبی برای بعضی افراد بود و تلنگری بود که به آن‌ها فرصت حضور در جشن گل‌ریزان داده شد. از همه عزیزان سپاسگزارم که خیلی باشکوه در این جشن شرکت کردند و به‌خوبی برگزار شد.

 

مسافر حامد:
گل‌ریزان امسال تفاوت بسیار اساسی با سال‌های پیش داشت، امسال شاهد این بودیم که مشارکت‌هایی که اعضاء لژیون سردار می‌کنند و حس و حالی که در جلسات منتقل می‌شود خیلی خوب بود و ماحصل یک سال تلاش این دستور جلسات ماهیانه که در لژیون سردار اعلام می‌شد و اصطلاحات جدیدی وارد لژیون سردار شد و مفاهیمی بیان شد که به‌شخصه در من تأثیر بسیار زیادی داشت. هماهنگی که بین اعضاء بود و هماهنگی که بین نگهبانان لژیون سردار تمامی شعب بود، همه دست‌به‌دست هم داد که امسال شاهد گل‌ریزانی بودیم که به نسبت سال‌های دیگر تفاوت اساسی داشت و کل شعب و مبلغی که جمع شد یک بعد قضیه هست. این باعث شد که همه مشارکت داشتند و همه به این نتیجه رسیدند که اگر قرار است من درمان بشویم لژیون سردار بخشی از وظیفه من هست. در ابتدا به‌صورت وظیفه بود ولی وقتی گل‌ریزان تمام شد خود من این را در لژیون خودم حس کردم که یک نیروی بسیار زیاد و مضاعفی وارد شد و گره‌های بسیاری که افراد دنبال باز کردن آنها بودند بک طرف دیگر قضیه بود که در هفته گل‌ریزان آن گره‌ها باز شدند و واقعاً برای خود من راهگشای خوبی بود. از شما بایت تمام آموزش‌هایی که در این سال‌ها از شما گرفتم تشکر می‌کنم.

 

مسافر علی‌اکبر:
 لژیون سردار من را چندین سال جوان‌تر کرد و این بخشش من را خوشحال کرد. می‌خواهم مسئله‌ای را با اجازه بزرگ‌ترها عنوان کنم که زیاد بودن سن مسئله‌ای نیست جوان بودن دل مهم است و دل جوان همیشه به کار می‌آید. خدا را شکر می‌کنم که در لژیون سردار هستم و سه سال هست که این حرکت را انجام می‌دهم. شما پیش خود تصویرسازی کنید از یک چاه عمیقی که تمام آن تاریکی و ظلمت است حرکت می‌کنیم و سوار بر کشتی می‌شویم و به یک روشنایی عظیمی می‌رسیم و این روشنایی همان بهشت موعود هست که خداوند به شما وعده داده است. وقتی من وارد آن می‌شوم چه احساسی دارم از تاریکی‌ها به سمت روشنایی‌ها حرکت کردم و این برای من لذت‌بخش هست. سن من مطرح نیست جناب آقای زرکش هم‌بارها گفته‌اند سن در کنگره مطرح نیست دل و قلب مهم است که بتپد. برای چه باید بتپد؟ برای سلامتی و این‌که زنده هستید بتپد. پس تازنده هستید حرکت کنید. حرکت به کدام سمت داشته باشید؟ به سمت عمل سالم و عملی که از آن لذت داشته باشید. سه سال حضور من در لژیون سردار دنیایی پرمعنا و ارزشمند هست نه ازنظر مالی. شاید توان من نسبت به فردی که ده نان می‌تواند بدهد نرسد ولی یک نان سهم خودم را می‌توانم نیمی از آن را بدهم و این برای من لذت‌بخش هست. من به بهشت موعود رسیده‌ام ان شاالله تمام بچه‌هایی که می‌خواهند در این راستا حرکت کنند و این حرکتی که زیبنده هست و انسان را زنده می‌کند و به شما حیات مجدد می‌دهد، حال خوش می‌دهد برسید. کتابی آقای مهندس به نام حال خوش دارند که مطالعه کرده‌ام و این حال خوش را با تمامی عزیزان شریک هستم.

 

مسافر حسین:
خدا را شاکر هستم که توفیق نصیبم شد تا دقایقی را در کنار هم باشیم و تجربه‌های خود را منتقل کنیم و این احساس شعاع پیدا کند و به‌تمامی عزیزان هم برسد. گل‌ریزان گذشت اما به نظر من تازه حرکت اعضاء لژیون سردار آغازشده است چیزی که در لژیون سردار نمایان است تفکر و جهان‌بینی است که کاربردی می‌شود. کسانی که در لژیون سردار هستند و مبالغ خود را به هر حدی که دوست داشته‌اند پرداخت کرده‌اند والان باید آن جهان‌بینی و آن احساس و درکی که ما نسبت به این حرکت بزرگ پیداکرده‌ایم را بتوانیم به دیگران نیز انتقال بدهیم. گل‌ریزان امسال با توجه به زحماتی که آقای زرکش کشیده بودند سبک و سیاق دیگری را طی کرد و نشان داد که بچه‌های کنگره آموزش گرفته‌اند و این‌که کنگره متعلق به یک فرد نیست و متعلق به‌تمامی انسان‌ها هست چه انسان‌هایی که مصرف‌کننده هستند و چه انسان‌هایی که بیرون از کنگره هستند و چه انسان‌هایی که برای درمان وارد کنگره می‌شوند و آن تعدادی که در جامعه هستند و با تفکر خودشان می‌توانند همه آن‌ها را تغییر بدهند. این بستر و شرایطی که الآن در کنگره هست برای من مسافر یک مسئولیت بزرگ ایجاد می‌کند که بتوانم خیلی بزرگ‌تر و خیلی بهتر و منسجم‌تر و بااحساس خوبی در این مسیر قدم بردارم و آن تفکر و جهان‌بینی که در لژیون سردار شکل می‌گیرد را بتوانم به بقیه بچه‌ها نیز منتقل کنم.

 

مسافر علی:
خدا قوت خدمت همه عزیزان و دیده‌بان محترم آقای زرکش واقعاً شما وزیر اقتصاد هستید. بنیاد فرهنگی خیریه‌ی البرز بنیاد خیلی بزرگی هست و البرز نام فردی است که اموال خودش را به این بنیاد واگذار کرده است و تأکید کرده که اموال من در بنیاد فرهنگی صرف شود. در یک برنامه‌ای مسئول مالی این بنیاد راجع به خیلی قضایا صحبت کرد و گفت که آقای البرز همیشه تأکید می‌کردند که اگر مالی را خداوند به ما داده است و خود ما آن را نبخشیم بالاخره روزی از ما گرفته خواهد شد و ما از این دنیا می‌خواهیم که برویم پس چه‌بهتر وقتی خود ما حضور داریم آن را ببخشیم. خود من اوضاع مالی خوبی ندارم ولی همیشه این را می‌گویم چه‌بهتر است خودم از مالم ببخشم. همیشه آقای زرکش صحبتی را کرده‌اند و هیچ‌وقت آن را فراموش نمی‌کنم و این است که اگر ما از بانک مسکن وام می‌گیریم چه‌بهتر که به بانک مسکن قسط آن را پرداخت کنیم و این برای من آموزشی بود که درجایی که درمان شده‌ام و آموزش گرفته‌ام و جایی که زندگی را من برگرداند این بخشش را انجام بدهم. زمانی بود که مصرف‌کننده بودم پسر من قبل از آمدن به خانه به خانم من زنگ می‌زد که پدر خوابیده هست؟ ولی الآن اگر دیر بیایم نگران می‌شود که پدر کجاست؟ دیر کرده است؟ من به دنبال او بروم؟ و این عشق و محبتی است که کنگره به خانواده من برگردانده است وظیفه‌داریم کنگره را از تمام جوانب هم ازنظر مالی و هم ازنظر جانی حمایت کنیم.

مسافر داوود:
جا دارد من هم از همه عزیزان تشکر می‌کنم و خوشحالم که در بین همه شما عزیزان هستم و من هم لیاقت این را پیدا کردم که دو سال عضو لژیون سردار باشم و خوشحالم که سال گذشته من خواستم مشارکت کنم و آقای محمد وقتی صحبت کردند گفتم خدایا کمکم کن آن چیزی که در دل من هست را بتوانم در زبان جاری کنم و عضو لژیون سردار شدم و خیلی راحت‌تر از آن چیزی که فکرش را می‌کردم توانستم انجام بدهم. آمدم و مشارکت کردم و بیشتر از آن‌که فکرش را می‌کردم توانستم مشارکت کنم، به دل من افتاد و من هم به زبان آوردم و فکر جیب خالی خود را هم نکردم ولی مشارکت کردم. همیشه این را از دیگران شنیده‌ام که بخشش دل بزرگ می‌خواهد نه پول زیاد و از خدا می‌خواهم که این دل بزرگ را به من بدهد تا من بتوانم در گل‌ریزان کنگره خدمتگزار باشم و دین خود را به کنگره ادا کنم.

 

همسفر فاطمه:
خدا را شکر می‌کنم که یک سال دیگر توانستم باشم و در گل‌ریزان سهمی داشته باشم و فکر می‌کنم که خداوند باید به ما سعادت بدهد سعادت این‌که ما بتوانیم یک‌ بخشی از مال خودمان را در کنگره خرج بکنیم، باید به ما اجازه داده شود، من هر پولی را نمی‌توانم برای کنگره بیاورم و هر پولی را نمی‌توانم شریک باشم و سهمی داشته باشم. خدا را شکر می‌کنم من یک مالی و پولی را داشتم و اجازه آن صادر شد که آن را در کنگره که محلی هست که ما و مسافرانمان احیا شدیم و زنده شدیم خرج کنم. واقعاً هرکدام از ما کجا می‌خواستیم این پول را بدهیم؟ حق این هست که من همه پولم را در کنگره خرج کنم ولی متأسفانه نمی‌توانم خدا را شکر می‌کنم که می‌توانم بخشی از آن را در کنگره خرج کنم و ببخشم و اینکه به من اجازه داده می‌شود که باشم و من را در کنگره راه می‌دهند بازهم خدا را شکر می‌کنم. از شما آقای زرکش سپاسگزارم شما خیلی زحمت کشیدید از همه شما تشکر می‌کنم که من هم توانستم سهمی در گل‌ریزان داشته باشم و هرچقدر در توان دارم ببخشم و از همه تشکر می‌کنم. آن شاالله همه باشیم و من هم باشم و بتوانیم اجازه داشته باشیم که مال خود را در کنگره خرج کنیم.

 

مسافر محمد:
خدا قوت به همه عزیزان می‌گویم و انشاالله این جمع همچنان پابرجا باشد و اعضاء لژیون سردار هرروز بر تعدادشان اضافه شود و خوشحالم که خداوند کمک کرد تا در این جمع حضورداشته باشم و از همه عزیزان که اینجا هستند انرژی بگیرم و روز خوبی را به انتها برسانم. برای همه آرزوی بهترین‌ها رادارم و از خداوند می‌خواهم که دستان بخشنده شمارا هیچ‌وقت خالی نگذارد که بتوانیم هرروز و هرسالی که می‌گذرد لژیون سردار گسترده‌تری داشته باشیم و پرچم کنگره همیشه بالا باشد.

 

مسافر جعفر:
هیچ‌وقت آن روزی که وارد کنگره شدم را فراموش نمی‌کنم و با خودم مرور می‌کنم و این‌یک فلش بک به عقب هست که قدر و عظمت این خوبی و سلامتی را بدانم. در مورد دستور جلسه باید بگویم که این گذشته با آن گذشته‌ای که من طی کردم خیلی فرق می‌کند، امیدوارم روزبه‌روز بتوانم قدردان این جایگاهی که الآن در آن هستم را بدانم. برای کنگره هیچ کاری نکرده‌ام و اگر خدمتی انجام می‌دهم همیشه در تمامی سطوح آن انرژی و حس خوبش به خودم برمی‌گردد. بیرون از کنگره خیلی از عزیزان را می‌بینم که ترک سقوط آزاد داشته‌اند و مشکلات بسیاری دارند و اگر مصرف‌کننده هم نباشند مشکلات زیادی دارند ولی من خوشحالم و به خود می‌بالم که با یک آرامشی دارم زندگی می‌کنم. امیدوارم همه دوستان به این درک و آگاهی برسند که اگر حمایتی هست و قدم مثبتی هست که مسبب آن خود من هستم قطعاً حال خوش آن به من بازمی‌گردد‌.

 

مسافر بهروز:
خواه‌ناخواه بخشی از این دستور جلسه به شما جناب آقای زرکش، برمی‌گردد همان‌طور که همه بچه‌ها این مطلب را بیان کردند از شما تشکر می‌کنم. صبح با دوستم مجید صحبت می‌کردم و گفت جلسات پارک سخت شده است، گفتم که من حدود سه سال و اندی هست که در کنگره حضور دارم و همه آن‌ها یک‌طرف و لژیون سردار در طرف دیگر. شما راهنمای من بودید ولی لژیون سردار باعث شد من داناتر از قبل عمل کنم و دانایی من افزایش یابد. راجع به گل‌ریزانی که گذشت باید بگویم ازنظر فیزیکی زمان آن گذشت و من فکر می‌کنم کاری که از ته دل انجام می‌شود جای آن در دل باقی می‌ماند و مدام با ما هست و به نظر من زرنگی من این است که این را با خودم مدام مرور کنم و باخدای خودم مرور کنم که خدایا شکر که من در این گل‌ریزان شرکت کردم. من می‌خواهم این را تا گل‌ریزان بعدی با خود حمل کنم و بکشانم و بگویم خدایا امسال بودی و من در جشن شرکت کردم پس سال دیگر هم باش تا من هم بتوانم در جشن شرکت کنم. فکر می‌کنم رسالت بزرگ کنگره هم در همین است که انسان زمینی را به خدا نزدیک کند و دل انسان‌ها را به خدا نزدیک کند. چیزی که من با خودم مرور کردم فاصله حرف تا عمل بود و جمله‌ای را شما بیان نمودید و ملکه ذهن من شد، خود من هرجایی می‌رفتم می‌گفتم که هیچ‌کس از مشارکت با خداوند ضرر نکرده است. گل‌ریزان برای من فرصتی است که با خداوند شریک و رفیق شوم و یک‌فصل الخطابی هم آقای مهندس کردند که بار دوم که گل‌ریزان می‌خواست شکل بگیرد گفتند دنبال چه هستید؟ باید بلیط بخرید. من به خودم گفتم تو چه‌کار کرده‌ای؟ الآن تمام توان خود را برای شراکت باخدا باید به خرج کنی و بلیت بخری. بلیت وی‌ای پی هست. صندلی آخر هست.چه‌کار کردی در گل‌ریزانی که گذشت؟ من فکر می‌کنم اگر در لژیون سردار مثلثی تشکیل شود باید یک ضلع آن ایمان باشد. در کنگره کسی که ایمان می‌آورد حال اساسی را می‌برد یعنی در سی دی آقای مهندس هم می‌گویند از عمل‌های زیبایی، قضاوت، چگونه پول درآوردن و ... حقیقت این است که وقتی من به بازار می‌روم در این مورد امتحان می‌شوم و برمی‌گردم. فکر می‌کنم کسی که تصمیم درست را می‌گیرد حال اساسی را می‌برد و آن فرصتی است و نشانه‌ای بود که آقای مهندس به‌عنوان کلید دادند و هر کس که ایمان آورد این بلیت را در گل‌ریزان خرید.

 

تایپ: همسفر فاطمه لژیون پنجم
نمایندگی: همسفران شهرری

تعداد بازدید از این مطلب : 514
ادامه مطالب در آرشیو لژیون سردار
دیدگاه شما
نام :  
ایمیل :  
دیدگاه :  
 
دیدگاه ها
6 نظر  
  • عباس زمانی شهرری
زمان ارسال
1398/10/23 21:7:46
خداقوت به همگی بخشنده ها و اولین دنور شهرری داداش مهرداد عزیز
  • زهرا جدید ی
زمان ارسال
1398/10/23 10:26:59
خداقوت
  • مسافرجعفرنمایندگی ابن سینا
زمان ارسال
1398/10/23 8:26:5
باتشکر از جناب زرکش واعضاء محترم لژیون سردار
  • عفت از شهر ری
زمان ارسال
1398/10/22 19:23:10
خدا قوت خدمت استاد ونگهبان و بیر جلسه. وآرزوی خیر برکت برای تمامی عزیزان عضو لژیون سردار.
  • مسافر مهدی نمایندگی کاسپین
زمان ارسال
1398/10/22 11:58:0
آقای زرکش زیبا بیان نمودند، بخشیدن انسان را توانمند می کند
  • الهام لژیون پنجم شهرری
زمان ارسال
1398/10/22 10:42:33
خدا قوت خدمت تمام شرکت کنندگان در جلسه
آخرین عناوین
پربیننده ترین مطالب